سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 25 آبان 1397
    9 ربيع الأول 1440
      Friday 16 Nov 2018
        من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

        جمعه ۲۵ آبان

        فصل بی کسی

        شعری از

        عباس خورشیدی

        از دفتر خورشید نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷ ۱۵:۵۳ شماره ثبت ۶۶۶۰۴
          بازدید : ۷۴   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر عباس خورشیدی

        ‍ ‍ نم نمک دارم به فصل بی کسی خو می کنم
        خو بر این احوال نازیبای بی او می کنم
        بام ذهنی را که گستردم به درک حال غیر 
        ابر غم چتر است و دارم درد پارو می کنم
        از خودم بیرون شدم شاید رسد دستم به حق
        فاخته کوکو و من سرگشته هوهو می کنم
        فاسقان عالی مقام و عارفان مادون و خوار
        ناله از قانون ناخوب ترازو می کنم
        ملک شیران را چه پیش آمد که بر هر سوی آن
        دیده می چرخانم و دیدار زالو می کنم
        او به لبخندی مرا مسحور خود بنمود و رفت
        من به هق هق یاد از آن استاد جادو می کنم
        گفتنی هایی که از فرط حیا ناگفته ام
        در غزلهایم برای اهل دل رو می کنم
        پیرم و دلگیرم و در حسرت یک روز خوش
        زندگی را جستجو با چشم بی سو می کنم
        #عباس_خورشیدی
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۷ ۱۵:۲۱
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷ ۱۵:۳۷
        🍃🌸🍃
        🍃🌸
        🌸🍃
         چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
         موج‌های پريشان تو را می‌شناسند

         پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
        ريگ‌های بيابان تو را می‌شناسند

        نام تو رخصت رويش است و طراوت
        زين سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

        هم تو گل‌های اين باغ را می‌شناسی
        هم تمام شهيدان تو را می‌شناسند

        از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
        ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

        بوی توحيد مشروط بر بودن توست
        ای که آيات قرآن تو را می‌شناسند

        گرچه روی از همه خلق پوشيده داری
        آی پيدای پنهان تو را می‌شناسند

        اينک ای خوب، فصل غريبی سر آمد
        چون تمام غريبان تو را می‌شناسند

        کاش من هم عبور تو را ديده بودم
        کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

        (قیصر امین پور)🌺
        🌸🍃
         🍃🌸
        🍃🌸🍃
        ولادت امام رضا (ع) مبارک! خندانک خندانک
        🌸🍃
        🍃🌸
        🍃🌸🍃
        سمانه باقرزاده
        سه شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۷ ۱۱:۴۲
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        حمیدنوری(احمد)
        چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷ ۲۲:۳۱
        درود زیباست خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.