سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 17 فروردين 1404
    8 شوال 1446
      Sunday 6 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        يکشنبه ۱۷ فروردين

        اشعار دفتر شعرِ به لهجهٔ باران شاعر احمد صیفوری

        احمد صیفوری

        هر چه می‌افتاد می‌دیدی به جز اشک مرا جاذبه در ریزش اشک دوچشم من نبود؟! احمدصیفوری
        ۱۰ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        دنیا همیشه فرصت جبران نمی‌دهد گاهی به یک غلط، صدِ تو صفر می‌شود! احمدصیفوری
        ۶۳ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        جوان گشت و عزیز مصر را در خدمتِ خود دید! ولی این لحظه جبران غمی که خورد، آیا بود؟ احمدصیفوری
        ۴۴ بازدید     ۱ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        می‌دونی که میلم به رفتن نیست میرم ولی می‌دونی از اجبار احمدصیفوری
        ۴۶ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        این حجم از نامهربونی جای وحشت داشت تازه خدای مهربون رو می‌پرستیدی احمدصیفوری
        ۵۳ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        گذشت عمر عزیزت فقط به دلتنگی بمیرمت که به لبخند اشک می‌ریزی احمدصیفوری
        ۷۵ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        ولی حالا بدون تو، دلم انبار باروته فقط محتاج یک شعله، تو بندرگاه بیروته احمدصیفوری
        ۶۳ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        مرده بودم سال‌ها در خویش اما شکر دیدمت انگار در قلبم قیامت شد احمدصیفوری
        ۷۶ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        وقتی غزل خوان می‌روی در زیر باران...
        ۹۲ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        مثل سیگاری که با بوسه ز من جان می‌گرفت هم به من جان داد، هم جان عزیزم را گرفت احمدصیفوری
        ۸۳ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        خو کن به تنهایی و با خود همنشین باش دردی که دارد عشق، تنهایی ندارد احمدصیفوری
        ۱۱۸ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        بیاد روزِ پدر آمادهٔ دیدار او باشی با اینکه دیدی مرگش رو، ولی چشمت به در باشه احمدصیفوری
        ۱۴۲ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        وقتی دلم هنوز به یاد تو می‌تپد... یعنی که دارم از ضربان ضربه می‌خورم احمدصیفوری
        ۱۱۸ بازدید     ۱۶ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        میشه پا بذاری به روی گلوم؟ بذار رو گلوم پاتو هستم رفیق احمدصیفوری
        ۱۲۵ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        بر روی سنگ قبر جوانی نوشته بود... ما را مرور خاطره‌ها پیر می‌کند! احمدصیفوری
        ۱۰۳ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        هر دم" غمی از نو" بود، مهمان غزل‌هایش "خاطر که حزین باشد کی شعر تر انگیزد"؟
        ۲۳۵ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        سپر می‌افتد و موشک، فلج شود ز حضورت نه غزّه کل جهان را گل بنفشه بکاری احمدصیفوری
        ۱۹۲ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        آنقَدَر دُورِ تو گشتم تا سر من گیج رفت گشت دنیا دورِ من، اما سر من گیج رفت احمدصیفوری
        ۲۱۶ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        اگر دل کندن آسان بود فرهاد از غم شیرین به جای کوه کندن دل از عشق و عاشقی می‌کَند احمدصیفوری
        ۲۲۳ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        هنر اگر چه آب و نان نمی‌شود ولی شراب زندگی‌ست احمدصیفوری
        ۵۵۷ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        مثل درختی خشک در صحرا آخر نصیب آتش و بادم احمدصیفوری
        ۱۲۷۸ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        هر لحظه به من گوش کنی می‌شنوی: در تاب و تبم... تاب و تبم.... تاب و تبم احمدصیفوری
        ۲۹۳ بازدید     ۱۹ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        وقتی که رفتی خاطراتت را غزل کردم هر شب به جایت عکس‌هایت را بغل کردم احمدصیفوری
        ۲۱۳ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        حیف از هبوط آدم و حوا ز فردوس برین یک سیب خوردن ارزش عمری پشیمانی نداشت احمدصیفوری
        ۱۷۲ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        آنقدرها دنیا نمی‌ارزد احمدصیفوری
        ۱۴۵ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        ز گریه‌های بشر روز آمدن پیداست که آخر همهٔ قصه‌ها پشیمانی‌ست احمدصیفوری
        ۱۹۳ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        سر را به صخره می‌زند دائم بفهمی... دریا نباشد ساحلت عین کویراست احمدصیفوری
        ۲۳۹ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        اصلا چگونه دل بسپارم به غیر تو جایی که آب هست تیمم قبول نیست احمدصیفوری
        ۳۷۷ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        الهی که سالت پر از دلخوشی پر از شادیای بی اندازه شه احمدصیفوری
        ۲۱۱ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        فرصت پرواز را از شاپرک‌ها هم گرفت غافل از کرمی که در اندیشه پرواز بود احمدصیفوری
        ۱۶۱ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        تو رفتی ولی بوی عطرت هنوز مث اولا رو لباس منه همونی ولنتاین دادی بهم می گفتی که این عطر خاص منه
        ۲۱۱ بازدید     ۱ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        بس کن این حرف‌های واهی را هر کسی با تو نیست، کافر نیست احمدصیفوری
        ۲۹۸ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        ز گریه‌های بشر روز آمدن پیداست که آخر همهٔ قصه‌ها پشیمانیست احمدصیفوری
        ۲۱۹ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        گفتی نگران دربه درِ لقمهٔ نانی نانی که به خونِ دلی آلوده نباشد احمدصیفوری
        ۱۹۷ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        آتشفشان سوغات دلتنگی کوه است وقتی که بغضش را مداوم خورده باشد احمدصیفوری
        ۱۸۴ بازدید     ۱ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        چی شده تازگیا می‌خندی؟ فهمیدی چه اشتباهی کردی؟ احمدصیفوری
        ۲۸۹ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        فریاد از این مرده خور و مرده پرستان چون رفت گرفتند همه دور و برش را احمدصیفوری
        ۱۸۴ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        از آن دمی که برسرنی شدسرت بلند سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است احمدصیفوری
        ۲۳۷ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        وقت آن است به آغوش خدا برگردیم احمدصیفوری
        ۱۹۱ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        باهیچ طریقی که نشد رام شود جنس دلش از وسایل چینی بود احمدصیفوری
        ۲۲۱ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        برچهره‌هامان پینهٔ مُهراست بی مِهرش باخون دل‌های مباح اما وضو کردیم
        ۱۹۷ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        رسم خوشایندیست با لبخند دل بردن هر روز را بر عاشقانت عید قربان کن
        ۹۹۳ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        در فکر وصال توام و تشنهٔ دیدار مثل عطشی که دم افطار زیاد است
        ۲۰۸ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        شعرهایم را برایت گفته ام.. حال وقت بغض‌های بی‌صداست
        ۱۴۷ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        هرکس خیانت کرد وضعش بهتر از ماشد اصلا وفاداری به این دنیا نمی‌آید
        ۲۲۷ بازدید     ۱۱ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        مثل آن رنگین کمانِ بعدِ بارش محشری بر نگینِ آسمانم همچنان انگشتری
        ۲۰۱ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        منم و کوچه باغ بی عابر از هجوم نبود تو لبریز
        ۲۱۹ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        پی آواز جغد می‌رفتی تا برات نغمهٔ قناری شه
        ۱۹۲ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        توبگو سیب، پای هفت سینت رولبات حک بشه گُلِ خنده احمدصیفوری
        ۲۵۲ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        آن درختی که به خون دل خود پروردم وقت جان دادن من، دارشده می‌بینی؟!
        ۱۹۳ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        در این جهان که نشد باتو همسفر بشوم درآن جهان بده قدری تو آب و دانه مرا احمدصیفوری
        ۲۲۸ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        از برکه‌ای که در غم تو پر تلاطم است نعش دلی شکسته و تنها، درآورم؟
        ۲۱۱ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        خدا مال غصه‌هاته وقتی غم داری خداته
        ۲۱۸ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        ناله نفرین نمی‌کنم اما... آهِ دلتنگ‌ها اثر داره
        ۱۶۸ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        لب تو طعم غزل‌های مرا شیرین کرد شب دلواپسیم با تو به یغما می‌رفت
        ۲۳۷ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        شاداب و جوان بودم، تو آن روز که بودی حالا شده‌ام پیر زهم و غم عشقت
        ۲۱۵ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        ذره ذره شده‌ام تابسرایم شعری شعر می‌ماندو من خنده کنان خواهم رفت
        ۲۲۶ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        آسوده می‌شوی تواز این روز‌های سخت روزی که مرگ از تو دگر دم گرفته است
        ۳۲۵ بازدید     ۱۱ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        گمونم عمر تنهائيت سر اومد ببین افتاده تو چائيت تفاله
        ۳۱۹ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        راهی این دلِ تنگِ پُرِ از غصهٔ من نشود آنکه مگر طاقت ماندن دارد
        ۲۴۱ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        باید "اخراج" شویم از برهوت از این غم کارمان باز بدست دل "حوا" گیر است
        ۲۲۵ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        فریاد ازاین مُرده خور و مُرده پرستان چون رفت گرفتند همه دور و برش را
        ۲۳۳ بازدید     ۱۸ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        غم‌های هجران تو پایانی ندارد
        ۱۸۷ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        یخ کرده‌ایم از این روابط‌های کاذب در اوج تابستان ولی ما سردِ سردیم
        ۲۲۹ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        عشق را هرگز نفهمید و دلش معشوقه خواست باهمه معشوقه، از قحطی عاشق می‌سرود
        ۲۳۷ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        مرا به لهجهٔ باران صدا بزن امشب ببین که بی گلِ رویت شبم چه طوفانیست!
        ۲۲۰ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        سخت است که شاعر زغم یار بگرید دلتنگ شود، بغض کند، زار بگرید
        ۲۱۲ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        عاقبت در دل خاک است مکان من و تو کاش بهر خودمان گریه کمی جور کنیم
        ۲۱۰ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        وقتی نباشی پیش من حتی دمی یا لحظه‌ای دل کندن ازتصویر تو کار محالی می‌شود
        ۲۲۹ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        اهل باران بودم، بادلی پر امید از تبار دریا
        ۱۹۷ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        روضه‌ام روضهٔ مقاتل نیست! از لهوف ومثیر و کامل نیست!
        ۲۰۲ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        ز هر دری که بگویم، ز هر دری که سرایم! دوباره می‌رسم آخر، به های هایِ جدایی
        ۲۰۷ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        پیش نگاه گرم تو دیگر مجال درد نیست وقتی توباشی پیش من دیگر زمستان سرد نیست
        ۱۹۶ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        تورا من چشم در راهم، نه مثل شعرنیمایی شباهنگام و درمانم، به خوابم هم نمی‌آیی
        ۲۹۲ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        زهرطرف همهٔ عمر غصه می‌بارد همانکه گیر نیامد مراد و دلخواه است مرنج اگر همه عمرت هلال غم دیدی
        ۲۶۲ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        احمد صیفوری

        راهبندان دلت در پی آوار من است من به این عشق چه امید محالی دارم
        ۲۰۹ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        7