سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        تركمانچاي

        شعری از

        م فریاد(محمدرضا زارع)

        از دفتر اشعار پراکنده نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۴ ۰۸:۰۷ شماره ثبت ۴۴۵۲۲
          بازدید : ۶۵۸   |    نظرات : ۱۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        خبر عشق تو در شهر دلم پيچيد و
        ساكنين مويه كنان گوشه كناري رفتند
        جنگ خونين "من" و "دوري تو" طول كشيد
        قحطي آمد همه با حال نزاري رفتند
        با نماينده ي عشق تو نشستم سر ميز
        عاقبت دين و دلم طي قراري رفتند
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        يکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۵:۰۹
        خندانک خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۷:۴۴
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        درود
        بسیارزیباست خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ ۱۷:۴۴
        درود گرامی
        جالب و زیباست خندانک خندانک خندانک
        آرمین اسدزاد (الف)
        يکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۴:۲۱
        درودها بر شما خندانک
        بسیار عالی و بدیع...
        خندانک خندانک خندانک
        عباس زارع میرک آبادی
        يکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۴:۵۸
        آفرین دوست عزیزم
        با کنایه و استفاده از استعاره لطیف و شیرین سروده اید
        لذت بردم
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بهاءالدین داودپور تخلص بامداد
        يکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۵:۳۵
        خندانک خندانک خندانک
        نیره ناصری نسب
        يکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۷:۰۱
        درود بر شما
        زیباست
        پاینده باشید و سرافراز خندانک خندانک خندانک
        جعفر جمشیدیان تهرانی
        يکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۷:۱۸
        خندانک خندانک خندانک
        زیبا بود
        علی غلامی
        دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴ ۰۵:۲۰
        سلام و درود بر شما اندیشمند
        یک نکته گفتی و معنی همان باشد......
        اما نگفتی دل و دینت به کجا رفت!؟........
        قصه زیبا بود و پایان جواب است......

        درود بر شما و بسیار لذت بخش و قشنگ...... خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ســــــتوده
        شنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۹:۳۲
        با نماينــــــــــده ي عشـــــــــــــــق تو نشســــــــــــتم سر ميز
        عاقبـــــــــــــت ديــــــــــــن و دلمــ طي قراري رفتنـــــــــــــــــد خندانک

        ای جانمممممم
        از اون شعرا که میشه ی بیتشو صد بار تو تنهایی خوند خندانک خندانک
        ممنونم که انتشار دادین این شعرو
        مـــــــرسے استاد زارع گیان
        راستش فک کنم این ی بیت هیچ وق یادم نره
        درخت خوشبختےتون پر میوهـ
        همایون طهماسبی (شوکران)
        دوشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۸ ۲۳:۴۴
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        دوشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۸ ۲۳:۴۴
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1