سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

سه شنبه 28 فروردين 1403
    8 شوال 1445
      Tuesday 16 Apr 2024
        به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

        سه شنبه ۲۸ فروردين

        شکوائیـــه؛ کُفرآمیـــز، سُؤال و جواب

        شعری از

        محمدکریم نقده دوزان خراباتی

        از دفتر تو را به جان شعر من نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۲ ۲۲:۳۳ شماره ثبت ۱۲۷۸۸۵
          بازدید : ۷۷۰   |    نظرات : ۳۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب محمدکریم نقده دوزان خراباتی

        صدای ارسالی شاعر:
        غزل:
         
        در کارگه هستی، سر گشته ی یک رازم
         
        از بهر چه من زنده، آخر به چه مینازم
         
        نامرد به کام دل، نادان همه در نعمت
         
        بر لقمه جوئی خونین، دست و سر و جان بازم
         
        خواندند به گوش ما، حکم ازلی این بود
         
        من خام نمی گردم، بر حکم ازل تازم
         
        در بازی چرخ دون، من باخته ی جورم
         
        در تاس نباشد شش، هر گونه که اندازم
         
        یا رب تو چنان خوارم، کردی که ز ناچاری
         
        نزد همه نامردان، هر دم سپر اندازم
         
        دادی تو مرا عشقی، کاتش زده بر جانم
         
        سودا زده ی مهر، هر گلرخ طنازم
         
        افسوس که از زشتی، وز فقر و تهی دستی
         
        وصلی نبود ممکن، از دور نظر بازم
         
        هم صحبتی عنقا، از سر بشد و اکنون
         
        با روبهکان همدم، با شبپره دمسازم
         
        از درد و غم و هجران، چونان شده ام نالان
         
        کز سنگ بر آید خون، در گریه بر آوازم
         
        هر شب دهی ام مژده، کز غم تو بیاسائی
         
        چون روز پسین آید، دردی دگر آغازم
         
        شب تا به سحرگاهان، دستی به دعا دارم
         
        با سبحه و سجاده، عمری ست که همرازم
         
        حاشا که دعا گردد گردانگر این گردون
         
        هیهات که دیگر ره، بر کار تو پردازم
         
        جرمم چه بود یا رب، کاین گونه بیازاری
         
        دردم به که گویم من، از دست تو چون سازم
         
        ارث پدرت خوردم، نامت به بدی بردم؟
         
        بر جای تو بنشستم، یا دست بر آن یازم
         
        گو ترس از آن داری، کز هستی و سرمستی
         
        لشکر به تو شورانم تخت تو بر اندازم
         
        این ره که تو میپوئی، قهر و غضب افزاید
         
        روی از تو بگردانم، لات و هبل افرازم
         
        بس کن تو «خراباتی»، تا چند چنین نالی؟
         
        فریاد رسی نبود، من با غم دل سازم.
         
        محمد کریم نَقْدِه دوزان (خراباتی) 
         
        با کمال تقدیر و احترام
         
         
        ۹
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        مهرداد عزیزیان
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۱۹:۱۵
        درود
        زیبا بود 👏🌺🌺
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۳۷
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۰۶
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و پر معنی است خندانک
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۳۷
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        شاهزاده خانوم
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۰۴
        بسیار عالی و مفهومی.. خندانک
        درود بر شما خندانک
        محمدوحید خواجه
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۰۹:۴۶
        هیچ وقت خدا بنده ای را خار نمیکند یا سبب اش خودش هست یا دیگران یا بزرگان که بهتر بگویم اکثر مشکلات از بزرگان است دلیل اش بی درایتی و بی کفایتی بزرگان هست مشکلات بر ما نازل می‌شود مشکل اینجاست که ما دین بزرگان را می پرستیم نه دین خدا مشکلات برا ما نازل می‌شود و دو چندان میشود و خدا از ما رو بر می‌گرداند چون که به ما عقل داده استفاده نمیکنیم
        التماس تفکر فهم شعور هیچ وقت هیچ چیز را به گردنه خدا نیدازید خندانک
        محمدوحید خواجه
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۰۹:۴۹
        شاید نه مین قسمت شعر اشتباه متوجه شدم اگر چنین بوده پوزش می طلبم
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۳۶
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۲ ۰۰:۴۲
        با عرض سلام و درود فراوان چون هَزارانِ آوازه خوان به ساحتِ جناب آقای خواجه بزرگمهر
        دوست خوبم نیازی به عذر خواهی نیست.
        حقیر احساس پاک شما را درک می کنم. شما از دیدگاه و زاویهٔ اقتباس خویش سخن به میان می آورید و آزاد اندیش هیچگاه به محبت شما بزرگوار اعتراضی ندارد.
        در مبحث درد دل یا واگوئی شکوائیه با خالق خویش اگر قرار باشد مصداق فروع الدین و شریعت عمل کرد دیگر کسی خدا را دوست ندارد و تنها وحشت از حضور او در خود می بیند.
        اما در مبحث اصول عقلی برای پی بردن به وجود ذات اقدس الله جل جلاله کنکاش و زیز و رو کردن وجود خدا هیچ منعی ندارد.
        اگر از روی ترس عبادت کنیم این یک مضحکه است که به زعم حقیر باید با شوق و عشق به عبادت پرداخت و در مواردی که من اعتراض دارم شرکی وجود ندارد چرا که اگر نتوانم با او راحت صحبت کنم این دیگر یک حقیقت نیست.
        وقتی می خواهم شکایت کنم از خدا تنها خداست که مرا درک می کند و اگر درک نکند خالق حقیقی نیست و یک وهم در ذهن بیشتر نیست.
        برای رسیدن به نور عبور از تاریکی لازم است وگرنه به نور نخواهیم رسید.
        همچنین برای رسیدن به بهشت باید از دوزخ (صراط) عبور کرد.
        و بخاطر رسیدن به خدا از کفر باید عبور نمود.
        حال حقیر از شما پوزش میطلبم برای خلط مبحث که ایجاد کردم.
        در نهایت بسیار از حضور شما دوست خوبم جناب آقای خوجه بزرگوار سپاسگزارم برای وقتی که برای نگاشتن نظر خویش صرف نموده اید.
        برایتان از خداوند سبحان جل جلاله آرزوی سعادت، موفقیت در امور و سلامتی مسئلت می نمایم.
        با کمال تقدیر و احترام🙏🏼♥💐🌹
        ارسال پاسخ
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۲ ۰۱:۰۵
        پی نوشت:
        در قسمتی که می گویم می توان خدا را زیر و رو کرد منظور زیز و زبر کدن خویشتن است چرا که هر کس خدایی در بطن دارد که خود شخص است نه خداوند متعال
        پس لازمهٔ خدا شناسی شناخت حقیقی و پذیرفتن حقایق درون خویش است که به آن اطلاق خود شناسی می گردد.
        یاسر کریمی
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۱۰:۳۸
        درود بر شما زیبا سرودید خندانک خندانک خندانک
        علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۱۳:۰۱
        درود بر شما استاد گرامی 🌺
        زیبا سرودید 🌺🌷
        فرامرز عبداله پور
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۱۳:۲۶
        درود
        زیباودلنشین سروده اید
        ⚘🌺❤🙏
        رقص قلمتان ابدی
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۳۶
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۰۳
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای شماشاعرواستاد عزیز
        شاعر بس لطف ها در حقمان کرد
        که شعرت مشکلاتی را بیان کرد
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۳۶
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        جواد کاظمی نیک
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۵۶
        درودبرشما زیبابود 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        🌺🌺🌺🌺🌺
        🪻🪻🪻🪻
        🌼🌼🌼
        🥀🥀
        💮🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        🌺🌺🌺🌺🌺
        🪻🪻🪻🪻
        🌼🌼🌼
        🥀🥀
        💮خوش آمدید 🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻
        💙💙💙💙💙💙💙💙
        🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵
        💐💐💐💐💐💐
        🌼🌼🌼🌼
        💟💟💟
        ❤️❤️
        ❤️💙💙💙💙💙💙
        🩵🩵🩵🩵🩵
        🩵💙💙💙
        💙💙💙
        🩵🩵
        💙
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۳۶
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        جواد مهدی پور
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۱۷:۱۰
        "در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
        کان شاهد بازاری وین پرده نشین باشد " خندانک " حافظ"


        درود بر شما جناب نقده دوزان گرامی

        زنده باشید به مهر

        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        مجید بهلول (میثم)
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۱۸:۱۹
        درود‌بر‌شما
        راستی‌برای‌چی‌اینجوریه؟
        خندانک خندانک
        پشت‌این‌پرده‌فزون‌پرده‌دیگر‌زده‌اند
        پرده‌‌بردار‌که‌در‌پرده‌دیگر‌‌برویم خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۰۵


        جواب:



        بشنو‌ ای بنده ی من
        بشنو ای بنده ی من
        من خدایت هستم
        حرف تو بشنیدم
        سوز و آهت دیدم
        بس کن ای بنده ی من
        به خدا یا به خودم یا به حقیقت سوگند
        شعر پر سوز و گدازت دل من ریش نمود
        جگرم را بگداخت
        آنقدر در غم تو آه کشیدم که هوا طوفان شد
        دیده گانم تر شد
        چشمه ی چشم من از دجله و جیحون بگذشت
        سد اسکندر و کارون بشکست
        و نه تنها این بود
        عرش و کرسی همه در لرزه فرو افتادند
        عرشیان نعره زنان شوریدند
        شورشی در حرم امن الهی رخ داد
        قدسیان مویه کنان ضجه زنان نالیدند
        و چنین می گفتند:
        یا رب این بنده به درگاه تو روی آورده
        نا امید از همه ی کون و مکان
        از همه دیو و ددان
        از همه خوب و بدان
        از همه خار و خسان
        از همه کس همه چیز
        با صد امید به درگاه تو روی آورده
        گر چه از قهر و غضب می گوید
        دل پاکی دارد
        شطح و کفران وی از ناچاریست
        دلش از جور جفا ریش شده
        مرهم زخم دل ریشش باش
        نظری بر وی کن
        همچنان می گفتند
        و دعا میکردند
        و من آمین گویان
        با خود عهدی بستم
        از همین ساعت و روز
        از همین لحظه و آن
        هر چه گوئی بکنم
        هر چه خواهی بدهم
        زندگی بر کامت
        گنج قارون که به یک دم همه در زیر زمین پنهان شد
        و دو صد گنج دگر
        همه از آن تو باد
        باد و خورشید و مه ابر و فلک کون ملک
        همه در فرمانت
        شوکت کورش و هم قدرت دارای بزرگ
        تخت کاووس کی و ملک سلیمان به کفت
        همه ی تاج وران در قدمت
        باز هم می خواهی
        باز هم می خواهی
        دانش و هوش ادب با تن سالم دادم
        صورت و سیرت زیبا به تو اعطا کردم
        عمر مال و قلمت را برکت بخشیدم
        کشش و عزت و مهر تو جهانی کردم
        تا همه ماه رخان طالب وصلت باشند
        عاشق ناز نگاهت باشند
        این همه عیش و طرب نوشت باد
        باز هم حرفی هست
        باز هم حرفی هست
        نام تو جاویدان
        یاد تو ای تو «خراباتی» نام
        همه دم در دل ها
        همه دم در دل ها
        #محمد_کریم_نقده_دوزان "خراباتی"
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۳۵
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۳۶
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        قربانعلی فتحی (تختی)
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۵۰
        درود برشما استاد ارجمند جناب استکی عزیز

        عجب جواب طولانیی بود

        شما که همه چیز از جانب خداوند دادی به بنده اش

        پس دگر جای شکوه و اعتراضی نباید باشد خندانک

        بهتر است جناب کریمی ازاین پس شکر خدای را
        بجا بیاورد انشاالله خندانک

        موفق باشید عالی بود استاد دست مریزاد خندانک

        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۲:۵۵
        سلام و هزاران درود جناب آقای استکی ادیب، فرهیخته و استاد معظم
        متشکرم از زحمتی که متحمل شده اید و بذل محبت نموده اید استاد.
        تصمیم دارم امشب جواب را که خون دل ها خوردم تا به اینجا رسیده ام را متنشر کنم...
        حدود سال هفتاد و دو غزل را سرودم و در تارنمای خود پست گذاشتم اما کسی جوابی بر آن ننگاشت تا سال هشتاد و چهار خود دست به قلم بردم و این جواب را سرودم و احساسی بزرگ به آن دارم و حقیقتأ از مرز کفر عبور کرده ام.
        بسیار بسیار سپاسگزارم از جنابعالی بخاطر پژوهش و تحقیق موشکافانه همچنین با توانمدی وافر که تنها در یک استاد بزرگ نهفته است.
        دستبوس ساحتِ جنابتان هستم.
        با کمال تقدیر و احترام ویژه
        ♥🙏🏻💐🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ ۱۶:۱۶
        🙏🏻♥💐🌹🌹🌹🌹
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۵۶
        سلام و هزاران درود جناب آقای استکی ادیب، فرهیخته و استاد معظم
        متشکرم از زحمتی که متحمل شده اید و بذل محبت نموده اید استاد.
        تصمیم دارم امشب جواب را که خون دل ها خوردم تا به اینجا رسیده ام را متنشر کنم...
        حدود سال هفتاد و دو غزل را سرودم و در تارنمای خود پست گذاشتم اما کسی جوابی بر آن ننگاشت تا سال هشتاد و چهار خود دست به قلم بردم و این جواب را سرودم و احساسی بزرگ به آن دارم و حقیقتأ از مرز کفر عبور کرده ام.
        بسیار بسیار سپاسگزارم از جنابعالی بخاطر پژوهش و تحقیق موشکافانه همچنین با توانمدی وافر که تنها در یک استاد بزرگ نهفته است.
        دستبوس ساحتِ جنابتان هستم.
        با کمال تقدیر و احترام ویژه
        ♥🙏🏻💐🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۱۲
        درود و آفرین بر شما 🌹
        نیایشی گلایه‌آمیز و بی‌ریا خندانک 🌹
        دریای دلتون آرام🌹
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۳۵
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        محمدکریم نقده دوزان خراباتی
        جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ ۱۶:۱۵
        💐💐💐💐💐💐💐
        🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        سلام و درود بانـــــو...
        پاس می دارمتان
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۳۵
        سلام و ادب احترام شاعر گرامی
        درود فراوان بر شما شاعر گرامی
        بسیار زیبا ست سروده ی شما قلمتان مانده گار
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۲:۰۲
        درود برشما جناب کریمی بزرگوار

        نیایش جالبی بود و

        گلایه آمیز البته خندانک

        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

        در کار خداوند متعال جای اعتراز و ایرادی نیست

        چرا که آنچه که در صلاح بند ه ا ش هست
        به او میدهد اگر طوری دیگر باشد شاید به زرر
        بنده اش..........‌‌‌‌........

        تمام شود و مشکلات و ناراحتی بیشتری

        خدای نکرده برای بنده اش پیش بیاد

        روی این حساب باید هرچه خداوند عطا کرده خندانک

        شکر نعمتش بجای آورد . خندانک

        بنده به عنوان مثال عرض میکنم
        نو جوانی نزد پدر اسرا واسرار که برایم موتور بخر
        پدر گفت پسرم در صلاح تو نیست که برایت
        موتور بخرم ......آنقدر پسر اسرا ر کرد تا پدر
        مجبور شد برایش بخرد ...‌‌.... تاینکه روزی
        دور ازجان تصادف کر د و پایش شکست....

        آن وقت پسر فهمید که چرا پدرش در خرید
        موتور مخالف بود.



        کما آنکه نعمت سلامتی بهترین نعمت هاست خندانک


        البته جناب کریمی خودشان اهل معرفتند

        بنده هم دراینجا نظرم را عرض کردم
        . جسارت بنده را می بخشید.

        برای شما آرزوی موفقیت مینمایم

        شاد و سلامت و تندرست باشید انشاالله خندانک

        قربانعلی فتحی  (تختی)
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۲:۰۳
        درود ها جناب کریمی

        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مرتضی میرزادوست
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۲:۵۴
        درود بر شما خندانک
        عالی و زیبا سرودید خندانک خندانک
        ابراهیم کریمی (ایبو)
        چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ۲۳:۳۶
        سلام و درود بر شما زیبا بود خندانک خندانک
        نامرد به کام دل، نادان همه در نعمت
        بر لقمه جوئی خونین، دست و سر و جان بازم
        خواندند به گوش ما، حکم ازلی این بود
        من خام نمی گردم، بر حکم ازل تازم
        مریم کاسیانی
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ ۱۰:۰۸
        درود بر شما شاعر گرامی
        زیباست
        بمانید به مهر و شعر
        خندانک خندانک خندانک
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ ۱۰:۰۸


        درود برشما
        زیبابود


        خندانک خندانک خندانک خندانک
        یاسر کریمی
        جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ ۱۹:۵۰
        درود بر شما عالی بود خندانک خندانک خندانک
        ساسان نجفی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر جناب خراباتی عزیز..
        زیبا سرودید..زیبا به دل نشست..
        خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0