سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 28 خرداد 1400
    9 ذو القعدة 1442
      Friday 18 Jun 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        جمعه ۲۸ خرداد

        حیا... ت/ط - - - - - خل. و.. ت/ط

        شعری از

        مهدی محمدی

        از دفتر خواب ستاره ها نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۹۹۲۲۲
          بازدید : ۲۴۰   |    نظرات : ۲۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهدی محمدی

        ژن د گی مد عی بوود  
        که - من- در ژررر یان ام
        مث ل آب
        در حوز خان-ه ی ادرا گ 
        مَََّرْرْرْ گ
        از هیاط خل وط فر یاد برآورد 
        که مننزلِ ذم-ان را خرریده 
        و تن ها او هق دارد که بهگو ید «من»! 
        کو چهه را دیدم آ واره ی موویی 
        ) آ ( شق چ نْگ واره ی (عآ) تش شِْ 
        فغغر کو دکی را مثلح  «کرده بود» 
        ژن-ی را مطعهه عهه 
        هن جرر ه 
        در چن ته ی بت صللاخ خِ هِِِ  
        سُخَ-نان پووست گنده هِ 
        دیوانه ای آغ-غ-لان را ریش خن
        پیرمردی 
        با عس
        ا 
        به پشت تف-کر عِن سان... 
        .
        .
        .
        هیوان ناتق دو پا پا پا پا 
        چا هار پا 
        پا... یه را کشید 
        ژن دگی  سکو زد 
        بر بر بر تر  تررییین  نتغ ههه
        در 
        حیات خلود... خخخ
         
        ۱۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        مهرداد مانا
        ۲ هفته پیش
        سلام
        این کار رو خیلی دوست داشتم . هم بخاطر اینکه تنوعی بود در صفحه تان و هم نوعی نزدیک به داداییسم و ایضا ناخنکی به جریانات آنارشیسم در حوزه ی ادب . منم مثل جناب خواجه زاده خواندم با این تفاوت که زنی بخاطر فقر را دوست داشتم متعه بخوانم تا متاهل .. و مسلح را مثله
        از طرفی حتا پس از بازسازی کلمات و تصحیح پازل آن ما با یک شعر جاندار و هدفمند طرف بودیم که لنگه ی بار آگاهی اش بر لنگه ی ولنگاری اش میچربید . شعر میتوانست الکن بودن تصمیمات در حوزه های کلان را نشان دهد و یا الکن شدن رعیت از وضعیت موجود !! میتوانست زبان اعتیاد باشد و همزمان زبان استیصال و همزمان زبان اعتراض . در شعر طنز و لودگی روبنا بود و اتفاقا زیربنای آن بیشتر و برتر و عمیق تر از یک مانیفست بود تا تعاریفی جدید از وضعیتهای موجود ارائه دهد . و مخاطب را _ کز قضا او نیز همنوا با خوانش شعر الکن شده _ به چاره جویی دعوت کند و پرده از حقیقت امر بردارد . تقابل حیات و مرگ آنهم در حیاط و آنهم حیاط خلوت خود همان عصایی بود که باید بر پشت تفکر _ یا در جای دیگرش _ میزد و این شگرد بنظرم شیرین بود و ارزش اینرا داشت که مهدی محمدی _ که انشالله در بافق عاشق شود و تا خرخره در مهریه اندر _ طبع آزمایی نماید . باری یک نکته هم مانده که باری ست بر گردنم و آنهم گلایه از سحر غزانی ، سینا خواجه زاده و مریم کاسیانی ست که هر سه هم از قضا دوستشان دارم و پای شان بر دیده و مهرشان بر دلم است . و آن گلایه اینست آنچه را که درین صفحه نوشتند هر سه نقد و واکاوی و برداشتهای فنی بود و به مراتب هم ازین خزعبلاتی که بنده نوشتند پربارتر بودند و ایکاش با تیک نقد میفرستادند که اولا عزیزانی دیگر هم به اینجا بیایند و کار شاعر را ببینند و در بحث شریک شوند و دوما ایجاد نشاطی میشد در سایت که چند روزی ساکت و صامت به نظر میرسید . منو ندیدید زرت و زرت هی دگمه ی نقد رو میزنم با این سواد خجسته ام ؟؟ خوب شما هم بزنید دیگه خدا خیرتان بدهد .. خندانک

        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        سلام مانا، قلمت همیشه سبز
        همواره سعی ام بر این است که نکاتی از نقدهایتان را یادداشت کنم
        به شخصه هم خوانش شما را دوست داشتم و هم خوانش دوست فرهیخته و ادیبم سینا خواجه زاده عزیز
        نکات بسیار خوبی از شعر مطرح کردین، خوشحالم که این اثر با وجود کم و کاستی هایش بر دل استاد عزیز مهرداد مشهور به مانا نشست
        ان شاء الله در اشعار بعدی هم بتونم نظر و دلتون رو به دست بیارم
        تشکر می کنم و سر تعظیم فرود می آورم بابت نقد بلند پایه تان
        دلتان همواره درخشنده خندانک
        ارسال پاسخ
        موسی ظهوری آرام(آرام)
        ۲ هفته پیش
        سلام رفیق
        راستش مهدی جان من با این طرز نوشتار که مطمنم هدفی پشتش بوده که شاید از زبان فردی خاص روایت میشده معنی بیشتر کلات را متوجه نشدم کاش در پایان شعر به زبان معیار شعر را باز نویسی می کردی
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        سلام رفیق، سپاسگزارم از حضور و نگاه و پیامت، یادم هست حتی اشعار سبزواری ام را به زبان معیار بازنویسی نکردم. چون فکر می کنم در شعر این امر نباید توسط خود شاعر صورت بگیرد چرا که به گمان من هر واژه معنای یکتایی دارد و ترجمه و بازنویسی در حقیقت ارائه یک برداشت از شعر هست و برداشت خود شاعر می تواند در برداشت مخاطب تاثیرگذار باشد. برای همین توضیح و تفسیر از شعر را بعهده مخاطب واگذار می کنم. با این حال ناگفته نماند از شاعران در مورد شعرهایشان پرسیده ام که معنا و مفهوم شعرشان چه بوده برای اینکه یاد بگیرم و اتفاقا توضیح داده اند به من و کمکم کرده اند ولی خب دیدگاه خودم راجع به شعر این هست. خوشبختانه شاعر و ادیب دوست خوبم سینا خواجه زاده عزیز، لطف کردند در حقم و این بار را از دوشم برداشتند و من بی نهایت از ایشان سپاسگزارم.

        حضرت فاطمه عليها السلام :

        از دنياى شما محبّت سه چيز در دل من نهاده شد : تلاوت قرآن ، نگاه به چهره پيامبر خدا و انفاق در راه خدا .

        . نهج الحياة ، ح 164 .

        خندانک
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        ۲ هفته پیش
        سلام🌹
        به نذر من تعنه ای به هروف الفبا مثلن فارسی است که
        چرا یک نشانه به چند شکل باتوجه به تلفز یکسانش متفاوط نوشطه می شود
        این یک زاویه دید در من بود که از سال گذشته برایم سوال شد

        بند اول خیلی زیباست بخصوص منزل زمان
        غم انگیز بود این جمله
        که فقر کودکی را مثله کرده بود

        پیروز باشید
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود بانوی مهربان و ادیب و اندیشمند
        بی نهایت سپاسگزارم از حضور، نگاه، دقت و مشارکت فعال تان
        معناهای متفاوت واژگان مدنظر بوده است و اینکه دوست داشتم از نمادها و نشانه ها استفاده بیشتری داشته باشم. هدف معنازایی بوده است و هم اینکه دوست داشتم مخاطب از شعرم برداشت آزاد داشته باشد تا بتوانم تا بتوانم خودم را در آینه مخاطب ببینم و فکر هم می کنم این اتفاق افتاد و خوشحالم که نظرات متفاوت دوستان ادیب و فرهیخته را می خوانم

        حضرت فاطمه عليها السلام :

        بهترين شما كسانى اند كه با مردم نرم ترند و زنان خويش را بيشتر گرامى مى دارند .

        دلائل الإمامه ، ص 76 .

        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ۲ هفته پیش
        درود مهدی عزیز خندانک
        با نظر دوستان موافقم خندانک خندانک خندانک
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        درود دوست عزیز و خوبم، اینجا اصلا اینجوری نیست خندانک
        باید نظر خودت را برایم بنویسی خندانک

        حضرت فاطمه عليها السلام :

        خداوند عدالت را براى آرامش دل ها، واجب كرد.

        علل الشرايع، ج1، ص 248، ح 2

        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد جواد عطاالهی
        ۲ هفته پیش
        سلام جناب محمدی بزرگوار
        جالب بود و متفاوت البته پر درد جامعه
        قلمتان ماندگار
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        سلام دوست خوب، شاعر جوان، فهیم و ادیبم
        خیلی خوشحالم از خوانش شما
        و سپاسگزارم که اثر را اینگونه دیدید

        امام حسن عليه السلام :

        هيچ قومى با يكديگر مشورت نكردند مگر آن كه به راه پيشرفت خود رهنمون شدند .

        تحف العقول ، ص 233 .

        خندانک
        ارسال پاسخ
        مجتبی شهنی
        ۲ هفته پیش
        درود بزرگوار خندانک
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        درود و سپاس فراوان دوست خوبم
        حضورتان مایه مباهات است

        امام حسن عليه السلام :

        هر كه دورى [راه] سفر را به ياد آورد ، آماده خواهد شد.

        همان ، ص 236 .

        خندانک
        ارسال پاسخ
        سینا خواجه زاده
        ۲ هفته پیش
        درود مهدی جان
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

        زندگی مدعی بود
        که من در جریان ام
        مثل آب
        در حوض خانه‌ی ادراک
        مرگ
        از حیاط خلوت فریاد برآورد
        که منزل زمان را خریده
        و تنها او حق دارد که بگوید «من»!
        کوچه را دیدم آواره‌ی مویی
        عاشق چنگ‌واره‌ی آتشِ
        فقر کودکی مسلح «کرده بود»
        زنی را متأهل
        حنجره
        در چنته‌ی بت سلاخِ
        سخنان پوست کنده‌ی
        دیوانه‌ای عاقلان را ریش‌خند
        پیرمردی
        با عصا
        به پشت تفکر انسان
        .
        .
        .
        حیوان ناطق
        چهارپایه را کشید
        زندگی سکو زد
        بر برترین نقطه‌
        در
        حیاط خلوت


        با دیدن سروده‌تان، یاد این سروده‌ی قاآنی شیرازی افتادم:



        پیرکی لال سحرگاه به طفلی الکن
        می‌شنیدم که بدین نوع همی‌راند سخن

        کای ز زلفت صصصبحم شا شا شام تاریک
        وی ز چهرت شا شا شا مم صصصبح روشن

        تتتریاکیم و بی شششهد للبت
        صصبر و تا تا تابم رررفت از تتتن

        طفل گفتا: مممن را تتو تقلید مکن
        گگگم شو ز برم ای کککمتر از زن

        مممی خواهی ممشتی به کککلت بزنم
        که بیفتد مممغزت ممیان ددهن؟

        پیر گفتا وووالله که معلومست این
        که که زادم من بیچاره ز مادر الکن

        هههفتاد و ههشتاد و سه سالست فزون
        گگگنگ و لا لا لا لم به خخلاق زمن

        طفل گفتا خخدا را صصصد بار شششکر
        که برستم به جهان از مملال و ممهن

        مممن هم گگنگم مممثل تتتو
        تتتو هم گگگنگی مممثل مممن

        (برای آوردن عین قافیه‌ی بیت چهارم عذرخواهی می‌کنم، همچنین از عزیزانی که با لکنت سخن می‌گویند)

        البته شما بسیاری از واژه‌ها را دگرگون نگاشته‌اید.
        می‌دانیم همیشه بخشی از خواننده‌ها بیش از نگاهی سطحی دارند. بیشتر خواننده‌ها هم نگاهی گذرا می‌اندازند و دست به تشویق می‌زنند.

        این ترفند شما، مانند یک جور غربال است.

        به گمانم می‌خواهید خواننده یا همه‌ی سروده را عمیق بخواند و با هر واژه درگیر شود، یا هیچ از آن نخواند حتی در حدّ همان نگاه سطحی و گذرا.
        البته همه‌ی فیلترها صد در صد عمل نمی‌کنند.

        دوست دارم بدانم که این رمزنگاری برای شما چقدر زمان برد و با چه روشی؟

        چطور می‌بود اگر بجای (و تنها او حق دارد که بگوید «من»!) می‌نگاشتید :

        و تنها او حق دارد که «من» بگوید!

        این پیشنهاد را خدمتتان ارائه نمودم تا گواهی باشد بر اینکه بنده نیز نتوانستم به اعماقِ سروده‌تان راهی بیابم.

        همچنین، بخاطر مفاهیمی که دریافتم شادمانم اینگونه:

        مممن هم گگنگم مممثل تتتو
        تتتو هم گگگنگی مممثل مممن

        پاینده باشید.


        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        درود دوست خوبم، ادیب فرهیخته، سینای عزیز
        خیلی هم خوب و عالی
        ممنونم که زحمت کشیدید و لذت بردم از خوانش تان
        و همچنین از شعر ارسالی
        و تواضع و فروتنی تان

        تقریبا در تمام حرفه ها بویژه در عرصه هنر، نگاهی که به آثار دارند محدود به زمان خلق اثر نمی شود بلکه آن را تجارب قبلی شخص را دخیل و موثر می دانند. در این اثر نمی دانم تا چه اندازه موفق بوده ام، اما از زمان نخستین نگارشش تا ویراست نهایی و بعد انتشار، به گمانم دو هفته طول کشید.
        در یک اثر ادبی ویرایش و کم و زیاد کردن ها و کار کردن روی کم و کیف می تواند به استحکام بیشتر اثر منجر شود. در این اثر هم قطعا تلاش بیشتر پیرامون اثر و کند و کاو بیشتر می تواند به بهتر شدن اثر منجر شود و شکی نیست ولی تا آن فرمی که به دل صاحب اثر بنشیند و رضایت صاحب اثر، از اثر را در پی داشته باشد، سعیم همواره بر این بوده که از اثر خودم رضایت داشته باشم و بعد آن را منتشر کنم و یا حداقل تسلیم شده باشم و با وجود این که رضایت خوبی از اثرم نداشته ام به ناچار که تغییر مثبتی به ذهنم نرسیده باشد، با این حال می خواسته ام حتما منتشر شود، دست به انتشار اثرم زده ام.

        در خصوص این جمله ((
        و تنها او حق دارد که «من» بگوید!
        ))
        فکر می کنم حق با شما باشد و از درجه تفکر خیزی بالاتری برخوردار باشد

        امام حسن عليه السلام :

        بر شما باد به تفكّر، كه تفكّر مايه حيات قلب شخص بصير و كليد درِ حكمت است.

        إعلام الدين، ص 297.

        خندانک
        ارسال پاسخ
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        ۲ هفته پیش
        سپاسگزارم مهدی جان خندانک

        من هم حدیث دوست دارم. بویژه احادیث کورش کبیر را ...


        سحر غزانی
        ۲ هفته پیش
        سلام جناب محمدیخندانک
        رااستش اول شعرتونو که خوندم
        با واژه ژندگی
        که شبیه لحن حرف زدن معتاداست مواجه شدم
        مخصوصا ژررریان
        حدس زدم که باید با یک شعر پریشان حال طرف باشم
        بعدش که بیشتر پیش رفتم غلطای املایی نشون داد که نمیتونه منظورتون این باشه که این شعر
        از زبان معتادی نوشته شده و این فرضیه رد شد
        بعدش گفتم شاید این روشو استفاده کردین که مخاطبتون کنجکاو بشه و شعرتونو تا اخر بخونه و البته منو یاد
        یاد یکی از کارهای پدرم انداخت که وقتی توی بچگیم کار اشتباهی میکردم یا مثلا دروغی میگفتم
        برای تنبیه نزدیک به 10 یا 11 صفحه حدیث و ترجمه قران در باره دروغ یا مرتبط با اشتباهی که انجام دادم با غلط های املایی فراووون تهیه میکرد و میداد به من
        تا تصحیش کنم و هم درس بگیرم و با یک تیر دو نشون میزد...خندانک
        احتمالا شما هم هدفتون یک تیرو دونشون بود تا ذهن مخاطبو درگیر کنید
        اما به نظر من همونقدر که آدم پر حوصله ای مثل جناب خواجه زاده زیاد هستند
        همونقدر هم بی حوصله ها زیادند و شاید اصلا نخونند
        راستش با خوندن شعرتون ایده های جالبی به ذهنم اومد که فکر میکنم از ذهن شما هم عبور کرده باشه
        به کار بردن کلمات هم آوا توی شعر به طوری که با هر معنی به کار برده مفهوم شعر متفاوت باشه
        که البته خیلی هم سخته
        اما شعر شما میتونست با کمی صبر کردن و فکر کردن روی اون یه کار خیلی متفاوت بشه
        طوری که مثلا مخاطب بدونه از نوشتن ژندگی منظورتون زندگیه
        اما شعر با ژنده هم مفهوم پیدا میکنه
        امیدوارم منظورمو رسونده باشم

        موفق باشید و قلمتون نویسا
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        سلام و سپاس فراوان بانو
        به خاطر مشارکت فعال و کاوش در شعر
        در این شعر قصد تنبیه مخاطب یا مشکل کردن کار مخاطب را نداشتم. هدف در درجه اول معنازایی بوده و ارتقای شعر و خیلی هم دوست داشتم در این شعر مخاطبان خودم را ببینم، بخوانم و بشنوم
        نوشتید که
        «احتمالا شما هم هدفتون یک تیرو دونشون بود تا ذهن مخاطبو درگیر کنید»
        ممنونم.
        گفتید که آدم کم حوصله زیاد است. خب خشوبختانه شما با حوصله با هستید خندانک
        نوشتید به کاربردن کلمات هم آوا...
        بله هم آوایی مدنظر بوده و همچنین معنای متفاوت واژگان مثلا همان ژن د گی
        اگر زندگی نوشته می شد نه بحثی مطرح می شد و نه معنای دیگر به ذهن متبادر می شد و نه آوایی از موسیقایی کلمات به گوش می رسید وانگهی حال هم معنای زندگی تداعی شده و هم اتفاقات دیگر
        نوشتین با کمی صبر کردن و فکر کردن...
        بله قطعا همینطور است با صبر بیشتر و تفکر بیشتر می شد بیشتر ارتباط آواها و معناها را کشف کرد و قطعا مخاطب هم از این کشف ها لذت می برد و «مه سور» می شود.
        نوشتین طوریکه مخاطب بدونه منظورتون از ژندگی زندگیه....
        چه اشکالی داره من شاعر شاهد قرائت متفاوت مخاطب باشم و حرف دلش را بشنوم

        من هم از شما سپاسگزارم بانو، می دانم شاید انتظار داشتین نشانه گذاری ها دقیق تر باشد و با صبر و تفکر و تلاش بیشتر به شعر قوی تری برخورد می کردید فی الحال این قول و این نوید را به شما می دهم که در اشعار آینده حبران کنم

        و دیگر می ماند حدیث که شما بسیار دوست دارید

        امام كاظم عليه السلام :

        پسنديده است كه فرزند در كودكى به بازى و جست و خيز بپردازد تا در بزرگ سالى بردبار و باوقار باشد .

        . بحار الأنوار ، ج 60 ، ص 362 .

        خندانک
        ارسال پاسخ
        فاطمه غیبی پور
        ۲ هفته پیش
        درود جناب محمدی خندانک خندانک راستش من از این شعر فقط بغضی و طغیان درونی رو برداشت کردم
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        درود بانوی فرهیخته سایت و غزلسرای خوب، البته آخرین شعری که از شما خواندم مثنوی بود و آن هم شعر قشنگی بود

        برداشت شما همسو است با طبع شاعر و بسیار هم ارزشمند است
        از شما به خاطر حضور فهیم و درک مشترک تان سپاسگزارم

        امام كاظم عليه السلام :

        خداوند در زمين بندگانى دارد كه براى برآوردن نيازهاى مردم مى كوشند ؛ اينان ايمنى يافتگان روز قيامت اند .

        . الكافى ، ج 2 ،ص 197 .

        خندانک
        ارسال پاسخ
        یوسف همایون
        ۲ هفته پیش
        درود
        زیبا بود
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        درود و تشکر از نگاه زیبایتان

        اگر خودتان طرح زندگی خود را طراحی نکنید، احتمالا در طرحی که دیگران کشیده اند می افتید، حدس بزنید آن ها برای شما چه نقشه ای خواهند داشت؟ فکر نمی کنم چیز زیادی باشد! “جیم ران

        خندانک
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل احمدی
        ۲ هفته پیش
        سلام اقای محمدی عزیز
        تا حالا چنین سبکی ندیده بودم و جدید بود
        به کار بردن انواعی گوناگون از یک حرف یکسان...
        و چه درد آلود!

        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        سلام و چقدر خوشحالم از گفتگو با جوان خوشفکر و فعال
        شاعر ادیب جناب احمدی عزیز
        سپاسگزارم خندانک
        بدرخشید و بتابید خندانک
        ارسال پاسخ
        پژمان خلیلی
        ۲ هفته پیش
        خواندمتان و لذت بردم
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        درود، بی نهایت از لطف تان سپاسگزارم خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد  مسعود م
        ۲ هفته پیش
        سلام

        درود بر شما جناب محمدی عزیز
        خیلی هم خوب بود
        و برداشت و تشریح دوستان هم بسیار مفید
        چنین روشی برای تغییر ذایقه سایت هم به نظرم لازم است
        همچنین اشعار طنز ...
        کاش ( ژ = ش ) = دژمن ویا ( چ = ت+ش ) - مچکرم و... را هم می افزودید
        ارادت
        ---------- خندانک خندانک خندانک
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود استاد مسعود میناآباد عزیز و فرزانه
        ممنونم از قلم و نگاهتان
        بله کاملا صحیح است جای خالی اشعار طنز کاملا در سایت حس می شود
        با پیشنهادهایتان موافقم آن لحظه که شعر را می سرودم این موارد به ذهنم نرسید به کار بردن این موارد به ارتقاء اثر منجر می شود
        سپاسگزارم
        دلتان دریایی و قلمتان همیشه سبز خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0