سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 29 شهريور 1399
    2 صفر 1442
      Saturday 19 Sep 2020
        سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)

        شنبه ۲۹ شهريور

        در گذر عمر

        شعری از

        محمد شمس باروق

        از دفتر عارفانه نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۸ ۱۰:۱۰ شماره ثبت ۸۱۵۳۲
          بازدید : ۲۰۱   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه


        به خودت که می رسی چه بی نظیر می شوی
        جسم نازم این روزها چه زود پیر می شوی
        چشم باز و بسته کردم عمر از زمان دور شد
        بی مهری که ببینی از زندگی سیر می شوی
        ابر کهنه  راه می شناسد جای غصه نیست
        به دشت تشنه آب نرسد چه دلگیر می شوی
        قصه بی وفایی عمر بر من چه حکایتی بود 
        فصل پیری که رسی با همه درگیر می شوی
        عمر که از چله گذشت مهمان ناخوانده داری
        با چربی و قندخون به انتظار تقدیر می شوی
        دل ضعیف، تن نحیف و خلق تنگ می شود
        زخم زبان که از نادان بشنوی تحقیر می شوی
        زندگی کردن دشوار و ترک زندگی آسان است
        در خواب و  بیداری بر زندگی  اسیر می شوی
        اشتها کم ، حرص افزون، چشم نافرمان
        به روغن سوزی افتی فکر تعمیر می شوی
        با فکر کُند و گوش سنگین، دست لرزان،
        با پیکر زار هر چه اندیشی بی تدبیر می شوی
        قامت کمان ابرو خم گشته از بار سنگین گناه
        تیر اگر سینه سوراخ کند چون حصیر می شوی
        درغروب غم و ساحل سرد منتظرت می مانم
        به صبح محشر  برسی زمین گیر می شوی
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸ ۱۳:۴۵
        باسلام

        شعرتان فکرِ خوبی دارد امااز لحاظِ ساختار از نبودِ موسیقی درونی و بکارگیریِ اوزانِ متفاوت در یک سروده ی واحد و رعایت نکردنِ جایگاهِ هسته ها و وابسته ها رنج می برد

        مثلا اگر بااین وزن شروع می کردید به نظرم بهتر بود:

        تو می رسی چون به خودت ؛ چه بی نظیر می شوی
        روح انگیز امیدی فرح
        روح انگیز امیدی فرح
        جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸ ۱۶:۳۰
        سلام و عرض ادب
        سپاسگزارم
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸ ۲۱:۴۸
        غزلی ناب و زیباست خندانک خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸ ۰۹:۵۸
        سلام
        قلمتون سبز
        پایدارواستوارباشید
        استادعزیز
        خندانک خندانک خندانک
        سید احسان موسوی ( سام )
        پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸ ۱۱:۰۷
        درود استاد ارجمند
        مسعود میناآباد  مسعود م
        پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸ ۲۰:۰۹
        سلام :
        درود بر شماارجمند گرامی..............
        -------------------------------------- خندانک
        ملیحه ارجمند ( م الف باران)
        جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸ ۰۷:۳۹
        خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0