سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 13 مهر 1401
  • هجرت حضرت امام خميني -ره- از عراق به پاريس، 1357 هـ ش
  • روز نيروي انتظامي
11 ربيع الأول 1444
    Wednesday 5 Oct 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      چهارشنبه ۱۳ مهر

      غمان قصه

      شعری از

      امين آزادبخت

      از دفتر يلدا نوع شعر نیمائی

      ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱ ۱۳:۲۳ شماره ثبت ۱۱۲۵۵۱
        بازدید : ۵۰۵   |    نظرات : ۸۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر امين آزادبخت
      آخرین اشعار ناب امين آزادبخت

      به سرتاسر
      همه دشتان نشسته بر دلِ کوهش،
      بیابان بود
      و آبادی غریب از قُدقُد مرغی
      دو کرکس را برادر بود
       
      دو پیمان کرکسان با هم
      بساط هر دو خوان با هم
      نگاهاشان به هر سویی
      دو پرواز از فراز آسمان با هم
      غذایی گر به چنگ آمد هم آن دو را برابر بود
      و آبادی به زیر چشم آن دو را سراسر بود
       
      به حکمان گفتگو گفتش:
      برادر کرکسم اینجا،
      تو پنداری در این دهکوره آبادی
      طعامی،لقمه پس ماندی
      به قدری قوت ما مانده؟
      بمانَد بهر ما مُردار
      همان صیدی کَزان چنگال شیری باقی اش مانده
      شکاری از جوانمردان...
       
      -نه جانم کرکسم دیگر
      برون آ زین طریقتها که می پایی
      ندیدی کاهلی کنجی
      فتاده خسته و رنجور
      نه اش خویشی بگیرد آخرش دستش
      نه یک رهرو روان باشد بدو رحمش
      شریعتها که می بینم
       وفا رنگ است
      و صحبتها شنیدستی
      نه از روی محبت،بل همه جنگ است
      فراوان خوی و عادتها
      پر از کینه و نیرنگ است
       
      --برادر مونسم کرکس
      نه اینجا مردمان باری
      مشقتها کشیدستند زِ جورِ روزِگارُ بس
      نمانده یک دو چند کاری
      زمینهاشان که می بینم
      پر از آب وُ پر از کار وُ پر از بار است
      فروخفتن به زیر سایه ای شاید
      مدام از سوزِ تابستان گریزان بوده اند نالان
      و این روزان صراط ظهر مرداد است
       
      -نه جانم کرکسم اینجا
      یکی بیچاره مردی سرنهاده گوشه ای شاید
      دگر را گوشه ی عزلت گزیده در فراق داغِ فرزنداست
      یکی با آن یکی با هم
      دمادم از می و باده
      پر از مستی پر از نیرنگ و اینگونه که خرسند است
      و بدبین آن نگاهاشان
      اگر مانده به روی هم
      گهی نفرین گهی لعنت
      فغان از این همه نفرت
      پریشانند به سوی هم
       
      --همه فکرت برادر کرکسم زینها
      کشیدستی به تاریکی
      به پیچِ موج دریایی
      نه اش ساحل،نه اش حاصل،نه یک مرغی از او حاصل
      نه بی راهست همه کفر است و بی عاید
      مگر آن کودکی نوباوه خرسندی ندیدی که چنان فریاد می زد
      رها بودش جز از راهی که در فکر تو می زاید
      و آن زن را غریبی سوخته بالینش
      همو مانده چنان بر شوی و بالینش
      همان شویی درید او را دو تا گرگی پسان سالان
      یکی روزان
      و آن دیگر(یکی دیگر)
      تهی دستان
      ببینش چون به سر تا پای همان فرهادِ شیرینست
      نه اش همراه خود پندار بد بینست
      پریشان مال و آیینش
      چنان شادان رهانید از غبار روزگاران را
      گذشته ها به رخسارش
      به هر چینی که می بینی
      یکی مرگی اسفناک از دلیرانی که سازش را رهانیدند
      و فرزندش
      به خون غلطیده سردارش
       
      -برادر جان چه می گویی؟
      نه اینجا خاک سرداران خوشنامست
      زمین خشکست
      و بارانها نمی بر گونه ای اصلا
      و شاید قهر ابرانی سیه چُرده که اینان را امیدی بود
      نه بی شک قهر مژگانها
      که پیش از این رواق طاق دشتهاشان به خرمنها نویدی بود
      و این خلقان به هفتوانه
      به بنیامین کِری داوِت نگهداران
      و موسایی و داوودان
      به خاتون ام سلطانان
      و شاهان را ششم ابرام
      و هفت آخر به یادگار حمیدی بود
       
      --برادر هان
      به یاد آمد مرا خاطر
      بلی آنچه که می بینم،همه مردان،تباران کودک و ایلان
      جز از پاکی ردایی استوار آخر
      به یک نیستی و راستی را سرانجام ان(سرانجامان)
      و اینان را بدون شک به زیر سایه ی سلطان پناهی هست
      نمی بینی که چون بی غش صفا دارند
      و بیزار از خباثتهای بی وقفه،فضایی دلربا دارند
      و اینان شاهِ مردانند
      و سرگردان پلیدی ها
      چراغان خانه هاشان باز
      نه دربی دارد و بندی
      و هر کلبه به سان یک عمارت هست
       
      --و گورستان
      ...
      -و گورستان که می بینم
      یکی دارد نشانی را به رنگ آسمان بر سر،رواق آسِتان بر در
      دگر آسوده در سایه و یک سنگی
      و آن دیگر دریغ از یک نشان بر جا
      دگرها را نشان از گورِ بی نام است
      بگو چون سویِ این دهکوره آبادی دلت را کو به یک نانی زِ انعامست؟
      دلیران را شکوهش پنجه در خاکست
      گرش یادی فتاده باشدش سالی
      نه اینان را انیری نیست
       
      -عقاید را
      ...
      --عقاید را که می بینم
      همه یک رنگ و یکدستند
      نه اش عقده
      نه اش کینه
      نه اش خبطی به دیرینه
      همه بی رنگِ بی رنگند
      دریغا حیله ای در کار این چشمان و سیماشان
      جز از بخشش به دستاشان
      ندارند یک دوتا ریگی به کفشاشان
      برادرجان
      جز از پاکی دریغی حسرتی بر دل
      و رخساران
       ببینی چین و خم بر طاق ابروها
      به جز راهی بپیماید امیدهاشان به تنهایی به غار غم
      صراطی نیست
      و آری نیست...!
      ۱۴
      اشتراک گذاری این شعر
      ۴۴ شاعر این شعر را خوانده اند

      بتول رجائی علیشاهدانی(صنم)

      ،

      م فریاد(محمدرضا زارع)

      ،

      محمد رضا خوشرو (مریخ)

      ،

      سید محمدرضا لاهیجی

      ،

      سارا رحیمی

      ،

      مهدي حسنلو

      ،

      محمد باقر انصاری دزفولی

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      اميرحسين علاميان(اعتراض)

      ،

      امين آزادبخت

      ،

      سید هادی محمدی

      ،

      شاهزاده خانوم

      ،

      طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)

      ،

      فاطمه بهرامی

      ،

      ابراهیم کریمی (ایبو)

      ،

      تکتم حسین زاده

      ،

      زهرا آهن(ملکبانوی سیب)

      ،

      مسعود آزادبخت

      ،

      مهرداد عزیزیان بی تخلص

      ،

      حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)

      ،

      حسین رضایی(آشنا)

      ،

      سید علی کهنگی (واسع)

      ،

      محمد گلی ایوری

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      وجیهه رستگاری گل سرخ

      ،

      محمدحسن پورصالحی

      ،

      علی احمدی( امین)

      ،

      آذر مهتدی

      ،

      سیدیحیی حسینی

      ،

      احمدی زاده(ملحق)

      ،

      فروغ فرشیدفر

      ،

      ناهید افسری نژاد (رها)

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      امید کیانی (امید)

      ،

      طوبی آهنگران

      ،

      هواجان جاویدان

      ،

      سعید ساعدی

      ،

      زیبا خدادادی ارپناهی

      ،

      زلیخا رامیار،امید سحر

      ،

      روح اله سلیمی ناحیه

      ،

      پژمان گندمکار

      ،

      سیاوش آزاد

      ،

      بهــاره طـــلایـی زیدی

      ،

      غلامرضا مهدوی (مهدوی)

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ ۱۴:۴۳
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و خوش آهنگ بود
      طولانی؟ خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۰۶
      سلام استادم

      چقدر دیدنتان شادی بخش است

      نیز حضورتان

      طولانی را که خود گمان نبردم
      بل بیشتر جا داشت و قصور از کم سوادی ام بود که نتوانستم مفاهیم را در قالب نیمای بزرگ تشریح کنم.کاش در آینده بتوانم ادامه اش را بسرایم.

      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۰
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۳۹
      خندانک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۰۷:۲۱
      خندانک
      درودبرشما جناب آزاد بخت خندانک
      بسیارزیبا بود خندانک
      خندانک خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۰۹:۳۴
      سلام بانوی ماه چهرِ پری نقش

      حضورتان این باغ را شادمند کرد
      نیز باغدار را

      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۳۹
      خندانک
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۲۰
      سلام ارجمندم.مهردادم.
      نیز هم نور دیده ام.


      چقدر این طولانی شدن خوش نشین بود.
      راستش من از ابتدا،برای موضوع شعر،یک نگرانی داشتم.نکند نتوانم آنچه هست را بکارم.و دین را ادا کنم.اشراف من به موضوع،به قدری بود که جرات پرداخت را به خود بدهم.اما چیزی که نگرانم می کرد این بود که نتوانم به درستی تمامش کنم.وقتی باید آغازش درست می بود کرکس بهترین آغازگر داستان بود.بی اندیشه نیست کرکس را گزیدن.مخاطب اگر اهل فن باشد این روایتگر داستان را با موضوع،ارتباطش را خواهد فهمید.بگذریم که بازکردن همین کرکس،برای خودم داستان می شود.و استاد احمدی به گردن ما حق دارد.وقتی کرکس به ذهن علیلمان آمد ،ناقص بودن را فراموش کرده و اینچنین برداشت کردیم که می توانیم تا آخر،همسفر راوی باشیم و بس...غافل از آنکه راوی،ما را جاگذاشت و ما تنها ماندیم و این قبر بی نام.اابته یک اوجهایی را تجربه کردیم اما بسنده نبود.هیچ وقت هم بسنده نخواهد بود
      .ساده بودن را دوست داریم و از گزافه و اطناب تا جایی که بود دوری جستیم.طولانی که ارجمندانم چون شما عرض کردید و سایرین را تشریح می کنم که همین هم کوتاهی بیش نیست چرا که بسیاری ماند و ما ناتوان.بل در آینده شاید توفیقی حاصل بتوانیم در ادامه حق مطلب را برای این مردمان نازنین که چونان گورستانی بی نامند ادا کنیم.به راستی که نشماردم چند و چون خروجم از وزن مگر در مواردی که ادامه بر وزن می چربید.شاید راهنمایی دوستان شاید خلسه در زمان یاریگرم باشد .نمیدانم...آن روزها وقتی میهمان باغ اخوان بودم از ذوق تا دم مرگ رفتن(که اغراق زیباست)را تجربه می کردم و گمانگر این بودم که دیگران چون من نیز...دیری نپایید دریافتم تاوان گمان بد را می دادم...و چه تاوان شیرینی.و حال که این حقیر سخن به گزافه می راند یک دچارگر بیمار طولانی پرست است.و شاید نیز قالب مرا دربرگرفته باشد.بعید نیست.سخن به بیراهه نراندی دوست من،بیشتر خواستم همین را عرض کنم و شاید در لابه لایش پهلویی به واکاوی موضوع برای مخاطبم بزنم.امید که بازهم بیراهه نباشد.


      و صد البت تا ببینیم مخاطبانمان چه برداشت کنند.
      سبزینه نیز بخاطر همان پهلو بود و بس.


      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان
      مهرداد عزیزیان
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۵۰
      درود مجدد✋🌺
      بله مسلما هر اثری مخاطب خود را دارد
      و بسیاری داستان کوتاه خوانند و بسیاری کلیدر خوان
      و هیچ کدام نمیتواند دیگری را از خواندن و دنبال کردن باز دارد
      اول مهم حظ و کیف راوی‌ست
      دوم مهم همراهی مخاطب
      و هر اثری مخاطب طالبش را جذب خواهد کرد
      پایدار باشید 🙏🌺
      ارسال پاسخ
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۲۲:۴۰
      گرانقدرم

      به راستی که همین است.
      پر اندیشه است خط به خط کاشته تان.

      و نیز شادی بخش و امیدآفرین.


      سپاسمندم خندانک خندانک خندانک
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۵۳
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      احمدی زاده(ملحق)
      احمدی زاده(ملحق)
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۱۲
      سلام محبت کنید بار دیگر خودتان در صفحه خودتان تیک نقد نزنید! با تشکر فراوان از درک بالایتان خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۳۷
      سلام استادم.

      ورود شما به این صفحه،مایه ی روح بخش است.
      نیز هم
      افتخار.


      خاصه به هر نحو باشد.

      پیشتر گمان می بردم نقد برای آموزش است.
      شاید آموزشی که به واکاوی برای مخاطب بیانجامد.
      نیز هم در حالی به اصل هر دو کاشته آسیب نزند.
      کاشته نقد و کاشته شاعر‌.
      این حقیر سعی را بر آن داشتم.
      خطا ار رفت خسروان دانند و باقی که اختیاردارند.و ما از این حیث کمترین حق را برای خود قائل نخواهیم بود.


      شاعران روح لطیفی دارند و ما اکنون با کاشته شما در این باغ،گمان به خطا برداشت کردیم که چون مایی چون شمایی را آزرده خاطر کردیم.
      بر همین حال،حق این نیست پایمال کننده حق شما،که زحمت کشان این سایت وزینید،کماکان اسباب زحمت باشد.

      نیکمند اینست که دیگر نباشیم .این خود تنبیهی بزرگ است .خاصه آنکه شما ما را دارای درکی والا خطاب کردید.

      ما اهل حاشیه نبوده و نیستیم.
      بدرود استاد احمدی.
      بدرود مسعود خوبان.
      بدرود اهالی محترم سایت وزین ناب.


      با سپاسمندی
      احمدی زاده(ملحق)
      احمدی زاده(ملحق)
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۴۱
      سلام هر طور مایلید دوست گرامی اما اینرا بدانید هیچ کسی از اموزش بدش نمی اید الا خلالی در یاد گیری داشته باشد این یک دو ریکاوری را شاعر و منتقد دیگر انجام می دهد نه خود شاعر زیر صفحه اش موفق باشید خندانک
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۴۹
      سلام و احترام اخوی گرانقدر و
      استادملحق عزیز
      البته شاید روا نباشد بنده در حضور بزرگان سخنی برانم
      اما حقیقتا با شناختی که از هر دو بزرگوار دارم، می دانم که امین عزیز جز آموختن و آموزش قصد و نیتی نداشته است چرا که خود بنده در محضرشان اموخته ام
      استاد ملحق عزیز نیز بنا بر قوانین سایت که ستون نقد برای اموزش به کار برده شود بر این رسالت اهتمام می ورزند و این کار البته برای ما شاعران بسیار ارزشمند است و جای تقدیر دارد.
      بنده بیشتر از این بحث را ادامه نمی دهم ،چون نمیدانم (درست) است شاعر برای( آموزش) شعر خود تیک نقد را بزند یا نه؟چون آموزش در هرصورت آموزش است .

      نکته ای دیگر اینکه ستون نقد توسط افراد نابلد ،حاشیه ساز و،،،،، الکی اشغال می شود و مدیریت بار این خستگی را از دوش ما برداشته و بر خود محول می کند .
      امین را البته آموزش هایش را نیز موثر و کاربردی می دانم
      و این دو کاملا از هم جدا هستند
      امیدوارم رنجشی از سخنانم متوجه هیچ شخصی قرار نگرفته باشد ،و این مساله به خیر ختم گردد
      با تقدیم احترام
      🌷🌷🌷



      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۳۹
      خندانک
      بتول رجائی علیشاهدانی(صنم)
      يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۷
      دلیران را شکوهش پنجه در خاکست

      درود و عرض ادب و ارادت محضر شما ادیب فرهیخته و زیبا کلام
      بسیار عالی و باشکوه
      درووودتان خندانک خندانک خندانک خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۰۱
      سلام بانوی مهر و ماه

      چه خطی را انتخاب کرده اید

      این باغ به حضورتان می بالد

      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۰
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۰
      خندانک
      مهدي حسنلو
      يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۰۹
      درودها
      امین جان
      خیلی عالی بود
      دست مریزاد برادر
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۰۳
      سلام ارجمندم

      راستی

      سوالی پیرامون اثر برایتان پیش نیامد؟

      هرچند اگر بدانید اشخاص نامبرده در اثر،کیستند من خطا پرسیده ام.
      سپاسمندم نیک اندیشم

      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۱۶
      سلام امین جان

      چه بگویم سخنی نیست
      می وزد از سر امید نسیم
      لیک تا زمزمه ای ساز کند
      به رهش نارونی نیست
      چه بگویم!
      _______

      --عقاید را که می بینم
      همه یک رنگ و یکدستند
      نه اش عقده
      نه اش کینه
      نه اش خبطی به دیرینه
      همه بی رنگِ بی رنگند
      دریغا حیله ای در کار این چشمان و سیماشان
      جز از بخشش به دستاشان
      ندارند یک دوتا ریگی به کفشاشان
      برادرجان
      جز از پاکی دریغی حسرتی بر دل
      و رخساران
      ببینی چین و خم بر طاق ابروها
      به جز راهی بپیماید امیدهاشان به تنهایی به غار غم
      صراطی نیست
      و آری نیست...!
      خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۲۰
      این خطوط هم البته دوست داشتنیست.

      مثلا پیش نیامد که کری داوت کیست؟
      یا ابرام.
      سرانجام چیست.
      یا ....

      بی خیال.
      من حضورت را خیلی دوست دارم.
      و می دانم در سپید توانمندی.

      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک

      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۰
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۰
      خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ ۱۳:۰۸
      با ارادت شاعر بزرگوار
      شورانگیز وزیباسرودی بود
      بسیار مستفیض شدم
      موفق پیروزوبرقرار باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۰۴
      سلام مرد نیکنام رادمرد

      بیکرانه است تعریفتان

      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۰
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۰
      خندانک
      سارا رحیمی(س. سکوت)
      يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۴۰
      درود بر شما بزرگوار جناب آزاد بخت
      بسیار زیبا بود
      موید باشی وتندرست خندانک خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۱۰
      سلام خاتون ایران


      راستی نیز،
      قدمت خیر است

      با سپاسمندی خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۰
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۰
      خندانک
      سید هادی محمدی
      يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۴۳
      سلام امین جان آزادبخت

      بسیار زیبا و عالی بود لذت بردم

      دلتنگ حضورت بودم مرد اشعار ناب

      بمانید به مهر و بسرایید

      خندانک خندانک خندانک خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۱۳
      سلام شاعر توانمند ایران،
      نیز مرامدار.


      شعرمان بیشتر از این نمی تواند باشد.
      حضور بی شعر،کافی نیست.

      نیز غنیمت است حضورتان.


      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۰
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۰
      خندانک
      شاهزاده خانوم
      يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۵۸
      درود بر شما خندانک

      نیمایی جذابی بود خندانک خندانک خندانک

      در پناه حق خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۱۷
      سلام بانوی ماه ایران.


      جذابیت را بی خیال،
      دافعیت نداشته باشد راضی خواهم شد.
      این خط نیما،
      جز شاعرش،گمان به جذب ندارمش،
      نیز مخاطب محور.


      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۰
      خندانک
      فاطمه بهرامی
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۴۲
      درود بر شما
      جذاب ولی طولانی بود
      بسیار عالی
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۶:۵۹
      سلام مه بانوی کهن مرز و بوم.


      راستی هم...
      جالب بود

      اما کجایش؟
      ورود کنید به باغ،و برداشت خود را از باغ تشریح کنید.تا بل همگان مستفیض شوند.

      ونیز صاحب باغ.


      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      فاطمه بهرامی
      فاطمه بهرامی
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۰۸:۴۵
      درود بر جناب آزادبخت گرامی جذابیت شعر شما آنجاست که وقتی خواننده آغاز را شروع می کند با طولانی بودن شعر اما دوست دارد شعر را به پایان برساند که عاقبت گفتگوی دو تا کرکس را بداند
      وجذابیت دیگر اینکه شما از زبان دو کرکس سخن گفتید که خود آنها نماد غارتگری هستند و هرچه بر این ابدی سیر و سلوک کردند چیزی برای یافتن پیدا نکردند گویی از قبل غارت شده بود که دو کرکس مات و مبهوت شده بودند
      ودیگر اینکه رنج ومشقت وگرفتاری مردم را زیبا به شعر در آورده بودید
      و من آن قسمتی که از زبان کرکس بیان کردید که همه دلیران در ما ک خفته اند را بیشتر خوشم آمد چون در مورد این آبادی درست آرین حرف بود ...واینکه در آخر آن سرزمین را به غار غم تشبیه کرده که هیچ امیدی در آن وجود ندارد

      وسپاس که مشکلات جامعه بشری را به زبان شعر در آوردید ..زیبا و جذاب .....
      فاطمه بهرامی
      فاطمه بهرامی
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۰۸:۵۵
      ببخشید در بالا به خطر تایپ مواردی اشتباه نوشته شده بود
      ابدی که منظور آبادی بود
      دلیران در خاک خفته اند
      در مورد این آبادی درست ترین حرف بود
      و اینکه کلا از زبان کرکس ها به هر فکر ونظری مردم این آبادی را نقد کردید
      و در آخر به این نتیجه رسیدید که عقاید همه یک رنگ و یکدست شدند حتی آنهایی که پاک تر هستند ایمانشان ضعیف گشته وهم رنگ مکاران شده اند و همگی در غار غم فرو رفته یا خود را به خواب زده اند وامیدی در دلشان وراه مستقیم وهدایت وجود ندارد

      مصداق این ضرب المثل که انسانی را که خواب است می شود بیدار کرد ولی کسی که خودش را بخواب زده نمی شود بیدار کرد

      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۰
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۰
      با سپاس فراوان از زحمات دوباره خوانشتان
      نیز برداشت...که خرسند گشتم به اصل کاشته آسیب نزد.
      بیشتر سخن راندن از ادب دور است
      چون ما بدرود گفتیم پیشتر.
      با سپاسمندی
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۰
      خندانک
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۶:۵۹
      سلام مه بانوی کهن مرز و بوم.


      راستی هم...
      جالب بود

      اما کجایش؟
      ورود کنید به باغ،و برداشت خود را از باغ تشریح کنید.تا بل همگان مستفیض شوند.

      ونیز صاحب باغ.


      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۱
      خندانک
      ابراهیم کریمی (ایبو)
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۲۵
      سلام و عرض ارادت
      شعر خوبی بود
      خدا قوت
      خندانک خندانک خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۴۹
      سلام راد مرد نیک

      خدا کند خوب بوده باشد.
      این خوب بودن هم داستان دارد.

      خدا به شما هم قوت دهد ارجمندم.


      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۱
      خندانک
      تکتم حسین زاده
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۲۶
      درود جناب ازادبختِ گرامی
      یکی دارد نشانی را به رنگ آسمان بر سر خندانک
      بسیار زیبا و عالی قلم زدید⚘⚘لذت بردم
      طولانی ولی جذاب و جالب بود
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۵۶
      سلام بانوی ماه جبین

      نهالتان سبزی اش نمایان است.
      باور کنید این طولانی بودن گناه من نیست.آخرش فکر می کنم کار دستم بدهد.شوربختانه اینست که خود گمان به طولانی بردن نمی برم.در مخیله ام نمی گنجد که طولانی بوده باشد.خاصه آنکه تمام حرفها گفته نشد.

      و حق مطلب نیز ادا.چه کنم که به ظاهر اما...
      گناهکارم.
      سرورم اخوان
      .
      .
      .
      گناهکارتر


      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۱
      خندانک
      زهرا آهن(ملکبانوی سیب)
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۳۵
      درود بر شما
      قلمتان نویسا
      شاد و پیروز باشید @};- =D>
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۲
      سلام ایراندخت ملکبانوی سیب،


      چه دعایی....
      نیز هم شاد و پیروز بودن.



      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۱
      خندانک
      مهرداد عزیزیان
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۲۱
      درود جناب آزادبخت گرامی
      خسته نباشید 🌺🌺🌺
      صادقانه اگر بخواهم صحبت کنم که البته صداقت با مهر و مودت منافاتی ندارد🙏
      با اشعار طولانی میانه ای ندارم. اصولا شعر را سخن موجز و مفید میدانم و داستان و مقاله و رمان را باب کمی طولانی نوشتن
      منتها در اشعار کلاسیک هم گاهی تعداد ابیات از ۲۰۰ بیت تجاوز کرده است که این نشانه‌ی علاقه‌ی برخی شاعران به اشعار طولانی‌ست
      منتها آنچه موجب حیات شعر موزون است وزن است که در اشعار طولانی کار شاعر سخت تر هم میشود
      در بیش از ۶ مورد خروج وزنی در اثر دیده میشود
      که نیاز به ویرایش دارد
      ولی با توجه به اشراف شما بر شعر ، گمانم بر این است که خروج از وزن تعمدی بوده
      نمیدانم شاید هم نبوده
      منتها اثرتان جای تقدیر دارد
      موفق باشید 🙏
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۴۴
      سلام و احترام اخوی گرانقدر
      بسیار عالی بود اثرتان ،سیال روان و دارای تصویر و صنایع ادبی
      طولانی بودن زمانی خسته کننده خواهد بود ک جذابیت و کشش درونی نداشته باشد،
      این اثر به نظر من از ابتدا تا انتها،شاعر بر موضوع واقف و مسلط بوده است،با زیرکی و تازه کردن ذهن مخاطب و ایجاد چند زیرمجموعه برای هدفی خاص با ایجاد کنایه ها و استعارات و صنایع ادبی،به جذابیت اثر رنگ و رویی دلفریب داده است.
      هرچند بنده خود اشعار کوتاه و بطور معمول متوسط میپسندم و گرایش دارم اما
      این اثر را نیز مانند (زن خیابان ) بسیار دوست دارم
      اشاراتی که در پایان سطرهایتان بود حاکی از تسلطتان در باب مفهوم گزینی بود که در انتهای اثر به یک جمع بندی منجر شد
      تقدیمتان با مهر
      خندانک خندانک خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۲۲:۳۵
      سلام مسعود خوبان.

      خدا می داند که چقدر دوستت دارم.

      نیز هم طولانی بودن بارز شد.
      و چه تعبیری داشتی از آن.دروغ است اگر بگویم از تعبیرت شادمان نشدم.

      خدا می داند که برای مسعود خوبان هم موضوع را نشکافتم و حتی اشارتی.
      برداشتش اما،خرسندم کرد که به لایه ها نفوذ کرده است.

      پایانم مسعود هرچند به گمانت خوب بود اما آنچه می خواستم پیش از آری نیست،نیست شد
      شاید در آینده...
      شاید نازنینم




      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۵۳
      خندانک خندانک خندانک
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۱
      : خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد گلی ایوری
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۰۸:۲۴
      درود بر شما جناب امین آزادبخت
      عالی بود بزرگوار خندانک

      به حکمان گفتگو گفتش:
      برادر کرکسم اینجا،
      تو پنداری در این دهکوره آبادی
      طعامی،لقمه پس ماندی
      به قدری قوت ما مانده؟
      بمانَد بهر ما مُردار
      همان صیدی کَزان چنگال شیری باقی اش مانده
      شکاری از جوانمردان...

      -نه جانم کرکسم دیگر
      برون آ زین طریقتها که می پایی
      خندانک
      هر چند شاید دانشم درک بالایی از شعر موزون جناب عالی را نداشته باشد و لی بسیار برایم جالب و مسرت بخش بود که بر خلاف دید عامه از کرکس ، شما زیرکانه و ماهرانه از زبان کرکس ابتدا بیان دغد دغه و سپس حماسه آفریدید ولی بنده با این بیت نتوانستم ارتباطی برقرار کنم اگر توضیحی بفرمایید ممنون می شوم خندانک
      و این خلقان به هفتوانه
      به بنیامین کِری داوِت نگهداران
      خندانک
      امید اینکه راه منتهی به غار غم ،
      به گلستان امید باز بشود خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۰۹:۳۳
      سلام مرد نازنین و دقت مند

      بسیار خرسند گشتم از آنچه پرسیدید.بی شک با قی اش هم جای سوال دارد.
      هفتوانه مقصود هفتن از سران اهل حق اند.پیر بنیامین.داوود.پیر موسی.داودان.خاتون دایراک.شاه ابراهیم و بابایادگار.

      حال آنکه در ادامه به مقصود نزدیکتر خواهی شد و موضوع دغدغه.

      حماسه را هم خوب اشاره داشتید
      نیز کرکس

      خوانش آنچه بیان داشتید باعث سرورم شد و من از خدا چه خواهم دیگر


      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۱
      خندانک
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علی احمدی( امین)
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۴۰
      سلام و درود جناب آزادبخت عزیز ( هرچند تا وقتی که نامی بدین زیبایی دارید حیفم می‌آید با نام خانوادگی خطابتان کنم! کاش اسم شناسنامه‌ایِ من هم امین بود)
      آشنازداییِ هوشمندانه‌ای که برای روایت اثر به‌کار گرفتید بسیار موثر افتاد
      لذت بردم و فرا گرفتم
      خندانک خندانک
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۴۰
      سلام مرد آریایی

      اینکه این نام را تا این حد دوست دارید مایه ی مباهات است.
      این نام امین ما،پیشکش شما.
      نام ها نیستند که می مانند...بلکه نامها هستند که می مانند.(بی خیال نام شویم)
      لذت بردنتان خرسندم می کند.
      شما یک کاش نواختید و ما هم یک کاش داریم که بکاریم ای کاش اثر را آنچنان که می خواستم و تمام مطالب را می خواستم به پایان می رساند.


      کاش است دیگر،شاید روزی به وقوع بپیوندد.


      یاغ به حضورت می بالد.
      نیز کاشت نهالت.


      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سیدیحیی حسینی
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۵۵
      بااهدای سلام

      استادفرزانه امین آزادبخت

      بهترینهارارقم زدید
      درودها

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
      امين آزادبخت
      امين آزادبخت
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۱
      سلام ناز مرد ایران پاک.

      با سپاسمندی از کاشته مهرتان.
      دوستتان دارم خالص.
      با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ناهید افسری نژاد (رها)
      سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۵۸
      سلام و درود بر شما
      بی نقص و زیبا بود .قلمتان همواره نویسا
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۲
      سلام بزرگوار احسنت بر شما
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سعید ساعدی
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۰۷
      زیبا بود قلم تان مانا خندانک
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۰۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۲۱
      درود و احترتم جناب امین ازادبخت
      واقعا متنی خاص خواندم
      من در هر نوشته ای نا خواسته در سیر مفهوم می خوانم
      دستمریزاد
      پاینده باشید⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩🌹🌹🌹🌹
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۰۰
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0