سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

شنبه ۳ مهر

صفحه رسمی شاعر بهمن بیدقی


بهمن بیدقی

بهمن بیدقی



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
شنبه ۸ بهمن ۱۳۴۵

برج تولد:

برج دلو

گروه

:
افراغ اندیشه

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸

شغل

:
مهندس عمران

محل سکونت

:
تهران

علاقه مندی ها

:
طراحی - نقاشیخط - صنایع دستی چوبی شامل نقش برجسته و مجسمه - نقاشی رنگ روغن -عکاسی- سرودن شعر - نوشتن داستان کوتاه

امتیاز

:
۴۳۷۵
تا کنون 173 کاربر 685 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
برای مشاهده ی آثار هنری دیگر (ازجمله طراحی ، نقاشی ،خط ، صنایع دستی )درصورت تمایل میتوانید به گوگل و وبلاگ اینجانب در سایت صدهنر مراجعه فرمائید . یا اینکه درگوگل به فارسی بهمن بیدقی را تایپ فرمائید

لیست دفاتر شعر


۱


اشعار ارسال شده

رؤیا می بافیم شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

همه آن عدو و، آن عربده ها ، راه به جایی نبَرَند  ...
ثبت شده با شماره ۱۰۳۱۳۳ در تاریخ ۲ روز پیش    نظرات: ۸
قمر بنی هاشم شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

غم مخور، تو ای علمدار! که چرا آب به خیمه نرسید روح وجسم ات ، به نیّت وعمل چقدر، پیروز شده است  ...
ثبت شده با شماره ۱۰۳۰۹۷ در تاریخ ۳ روز پیش    نظرات: ۱۲
قافِ قفا شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

تویی که دوا را قدرتِ شفا می بخشی  ...
ثبت شده با شماره ۱۰۳۰۵۷ در تاریخ ۴ روز پیش    نظرات: ۱۲
گلوله شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

صفیر گلوله آمد و، بعد ، خودِ گلوله دریده شد دل و روده ، ز اصابت آن گلوله  ...
ثبت شده با شماره ۱۰۳۰۲۹ در تاریخ ۵ روز پیش    نظرات: ۱۰
روا دید شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

بابای طاهرِ هردوعالم ، به هرجا نگریست ، روی تو را دید حتی پلک برهم گذاشت ، روی تو را دید  ...
ثبت شده با شماره ۱۰۳۰۰۰ در تاریخ ۶ روز پیش    نظرات: ۸

مجموع ۶۰۰ پست فعال در ۱۲۰ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر بهمن بیدقی


نذری
 
دوتا دوست ، تووی کوچه توپ بازی می‌ کردند . دوتا دوستِ شش ساله .
یکی شون فرزتر بود و هِی به اون یکی گُل میزد .
اون یکی حرصش دراومده بود . مخصوصاً کُرکُری هم چاشنی ب
۱۰ روز پیش    نظرات: ۴

کله پزی سیّد
 
فریبرز در را برای دوستش باز کرد و هر دو وارد کله‌پزی شدند . دوستش سلام کرد و جواب شنید . فریبرز : سلام آقا سید . صبح زیبای شما بخیر
آقا سید : بَه آقا فریبرز، سل
حدود ۱ ماه پیش    نظرات: ۲

سناریو
 
من بارها و بارها با اتفاقاتی برخورد نموده ام که دوستشان نداشته ام، ولی هیچگاه به خودم اجازه نداده ام که از خدای مهربانم در بروز آن حوادث و اتفاقات غمگین ، خرده بگیرم .
یک
جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۳:۳۷    نظرات: ۴

تغییر قیافه
 
مازیار موذیانه مُوزر به دست ، مقابل آینه ایستاده بود . دکمه ی مُوزر را روشن کرد . مدتی بعد مازیار،  یه جوردیگه شده بود. ازپله های خونه ی دوبلکس شون که پایین اومد، لرز
يکشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۴۶    نظرات: ۰

پناه
 
اصابتِ هراس گونه ی مکررِ جسمی به شیشه ، کودک را سراسیمه به کنار پنجره کشاند .
ناگهان گنجشکی را دید که انگار ازچیزی ترسیده باشد ، خود را به شیشه می کوبد .
سریعاً پنجره ر
پنجشنبه ۲۴ تير ۱۴۰۰ ۰۴:۳۹    نظرات: ۰
مجموع ۷۵ پست فعال در ۱۵ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1