سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

يکشنبه ۳ شهريور

صفحه رسمی شاعر سعید فلاحی


سعید فلاحی

سعید فلاحی



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۶۳

برج تولد:

برج میزان

گروه

:
افراغ اندیشه

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷

شغل

:
بدون اطلاعات

محل سکونت

:
بروجرد

علاقه مندی ها

:
بدون اطلاعات

امتیاز

:
۷۹۹۹
تا کنون 265 کاربر 1307 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.

اشعار ارسال شده


به سوی غصه ها کردی روانم به پیری رفته است بخت جوانم رهایم کن از کابوس پاییز بکش رنگ بهاری بـر خ ...
این شعر را ۱۲ شاعر ۱۵ بار خوانده اند.
محمدعلی یوسفی ، مسعود میناآباد ، همایون طهماسبی (شوکران) ، منوچهر منوچهری (بیدل) ، عباسعلی استکی(چشمه) ، حاج مهدی عاطف ، کیوان نصرتخواه و ۴شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۷۶۲۳۴ در تاریخ ۱۲ روز پیش    نظرات: ۱۱

جەهەنەم؛ جاییگە په‌ر لە بێکەسی ئەڕا هەر کسێک که تنیاترە.  ...
ثبت شده با شماره ۷۶۱۲۶ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۹

و لب هایم، همچون ابریشم پیله می کنند به لب هایت... ...
این شعر را ۱۵ شاعر ۲۴ بار خوانده اند.
محمدعلی یوسفی ، کیوان نصرتخواه ، سعید فلاحی ، رضا سلطان ، عباسعلی استکی(چشمه) ، زهرا میرزایی(ارنواز) ، مسعود میناآباد و ۷شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۷۶۰۴۴ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۱۴

دلتنگ که باشی آغوشی گشاده میخواهد برای دلتنگیت... ...
ثبت شده با شماره ۷۵۶۶۹ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش    نظرات: ۱۵

شیر می باید بود در این راز بقای دنیا گربه ی دست آموز است شیرِ در سیرک... ...
ثبت شده با شماره ۷۵۵۷۶ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش    نظرات: ۸

مجموع ۱۰۰ پست فعال در ۲۰ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر سعید فلاحی


¤ بچه...
     "خالو رحمان" نفس نفس زنان کوچه های باریک ده رو می دوید و تمام فکر و ذکرش این بود که سریع خودش رو به "عمه خانوم" برسونه. "عمه خانوم" مامای ده بود. از وقتی که دخ
شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷ ۰۴:۳۰    نظرات: ۰

   مردی نابینا که کاری برای امرار معاش جز گدایی از دستش ساخته نبود؛ او در روزهایی که هوا خوب بود و سرما یا بارندگی او را اذیت نمیکرد برای گدایی از اطراف به شهر می آمد و سر پله های ساختمانی د
شنبه ۳ آذر ۱۳۹۷ ۰۲:۳۴    نظرات: ۰

   در رشته ی مددکاری در دانشگاه شهر کرمانشاه قبول شده بودم و برای ادامه تحصیل به این شهر زیبا رفتم.
ترم اول بودم و چندان شناختی از همکلاسی ها و استادانم نداشتم. اما از روز اول علاقه ی ش
جمعه ۲ آذر ۱۳۹۷ ۱۴:۲۵    نظرات: ۰

کفش
- بریم روی اون نیمکت بشینیم، فعلا زوده. 
   بازار تازه داشت جان می گرفت. هنوز تعدادی از مغازه ها باز نکرده بودند. "شوکت" دوباره گفت: هنوز پاساژ باز نکرده، یه کم خستگی در م
دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ ۱۰:۵۳    نظرات: ۰

- "آقا تو رو خدا ازم ی فال بخر... بخدا واقعی واقعی آینده رو برات پیش بینی میکنه".
   با خودم فکر کردم کاش واقعأ میشد آینده هر کسی رو از تو این کاغذ ها بیرون کشید اما افسوس میشه تنها شکم
يکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ ۰۴:۱۶    نظرات: ۰
مجموع ۲۳ پست فعال در ۵ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1