سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 6 خرداد 1398
    24 رمضان 1440
      Monday 27 May 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        دوشنبه ۶ خرداد

        سمیرا_خوشرو

        مرا درگیرِ جنگی کرد تحمیلی و... در آخر برای معبری، قربانیِ دستانِ مینم کرد!
        ۸ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        وقتی پدر، کوهِ صلابت، خاک شد! قلبِ زمین از لرزه هایش چاک شد!
        ۲۶ بازدید     ۲۰ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        مثلِ مردابی مرا در خود کشیده عاشقی عقل حیران مانده، دل هم دسته گُل بر آب داد!
        ۳۲ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        یک شهر بعد از مرگ رویاهام دیده ست مادر شده تنها ستونِ پایداری
        ۲۰ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        ویالن مینوازد گاه گاهی شنایش بهتر است از رقصِ ماهی ندارد غصّه حتّی قدرِ کاهی
        ۳۲ بازدید     ۱۷ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        حسرتِ یک بوسه ی گرم از نگاه آفتاب مانده بر جانم، رها کن چادرت را خواهشاً
        ۴۰ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        دشت لوت از چاک های دست او شرمنده شد! پس چرا مرهم ندارد زخمهای کارگر؟!
        ۳۰ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        پیچک شدم بر نازِ اندامت تنیدم پیچیده ام دورِ تو مانندِ حصاری
        ۵۵ بازدید     ۳۰ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        تمومِ عمرشو باید بجنگه برای لقمه ی ناچیز حتّا کجا دیدی که انصافاً بجنگن یه لشکر دشمن و سربازِ ت
        ۳۱ بازدید     ۱۸ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        وقتی که میانِ بغلت گم شده بودم از رویِ لبت بوسه ی رندانه چشیدم
        ۳۲ بازدید     ۱۶ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        لبِ شیرینِ تو بدجور مرا وسوسه کرد شهد کندوی لبت...آه چشیدن دارد
        ۳۶ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        شانه ای نیست که آرام کند قلبت را تکیه دادی به لَبِ طاقچه ی دیواری!
        ۸۹ بازدید     ۲۹ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        گلستانِ دلم در حسرتِ آب! گلستانِ شما را برده سیلاب! خداوندا گناهِ ما چه بوده که افتادیم دستِ
        ۵۲ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        تقدیر مرا با غمِ بسیار نوشتند رویِ تنِ آیینه اگر بسته غباری!
        ۳۶ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        اگر دریای تشویشم، تو شکل صخره آرامی بیا بر عرشه ی دل لحظه ها را بادبانی کن
        ۳۰ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        در این دنیای بی مهری امید عاشقی دارم! نمیدانم در این شبها چرا دنبالِ خورشیدم!
        ۴۳ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        جز خودت هیچ کسی یار و وفادار تو نیست! پیِ لبخند تو و عاشق و غمخوار تو نیست!
        ۶۸ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        مادر مادر که در اولاد آدم بهترین است عاشقترین اسطوره ی کلِّ زمین است
        ۶۹ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        بیا امشب مرا با بوسه ای تبدار کن لطفاً حیا را پس بزن، بر بوسه ات اصرار کن لطفاً
        ۸۷ بازدید     ۲۷ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        هر کوه که بر جای خودش سفت نشسته است قطعاً به تماشای عزیزی شده مشغول!
        ۴۷ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        دختری در دامِ دردی بی حساب افتاده است! در دلَش امواجِ سردِ اضطراب افتاده است!
        ۴۴ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        ای عشق، کم دارم حصارِ بازوانت را آرامشِ آغوشِ گرم و مهربانت را
        ۳۲ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        دیر آمدی ای عشق، مرا حوصله ای نیست! بینِ من و مُردن که دگر فاصله ای نیست!
        ۴۳ بازدید     ۱۶ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        چند دو بیت دل بیقرار شبنم غم انتظار دارد! که اگر ببیند او را گله بیشمار دارد! به کجا سفر کند
        ۵۵ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        آه ، سخت است که امید محالش باشی! معرفت نیست که یک عمر سوالش باشی!
        ۴۹ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        حرفِ بینِ من و دل ، نیمه شب و پنهانی ست! عشقِ تو در دل من تا به ابد زندانی ست!
        ۴۸ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        درد دارد که کسی دزد خیالت باشد! تهِ فالِ تو ولی عشق محالت باشد!
        ۸۹ بازدید     ۱۶ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        برایت مینویسم سرگذشتِ عشق پنهان را همان عشقی که خُشکانده تمامِ شیره ی جان را
        ۶۷ بازدید     ۱۸ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        روی قلب عاشقم با بی وفایی پا گذاشت! رفت و امّا خاطراتش را کنارم جا گذاشت
        ۸۲ بازدید     ۱۶ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        حضورت را میانِ سینه ام انکار می کردم ! منی که در فراقت گریه ی بسیار می کردم ! تمام لحظه ها را رج
        ۷۷ بازدید     ۱۸ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        در پارتی بودم برای اوّلین بار دیدم تو را از لا به لای دود سیگار
        ۶۳ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        وقتی شدم در دام چشمانت گرفتار قلبم میانِ سینه شد لرزان و تبدار
        ۵۱ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        خوشی تا پر کشید از آشیونه جدایی ریشه کرد و زد جوونه ترک خوردند دیوارای خونه اَمون از آدمای این زم
        ۶۱ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        ای کاش !می گفتی برایم ماجرایت را آن قصّه یِ سربسته یِ بی محتوایت را
        ۶۹ بازدید     ۱۱ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        برکه ای خشکیده ام، از بوسه ی باران بگو در سکوت و بغض من از صورت خندان بگو
        ۷۳ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        🍃🌹🍃🌹 در تمام لحظه ها مشتاق دیدارم تو را سوختم در داغ عشقت ، بس خریدارم تو را
        ۷۰ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        گفته اند از روز اوّل : دختری موی را باید ببوسد روسری!
        ۹۵ بازدید     ۱۶ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        غروب و کافه و یک دختر زرد به روی میز چندین قهوه ی سرد و شمعی که برایش گریه می کرد تپش های دلش می
        ۱۲۴ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        شانه های یک مردو زخم های پر دردو دست خالیِ سردو سفره ای که بی نانست!
        ۹۰ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        کودکی بودم میانِ روستا... یادش بخیر مثل آهو می دویدم هر کجا... یادش بخیر
        ۸۹ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        هوای خانه اش سرد ست و غمگین به روی سینه اش بغضی ست سنگین تمام زخم هایش زرد و چرکین برای دردهایش ن
        ۸۸ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        در "من" کسی که زندگی را دیده بر آب هر شب چشیده بوسه ی صد قرص اعصاب!
        ۸۸ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        می نویسم تا نگویی عاشقی نایاب شد در مرام دوستان هم بی وفایی باب شد
        ۸۰ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        تا کِی میانِ پیله ای محبوس باشیم؟! در خواب با پروانگی مٲنوس باشیم؟!
        ۷۲ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        شبی بر دامن مادر گل افتاد رسید این مژده بر خوبان افلاک پرستو در زمستان لانه ای ساخت به عشق دیدن ا
        ۶۵ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        خانه ی دل را برایش شکل گلدان ساختم من که از پژمرده احوالی گلستان ساختم
        ۸۷ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        چند رباعی با این همه بیچارِگی و در بِدَری پیداست که از حال دلم بی خبری!
        ۱۰۱ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        چند دوبیتی نشستم پای گلدانی که خالیست! برایش شعر میخوانم! خیالیست؟
        ۱۲۴ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        چهار دوبیتی تمام حرف هایت از هوس بود! خوشی هایم به حدّ یک نفس بود!
        ۱۳۸ بازدید     ۱۶ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        در جوانی صورتم آیینه ی پاییز شد سینه ی دریایی ام از غصّه ها لبریز شد
        ۱۲۵ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        ای عشق و دنیایم چرا امروز و فردا می کنی ؟! چشمانِ پر شورِ مرا با اشک دریا می کنی ؟!
        ۱۰۳ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        وقتی که شنید از لب تو واژه ی فرهاد با اسم تو بر صورت او نقشِ گُل افتاد شد ماه و شدی حوضِ پر از
        ۱۰۵ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        دختری در دل شب بوسه ی تبدار کشید ماه را دورتر از بوسه ، عزادار کشید
        ۱۲۸ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        رقص مروارید را بر چشم مهمان می کند! زخم های قلب را با گریه درمان می کند!
        ۲۴۵ بازدید     ۲۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        شراب سرخ لبهایش عجب طعم عسل دارد طلوع چشم های او یقین ضرب المثل دارد
        ۱۳۵ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        عاشقش هستم ولی در انحصار دیگری ست ! چشم های دلربایش بیقرار دیگری ست !
        ۱۳۴ بازدید     ۱۳ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        از آن قصرِ چراغانی فقط دیوارمان مانده! چنان لرزیده ایم از ما فقط آوارمان مانده!
        ۱۲۳ بازدید     ۱۵ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋 بیا از دوری ات مُردم فراغ یار ، جان کاه است غزل هایم درونِ سینه با حسرت ، پر از آه است
        ۸۴ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        دلخوشم با دِلِ خود در دِلِ رویای خودم خیره در آینه و محو تماشای خودم
        ۸۶ بازدید     ۱۳ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        مثل آهویی که زخمی شد به دست شیرها بر دلم زخمی نشانده کینه ی شمشیرها
        ۷۶ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        عشق آمد بیصدا ، امّا نکردم باورش ! خواست تا جولان دهد ، تیری زدم بر پیکرش !
        ۸۵ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        از دست من و ناز نگاهم گله داری !
        ۱۱۰ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        در غروبی چشمِ شهلای توٲم آمد به یاد خاطراتِ عشق و رویای توٲم آمد به یاد باد می رقصید در دامانِ س
        ۱۳۱ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        شدم غرق چشمت ، سحابی مگر ؟ گرفتی به چنگم ، عقابی مگر ؟
        ۱۴۳ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        در سکوت کوچه ها در خلوتِ دیدارها... کاش می شد دیدنت تکرار می شد بارها
        ۱۰۸ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        به تمنّای چمنزار تنت باد شدم در تن سبز تو پیچیدم و دلشاد شدم
        ۲۲۳ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        تا تو هستی خاطرم محبوب می خواهد چکار ؟ مایه ی آرامشی، آشوب می خواهد چکار ؟
        ۱۷۰ بازدید     ۲۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        عاشقم هستی بیا و عشق را آغاز کن باصدای دلنشینت نغمه ای را ساز کن
        ۱۴۵ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        ای کاش دلم تا به سحر ، غرق دعا بود از کینه و غم دور ، فقط یاد خدا بود
        ۹۲ بازدید     ۱۳ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        بر رخت دستی بکش دیوانه کن مهتاب را گیره از مو باز کن محصور کن شب تاب را
        ۱۰۸ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        از نگاه سرد او رنجیده ام مثل ابری تا سحر باریده ام
        ۱۱۰ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        عاشقی افسرده ام، کِی عشق پنهان می رسد ؟ آب کِی بر سینه ی خشک بیابان می رسد ؟
        ۱۲۹ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        *"عمرم همه با همسفری بد سپری شد"* چون هر بشری در نظرم حور و پری شد
        ۱۴۲ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        خواستم از دل برانم قصّه ی فرهاد را سرگذشت عشق از دل رفته ی بر باد را
        ۱۳۳ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        ای دل نشوی عاشق دیوانه کنی ما را...
        ۱۳۸ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        بعد تو حال پریشانِ هوا بدتر شد ابر رنجید و نبارید فضا بدتر شد
        ۱۴۵ بازدید     ۱۹ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        "خسته ام از زندگی از مثل زندان بودنش" بسته ام بار سفر ، رنج ست مهمان بودنش
        ۱۲۷ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        سمیرا_خوشرو

        با نگاه پر فروغت ، آفتاب آتش گرفت لب زدی بر جام لبریزی ، شراب آتش گرفت چون نگینی می درخشد چه
        ۱۴۷ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.