سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 19 بهمن 1401
  • روز نيروي هوايي
18 رجب 1444
    Wednesday 8 Feb 2023

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      چهارشنبه ۱۹ بهمن

      مرده پرستان

      شعری از

      احمد صیفوری

      از دفتر دلتنگی ها نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۵ شماره ثبت ۱۱۲۷۳۶
        بازدید : ۶۱   |    نظرات : ۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر احمد صیفوری

      تا بود شکستند دل و دست و سرش را
      تا حرف کمک شد همه بستند درش را
      هنگامه درد و غم و روز بد او هم
      خم کرد تماشای رفیقان کمرش را
      کاری که نکردند شود درد وغمش کم
      ای کاش نمی‌سوخت برادر جگرش را
      می‌خواست کمی اوج بگیرد که دوباره
      با سنگ شکستند سر و بال و پرش را
      روزی که از این دارفنا دیدهٔ خود بست
      گفتند به هم با غم و حسرت خبرش را  
      فریاد که این مرده خور و مرده پرستان
      چون رفت گرفتند همه دور و برش را
      #احمدصیفوری
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۴۶
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و موثر بود
      در مرده پرستی هموطنان خندانک
      حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
      شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ ۱۶:۴۰
      درود بر شما بزرگوار
      زیبا سرودید خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۴۳
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      آفرین بر هستی و اشعار شما
      شاعر شیرین سخن گلبار ما
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد علی رضاپور
      شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۵
      احسنت خندانک
      محمد علی رضاپور
      شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۶
      سلام و درود و عرض ادب، خداقوت،
      لطفاً با سرایش سروش هایی زیبا و ناب، در گسترش این گونه ی پیشرو، مددکار باشید!
      فراوان سپاس
      تقدیم تان:

      سروش1
      آن زمان، سوژه را نمی دیدم

      از طراوت، گلی نمی چیدم

      عجیب بود

      از کنار نسیم، رد می شدم و

      بوی درود آسمان را نمی شنیدم

      حالا چه کنم؟!

      آرامم نمی گذارد

      آرامم نمی گذارند

      هجومِ

      آرامشِ

      سروش های

      عاشق.

      سروش 2

      مست ساغر به دست(!) مستم کن!

      بی غم از بُرد و از شکستم کن!

      برنَدار از سرِ دلم دستت!

      دوست(!) بر دوست(،) پای بستم کن!

      مست ساغر به دست نیلوفر(!)

      مکتب ادبی نورگرایی
      شعر پیشرو
      شعر سروش
      محمدعلی رضاپور (مهدی)


      (سروش: گونه ای از شعر پیشرو، اصالتاً برای کوتاه سرایی و برپایه ی همانندگریزی در لَخت پایانی.

      شعر پیشرو: آمیخته ای از شعر سنتی و شعر نو، دارای گونه هایی همچون
      سه گانی، سروش، سه گلشن، شعر سبز یا چندآهنگ و شعر تک.

      مکتب ادبی نورگرایی:
      مکتبی نوپا و بومی، برپایه ی
      ترسیم طبیعت و سنت با قلم موی معنویت بر بوم پسامدرن)
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0