سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 24 ارديبهشت 1400
  • لغو امتياز تنباكو به فتواي آيت الله ميرزا حسن شيرازي، 1270 هـ ش
4 شوال 1442
    Friday 14 May 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      جمعه ۲۴ ارديبهشت

      زنهار

      شعری از

      مسعود میناآباد مسعود م

      از دفتر شعر و شعور نوع شعر دوبیتی

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۹۷۵۰۴
        بازدید : ۹۶۶   |    نظرات : ۱۴۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مسعود میناآباد مسعود م
      آخرین اشعار ناب مسعود میناآباد مسعود م

       
      سر نوشت
      گاهی اوقات دلم تنگ میشود برای واژه هایی که این روزها مهجور مانده اند و اکثر شعرا  یا بر آن آگاه نیستند یا  از استفاده آنها واهمه دارند که مبادا به کهنه سرایی مجازات شوند .
      خیلی دلم می خواست وقت مطالعه بیشتر داشتم و مثل منوچهری از  " پرویزن اشجار و .... "
       می نوشتم  ((( پسر کاو ندارد نشان از پدر .......
       
      1. زنهار
       
      خاشاک  نیم تا که بیفتم به درت
      زنهار و نیندااااز  مرا ... از نظرت
       
      ترسم که ازاین زلزله بازی هایت
      چون کوه به یکباره بریزم به سرت
       
      1. صلا
       
      چرا صلایی از دعای نگار ما نرسد
      شفای غیب به تن بیمار ما نرسد
       
      عبور باید از این فصل یخ بندان
      ترسم که عمر، به بهار ما نرسد
       
      #مسعود_م
      ۳۲
      اشتراک گذاری این شعر
      ۷۲ شاعر این شعر را خوانده اند

      طاهره حسین زاده (کوهواره)

      ،

      محمد علی رضاپور

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      ،

      شعله(م جلیلی)

      ،

      محمد امیری

      ،

      مسعود میناآباد مسعود م

      ،

      محمد جواد عطاالهی

      ،

      محمد رضا خوشرو

      ،

      تاراناصری راد تخلص خاطره

      ،

      احسان کریمیان علی آبادی

      ،

      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)

      ،

      اميرحسين علاميان(اعتراض)

      ،

      سید حاج احمدی زاده(ملحق)

      ،

      مجید آبسالان

      ،

      قربانعلی فتحی (تختی)

      ،

      بهروز ابراهیمیان

      ،

      محبوبه امیری

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      مجتبی شهنی

      ،

      سارا رحیمی

      ،

      ایرج محرم پور(صوفی خموش )

      ،

      بهرام معینی (داریان)

      ،

      سلمان مولایی

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      سیده نسترن طالب زاده

      ،

      اصغر ناظمی

      ،

      آرمان پرناک

      ،

      محمد علی سلیمانی مقدم

      ،

      سید محمد میرمحمدی جواد

      ،

      مهرداد مانا

      ،

      محمد حسین اخباری

      ،

      سحر غزانی

      ،

      سیدحسن خزایی

      ،

      پریسا مصلح

      ،

      سمانه هروی(خراسان)

      ،

      سینا خواجه زاده

      ،

      حمیدنوری(احمد)

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      ابراهیم هداوند

      ،

      فروغ فرشیدفر

      ،

      امیر علی علیزاده ( الف سکوت)

      ،

      علی مزینانی عسکری

      ،

      طوبی آهنگران

      ،

      ابوالفضل احمدی

      ،

      شنتیا شاه ولی

      ،

      مهرداد عزیزیان بی تخلص

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      هادی محمدی

      ،

      ایمان اسماعیلی (راجی)

      ،

      مریم، شیرین ناز (ساغر دل)

      ،

      ابراهیم حاج محمدی

      ،

      علی ناب

      ،

      مولود سادات عمارتی

      ،

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      ،

      محمد باقر انصاری دزفولی

      ،

      حدیث عبدلی (یارا)

      ،

      مهدیس رحمانی

      ،

      آرزو هرسیج ثانی

      ،

      کبری یوسفی

      ،

      محمودرضا رافعی (رافع)

      ،

      اعظم قارلقی

      ،

      باقر رمزی ( باصر )

      ،

      محمد خوش بین

      ،

      حسن مصطفایی دهنوی

      ،

      امید کیانی (امید)

      ،

      گلاله ناصری

      ،

      ولی اله بایبوردی

      ،

      محمد خسروی فرد

      ،

      فرشید افکاری

      ،

      ندا عبدحق

      ،

      حمیدرضا نصرآبادی(طوفان)

      ،

      آذر مهتدی

      نقدها و نظرات
      سلمان مولایی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام

      و

      مسعود گرامی ؛
      به قدری اظهار دل تنگی ات صمیمانه و از اخلاص است که هر خواننده ای را به فکر وامی دارد .
      اما نتیجه این تفکرهای بسیار چیست ؟ یا چه باید باشد ؟
      آیا باید از شعر بعد همه از واژه های دیرین استفاده کنند و برای یافتن و دانستن شان لغت نامه در برابر خویش بگذارند و یا این که هر موضوع عبثی را در لفافه ای از کلمات دیریاب بپیچند و به عنوان شعری فاخر جای بزنند ؟

      مسعود جان ، از این دست دل تنگی ها بسیار داشته و دارم که پیشترها با تحکم و سختگیری در پی به کرسی نشاندن شان بودم اما از یک جایی به بعد فهمیدم که باید خودم برای دل خودم بدان گونه باشم که دل تنگ اش می شوم و در این میان اگر شاعری نازنین یافتم که هم راه و هم نبرد م بود که فبها المراد ولی اگر نیافتم بی خیال نشوم و دلیل این تصمیم
      این بود که به عینه می دیدم هر آن چه را که می گویم عده ای اصلا نمی فهمند ، عده ای می فهمند و اهمیتی برای شان ندارد، عده ای خوب می فهمند ولی چون با گوینده مشکل دارند دقیقا موضعی در برابر می گیرند و سر انجام عده ی بسیار کمی هم همراهی می کنند ولی از قضا مشکل با همین گروه آخرین بودند کسانی که دوست داشتند همراهی کنند ولی نمی فهمیدند یا توان اش را نداشتند و به همین دلیل ناتوانی و ناآگاهی های خود را در پس واژه ها پنهان می کردند ، بسیار می دیدم که به هر زحمت واژه های زمختی جور می کنند و شعری زمخت تر نوشته و خود را علامه دوران می پنداشتند در حالی که اگر قرار این بود که واژه های کهن دیده شوند و مورد پسند عموم قرار بگیرند با این روش کلا به فنا می رفتند درست مثل آن موذنی بود که صدای اش هر تازه مسلمانی را از اسلام آوردن پشیمان می کرد ، اگر‌چه در صحت نیت او شکی نیست ولی مشکل در نادانی او از روش ارائه است و بی حالی اش که نمی خواهد یاد بگیرد .
      مسعود نازنین بی گمان بسیاری از دوستان با خواندن کلام دل نشین ات با خود می گویند که خب من که همین گونه می نوشتم پس چرا با نقدهای سختی مواجه شدم ؟؟
      یا این که بی شک بهترین روش نوشتن همین است چرا که اساطیر شعر ایران همه به آن زبان و با آن واژگان شعر می گفتند !!
      و از این دست حرف ها که از یک جهت درست به چشم می آیند و از هزاران جهت نادرست اما واقعا چاره چیست ؟؟
      از نظر من ماجرا شبیه ماجرای سینما و تئاتر است و آن که قرار نیست تئاتر شبیه سینما باشد یا بر عکس چرا هر کدام از این دو نقشی خاص به خود بر عهده دارند اما علی القاعده یکی بیشتر دیده می شود یکی کمتر و از قضا همان که کمتر دیده می شود اصیل ترین نوع و سخت ترین گونه ی هنر نمایش است ولی آیا اگر تئاتر مثل سینما همه گیر می شد باز هم اصیل می بود ؟؟ یا نه باید به فراخور طعم دهان مخاطب عام هر چیزی را به خود راه دهد ؟؟
      اما با همه ی این موارد اگر از تماشاگر سینمایی که تا حالا هیچ تئاتری را ندیده است بپرسیم که کدام نوع بازیگر بهتر است ؟
      بدون شک می گوید بازیگری که ابتدا در هنر تئاتر سرد و گرم چشیده و آبدیده شده است و سپس به سینما وارد شده است .
      در ادبیات نیز همین است شاعری که اصول و قواعد شعر و زبان کلاسیک را نداند هرگز نمی تواند در جایگاهی قرار بگیرد که مستحکم باشد و همیشگی ، ممکن است در جایی بسیار بلند هم بنشیند به تبع تریبون داشتن و حرف های قشنگ زدن و شعرهای مجلس پسند یا شب شعر ی ، اما این گذرا ست چرا که اصول کار را نمی داند و بهترین مثال در این مورد امثال شاملوی جاویدان و اخوان ثالث بزرگ هستند که اینان در ادب کهن نه تنها مسلط بودند و چیره دست حتی گاهی صاحب نظر نیز بودند و پس از ان وقتی به شعر نیمایی و سپید می رسند جایگاه شان همیشگی می شود و همواره ...
      می دانم بسیار شاخه به شاخه شد کلام ام اما اصل کلام این بود که برای به کار بستن هر واژه ای چه کهن ، چه مدرن ، چه محاوره ای و ... قبل از هر چیز آگاهی به اصل ماجرا و دانایی بر اصول اولیه ی آن است که تضمین کننده ی درستی این کار خواهد بود و تا این جا درست بودن را داریم حال اگر بخواهیم در کنار درستی ، توجه مخاطب و دیده شدن و در نتیجه زنده نگاه داشتن لاله ی ادبیات کهن در تندباد بی ادبی های مدرن ،
      را هم داشته باشیم علاوه بر آگاهی به شاعرانگی هم قسمت ذاتی اش و هم قسمت اکتسابی اش نیاز داریم تا در نهایت آن‌چه آفریده می شود نه تنها مخاطبان را فراری نمی دهد بلکه آن ها را با زیبایی های خود به سمت این زبان و ادبیات می کشاند و حتی کنجکاوشان می کند که اگر واژه ای را هم نمی فهمند در پی معنای اش بروند و یاد بگیرند .

      این بحث سر دراز دارد و مجال من سر ناساز پس همین جا دم در می کشم تا که شاید مستمعی بر سر ذوق ام آورد و دوباره بنویسم ...
      محمد علی سلیمانی مقدم
      محمد علی سلیمانی مقدم
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      و
      عرض ادب و احترام
      شاعر زیبا کلام سلمان مولایی عزیز و ارجمند
      از اینکه گوشه چشمی بر این ویرانسرا داشته اید موجب مباهات است و دلگرمی
      در ابتدا خواستم روشن کنم که این کمترین نه داعیه شاعری دارم ونه رشته ام ادبیات است فقط بنده را یک تماشاگر و هوادار شعرو ادبیات در نظر داشته باشید
      شاید بیماری پاره ای از آنچه به نام شعر امروز این جا و آنجا در محمل هایی
      از آوانگارد اما مدرنیسم و موج های ناب و نو موسوم با طرح های فانتزی
      و رنگ های موهوم منتشر شده و هیچ کوششی قابل فهم نیست
      از این اصل
      عدم اتکا و احترام به غنای گذشته و ثروت فرهنگی آن ناشی می شود.
      بانوی غزل ایران خانم سیمین بهبهانی میگوید شعر باید خیلی حرف برای گفتن و خیلی زیبایی برای عرضه کردن داشته باشد تا در پسند، این خلق بی حوصله آشفته حال واقع شود .
      شرایط محیط نوع هنر را مشخص می کند هنر و به خصوص شعر هیچ بایدی را نمی پذیرد .
      زمان خیلی چیزها را تغییر می دهد و می تواند ذوق و ذائقه ادبی ما را هم تغییر دهد.
      بعضی از کلمات هستند که با گذشت زمان هم تغییر نمی کنند و مردم همیشه پذیرای آن کلمات هستند حال چه مردم عوام و چه خواص
      مثلا کلماتی مثل
      گرداب- مستی- خماری- ولی این موضوع در ارتباط با همه کلمات صورت نمی گیرد.
      درست است که یک شاعر حرفه ای باید فرزند زمان خودش باشد و از امکانات زبان زمان خودش بهره ببرد
      این که گفته می شود
      شاعر ا مروز بهتر است از استفاده کلمات مرده وقدیمی بپرهیزد
      به معنای آن نیست که گنجینه ادب فارسی گذشته را نادیده بگیرد-
      بلکه با خوب دیدن و درست استعمال کردن واژه ها و تلفیق آن با زبان حال جانی دوباره گرفته خدمت به زبان فارسی کند
      نه این که به سبک و سیاق شاعر قرون 6 و7 احساساتش را بیان کند و مجنون شده سر به بیابان بگذارد ویا به دنبال کاروان پیرهن بدرد و یا خرقه گرومی گذارد .
      حذیانم را به کم سوادی ام ببخشید
      همانطور که فرمودید این بحث سر دراز دارد و مجال اندک
      مطالبی از نت عاریت گرفته در قسمت وبلاگ خواهم گذاشت اگر عمری بود به فردا
      مجدد درود می فرستم به روح پر فتوح حضرت دوست
      سایه تان مستدام . خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      خندانک خندانک خندانک
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      ۲ هفته پیش
      سلام بزرگوار بسیار زیبا
      سروده اید
      دورود بر شما
      گل در بستان ما. پژمره در دامان خاک
      یکی قطر ز معجون عشاق چرا. ز نگار ما نرسد
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      درودبرشما استادبزرگوارم خندانک
      زیبا بود خندانک خندانک خندانک
      به نظرمن هرشعری اگرمخاطب راجذب کند زیباست وفرقی نمی کندکه زبانش نوباشدیاکهنه..
      امامتاسفانه مخاطب امروزی تقریبا نا آگاهه به زبان قدیم وبایدفرهنگ لغت بزاره کنارش تامعنی کلمات رابفهمدوبتواندباشعرارتباط برقرارکند ازطرفی هم بسیارتنبل وبی حوصله است و وقتشوصرف خواندن اینگونه شعرهانمی کنه این یک واقعیته متاسفانه خندانک
      دانش آموز تنبل امروزهمان لغات کتاب فارسی اش را نمی خواهدکه حفظ کندووقت نمی گذارد برای معنی کردن یک شعر ساده .....
      البته شایدهم مقصرهمین خودماییم که اینگونه شده وزبان قدیم ماداره به فراموشی سپرده میشه ونسل جدیدآگاهی نداره بهش هم ادیبان ما که بدون فکر هی تاکیددارند زبان بایدنوباشه و بایداز واژه های جدید استفاده کرد و هم برنامه نویسان وتصمیم گیران ادبیات ازهمان ابتدا فکرآینده رانکرده اند ودرواقع اصلا فکری به حال حفظ زبان قدیم نشده وهمه باهم ناخوداگاه باعث شدیم که واژه های قدیمی که جزوی ازفرهنگ معنوی ماهستندمهجورشوندودیگرکسی معنایش رانداندو
      برنامه ریزی نداشته ایم که بتوانیم حفظ کنیم زبان کهن فارسی را
      دربسیاری ازکشورها روی زبانشان تعصب خاصی دارند و تاکیدبرحفظ واژه های کهن درکنارزبان جدیدشان رادارند
      ومطمانا کاردرست راهم آنهاکرده اند خندانک خندانک خندانک
      ماهم نبایدبگذاریم که زبانمان روبه فراموشی برود که اگراینگونه شود دیگرکم کم آثارقدیمی ماهم مثل اشعارفردوسی ومولوی وسعدی وحافظ که ازگرانبهاترین آثارادبی جهان هستند به خاطر آشنانبودن به زبان کهن فارسی کم کم فراموش خواهندشدونسل جدیدمان دیگراقبالی برای خواندن این دیوانهاکه درتمام جهان مشهورندومرتب چاپ میشوند نخواهندداشت واین ضربه ی بدی است برپیکره ی ادبیات ماکه اینگونه دچارخودسانسوری شده ایم وكار به جايي خواهدرسید كه كودكانمان آنها رانشناسند...
      بایداتفاقااین واژه هاراهم بکاربرد درادبیات جدید تاهمیشه زنده بمانندامامتاسفانه به غلط خیلیها مخالفند وماهم که ندانسته غلطشان راتکرارمی کنیم وآموزش میدهیم که زبان کهنه راعوض کنیدونمی دانیم که دردرازمدت بدترین آسیب رابه زبانمان خواهیم زد ودرواقع داریم بادستان خودمان تبربه ریشه ی ادبیاتمان میزنیم هرچیزی که کهنه شودراکه نبایدمنسوخ کرد ادبیات به هم وابسته است فرش ویخچال نیست که فوری عوضش کنیم زبان کهن هم بخش لاینفک فرهنگ ماست ونبایدبه فراموشی سپرده شودچون درکنارش خیلی چیزهای مهم دیگرهم فراموش خواهندشد ناخواسته....
      وقتی فرزندمن وشما معنی کلمات رانداند ونتواند ادبیات غنی قدیم رابخواندکه سرشاراز مفاهیم اخلاقی واجتماعی وانسانی است ازکجابایدیادبگیرد براستی آیا ادبیات بی بندوباروبی دروپیکرامروزمان چیزی بر اخلاقیات وانسانیتش هم خواهدافزود یافقط وفقط مثل تمام هنرهای امروزی که داردبه سمت ابتذال می رود باعث لذتی زودگذرخواهدشد وبس...
      اگرواقع بینانه بیاندیشیم می بینیم که جامعه ی امروزجهانی خیلی بیشترازقبل به اخلاقیات نیازداردکه متاسفانه ادبیات سخیف و ناقص امروزی جوابگویش نیست خندانک
      همه مان رنگ ولعاب روشنفکری به اندیشه هایمان زده ایم وداریم ازاین کارغلط حمایت هم می کنیم....
      اینکه زبان قدیممان منسوخ شود اینکه فرزندانمان فردانتوانند شعر سعدی وحافظ بخوانند یک آسیب جدی است که بایدفکری به حالش کنیم ....
      گرچه تاحدودزیادی هم آسیب زده شده وهمه داریم می بینیم که چه بلایی سرشعروادبیاتمان آمده !
      شعرهایمان بی معناوسطحی است
      ترانه های آبکی مثبت هیجده ارزششان بیشترشده ازشعرهای معنادارواندیشه مدارعمیق فارسی....
      ومقصرهم خودماادبیاتیهاهستیم که به بهانه ی نوگرایی وروشنفکری گندزده ایم به کل ادبیات ...
      البته من هم بانوگرایی مخالف نیستم اتفاقا عالی است بایدهمگام وهمراه شدباپیشرفت جهانی ادبیات اما درکنارش ادبیات کهن باید نگهداری شود وحتی بیشتربهاداده شود چون ادبیات کهن قسمت مهمی ازفرهنگ واصالت ایران زمین است و درواقع تمام نویسندگان وشاعران جدید هم اگر آبرویی درجهان دارند ازهمین آبروی شعرکهن وپیشینه ی محکم وقوی زبان وادبیات ماست ....
      می ترسیم روزی برسدکه نسل جدیدما حتی نام شاعران ونامداران بزرگ شعرفارسی رابلدنباشند واین یک دردبزرگ است
      کلنگ این آسیب هم اتفاقا به دست خودمازده شده است امابی خبریم ....
      البته سخن گفتن تنهاهیچ دردی رادوانمی کند ودلسورزان ادبیات که ادعای استادی دارند بایدفکری کنند به حال زبان فارسی که واقعادارددیرمیشود! خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      داردبه آخرمی رسداین سال غمگین
      سال هزاروسیصدغمهای رنگین

      ای کاش پشت دربماند غصه امسال
      پایان بگیردقصه های تلخ سنگین
      .................
      .......................
      ----------------------------جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      عرض ادب و احترام
      استاد بانوی گران ارج جمیله عجم عزیز بانوی واژه ها
      حرف حق جواب ندارد
      در جایی خواندم که فرمودند ادبیات کهن و واژه های قدیم خوب است اما آنهارا باید فقط در بایگانی خود داشته باشیم و استفاده از آن ها مارا به قهقرا می کشاند !
      عجب حرفی !؟
      که اگر اینگونه باشد پس چه لزومی به بایگانی کردن است و پر کردن حافظه و .......
      خلاصه عرضم این است که اگر کسی داعیه شاعری دارد باید توانایی آن را نیز داشته باشد که واژه ها را زنده نگه داشته به صورت آپ دیت ( به روز کرن ) از ان استفاده نماید همین .
      سپاسگزارم از وقتی که گذاشتید و همراهی زیبایتان
      سبز و سر بلند و تندرست باشید
      ------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      احسان کریمیان علی آبادی
      درود
      دقیقا درست میفرمایید سرکار عجم ارجمند
      سخن از زبان ما میگویی
      احسنت
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      حدود ۱ ماه پیش
      درودتان استاد میناآباد خندانک

      ناب سرودید و دلنشین خندانک

      یادداشتتان هم مرا به اندیشه واداشت.

      شاعرانه‌هایتان ماندگار خندانک

      مسعود میناآباد  مسعود م


      یک بار دلِ من را، پیشِ دلِ خود خوانی؛
      یک بارِ دگر، امّا، با جور و جفا رانی!
      احساسِ نهانم را، می‌فهمی و می‌دانی؛
      ماندم که چرا هر دم، با مهر نمی‌مانی؟!
      -----------------------( زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م

      سلام و عرض ادب
      استاد بانوی فهیم و فرهیخته
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس) عزیز
      سپاسگزارم از مهر نگاهتان
      ---------------- خندانک خندانک خندانک

      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود استاد عزیز
      بسیار زیبا و دلنشین بود ند
      دستمریزاد خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      اگر هفت آسمان سنگر بگیرد
      به هر استاره ای لشگر بگیرد
      ندارد چاره ای الا وبلا
      به جز خواری رهی دیگر بگیرد
      ---------------------عباسعلی استکی(چشمه)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م

      سلام و عرض ادب
      استاد استکی بزرگ منش
      امید وارم چشمه ی دلتان همواره جوشان باد
      بهارتان شکوفه باران
      ---------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود براستاد ارجمند
      صلابت بیان و فر محور خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      دَهانِ حادثه پُر گشته از حدیثِ فراق...
      حکایتِ شب وُ تنهایی وُ ... نبودِ چراغ

      شبیهِ ظُلمتِ یک کهکشانِ بی خورشید....
      چنانکه گِردبادِ وَرطه در غنودِ باغ ...
      --------------------طاهره حسین زاده (کوهواره)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م

      سلام و عرض ادب
      فرهیخته بانوی شعر ناب
      استاد کوهواره عزیز و ارجمند
      سپاسگزارم از مهر نگاه مهر بانانه تان
      -------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      سلام مجدد استاد ارجمند

      رمضان تان نورباران از خیر و برکت الهی خندانک
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      ۲ هفته پیش
      درود استاد
      بگمانم شاعر توانمند به هر زبان وسبک وایینی هم بسراید
      زیبا ووشیرین ودل چسب است
      ایامتان بهار
      بهارتان مدام
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود استاد ارجمند
      طاعاتتان قبول حق خندانک التماس دعا
      اول اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم فخر ایران و جهان و عالمیان سعدی شیرازی مبارک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک


      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      تصنیف زیبای "ای مجلسیان"
      شاعر: سعدی شیرازی
      خواننده :ایرج بسطامی
      آهنگ ساز : پرویز مشکاتیان


      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺


      برمن که صبوحی زده‌ام خِرقه حرام ست

      ای مجلسیان راهِ خرابات کدام ست


      هرکس به جهان خُرّمی ای پیش گرفته

      ما را غمت ای ماهِ پَری چهره تمام ست


      برخیز که در سایه سروی بنشینیم

      کان جا که تو بنشینی بر سرو قیام ست


      دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست

      وان خال بناگوش مگر دانه دام ست


      باچون توحریفی به چُنین جای درین وقت

      گر باده خورم خمر بهشتی نه حرام ست


      با محتسبِ شهر بگویید که " زنهار " !

      در مجلسِ ما سنگ میانداز که جام ست


      غیرت نگذارد که بگویم که مرا کُشت

      تا خلق ندانند که معشوقه چه نام ست


      دردا که بپختیم از این سوز نهانی

      وان را خبر ازآتشِ ما نیست که خام ست


      سعدی مَبَر اندیشه که در کامِ نهنگان

      چون درنظرِ دوست نشینی همه کام ست

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
      سینا خواجه زاده
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر شما

      بنده دوست دارم به عنوان، فردی از افراد، دیدگاه خودم را در این‌باره بیان کنم،
      که می‌بینم، مجالی در اینجا فراهم شده، و سپاسگزار حضرتتانم برای ایجاد آن.

      فردی برای تعمیر تأسیسات به منزلمان آمد، در میانه کار، فرصتی برای چای و
      استراحت شد. قند را در دهان گذاشت، قورت اول چایی را خورد و گفت شاعر
      است! و شش‌هزار شعر دارد. سپس شروع کرد به خواندن اشعارش...
      و بنده فقط در تلاش برای مهار خود بودم...

      در این دوره و زمانه هر کس که در کودکی آرزو داشته فضانورد شود، در بزرگ-
      -سالی، می‌رود دنبال شاعری، و روشنفکر شدن و حلقه‌ای از مریدان گردِ خویش
      آوردن. گذشته نیز چنین بوده، و آینده هم همین خواهد بود.

      هر کجا که سلسله‌مراتبی از افراد شکل گرفته است، چه رسمی و چه غیررسمی،
      مثلاً در مطبِ پزشک، اگر منشیِ پزشک، با شما درست برخورد کرد، شاید نتوان
      امتیازِ مثبتی به خودِ منشی داد، اما حتماً آن پزشک انسان درستی است. و اگر
      منشی با شما بدخلقی کرد، شاید خودِ منشی انسان درستی باشد اما حتماً آن
      پزشک انسان بیخودی است.

      به همین شکل، در روزگاری که سرانِ ادب مملکت فردوسی‌ها بودند، شاهنامه‌ها
      بدست می‌آمد حال ببینید سکان به دست که‌ها افتاده و با به به و چه چه
      روزنامه‌های سرخ چه کسانی را جاودانه کرده‌اند که چنین شده وضع شعر...

      بسیار شنیده‌ایم، از زمانی‌که دوربین اختراع شد، دیگر کسی نتوانست کارهای
      معجزه گونه انجام دهد، از سوی دیگر، شاید اگر دوربینِ عکاسی نبود، تا ژستِ سیگار
      کشیدن بعضی‌ها «جاودانه» شود، دیگر کسی مُفتی بت و جاودانه نمی‌شد و چه‌بسا
      در این راه آنقدر با جفا و حماقتِ مردمان روبرو می‌شدند که ناچار به همان بیابان‌ها
      می‌رفتند و جامه ...
      امّا این دوربینِ عکاسی در آغاز ظهور و وفورش، در هر جامعه‌ای به گروهی خیری
      رساند همان خیری که بیت‌کوین به خیلی‌ها که ارزشِ آن را فهمیدند رساند.
      البته این خیر ماندگار نیست، دوره‌ی جاودانه شدنِ اینچنینی هم گذشته است،
      همانطور که دوره‌ی سرمایه گذاری بلند مدت در پول مجازی سپری شده‌است.

      انبساط و انقباض، رفت و بازگشت، سرد و گرم، شب و روز... چرخه‌ای بودنِ
      پدیده‌ها در تار و پودِ سازوکارهای شکل دهنده‌ی هستی در جریان است.
      پس در شعر و زبان هم جز این نیست. مردم خیلی وقت‌ها راهی را می‌روند،
      به بن‌بست می‌رسند و باز می‌گردند، مانند مورچه‌ها که همواره در جستوجو اند
      و از بازگشت باکی و خجالتی ندارند.

      نداشتن شناختِ شهودی از این فرآیند رفت و برگشتِ اجتماعی دردسر ساز هم
      است. برای آنهایی که در برابر بازگشت به اصل‌های درست، از فرع‌های خطا مقاومت
      کنند، چراکه زیر دست و پای خیلِ مردمِ پشیمان، له می‌شوند نه جاودانه!

      بنده نمی‌دانم چه کسانی شاعر استند، امّا آنهایی که نیستند را با محک‌هایی
      شناسایی می‌کنم. صادق نبودن، تکبّر، کینه، چَند-گانِگی و تناقض، بیم و احتیاط،
      ... اینها در شعر و شعورِ ناشاعران موج می‌زند.(از جمله خودم)

      درباره‌ی واژه‌ها، به باورِ بنده، هر واژه‌ای مشتریِ خودش را دارد، شاید اگر «زنهار» و
      «صلا» را از شاعران بگیریم، خیلی‌ها دیگر نتوانند شعری بنویسند، و به همین شکل
      اگر «آبستن» و «نطفه» و ... «سلاله» و ... را از شاعران بگیریم، خیلی‌های دیگر
      در سرودن ناتوان شوند.
      ندیده‌ام، یا کمتر دیده ام، گروهِ نخست، بجز در واکنش و پاسخ، کاری به گروهِ دوم
      و امثالِ ایشان و آنچه به عنوانِ شعر عرضه می‌کنند داشته باشند. (اگر دیده‌اید، کجاست؟)
      امّا دیده‌ام و به این باور رسیده‌ام بسیاری از شاعرانِ گروه دوم، انگار سایه‌ی گروه
      اول بر سرشان سنگینی می‌کند. انگار در حضورِ آنها، حسِ «نیاز به شاعر بودن» در ایشان
      بطورِ کامل، با وجودِ آنهمه به به و چه چهِ هوادارانِ اغلب روشنفکرشان هم ارضاء نمی
      گردد. و این‌سو و آن‌سو، در تلاش‌اند که با عنوان کردنِ نطق‌های شقایق گونه، همین
      چهار-پنج نفری هم که در مجازی بدنبالِ اندکی شعرِ آنطوری می‌گردند را نیز، به سمتِ
      شعرهای اینطوریِ خودشان بکشانند و از شعرِ معمولی بِرَمانند.

      مثلاً یکی از حربه‌هایشان، اینست که به مخاطبانِ این اشعار حسِ فرسوده بودن و دموده
      شدن القا کنند. این دیگر بر عهده‌ی مخاطبِ فهمیده است. و شکر خدا بسیارند. همین
      خوانندگانِ ژرف اندیشند که شعر و شاعر را زنده نگاه می‌دارند، نه خیلِ پیروانِ ظاهر محور.
      _________________________________
      درباره‌ی دو دوبیتی، بسیار زیبا و بجا اند و نیز مرتبط با موضوعی که مطرح فرمودید.

      از توجهتان بسیار سپاسگزارم.



      مسعود میناآباد  مسعود م

      چشم‌هایم سرخ بود،
      نفسم سپید،
      و آغوشم آبی.
      پرو...از می‌کردم، وقتی ...
      چه توپ خوبی،
      نبودم برایت!
      -----------------------------سینا خواجه زاده
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      عرض ادب
      شاعر ارجمند سینا خواجه زاده عزیز
      با کل فرمایشات شما موافقم
      بعد فوت لسان الغیب حضرت حافظ را به جرم ارتداد مانع از دفنش در آرامگاه مسلمانان شدند و نیما را دیوانه خطاب میکردند و سروده هایش را با تمسخر می خواندند
      اما هر دو آنها جاودانه شدند
      افسوس میخورم که به خاطر ضیق وقت کمتر میتوانم از تراوشات ذهنی و هنر نمایی شاعران معزز سایت بهره مند شوم
      فرصت را غنیمت شمرده چند سروده از شما خواندم با لذت فراوان
      درود می فرستم به ذهن پویای شما
      سالتان نیکو و بهارتان شکوفا
      -------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سینا خواجه زاده
      سینا خواجه زاده
      حدود ۱ ماه پیش
      درود دگربار محضرتان
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      بسیار سپاسگزارم استاد مهربان.
      لطف فرموده و خط خطی های
      بنده را مهمان محضر پرمهر
      نگاهتان نمودید.

      بنده نیز بهترین لحظات را
      در تقدیرِ همگی مان آرزومندم.

      خاکسارم


      فروغ فرشیدفر
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر استاد مینا آباد عزیز🌹

      و درود به اندیشه ی والای شما که البته بنده صد درصد با آن
      موافقم .
      هیچ وقت نفهمیدم که چرا میگویند "شعر به زبان قدیمی منسوخ شده " یا " برخی کلمات قدیمی اند و استفاده نکنید" . اعتراف میکنم که ازانجایی که دراین سایت و خیلی از جاهای دیگه نکوهش ونقد این موضوع رو شنیدم و دیدم ، علیرغم این که علاقه ی شخصی بسیار زیادی به این نوع شعر دارم ، سعی کردم حداقل دراین سایت و  در شعرهایی که منتشر میکنم ، این موضوع رو رعایت کنم که البته در برخی موارد هم موفق نبوده ام. ولی کلی شعر دارم که کاملا ازاین قاعده بدور هستند . سوالم اینه که مگر ما الان ،دراین زمان به شعر مولانا  و حافظ و سعدی وحتی باباطاهر(که شخصا" علاقه زیادی به  لحن و کلامشون دارم ) علاقه و کشش نداریم ؟  ایا کسی هست که ازشعر مولانا لذت نبرد؟ چون  "ز" رو بارها به جای "از" و "گر" را به جای "اگر" به کار بردند ؟  حالا ما چرا نباید به کار ببریم ،وقتی که این چنین شعرها را میخوانیم و مدهوش می شویم. من فکر می کنم هرکس بر حسب تمایل و حس درونی وعلاقه و فرمان دلش می تواند به زبان قدیمی یا زبان امروزی شعر بنویسد، به شرط این که مخاطب را خوش آید. مثلا" من موسیقی رپ یا برخی شعرهای به اصطلاح امروزی که در اون نوع موسیقی میخونن رو اصلا" دوست ندارم . ولی این سلیقه ی منه. من موسیقی سنتی دوست دارم‌. چرا باید محدودیت ایجاد کنیم و شعرا رو درچارچوب کلام امروزی و دیروزی محصور کنیم .
      چه کسی هست که این دوبیتی رو ازباباطاهر بخونه و لذّت نبره. چون به جای از  ، "ز "   استفاده شده و ...

      " زدست دیده و دل هردوفریاد
      که هرچه دیده بیند دل کند یاد
      بسازم خنجری نیشش زفولاد
      زنم بر دیده تا دل گردد آزاد"

      سخن کوتاه کنم . درد دل زیاده . امیدوارم با برداشتن این حصارِ  محدود کننده و بی دلیل  ، روزی بتونیم شعرهای زیباتری ،به زبان شاعران قدیم از شعرای جدید بخوانیم و لذت ببریم.

      ممنونم از شما برای انتشار این دوشعر زیبا و نگاه همیشه زیباتون به موضوعات.
      🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام‌سینای عزیز
      کی گفته گروه نخست به گروه دوم کاری نداشتند ؟؟
      پس این همه حمله به نیما کار کی بود ؟
      و ....
      اما از همه ی اینها که بگذریم ، در ایران شما هر شکل و هرجوری که حتا بخواهی راه بروی حتما باهات کار خواهند داشت . و الحمدالله چکش هم برای قاضی شدن زیاده ، وطن / دین / عرف / قاعده / قانون و ....
      ارسال پاسخ
      سینا خواجه زاده
      سینا خواجه زاده
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر شما مانای مهربان
      و همچنین درود بر مهربانو فرشیدفر

      از توجه تان سپاسگزارم.
      به گمانم طبقِ دسته بندیِ حقیر، نیما
      هم جزو گروه نخست است.

      راه رفتن را که گمان می‌کنم اینگونه نباشد.
      فرمایشِ شما، می‌تواند آغازگر یک گفت و
      شنود باشد. پایانش را هم می‌دانیم، پس از
      اینکه دریافتیم که کاملاً تفاهم داریم،
      دوباره نگاه‌هایمان به افق خیره می‌شود
      و منتظر می‌مانیم تا معجزه‌ای شود.

      ضمن عذرخواهی از بانو فرشیدفر که پیام
      بنده در رشته پیامِ ایشان ظاهر می شود.

      قدردان توجه‌تانم.
      مسعود میناآباد  مسعود م
      می چکد از لحظه هایم شوق دیدارت هنوز
      جان ندارد در دل من بذر انکارت هنوز

      گرچه تو دل راشکستی و به دورانداختی
      این دل دردآشنا اینجاست بیمارت هنوز
      ...............
      ...................
      ------------------------------فروغ فرشیدفر
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      غزل بانوی شعر ناب
      فروغ فرشید فر عزیز
      از همراهی و هم اوایی شما سپاسگزارم
      آرزو و اعتقادم بر زنده نگهداشت واژه های پارسی اصیل و قدیم است که مهجور مانده اند
      زبان پاره ای از تمدن چندین هزار ساله ماست چرا باید فراموش و بایگانی شوند ؟
      این هم نا گفته نماند که بعضی از تشبیهاتی که در زمان خود قابل هضم و درک بود و یا غلو گویی های آن چنانی بیشتر و ( به درستی ) هم مورد انتقاد است که پرهیز از آنها شاید کمی از انتقاد ها بکاهد
      مثلا این رباعی خیام :
      گویند اگر می بخوری ، عرش بلرزد
      عرشی که به یک باده بلرزد به چه ارزد ؟

      در خانه ی ما زیر زمینی است که در آن
      یک خُم بخوری ، خشتی از آن نیز نلرزد

      ( که بنده هم از آن استقبال کرده شبیهش را نوشته ام ) وشانس آورده ام که تا حالا زیر زمین مارا تفتیش نکرده اند ...........
      ......
      شادوسعادتمند باشید .
      ---------------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      درودی از عمیق جان
      بر مانای عزیز و مهر بان

      چه کسی گفته که نیمای بزرگ ...
      مانای عزیز تر و امثال ماناهای دیگر که سروده های شریفشان
      تا عمق جان نفوذ میکند ....
      جزو گروه دگر اندیشانند !!
      ..............
      .....................
      شب عاشقان بی دل چه شب دراز باشد
      تو بیــــــــا کاز اول شب در صبح باز باشد

      چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
      تو صنم نمی گــــــذاری که مرا نماز باشد
      اصلا کل غزل را کپی پیست میکنم که فیضی مضاعف باشد

      شب عاشقان بي دل چه شبي دراز باشد
      تو بيا کز اول شـــــــــب در صبح باز باشد

      عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
      به کجا رود کبوتر که اســـــــــــير باز باشد

      ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رويت
      که محب صادق آنست که پاکباز باشد

      به کرشمه عنايت نگهي به سوي ما کن
      که دعاي دردمندان ز ســــــــــر نياز باشد

      سخني که نيست طاقت که ز خويشتن بپوشم
      به کدام دوست گويم که محل راز باشد

      چه نماز باشد آن را که تو در خيال باشي
      تو صنم نمي گذاري که مرا نماز باشد

      نه چنين حساب کردم چو تو دوست مي گرفتم
      که ثنا و حمد گوييم و جفا و ناز باشد

      دگرش چو بازبيني غم دل مگوي سعدي
      که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

      قدمي که برگرفتي به وفا و عهد ياران
      اگر از بلا بترســــــــــــــــي قدم مجاز باشد

      فدا ... خندانک
      محمد علی رضاپور
      حدود ۱ ماه پیش
      نینداز مرا از نظرت خندانک

      سلام و درود بر شما جناب میناآباد عزیز خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      خنده هایت هوای فروردین
      جلوه ی دلگشای فروردين
      ای گل باصفای فروردین!
      بیش از اینها بخند!
      -------------------#محمدعلی_رضاپور (#مهدی)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م

      سلام و عرض ادب
      جناب رضا پور عزیز و ارجمند
      بسیار خوش آمدید
      بهار تان پر از شکوفه های لبخند
      -------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود استاد میناآباد گرانقدر
      اول خوشحالم که مجدد اثری دل انگیز از شما را میخوانم
      و دوم با حرف شما مافقم نباید بگذاریم کلماتی که جزو زبان و فرهنگ این مملکت بوده رو به فراموشی بروند
      فکرمیکنم قدر کافی فرهنگ و زبان و تاریخمان به بازی رفته است لااقل همین کلمات برایمان بماند هم جای شکر دارد
      بعضی ها میگویند که برای سروده های اینگونه خریداری نیست من میگویم ما نمیسراییم که کسی بخرد ما رسالتمان را نسبت به وطنمان انجام میدهیم
      خیلی زیبا بود
      بسرایید به مهر استاد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      در غمت ای گل خوش بو به خزان میمانم
      رسم دلدادگی ام را به خزان خواهم داد

      گفته بودم که بیایی غم دل خواهم گفت
      خسته ای و به جنون باز امان خواهم داد
      ------------------------------شعله(م جلیلی)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م

      سلام و عرض ادب
      بانو شعله(م جلیلی) عزیز و گرانقدر
      امیدوارم روزی برسد که شعر جایگاه اصلی خود را یافته و شاهد شکوفایی مجدد آن در عرصه خطه زر خیز مان باشیم
      سپاسگزارم از همراهی شما عزیز
      فصل بهار و تمام فصلهای سالتان همراه با شادی و تندرستی و نیکبختی
      ---------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام .
      استاد مینا آباد بسیار
      عالی بود
      درود فراوان
      لذت بخش و دوست داشتنی

      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      قلبم را دریاب
      ای که در جبهه های چشمت اسیرم.
      که در شاهراه مسیرت گم
      ای بانو
      به بوسه می آیم.
      ------------------------- (محمد رضا خوشرو )
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م

      درود بر شما
      حضرت دوست جناب خوشروی عزیز
      سپاسگزارم از توجه و عنایت شما
      بهارتان زیبا و سالتان نیکو
      --------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      حدود ۱ ماه پیش
      هزاران درود بر استاد ادیب وارجمند 🌷
      بسیار عالی وپر مضمون نگاشتین
      وجودتون سلامت
      درخششتان مانا
      🌼🌿🌼🌿🌼
      مسعود میناآباد  مسعود م

      ای فلک ای چرخ گردون ای زمین
      خسته ایم از دست نامردی وکین

      ای فلک ای چرخ گردون ای دوار
      لحظه ای ما را به حال خود گذار
      --------------تاراناصری راد تخلص خاطره
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      عرض ادب و احترام
      شاعره بانوی ارجمند تاراناصری راد
      از همراهی و هم نوایی شما بسیار سپاسگزارم
      شاد باشیدو تندرست
      بهارتان شکوفه باران
      ------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      تاراناصری راد (خاطره)
      حدود ۱ ماه پیش

      🌷☘️🌷☘️🌷☘️🌷☘️🌷
      سپاس فراوان از لطف بیکرانتون
      🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
      احسان کریمیان علی آبادی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بیکران بر استاد مینا آباد بزرگوار
      بسیار زیبا و جذاب سروده ای بود
      احسنت بر شما
      ترسم که ازاین زلزله بازی هایت
      چون کوه به یکباره بریزم به سرت
      خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      نوشی که چو نیش است همان به که ننوشم
      بی کس شده ام لیک به کس هم نخروشم

      چون سوخته ام دور و برم را بتراشید
      خوب و بد هر چه شود معرفتم را نفروشم
      ------------------------------احسان کریمیان علی آبادی
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      عرض ادب و احترام
      دوست وشاعر ارجمنداحسان کریمیان علی آبادی عزیز
      سپاسگزارم از همراهی زیبایتان
      سعادتمند باشید و شاد و خرسند
      بهار تان همراه با شکوفه های نیکبختی
      --------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      حدود ۱ ماه پیش
      عبور باید از این فصل یخبندان
      سلام استاد با معرفت
      موفق و سلامت باشید خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      با نگاهی بر گیاهان در سرابِ بی عبور
      یادمان باشد که یاد از سروِ آزادی کنیم

      در غریبستانِ شن هایِ روان و بیقرار
      از تبرهایِ تهاجم داد و بیدادی کنیم

      با چناران در کنارِ جنگلِ اندیشه ها
      در زمستانِ زمین یادی ز خردادی کنیم
      -----------------------------مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      دوست ارجمند مهدی بدری عزیز
      سپاس از همراهی ارزشمندت
      در سایه مهر و مهربانی باشید و شادو تندرست
      --------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجید آبسالان
      حدود ۱ ماه پیش
      عرض سلام و ارادت استاد ادیب و گرانقدر
      مفتخرم که بار دیگر از قلم زیبای شما بهره گرفتم
      بسیار زیبا و دلنشین عالی بود شاعر گرانمهر
      هرچند که در همین سایت شعر ناب به کهنه نویسی محکوم شدم ولی کاملا با نظر تون موافقم
      قلم پر توانتون همیشه رقصان
      خندانک خندانک
      خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      اگر میدانستم
      روزی
      بوسه‌هایت
      به قرنطینه خواهند رفت
      آنها را سبد سبد
      می چیدم
      و اکنون دانه دانه
      بر روی لبانم می نشاندم
      ----------------------مجید آبسالان
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م


      سلام و درود
      شاعر خوش ذوق و دوست ارجمند
      مجید آبسالان عزیز
      سپاسگزارم از همراهی همیشه ات
      باید صبور بود و تلاش بیشتر برای بهتر و بهتر شدن
      سبز باشید و سر بلند
      ----------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود برشما جناب مینا ابادی
      بسیار عالی وزیبا
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      بارا لها کس نباشد مهربان تر از تو اندر این جهان
      با ترحم بنده هایت را از این بیماری مهلک رهان

      ازکرم بفرست درمان ونجاتی بخش این مخلوقرا
      ما توکل بر تو داریم ای خداوند کریم و مهربان
      -----------------------------------قربانعلی فتحی (تختی)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام و عرض ادب
      جناب قربانعلی فتحی عزیز
      بسیار خوش آمدید
      سایه تان مستدام
      -------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      بهروز ابراهیمیان
      حدود ۱ ماه پیش
      درودهاشاعرگرانمهربسیارزیباست خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      بوستانیست عجیب
      روزگاریست غریب
      ناله ای می شنوم ازگلوی چشمهٔ خشک
      بلبلی می خوانَد،
      غنچه ای می شکفد
      عطروبوی گُلِ یاس ،همه جامی پیچد
      چه سکوت است اینجا...
      مثلِ آتشکده ای متروکه ...
      سردوخاموش ولی پُرشعله
      ودراین خلوتِ دیوارِبلند
      سایه هارقص کُنان می گذرند
      آخ...ازدورصدادرکمرِکوه بخودمی پیچد
      -----------------------بهروز ابراهیمیان
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      شاعر گران ارج - بهروز ابراهیمیان عزیز
      بسیار خوش آمدید و صفا آوردید
      سایه تان مستدام
      ------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بزرگوار
      بسیار
      زیبا
      بود خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      ...
      من کنارم کنار تو کنار او
      کنار تمام لحظه های شیرین
      کنار درد و دل فرهاد
      کنار دنیای آرام خودم
      مرا گر میتوانی دریاب
      من اهل حاشیه نیستم
      --------------------------مجتبی شهنی
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      بسیار سپاسگزارم جناب مجتبی شهنی عزیز
      روزگارتان خوش و سایه تان مستدام
      ---------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا رحیمی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر شما استاد
      بسیار زیبا استاد خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      در طلوع این غروب
      مرده ایم؛ اما به خوابِ زندگی
      این چه تدبیرست ما را
      ریشه ها خشکیده در خاک
      شاخه ها عریان وبی روح
      لاله های سرجدا
      از *قضا* یا از *قدر*...؟؟
      بر خاک ها
      کو بهار زندگی؟.....فردا کجاست؟
      نقش رنگ زندگی
      کم رنگ ،...افتاده، چرا؟؟؟؟
      -----------------------------------سارا رحیمی
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام و عرض ادب
      بانو سارا رحیمی عزیز و ارجمند
      بسیار خوش آمدید
      سرتان سلامت و روزگارتان خوش
      ----------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا رحیمی
      سارا رحیمی
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ایرج محرم پور(صوفی خموش )
      حدود ۱ ماه پیش
      درودها استاد بزرگوارم خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      ..........

      لعنت به دلتنگی
      و این تمام حرف من
      از شعرهای ست که برایت می نویسم
      گم نشو ...
      دور نشو...
      جهانم بی تو پر از خالی ست
      ----------------------------ایرج محرم پور(صوفی خموش )
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      جناب ایرج محرم پور(صوفی خموش ) عزیز
      قدم رنجه فر مودید
      سپاس -------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      بهرام معینی (داریان)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود های فراوان وعرض ارادتی خالصانه جناب استاد مینا اباد ادیب فرزانه ودوست گرانقدرم
      بسیار شیوا موزون ودلنشین وستودنی وقابل تامل
      شکوه قلمتان ماندگار
      تندرست ومستدام
      درپناه حق
      ایام بکام
      🌷🌷🌷🌷
      مسعود میناآباد  مسعود م
      در باغ زندگی
      ریشه های
      نشاط وزندگی
      کنار هم بودند
      شبنم نشسته بر گل ها
      غبار تجربه را از نگاه می شستند
      ومن ،
      کنار هستی ونشاط
      سرود زندگی را
      بگرمی زمزمه می کردم !
      .......
      ------------------------ بهرام معینی (داریان)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      دوست ارجمندم داریان عزیز
      سپاس که به مهر می خوانید
      شاد و تندرست باشید
      ------------------ خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سیده نسترن طالب زاده
      حدود ۱ ماه پیش
      درودتان گرانقدر
      بسیار ژرف و زیبا بود ..
      باید اصالت داشت ، چه در اندیشه و فکر چه نژاد ، و علم و اکتساب داشت در دهان گشودن ها و قلم زدن ها،تا سخنی درخور سرود ، چنان که بر دل خاصان ادیب و فرزانه بنشیند
      و طینتی نیک و زیبا ،تا آینه ی تمام نمای دل باشد ..
      بهره ها میبرم از نطع سخنتان جناب مینا آباد بزرگوار

      روزگاران شاد باد
      مسعود میناآباد  مسعود م



      زمان بوی آبنوس می دهد
      بوی اقصای جان- کامه ی تنت
      دست هایت را در آبی تاریخ گم میکنم ..
      .
      .
      .
      بیا
      بانوی عرشه های زیتونی توام!
      لیبرال و مست ..
      خیره بر فصل خنجر و خون
      در پیراهن واقعه
      ببوس !
      مادیان های طلایی مرطوب لب هایم
      که تو همیشه
      تو مدام
      که تو آواز کال نارنجستان هایی..
      می خواهمت
      چون شیهه ی کرشمه در باد
      می خواهمت
      ای خدای مجرد !
      ای ملت خفته،
      در سبوی عارفانگی..
      مستور سربی شرم ام ..
      تراش کولی لمسی که تماشاییست..
      شبان عطر الفت شیر است ،
      در هیاهوی تنت
      .
      .
      .
      اینچنین تو را می خواهم..

      --------------------- سیده نسترن طالب زاده
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      فرهیخته بانوی معزز
      سیده نسترن طالب زاده گران ارج
      مزین و معطر نمودید صفحه حقیرانه ام را با نفس گرمتان
      شادو تندرست باشید در پناه ایزد
      ----------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سید محمد میرمحمدی جواد
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      چو چشم یار زشتی را به خوبی در نظر دارد
      هر آن کو زشت تر آید زیادت خیر می بیند

      بسیار خوش آمدید
      جناب سید محمد میرمحمدی جواد
      ----------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام

      و
      عرض ادب و احترام
      شاعر زیبا کلام سلمان مولایی عزیز و ارجمند
      از اینکه گوشه چشمی بر این ویرانسرا داشته اید موجب مباهات است و دلگرمی
      در ابتدا خواستم روشن کنم که این کمترین نه داعیه شاعری دارم ونه رشته ام ادبیات است فقط بنده را یک تماشاگر و هوادار شعرو ادبیات در نظر داشته باشید
      شاید بیماری پاره ای از آنچه به نام شعر امروز این جا و آنجا در محمل هایی
      از آوانگارد اما مدرنیسم و موج های ناب و نو موسوم با طرح های فانتزی
      و رنگ های موهوم منتشر شده و هیچ کوششی قابل فهم نیست
      از این اصل
      عدم اتکا و احترام به غنای گذشته و ثروت فرهنگی آن ناشی می شود.
      بانوی غزل ایران خانم سیمین بهبهانی میگوید شعر باید خیلی حرف برای گفتن و خیلی زیبایی برای عرضه کردن داشته باشد تا در پسند، این خلق بی حوصله آشفته حال واقع شود .
      شرایط محیط نوع هنر را مشخص می کند هنر و به خصوص شعر هیچ بایدی را نمی پذیرد .
      زمان خیلی چیزها را تغییر می دهد و می تواند ذوق و ذائقه ادبی ما را هم تغییر دهد.
      بعضی از کلمات هستند که با گذشت زمان هم تغییر نمی کنند و مردم همیشه پذیرای آن کلمات هستند حال چه مردم عوام و چه خواص
      مثلا کلماتی مثل
      گرداب- مستی- خماری- ولی این موضوع در ارتباط با همه کلمات صورت نمی گیرد.
      درست است که یک شاعر حرفه ای باید فرزند زمان خودش باشد و از امکانات زبان زمان خودش بهره ببرد
      این که گفته می شود
      شاعر ا مروز بهتر است از استفاده کلمات مرده وقدیمی بپرهیزد
      به معنای آن نیست که گنجینه ادب فارسی گذشته را نادیده بگیرد-
      بلکه با خوب دیدن و درست استعمال کردن واژه ها و تلفیق آن با زبان حال جانی دوباره گرفته خدمت به زبان فارسی کند
      نه این که به سبک و سیاق شاعر قرون 6 و7 احساساتش را بیان کند و مجنون شده سر به بیابان بگذارد ویا به دنبال کاروان پیرهن بدرد و یا خرقه گرومی گذارد .
      حذیانم را به کم سوادی ام ببخشید
      همانطور که فرمودید این بحث سر دراز دارد و مجال اندک
      مطالبی از نت عاریت گرفته در قسمت وبلاگ خواهم گذاشت اگر عمری بود به فردا
      مجدد درود می فرستم به روح پر فتوح حضرت دوست
      سایه تان مستدام . خندانک
      محمد حسین اخباری
      حدود ۱ ماه پیش
      باسلام
      زیباست ولی چون اجازه نقد داده اید باکمال احترام و اختصار عرض میکنم دوتا بیت شماره (1) - زنهار- بسیار عالیست ولی دو تا بیتی که با عنوان (صلاح) سروده اید مشکل وزنی دارد حتی میتوان گفت فاقد وزن است
      با آرزوی بهترینها برای شما
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      عرض سلام و ارادت
      استاد اخباری عزیز
      ممنونم که همواره به خط خطی های این کمترین عنایت دارید
      شما استادید و حتما تشخیص تان صحیح تر و بجاست اما چون دسترسی به کلاس درستان میسر نبود اجبارا متوسل به نت شدم .


      نتیجه تحلیل
      چرا صلایی از دعای نگار ما نرسد -
      شفای غیب به تن بیمار ما نرسد
      تحلیل اولیه
      چرا صلایی از دعای نگار ما نرسد

      cvc cv cv cvv c cvv cv cv cvv cv cvc cvv cvv cv cvv cv
      - U U - U - U U - U - - - U - U
      شفای غیب به تن بیمار ما نرسد

      cvc cv cv cvv c cvv cvv cvc cv c cvc c cvv cv
      - U U - U - - - U U - U - U
      وزن تشخیص داده شده
      وزن با برازندگی 87.69%
      U-U-UU--U-U-UU-

      مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
      مجتث مثمن محذوف
      نمونه شعر
      تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
      وجود نازکت آزرده‌ی گزند مباد (حافظ)

      گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
      بسوختیم در این آرزوی خام و نشد (حافظ)
      بااختیارات شاعری
      ---------------
      تنتان سلامت و بهار تان شکوفا
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم هداوند
      ابراهیم هداوند
      حدود ۱ ماه پیش
      عزیز و ارجمند
      دوست و استاد گرامی مسعود میناآباد نازنین
      سپاس از نگرشِ زیبا و اشتراک آثار دلنشین‌تان
      بسیار ارجمند اند این دو قطعه و بسیار پر محتوا
      در مورد قطعه‌ی دوم با فرمایش استاد اخباری عزیز موافقم و جسارتن عرض می‌کنم که "صلا" فاقد وزن عروضی است.
      ارادتمندم خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      بِهار بی که اُمایی، پوییز بی گِموُنِم
      رَتی چِنُوکه سِتارَ، جُرِس زِ آسموُنِم

      مَیَر بَسوزَ دِلی اَر بواِم زِ بی خَوَریت
      اُما کَموتَرِ خیسی نِشِس وِ لواَ بُونِم
      ............
      .......
      ----------------------ابراهیم هداوند
      مسعود میناآباد  مسعود م

      به به
      دردانه استاد گرانقدرم ابراهیم هداوند عزیز و ارجمند
      سلام

      بدون تردید هم شما و هم استاد اخباری عزیز
      استاد عروض و قافیه اید
      اما نفرمودید واژه "صلا " بر وزن " بلا ، طلا ، هلا ...و..... " چرا فاقد وزن عروض است ؟
      در صورتی که قبل از ورود عروض به ادبیات پارسی
      ما خودمان دو بیتی و پهلویات ( فهلویات ) داشتیم
      آهوی کوهی در دشت روزا --- چو ندارد یار بی یار چگونه روزا
      سپاسگزار بذل و عنایت هر دو استاد
      شادو تندرست باشید.
      ابراهیم هداوند
      ابراهیم هداوند
      حدود ۱ ماه پیش
      استاد عزیز
      منظورم قطعه‌ی دوم با عنوان "صلا" بود
      نه صرفا واژه‌ی "صلا"
      ارادتمندم خندانک
      پریسا مصلح
      حدود ۱ ماه پیش
      درود برشما موفق باشید خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      "جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم میکنی"
      بین انبوه نبودنهات پیرم میکنی

      طعنه های شهربردوشم کمی سنگین شده
      خسته ام ازعشق آخرگوشه گیرم میکنی

      باز باران با نگاهم آشنا گردید ورفت
      محو سیلابی شدنهای مسیرم میکنی
      ........
      .......
      --------------------------------پریسا مصلح
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      شاعره بانوی گران ارج پریسا مصلح عزیز
      بسیار خوش آمدید
      شاد و تندرست باشید
      ------------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سمانه هروی(خراسان)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      از عشق میگویم سخن ،دارم زنید،دارم زنید
      سنگی درون چاه راز آلود پندارم زنید

      در انتهای آسمان،در گنبد سبز زمان
      قدری دری بر خانه مشتاق پرگارم زنید
      ..............
      ............
      ----------------------------سمانه هروی(خراسان)
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      حدود ۱ ماه پیش
      💐💐💐💐💐
      🌿🌿🌿🌿
      💐💐💐
      🌿🌿
      💐
      مسعود میناآباد  مسعود م
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود استاد مینا آباد
      بسیار زیبا سروده ای وزیباتر بحثی است که که در مورد اصالت شعر و اشعار کهن عنوان داشته ای که بسیار لذت بردم دست مریزاد استاد عزیز خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      راویان از سومِ شعبان روایت می کنند
      عاشقان از عشق و از شادی حکایت می کنند

      عرشیان افلاک را آیینه بندان کرده اند
      خاکیان را زین سبب مسرور و خندان کرده اند
      .............
      .............
      ---------------------------حمیدنوری(احمد)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م

      سلام و عرض ادب
      جناب استادحمیدنوری(احمد) عزیز و ارجمند
      سپاسگزار لطف و عنایت شما عزیز
      در پناه باری تعالی
      -------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علی مزینانی عسکری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و عرض ادب
      ماشاءالله
      بسار زیبا و البته خوب و دلنشین گفتید استاد
      خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      ..........
      با من سخن بگو
      آیا به راستی
      گور تنگ و تاریک
      توانست آن همه مهربانی را
      همراهِ باغم نداشتن های مکرر
      در دل خاکی خودجای دهد
      چگونه گرده اش نشکست
      وقتی کوله بار رنج تورا
      با پارچه ای سپید
      روی شانه هایش گذاشتند
      ...............
      ---------
      ------------------------علی مزینانی عسکری
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      ارجمند و بزرگ منش
      استاد علی مزینانی عزیز
      نوش نگاه زیبایتان
      شاد و تندرست باشید
      -------------------------------
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل احمدی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر طبع شعر شما آقای مینا آباد عزیز🌻
      واقعا لذت بردیم از دوبیتی ها
      احسنت🌻🌻🌻
      مسعود میناآباد  مسعود م

      هر رَه که پایانش تویی ، پیدا و پنهانش تویی
      آن رَه که عشق پایان اوست ، آغاز عشق است عاشقان

      این نغمه نِی را بگو ، وین سرخیِ می را بگو
      هر جا صدایِ پایِ او ، آواز عشق است عاشقان
      .................
      ----------------------------------ابوالفضل احمدی
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      جناب ابوالفضل احمدی عزیز
      سپاسگزارم که پسندیدید
      نوش نگاه مهربانت
      ------------------------ خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود برشما جناب مینا ابادی
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سپاسگزارم
      عزیزید و نور چشم ما جناب فتحی ارجمند
      ----------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      هادی محمدی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر شما 🌷🌷🌷
      مسعود میناآباد  مسعود م
      ...........
      بی تو هر فصل من فقط زَرد است
      یک لغتنامه حرف دل دارم

      دوس دارم که قاتلم باشم
      نفرت از هر چه آب و گِل دارم

      بی تو در انجماد جوشیدن
      تا ابد جُرعه جُرعه میمیرم

      توی یک انفجار دلتنگی
      از خودم انتقام میگیرم
      ................
      ...........
      ------------------------------هادی محمدی
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      حضرت دوست هادی محمدی عزیز
      امضای شما بر این کمین صفحه موجب مباهات است
      خوش آمدید
      ------------------ خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام استاد میناآباد گرانمهر خندانک
      شعرتان را در کانال تلگرامی سایت خواندم خندانک
      مسئله ای که اساتید فرمودند(شعر به زبان امروزی) و دور شدن فرهنگ قدیم
      واقعا سرودن شعر رو برای بی سوادانی مثل بنده ی کمترین بسیار سخت کرده و مثل زنجیری به پای احساس نوآموزانی مثل حقیر شده خندانک
      اما چه کنیم که هر جه می کشیم ریشه اش در دل مسئولین بی کفایتی ست که سکان علم و ادبیات فاخر این سرزمین کهن را عهده دارند خندانک
      درودهای مجدد محضر شما و عزیزانی که نظر دادند خندانک
      در پناه خدا باشید خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      .........
      می رسد نقطه سر خط ، به الفبای جنون
      هر که افتاد مسیرش به سر کوی خیال

      آخرش گم شده پیدا شدنی نیست ، دلم
      عشق یعنی، سفری در خَم جادوی خیال...

      -----------------------------ایمان اسماعیلی (راجی)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      راجی عزیز
      پیمودن راه درست در هر بعدی چه سیاسی یا اقتصادی یا اجتماعی و فرهنگی .... مخصوصا در این هرج و مرج خود بزرگ بینی ها و...
      سخت است و بهایش را باید پرداخت
      باید آنهایی که دغدغه خاطری دارند از کوشش باز نایستند
      ...........
      شادو تندرست باشید
      -------------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مریم، شیرین ناز (ساغر دل)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و عرض ادب
      خدا قوت
      استاد گران اندیش
      بسیار بهره بردم خندانک

      سپاس
      و
      درود بی کران خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م

      گهی آتـش
      گهی دریـا ...
      من ام آن شـعـلـه ی رقـصـان و گَه
      آن مــوج سـرگـردان
      کـبـوتـر بــچـه ای
      گُـم گـشـتـه در طـوفـان و در بــاران

      ----------------------------" مریم ... شیرین ناز "
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام

      شاعره بانوی ارجمند شیرین ناز عزیز
      بسیار خوش آمدید
      ------------------------ خندانک خندانک خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۲ هفته پیش
      بداهه ای تقدیم شعر زیبای
      استاد عزیز
      شیدا شدم از خواندن شعرت
      که شراب است
      مستانه کند‌پیرو جوان راکه
      مِی ناب است
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      استاد انصاری دزفولی عزیز
      بسیار خوش آمدید
      پای شعر نازنینتان چند خطی در مورد عرفان و عارف با تیک نقد نوشتم
      متوجه نشدم که ارسال شد یا نه !
      به هر حال امیدوارم وارستگی و عرفان پیشه گی تان مستدام
      با ارادت .
      --------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      با عرض سلام استاد مینا آبادی
      بله نوشته پر معنی شما خواندم و استفاده کردن واقعا عالی بود
      ممنونم بزرگوار خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      ۲ هفته پیش

      این دل دیوانه را
      معشوق اوست
      می روم درراه او
      معبود اوست
      مبداء و مقصد در عالم
      اوست اوست
      او جهت یاب منست
      مقصود اوست
      -------------------------محمد باقر انصاری دزفولی
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب و احترام به شما
      جناب مینااباد نازنین و بزرگوار
      خرسندم از این که مهمانی سروده ی زیبای شما بودم
      دلنشین و دلنواز بود
      لذت بردم از قلم با طراوت تان
      سایه تا ن مستدام
      و قلم تان همواره ماندگار خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      ............
      آیا مے بینے؟!!!
      تنش را که حراج شد
      درون بستر گرگان
      به دست برادران
      و خاڪ از خون و شرم مرطوب است
      .............
      .....................
      -----------------------------حدیث عبدلی (یارا)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      یارای عزیز و مهربان
      موجب بسی خرسندی است
      که شاعره جوان و خوش ذوقی مثل جناب عالی
      میهمان این سفره حقیرانه باشد
      بسیار خوش آمدید
      ----------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو هرسیج ثانی
      ۲ هفته پیش
      🌷🌷👏👏
      مسعود میناآباد  مسعود م
      آمدی ای یار چَشمون سیاه
      ولی حالا چرا
      حالایی که شدم دلبسته ی دیگری چرا
      دیر آمدی ای بی وفا
      آن دیروز ها که من میدادم جان
      نبودی چرا
      ........................
      ..........................
      ---------------------------------آرزو هرسیج ثانی
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      بسیار خوش آمدید
      دختر خوب و شاعر هرسیجی
      مهدیس رحمانی
      ۲ هفته پیش
      درود و عرض ادب خندانک
      بسیار زیبا و ناب قلم زدید
      پاینده باشید خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      شاید تو نگار سرخ قالی باشی
      پاییز به نام توست ، کاشی کاشی

      چشمان تو نقش پیچک باران است
      بر دایره های حوضک نقاشی ...
      -----------------------------------مهدیس رحمانی
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      مهدیس عزیز خیلی خوش آمدید
      برایت آینده شعری روشن و پر قوت تر آرزو مندم
      ------------------ خندانک خندانک خندانک


      ارسال پاسخ
      کبری یوسفی
      ۲ هفته پیش
      سلام ودرودخدا بر شما استاد بزرگوار جناب میناآبادی بزرگوار
      احسنت دستمریزاد
      زنده باشید وعاقبت بخیر عالی سروده اید
      درپناه حق باشید باخانواده آمین
      طاعات وعباداتتون قبول حق آمین
      زنده باد زندگی 🙏🙏🙏🙏🥀🥀🥀🥀
      مسعود میناآباد  مسعود م
      بی اجازه
      دست نزن
      به واژه های محزونم
      تنهایی اش را دوست می دارم
      عشق می ورزم به بیت بیت اشعارم
      .............
      ....................
      --------------------------کبری یوسفی
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      و چقدر زیباست امضای با وقار بانو یوسفی عزیز
      زیر خط خطی هایم
      شاد باشید و تندرست
      ----------------------------- خندانک خندانک خندانک
      محمودرضا رافعی (رافع)
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما ، استادمینا آباد گرامی خندانک
      روزگار تون گلستان خندانک خندانک
      دریای اشعارتون آرام خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      آماده شدم تا که به نزد سحر آیم
      او گفت که تا میکده همراه شمایم

      میخانه ، سحر نبض مرا دید و گفتا
      همراه توام یکسره تا پیش خدایم
      ------------------------------محمودرضا رافعی (رافع)
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      سلام

      دوست شاعرم رافع عزیز
      بسیار خوش آمدید
      ------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      ۲ هفته پیش
      درود فروان جناب مینا ابادی عزیز وگرام
      بسیار عالی و
      جالب بود خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      ما توکل بر تو داریم ای خداوند کریم و مهربان
      این زمین با وسعت بی انتهااز قدرتت در گردش است

      رازهای گردش این موهبت در نزد تو باشد نهان
      این مریضی را توبردار ازمیان بربنده هایت رحم کن
      ------------------------قربانعلی فتحی (تختی)

      با درودی دیگر جناب فتحی نازنین
      به امید استجابت داعاهایمان
      ------------------------- خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      اعظم قارلقی
      ۲ هفته پیش
      عرض احترام استاد والا مقام
      و چقدر این واژه های مهجور، زیبا هستند استاد مینا آباد ارجمند
      خندانک خندانک
      من هم دلم میخواهد شعرهای نوجوانیم را فریاد بزنم، آنزمانی که همیشه دست به قلم بودم.
      نثرها و اشعاری که ناب و پرمغزند و تنها جرم شان، کلمات مهجور است

      مریم، شیرین ناز (ساغر دل)
      ۲ هفته پیش
      چرا صلایی از دعای نگار ما نرسد ... خندانک

      سپاس از سروده های زیبا
      و درود بر توانایی قلم تان

      خندانک خندانک خندانک
      محمد خوش بین
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما خندانک خندانک خندانک
      مریم، شیرین ناز (ساغر دل)
      ۲ هفته پیش
      خوشتر از دوران عشق ایام نیست
      بامداد عاشقان را شام نیست

      مطربان رفتند و صوفی در سماع
      عشق را آغاز هست انجام نیست

      " سعدی"

      خندانک خندانک خندانک

      عرض سلام و ادب
      استاد ارجمند
      سپاس از مهر حضورتان

      طاعات و عبادات شما
      مقبول درگاه احدیت
      حسن  مصطفایی دهنوی
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود استاد
      بسیار زیبا است
      قلمتان نویسا
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      امید کیانی (امید)
      ۲ هفته پیش
      درودهایم تقدیمتان
      بهارتان دل انگیز و غزل‌ریز.
      قلم تان مانا و لایک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ولی اله بایبوردی
      ۲ هفته پیش
      سلام و درودها
      جناب استاد ارجمند
      ذوق تان سرشار از عشق باد.
      در پناه حق
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد خسروی فرد
      ۲ هفته پیش
      درود استاد عزیز
      سخن و سرودی دلنشین، زیبا و خواندنیست
      پاینده باشید
      خندانک خندانک خندانک
      حمیدرضا نصرآبادی(طوفان)
      ۱۲ روز پیش
      خندانک خندانک خندانک خاشاک نیم تا که بیفتم به درت
      زنهار و نیندااااز مرا ... از نظرت

      ترسم که ازاین زلزله بازی هایت
      چون کوه به یکباره بریزم به سرت خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      آذر مهتدی
      ۱۱ روز پیش
      درود جناب مسعود م گرامی ادیب محترم
      بسیار زیبا
      دستمریزاد
      🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0