سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 3 اسفند 1397
  • كودتاي انگليسي رضاخان، 1299 هـ ش
17 جمادى الثانية 1440
    Friday 22 Feb 2019
      عقيده بازي ست كه به عقل نظم و نظام مي دهد.سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

      جمعه ۳ اسفند

      سمیرا_خوشرو

      دختری در دامِ دردی بی حساب افتاده است! در دلَش امواجِ سردِ اضطراب افتاده است!
      ۹ بازدید     ۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      ای عشق، کم دارم حصارِ بازوانت را آرامشِ آغوشِ گرم و مهربانت را
      ۱۹ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      دیر آمدی ای عشق، مرا حوصله ای نیست! بینِ من و مُردن که دگر فاصله ای نیست!
      ۲۴ بازدید     ۱۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      چند دو بیت دل بیقرار شبنم غم انتظار دارد! که اگر ببیند او را گله بیشمار دارد! به کجا سفر کند
      ۴۲ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      آه ، سخت است که امید محالش باشی! معرفت نیست که یک عمر سوالش باشی!
      ۴۶ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      حرفِ بینِ من و دل ، نیمه شب و پنهانی ست! عشقِ تو در دل من تا به ابد زندانی ست!
      ۳۶ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      درد دارد که کسی دزد خیالت باشد! تهِ فالِ تو ولی عشق محالت باشد!
      ۷۲ بازدید     ۱۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      برایت مینویسم سرگذشتِ عشق پنهان را همان عشقی که خُشکانده تمامِ شیره ی جان را
      ۵۹ بازدید     ۱۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      روی قلب عاشقم با بی وفایی پا گذاشت! رفت و امّا خاطراتش را کنارم جا گذاشت
      ۶۳ بازدید     ۱۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      حضورت را میانِ سینه ام انکار می کردم ! منی که در فراقت گریه ی بسیار می کردم ! تمام لحظه ها را رج
      ۶۳ بازدید     ۱۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      در پارتی بودم برای اوّلین بار دیدم تو را از لا به لای دود سیگار
      ۵۵ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      وقتی شدم در دام چشمانت گرفتار قلبم میانِ سینه شد لرزان و تبدار
      ۴۷ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      خوشی تا پر کشید از آشیونه جدایی ریشه کرد و زد جوونه ترک خوردند دیوارای خونه اَمون از آدمای این زم
      ۴۵ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      ای کاش !می گفتی برایم ماجرایت را آن قصّه یِ سربسته یِ بی محتوایت را
      ۶۱ بازدید     ۱۱ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      برکه ای خشکیده ام، از بوسه ی باران بگو در سکوت و بغض من از صورت خندان بگو
      ۶۶ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      🍃🌹🍃🌹 در تمام لحظه ها مشتاق دیدارم تو را سوختم در داغ عشقت ، بس خریدارم تو را
      ۶۶ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      گفته اند از روز اوّل : دختری موی را باید ببوسد روسری!
      ۸۵ بازدید     ۱۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      غروب و کافه و یک دختر زرد به روی میز چندین قهوه ی سرد و شمعی که برایش گریه می کرد تپش های دلش می
      ۱۰۴ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      شانه های یک مردو زخم های پر دردو دست خالیِ سردو سفره ای که بی نانست!
      ۷۲ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      کودکی بودم میانِ روستا... یادش بخیر مثل آهو می دویدم هر کجا... یادش بخیر
      ۷۱ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      هوای خانه اش سرد ست و غمگین به روی سینه اش بغضی ست سنگین تمام زخم هایش زرد و چرکین برای دردهایش ن
      ۷۴ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      در "من" کسی که زندگی را دیده بر آب هر شب چشیده بوسه ی صد قرص اعصاب!
      ۸۲ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      می نویسم تا نگویی عاشقی نایاب شد در مرام دوستان هم بی وفایی باب شد
      ۷۴ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      تا کِی میانِ پیله ای محبوس باشیم؟! در خواب با پروانگی مٲنوس باشیم؟!
      ۶۷ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      شبی بر دامن مادر گل افتاد رسید این مژده بر خوبان افلاک پرستو در زمستان لانه ای ساخت به عشق دیدن ا
      ۵۵ بازدید     ۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      خانه ی دل را برایش شکل گلدان ساختم من که از پژمرده احوالی گلستان ساختم
      ۸۳ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      چند رباعی با این همه بیچارِگی و در بِدَری پیداست که از حال دلم بی خبری!
      ۹۳ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      چند دوبیتی نشستم پای گلدانی که خالیست! برایش شعر میخوانم! خیالیست؟
      ۱۱۲ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      چهار دوبیتی تمام حرف هایت از هوس بود! خوشی هایم به حدّ یک نفس بود!
      ۱۳۲ بازدید     ۱۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      در جوانی صورتم آیینه ی پاییز شد سینه ی دریایی ام از غصّه ها لبریز شد
      ۱۲۳ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      ای عشق و دنیایم چرا امروز و فردا می کنی ؟! چشمانِ پر شورِ مرا با اشک دریا می کنی ؟!
      ۹۸ بازدید     ۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      وقتی که شنید از لب تو واژه ی فرهاد با اسم تو بر صورت او نقشِ گُل افتاد شد ماه و شدی حوضِ پر از
      ۱۰۰ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      دختری در دل شب بوسه ی تبدار کشید ماه را دورتر از بوسه ، عزادار کشید
      ۱۲۳ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      رقص مروارید را بر چشم مهمان می کند! زخم های قلب را با گریه درمان می کند!
      ۲۴۲ بازدید     ۲۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      شراب سرخ لبهایش عجب طعم عسل دارد طلوع چشم های او یقین ضرب المثل دارد
      ۱۳۳ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      عاشقش هستم ولی در انحصار دیگری ست ! چشم های دلربایش بیقرار دیگری ست !
      ۱۳۰ بازدید     ۱۳ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      از آن قصرِ چراغانی فقط دیوارمان مانده! چنان لرزیده ایم از ما فقط آوارمان مانده!
      ۱۱۸ بازدید     ۱۵ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋 بیا از دوری ات مُردم فراغ یار ، جان کاه است غزل هایم درونِ سینه با حسرت ، پر از آه است
      ۷۸ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      دلخوشم با دِلِ خود در دِلِ رویای خودم خیره در آینه و محو تماشای خودم
      ۷۹ بازدید     ۱۳ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      مثل آهویی که زخمی شد به دست شیرها بر دلم زخمی نشانده کینه ی شمشیرها
      ۷۲ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      عشق آمد بیصدا ، امّا نکردم باورش ! خواست تا جولان دهد ، تیری زدم بر پیکرش !
      ۷۴ بازدید     ۹ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      از دست من و ناز نگاهم گله داری !
      ۹۹ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      در غروبی چشمِ شهلای توٲم آمد به یاد خاطراتِ عشق و رویای توٲم آمد به یاد باد می رقصید در دامانِ س
      ۱۱۴ بازدید     ۹ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      شدم غرق چشمت ، سحابی مگر ؟ گرفتی به چنگم ، عقابی مگر ؟
      ۱۳۵ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      در سکوت کوچه ها در خلوتِ دیدارها... کاش می شد دیدنت تکرار می شد بارها
      ۱۰۰ بازدید     ۴ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      به تمنّای چمنزار تنت باد شدم در تن سبز تو پیچیدم و دلشاد شدم
      ۲۱۴ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      تا تو هستی خاطرم محبوب می خواهد چکار ؟ مایه ی آرامشی، آشوب می خواهد چکار ؟
      ۱۶۴ بازدید     ۲۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      عاشقم هستی بیا و عشق را آغاز کن باصدای دلنشینت نغمه ای را ساز کن
      ۱۳۲ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      ای کاش دلم تا به سحر ، غرق دعا بود از کینه و غم دور ، فقط یاد خدا بود
      ۹۰ بازدید     ۱۳ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      بر رخت دستی بکش دیوانه کن مهتاب را گیره از مو باز کن محصور کن شب تاب را
      ۱۰۵ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      از نگاه سرد او رنجیده ام مثل ابری تا سحر باریده ام
      ۱۰۴ بازدید     ۵ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      عاشقی افسرده ام، کِی عشق پنهان می رسد ؟ آب کِی بر سینه ی خشک بیابان می رسد ؟
      ۱۲۴ بازدید     ۹ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      *"عمرم همه با همسفری بد سپری شد"* چون هر بشری در نظرم حور و پری شد
      ۱۳۱ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      خواستم از دل برانم قصّه ی فرهاد را سرگذشت عشق از دل رفته ی بر باد را
      ۱۳۱ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      ای دل نشوی عاشق دیوانه کنی ما را...
      ۱۲۲ بازدید     ۷ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      بعد تو حال پریشانِ هوا بدتر شد ابر رنجید و نبارید فضا بدتر شد
      ۱۳۹ بازدید     ۱۹ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      "خسته ام از زندگی از مثل زندان بودنش" بسته ام بار سفر ، رنج ست مهمان بودنش
      ۱۲۱ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      سمیرا_خوشرو

      با نگاه پر فروغت ، آفتاب آتش گرفت لب زدی بر جام لبریزی ، شراب آتش گرفت چون نگینی می درخشد چه
      ۱۳۸ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.