سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۲۱ تير

بقای عمر ۱

شعری از

کبری قرباغی (کوثر)

از دفتر برآمدی از دل ۲ نوع شعر دوبیتی

ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۳ ۲۰:۱۷ شماره ثبت ۱۳۴۳۳۵
  بازدید : ۱۲۰   |    نظرات : ۹

رنگ شــعــر
رنگ زمینه

الـهـی بـاقـیِ عـمــرم مـبــادا
به دست ناکسان دردم مـداوا
بسان همواره که درمان تو هستی
بـه کامـم زندگانـی کـن گـوارا
۵
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۳ ۲۰:۵۸
مناجاتی زیباست خندانک
طاهره حسین زاده (کوهواره)
جمعه ۲۳ آذر ۱۴۰۳ ۱۴:۴۵

سلام بانوی ارجمند خندانک

مناجات کوتاه اما خوبی است .
دعاهایتان مستجاب . دل تان شاد

خندانک

شاهزاده خانوم
جمعه ۲۳ آذر ۱۴۰۳ ۲۳:۲۴
ان‌شاءالله...
درود بر شما بانوی عزیز خندانک
مهدی انصاریان نصما
پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۳ ۱۳:۲۹
آفرین بر بانو کوثر
خندانک
محمد اکرمی (خسرو)
پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۳ ۱۳:۳۰
درود بانو
مناجات زیباییست خندانک
پیروز و دلشاد باشید
خندانک خندانک خندانک
فرامرز عبداله پور
پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۳ ۱۴:۱۴
درود
مثل همیشه
زیبا و دلنشین
سروده اید
⚘⚘⚘⚘
رقص قلمتان ابدی
محمد باقر انصاری دزفولی
پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۳ ۱۹:۲۶
زیبا
وبردل نشست
هزاران درودتان باد
شاعر وادیب گرامی
خندانک خندانک خندانک خندانک
برات اله قربان نژاد(برات)
يکشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۳ ۰۲:۰۸
بسیار عالی درودتان
خندانک خندانک خندانک خندانک
نیره صدری
يکشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۳ ۲۱:۵۱
درود بر شما بانوی عزیز

آمین گوی دعای زیبایتان هستیم

خندانک خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رضااشرفی فشی

میهمان غریب جمله این زندگانیم ااااا ویرگولی به زندگانی تو میهمانیم ااااا جز غصه هیچ یافت نشوددر غمار تو ااااا من خود غمار غصه این زندگانیم
ثریا امانیان

تمام زندگی را جمله کردم به جز غصه چیزی پیدا نکردم
سید موسوی (نوریان)

ه اا مثل آن فرشی که صد بار از کمر تا خورده است اا قامت َم با زخم سنگین َش به تبنا خورده است اا آن که غم میخورد مرا گل های باغم را شکست اا ساقه ام از پیچک دل خنجر از پا خورده است اا وصل اگر چون گل نماند هست دریا را شگفت اا تشنگی ام را ب ب خشای شورِ دریا خورده است
میکائیل نجفی(سراب )

تا وقتی هستیم م یازاریم خویش که این دیر رنج است و چون مرارت به سرحد رساند عمر را و آنگاه که لوح عمل به کنکاش برآیند گر نیک باشد که به عاقبت خیر رهایی یابیم و گر بد را جایگاه بخشیدیم که به عاقبت شر دچار شویم پس این چند صبا را ذخیره آخرت خواهیم که اندوه پایان کار ما نباشد اا بداهه
محمد رضا خوشرو (مریخ)

درود ااا توصیه ای به میهمانان صندلی داغ ااا اشعاری که در مشاعره مینویسم را بخوانید ااا آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است ااا خود گمان کرده که برده است ولی باخته است
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0