سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

پنجشنبه ۲۷ مرداد

صفحه رسمی شاعر م فریاد(محمدرضا زارع)


م فریاد(محمدرضا زارع)

م فریاد(محمدرضا زارع)



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
سه شنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۵۲

برج تولد:

برج ثور

گروه

:
عمومی

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲

شغل

:
کارمند

محل سکونت

:
ایران

علاقه مندی ها

:
انسانیت، ادبیات، هنر

امتیاز

:
۵۲۶۳
تا کنون 778 کاربر 8910 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
...رو به دریای تفکر برویم و نخواهیم که تنهایی مان توی آغوش کسی غرق شود بشکافیم دمی پیله ی غم را و ببینیم که پروانه چه حالی دارد: زندگی سعی میان دو بهار زندگی شوق میان دو قرار زندگی قصه ی گم کردن آغوش خداست...(از شعر حقیقت: م. فریاد)

اشعار ارسال شده


... ...
ثبت شده با شماره ۱۱۲۵۵۹ در تاریخ ۴ روز پیش    نظرات: ۰

روز ِ جدایی ِ مس از طلا ...
ثبت شده با شماره ۱۱۲۲۷۱ در تاریخ چهارشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۳۶    نظرات: ۴۸

...حسود ... ...
این شعر را ۲۷ شاعر ۴۷ بار خوانده اند.
سارا رحیمی ، مهرداد عزیزیان بی تخلص ، تکتم حسین زاده ، مریم کاسیانی ، قربانعلی فتحی (تختی) ، عباسعلی استکی(چشمه) ، سید هادی محمدی و ۱۹شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۱۱۲۱۷۷ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۰

...🌹... ...
ثبت شده با شماره ۱۱۲۰۹۴ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۰

آیینه را بشکنید! ...
این شعر را ۳۱ شاعر ۶۱ بار خوانده اند.
حسن مصطفایی دهنوی ، علیرضا شفیعی ، سیاوش آزاد ، مهرداد عزیزیان بی تخلص ، قربانعلی فتحی (تختی) ، سارا رحیمی ، روح اله سلیمی ناحیه و ۲۳شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۱۱۱۹۹۱ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۰

مجموع ۱۹۴ پست فعال در ۳۹ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر م فریاد(محمدرضا زارع)


گرگ پیری با گرگ زادگان چنین گفت و در خاک خفت:
چو دست یابید بر خفته گلّه ای از گوسپندان، زنهار که جز گلو را مگیرید به دندان! چرا که گوسپند گلو بفشرده چنان است که گویی مُرده. نه خود به در بَرَد جان
۵ روز پیش    نظرات: ۵۱

با ترديد قدم در قمارخانه مي گذارم. فضاي ناخوشايند و غريبي دارد، آنقدر ناخوشايند و غريب، كه بي اختيار به گريه مي افتم. همه با ديدن گريه ي من، قهقهه ي شادي سر مي دهند. هنوز نيامده دپرس مي شوم و با خود م
۲ هفته پیش    نظرات: ۲۱


الو!... سلام بابايي!... خوبي؟
سلام دخترم! ممنون!
زنگ زدم بگم ببخشيد ما اين جمعه هم نميتونيم بيايم پيشت، منظورم فردائه... آخه با پدر... يعني عمو!... ميخوايم يه هفته بريم تركيه... امشب ر
يکشنبه ۵ تير ۱۴۰۱ ۱۶:۵۸    نظرات: ۲۵

پاهای زن دیگر توان دویدن نداشت، ولی چیزی از درون به او نهیب می زد که: برو!... نایست!... فرار کن!... توقف یعنی شکنجه!... توقف یعنی مرگ!...
اگرچه زن، ندای درونی اش را خوب نمی شناخت ولی خوب می
سه شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۳۰    نظرات: ۵۱

مرد، روي تخت دراز كشيده است و من در طول مطب، طوري قدم مي زنم كه انتهاي رفت و برگشت هايم دقيقاً بر دو انتهاي ميدان بينايي او منطبق باشد. اين كار باعث مي شود كه انرژي خودآگاه و ارادي او به تدريج كاهش پي
جمعه ۲۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۲۴    نظرات: ۲۴
مجموع ۴۶ پست فعال در ۱۰ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0