سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        اشعار دفتر شعرِ سپیدار شاعر منصور دادمند

        منصور دادمند

         مادری گم کرده طفلش زیر باران   میجوید اور را به اشکی به (بهتر) ز باران
        ۱۳۵ بازدید     ۱۳ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        باران خانه ام تنها حرفهای زیباست که ازدلهای مرده میبارد
        ۱۴۵ بازدید     ۰ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        تو بودی سنگ صبور من
        ۱۹۴ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        درعشق تودیوانه ام به غیر تو بیگانه ام
        ۱۸۲ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        ای که بی تو خودمه پرنده ای اسیر طوفان میبینم
        ۲۸۲ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        دیر زمانی در او نگریستم چندان که بوی باطلاقش به مشامم تراود
        ۵۶۹ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        لحظه ام پر شده از لذت غم دلم افسرده در این دامن وهم
        ۲۵۸ بازدید     ۱۳ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        باد سرکش در شبی خاموش به راه
        ۲۵۹ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        قفسی ساخته ام اشک بلور میزنم نقش به رخ دلداه به غرور
        ۲۷۳ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        آسمان هست به رنگ بلور از دلش می جهد یک غرور
        ۶۵۹ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        مینشینم در کنار فریاد های خاموش میچکد درد های نا امیدی از آسمان بی ستاره
        ۵۴۶ بازدید     ۱۳ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        بر ورقهای تاریخ می نشیند تکرار به جهل و خیال تعفن
        ۶۹۸ بازدید     ۲۴ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می نشینم با اشکهای خاموش
        ۷۷۴ بازدید     ۱۶ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        من اسیرم من اسیرم من اسیر افتاده ام از عقل و دین
        ۵۰۲ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        به تبسم نسیم می دوم چو غزال در دشت پر نقش و نگار که میچکد زیبایی از پرده هاش
        ۸۷۸ بازدید     ۳۱ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        ببار باران بر شیشه عمر من تا بشکند این جسم و تن
        ۵۰۱ بازدید     ۱۳ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        باد مسموم بر خاسته از اهریمن وجود میبرد مرابه دیار کبر و جهل سکه اندوز
        ۵۲۹ بازدید     ۲۷ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        در شب خیس محبت میخزد باران بر تنم
        ۵۲۴ بازدید     ۳۷ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می شکنم ثانیه ها تا بچینم خاطره ها خاطره های فراموش شده
        ۳۴۰ بازدید     ۲۹ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        نگاهم می دود بر خاکسترخانه نشین منتظر باد
        ۳۹۱ بازدید     ۲۰ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می چکد اشکی از خدا بر سینه ام به مرهمی بر غربت دیرینه ام
        ۵۷۱ بازدید     ۱۵ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        میخزد خورشید زیر پوست شب به غروبی خونین
        ۴۶۷ بازدید     ۳۴ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می اندیشم به شب سرد وخموش
        ۴۰۳ بازدید     ۵۷ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        وقتی که خورشید سکه اندوخت به حماقتش زمین سوخت
        ۳۷۴ بازدید     ۲۶ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می دود بر نگاهم قصه ها قصه های نا نوشته
        ۵۹۳ بازدید     ۳۴ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می چکدعنکبوت چکه چکه بر شانه ام چون بدیده بر دلم خرابات هست خانه ام
        ۷۷۶ بازدید     ۴۰ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        برپشت شیشه سرنوشت پر میکشد نگاهم
        ۶۹۰ بازدید     ۵۱ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می باره برف گوله به گوله بر بام خونه ما پاک وزلال و آبدار
        ۴۱۸ بازدید     ۲۶ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        .....
        ۱۰۶۷ بازدید     ۴۷ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می آید یک زنگار کوچولو به خود نمایی از خانه ندیدن
        ۸۳۸ بازدید     ۳۲ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        در زیر فانوس شب ازکاسه دستم پر ز اشک می نوشند شاپرکها اشک
        ۷۶۳ بازدید     ۲۴ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می تپد قلب زمین به من ذره ز خاک
        ۴۳۹ بازدید     ۲۳ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می خرد نگاهم یک ستاره که سنگ صبورش پر از بهاره
        ۵۵۶ بازدید     ۳۲ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        گلهای شقایق شاهد منند
        ۵۲۴ بازدید     ۳۳ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می تپد قلب من به طراوت گلهای پر شبنم خدا
        ۵۵۵ بازدید     ۱۶ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        خرمگسها می پوشند لباس زنبور عسل می فروشند شکر به جای عسل
        ۶۵۸ بازدید     ۵۵ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        می گردم به دنبال قبری تنها که میخواند مرا به پایان تنهایی
        ۶۰۴ بازدید     ۳۴ نظر

        ادامه شعر

        منصور دادمند

        بر درخت زندگی به برگی سبز میدوم به آغوش جان
        ۶۱۳ بازدید     ۳۹ نظر

        ادامه شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        5