سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 29 دی 1398
    25 جمادى الأولى 1441
      Sunday 19 Jan 2020
        * «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»آلبرت انیشتن

        يکشنبه ۲۹ دی

        تراژدی

        شعری از

        رضاچیرانی

        از دفتر قدرمطلق نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۸ ۱۸:۵۳ شماره ثبت ۷۶۵۴۸
          بازدید : ۱۹۹   |    نظرات : ۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر رضاچیرانی

        مرور میشوم 
        میان پینه های خاطرات
        به وسعت حریق جنگلی
         که هیچ شاخه ای از آن به جا نمانده است
        تمام لحظه های نارسیده را
        چه ناشیانه سر بریده ام
        به پای عمر 
        پای شوکران تلخ زندگی
        عجب حماقتی!؟
        کرال پشت میروند
        سکانس های مملو از تراژدی
        به روی پرده ی خیال 
        چه موذیانه پاپ کورن میخورند،
         غصه های لعنتی 
        میان سینه ای که خالی از هواست
        ببین کجا رسیده ام
         که دوش آب سرد هم مرا خنک نمیکند
        تنم میان حوله ی نبودنت، 
        غبار میشود 
        فشار خون به صفر میرسد، 
        کما برای رفتن نفس، 
        آش پشت پا درست میکند
        چرا هنوز در میان استکان روی میز، 
        جرعه ای هوای    شعر مانده است؟
        من که سر کشیده ام تمام شیشه های کشمش سکوت را
         
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۴ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۲۶
        درود گرامي
        بسيار زيبا و جالب بود خندانک خندانک خندانک خندانک
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        چهارشنبه ۶ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۵۷
        سلام / بعد از چندین ماه غیبت، اومدم
        و قرعه یِ کاو و پویش به شما افتاد
        ( البته چندان هم قرعه نبود، شعرِ درخوری پیدا نکردم و خواستم امشب نقدی داشته باشم )
        نمی‌دونم من توقعم زیادِ یا پسرفت داشته ایم؟ راضی نشدم در هر روی..... نزدیک پانزده شعر از عزیزان ناب خواندم...مشوش و دلْ لرزان و دلْ ک‌ِیف نشدم

        بگذریم....


        شاید پیرنگیست
        اصولاً پیرنگ بیشتر و پیشتر در عمقِ نقاشی و پرتره نمود داشته و دارد که گویی از رویِ یک شاکله یِ اصلی، فرعِ آن، زایِش می یابد

        اما ما اینجا بحثمان بر یک سِنترِ گنگ و مخفی یا شاید ابتری نهفته است که مایل است که مخاطب، خودش آن را بشناساند-بشوراند-بِپریشاند و زنده اش کند.... چرا که من معتقدم که با خلق هر سُرایش و اثری، راوی اش مُرده است و بر خواننده است که ذهنِ شاعر را بکاود
        یا بهتر است بگوئیم که:
        خط السیرِ سورئالی در دنیایِ پراگماتیسمیست که گویی در پریشِ و پستویِ هزاره ها گم شده است
        هَم اوست که بی ابایی در مداهنه و اذهانِ راوی خودنمایی میکند...هکذا و هکذا

        بامهر- عیسا
        همایون طهماسبی (شوکران)
        سه شنبه ۵ شهريور ۱۳۹۸ ۱۷:۵۷
        درودتانا
        زیباااااا
        خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        چهارشنبه ۶ شهريور ۱۳۹۸ ۰۶:۱۰

        بیا ای خسته خاطر دوست !
        ای مانند من دلکنده و غمگین
        من اینجا بس دلم تنگ است
        بیا ره توشه برداریم ؛ قدم در راه بی فرجام بگذاریم
        ---------------------------------
        چهارم شهریور سالروز در گذشت "مهدی اخوان ثالث" خندانک
        ________________________________________________ خندانک
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        پنجشنبه ۷ شهريور ۱۳۹۸ ۰۰:۳۴
        امروز در التیامِ دردهایِ فرورفته ی کوچه های تهران
        تا
        ژیلبر لازار
        هانری ماسه
        رژه لسکو
        ( از خلالِ نوولهایِ هدایت....
        پیام ژان ریشاربلوک
        و
        دردهای لیست شده ی بیست ساله ی پسران یأج و مأج
        ِچه فرقی میکند...
        وقتی...
        سر مفتش( انکیزیتور)
        برابر شرطه ی ( گپعو )
        ایستاده خوابیده و بفکرِ
        سانسورِ خویش است
        آه ای لذاتِ ذراتِ مردان نیامده یِ یائسگی
        من به کوچِ غازان و نیایِ گُرگانم .
        بهار را بگیرانید
        شاید سایه یِ شومِ بوفیست
        یا
        تلخندِ مسَلَمی
        برابر با رعشه ی ِ پدیدارِ سارها
        و
        مرداب‌ها
        چنان از بدی میگویم که تو به خوبی بیندیشی
        بیدمشکی و تراوشی
        آوازی، مگر
        در کوچه های تهران



        با تصحیح_ ۹۸/۶/۷
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0