سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 4 شهريور 1398
  • روز كارمند
26 ذو الحجة 1440
    Monday 26 Aug 2019
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      دوشنبه ۴ شهريور

      اشعار دفتر شعرِ عاشقانه های شبنم شاعر سمیرا_خوشرو

      سمیرا_خوشرو

      رنگ، از روی بچه ها رفته مهربانی از این فضا رفته کفر باشد، ولی خدا رفته زن نباشد چنین شود خانه!
      ۴۵ بازدید     ۲۵ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      خاک پیراهن شده بر تکّه های پیکرش شوره زارِ لعنتی از خونِ او دریا شده!
      ۴۱ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      ارتشِ سردِ نگاهت به دلم تاخت و رفت قلبِ من مثل فلسطینِ زمان اشغالیست!
      ۲۹ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      شبیه پنجه ی شیری که کرده زخم، آهو را گرفته بغض سنگینی گلوی هر هیاهو را از این شهرِ ریا کاران عدا
      ۳۵ بازدید     ۹ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      نگاهت روز اوّل قاب شد بر صفحه ی قلبم یقیناً سوی دل پرتاب کردی تیرِ جادو را
      ۵۳ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      وقتی اَجَل پا پس کشیده مستِ خوابی قطعاً خدا می خواهَدَت بیدار،... برگرد
      ۴۸ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      کوه عشقت شده آوار،... سرم را که شکست ـ پیرهن شد به تنم خاک، چه میدانی؟ هیچ!
      ۳۴ بازدید     ۹ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      نیمه شب تیغی به دستِ نیمه جانش بوسه زد! صبح فردا تختِ خوابش مثلِ گُل خوش رنگ بود!
      ۳۷ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      قلم بینِ نوازشهای دستت میونِ دفترت با عشق رقصید دلش میگفت: روو کن حرفِ دل رو... ولی از دوریِ دستا
      ۳۴ بازدید     ۱۳ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      هنوزم نیمه شبها پیرهنت رو میونِ دستای سردم میگیرم ! هوا پُر میشه از بوی تنِ تو... دلم میخواد از ا
      ۳۸ بازدید     ۷ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      شبیه بوته های یاس بودیم پر از عطرِ خوشِ احساس بودیم به روی عشقِ هم حسّاس بودیم برای بوسه ای وسواس
      ۵۰ بازدید     ۹ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      در خیالم نیمه شب دزدِ اتاقت میشوم از لبت رندانه چندین بوسه غارت می کنم !
      ۵۳ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      به ظاهر وصله ی ناجور بودیم یکی شیرین، یکی هم شور بودیم
      ۷۳ بازدید     ۱۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      بی خبر از بی وفایی ها و رنجِ انتظار عشق را زیباترین تقدیر می پنداشتم!
      ۵۲ بازدید     ۱۵ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      زل میزنی توو چشمای من... با یه نگاهت مست میشم! دستات میاد رو شونه ی من... من با تو ماتم،... با
      ۵۲ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      دنیا اگر با آرزوهایت غریب است با هر چه تدبیرست سلطان کن خودت را
      ۴۴ بازدید     ۹ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      از دارِ آرزوها، یک سیب هم نچیدم! ای باغبانِ عاشق، در حسرتم... کجایی؟
      ۷۸ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      ما که در هر بازیِ سختی مهارت داشتیم باختیم امّا میانِ تخته نردِ استرس!
      ۸۳ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      از سفره ام،... هر روز دزدیدند نان را! نان از میانِ سفره دزدیدن حلال است؟
      ۶۲ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      وقتی بشوی عاشق و "وصلش نتوانی قطعاً شده ای پیر، در آغازِ جوانی! باید به دلت دانه ی حسرت بنشانی! د
      ۸۶ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      مرا درگیرِ جنگی کرد تحمیلی و... در آخر برای معبری، قربانیِ دستانِ مینم کرد!
      ۴۸ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      وقتی پدر، کوهِ صلابت، خاک شد! قلبِ زمین از لرزه هایش چاک شد!
      ۵۵ بازدید     ۲۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      مثلِ مردابی مرا در خود کشیده عاشقی عقل حیران مانده، دل هم دسته گُل بر آب داد!
      ۵۱ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      یک شهر بعد از مرگ رویاهام دیده ست مادر شده تنها ستونِ پایداری
      ۴۳ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      ویالن مینوازد گاه گاهی شنایش بهتر است از رقصِ ماهی ندارد غصّه حتّی قدرِ کاهی
      ۶۰ بازدید     ۱۷ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      حسرتِ یک بوسه ی گرم از نگاه آفتاب مانده بر جانم، رها کن چادرت را خواهشاً
      ۵۷ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      دشت لوت از چاک های دست او شرمنده شد! پس چرا مرهم ندارد زخمهای کارگر؟!
      ۶۲ بازدید     ۱۵ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      پیچک شدم بر نازِ اندامت تنیدم پیچیده ام دورِ تو مانندِ حصاری
      ۶۹ بازدید     ۳۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      تمومِ عمرشو باید بجنگه برای لقمه ی ناچیز حتّا کجا دیدی که انصافاً بجنگن یه لشکر دشمن و سربازِ ت
      ۶۰ بازدید     ۱۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      وقتی که میانِ بغلت گم شده بودم از رویِ لبت بوسه ی رندانه چشیدم
      ۹۹ بازدید     ۱۷ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      لبِ شیرینِ تو بدجور مرا وسوسه کرد شهد کندوی لبت...آه چشیدن دارد
      ۸۲ بازدید     ۹ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      شانه ای نیست که آرام کند قلبت را تکیه دادی به لَبِ طاقچه ی دیواری!
      ۱۰۴ بازدید     ۲۹ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      گلستانِ دلم در حسرتِ آب! گلستانِ شما را برده سیلاب! خداوندا گناهِ ما چه بوده که افتادیم دستِ
      ۶۷ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      تقدیر مرا با غمِ بسیار نوشتند رویِ تنِ آیینه اگر بسته غباری!
      ۱۱۲ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      اگر دریای تشویشم، تو شکل صخره آرامی بیا بر عرشه ی دل لحظه ها را بادبانی کن
      ۴۳ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      در این دنیای بی مهری امید عاشقی دارم! نمیدانم در این شبها چرا دنبالِ خورشیدم!
      ۵۵ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      جز خودت هیچ کسی یار و وفادار تو نیست! پیِ لبخند تو و عاشق و غمخوار تو نیست!
      ۹۳ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      مادر مادر که در اولاد آدم بهترین است عاشقترین اسطوره ی کلِّ زمین است
      ۱۴۲ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      بیا امشب مرا با بوسه ای تبدار کن لطفاً حیا را پس بزن، بر بوسه ات اصرار کن لطفاً
      ۱۳۱ بازدید     ۲۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      هر کوه که بر جای خودش سفت نشسته است قطعاً به تماشای عزیزی شده مشغول!
      ۶۴ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      دختری در دامِ دردی بی حساب افتاده است! در دلَش امواجِ سردِ اضطراب افتاده است!
      ۵۶ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      ای عشق، کم دارم حصارِ بازوانت را آرامشِ آغوشِ گرم و مهربانت را
      ۷۷ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      دیر آمدی ای عشق، مرا حوصله ای نیست! بینِ من و مُردن که دگر فاصله ای نیست!
      ۵۵ بازدید     ۱۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      چند دو بیت دل بیقرار شبنم غم انتظار دارد! که اگر ببیند او را گله بیشمار دارد! به کجا سفر کند
      ۱۰۷ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      آه ، سخت است که امید محالش باشی! معرفت نیست که یک عمر سوالش باشی!
      ۵۹ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      حرفِ بینِ من و دل ، نیمه شب و پنهانی ست! عشقِ تو در دل من تا به ابد زندانی ست!
      ۶۲ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      درد دارد که کسی دزد خیالت باشد! تهِ فالِ تو ولی عشق محالت باشد!
      ۱۲۴ بازدید     ۱۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      برایت مینویسم سرگذشتِ عشق پنهان را همان عشقی که خُشکانده تمامِ شیره ی جان را
      ۷۷ بازدید     ۱۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      روی قلب عاشقم با بی وفایی پا گذاشت! رفت و امّا خاطراتش را کنارم جا گذاشت
      ۱۰۰ بازدید     ۱۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      حضورت را میانِ سینه ام انکار می کردم ! منی که در فراقت گریه ی بسیار می کردم ! تمام لحظه ها را رج
      ۱۴۰ بازدید     ۱۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      در پارتی بودم برای اوّلین بار دیدم تو را از لا به لای دود سیگار
      ۸۱ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      وقتی شدم در دام چشمانت گرفتار قلبم میانِ سینه شد لرزان و تبدار
      ۷۵ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      خوشی تا پر کشید از آشیونه جدایی ریشه کرد و زد جوونه ترک خوردند دیوارای خونه اَمون از آدمای این زم
      ۱۲۳ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      ای کاش !می گفتی برایم ماجرایت را آن قصّه یِ سربسته یِ بی محتوایت را
      ۷۹ بازدید     ۱۱ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      برکه ای خشکیده ام، از بوسه ی باران بگو در سکوت و بغض من از صورت خندان بگو
      ۸۹ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      🍃🌹🍃🌹 در تمام لحظه ها مشتاق دیدارم تو را سوختم در داغ عشقت ، بس خریدارم تو را
      ۱۰۹ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      گفته اند از روز اوّل : دختری موی را باید ببوسد روسری!
      ۱۰۸ بازدید     ۱۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      غروب و کافه و یک دختر زرد به روی میز چندین قهوه ی سرد و شمعی که برایش گریه می کرد تپش های دلش می
      ۱۴۹ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      شانه های یک مردو زخم های پر دردو دست خالیِ سردو سفره ای که بی نانست!
      ۱۲۹ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      کودکی بودم میانِ روستا... یادش بخیر مثل آهو می دویدم هر کجا... یادش بخیر
      ۱۳۷ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      هوای خانه اش سرد ست و غمگین به روی سینه اش بغضی ست سنگین تمام زخم هایش زرد و چرکین برای دردهایش ن
      ۱۱۱ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      در "من" کسی که زندگی را دیده بر آب هر شب چشیده بوسه ی صد قرص اعصاب!
      ۹۳ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      می نویسم تا نگویی عاشقی نایاب شد در مرام دوستان هم بی وفایی باب شد
      ۹۳ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      تا کِی میانِ پیله ای محبوس باشیم؟! در خواب با پروانگی مٲنوس باشیم؟!
      ۱۱۰ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      شبی بر دامن مادر گل افتاد رسید این مژده بر خوبان افلاک پرستو در زمستان لانه ای ساخت به عشق دیدن ا
      ۱۲۱ بازدید     ۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      خانه ی دل را برایش شکل گلدان ساختم من که از پژمرده احوالی گلستان ساختم
      ۱۳۵ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      چند رباعی با این همه بیچارِگی و در بِدَری پیداست که از حال دلم بی خبری!
      ۱۴۵ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      چند دوبیتی نشستم پای گلدانی که خالیست! برایش شعر میخوانم! خیالیست؟
      ۱۶۲ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      چهار دوبیتی تمام حرف هایت از هوس بود! خوشی هایم به حدّ یک نفس بود!
      ۱۷۲ بازدید     ۱۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      در جوانی صورتم آیینه ی پاییز شد سینه ی دریایی ام از غصّه ها لبریز شد
      ۱۷۲ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      ای عشق و دنیایم چرا امروز و فردا می کنی ؟! چشمانِ پر شورِ مرا با اشک دریا می کنی ؟!
      ۱۲۵ بازدید     ۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      وقتی که شنید از لب تو واژه ی فرهاد با اسم تو بر صورت او نقشِ گُل افتاد شد ماه و شدی حوضِ پر از
      ۱۲۴ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      دختری در دل شب بوسه ی تبدار کشید ماه را دورتر از بوسه ، عزادار کشید
      ۱۳۳ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      رقص مروارید را بر چشم مهمان می کند! زخم های قلب را با گریه درمان می کند!
      ۲۹۶ بازدید     ۲۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      شراب سرخ لبهایش عجب طعم عسل دارد طلوع چشم های او یقین ضرب المثل دارد
      ۱۳۹ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      عاشقش هستم ولی در انحصار دیگری ست ! چشم های دلربایش بیقرار دیگری ست !
      ۱۴۰ بازدید     ۱۳ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      از آن قصرِ چراغانی فقط دیوارمان مانده! چنان لرزیده ایم از ما فقط آوارمان مانده!
      ۱۲۶ بازدید     ۱۵ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋 بیا از دوری ات مُردم فراغ یار ، جان کاه است غزل هایم درونِ سینه با حسرت ، پر از آه است
      ۱۲۵ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      دلخوشم با دِلِ خود در دِلِ رویای خودم خیره در آینه و محو تماشای خودم
      ۹۱ بازدید     ۱۳ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      مثل آهویی که زخمی شد به دست شیرها بر دلم زخمی نشانده کینه ی شمشیرها
      ۱۲۸ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      مجموع ۹۹ پست فعال در ۲ صفحه

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      1