سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 2 مهر 1400
    17 صفر 1443
      Friday 24 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۲ مهر

        👤 من 👤

        شعری از

        هادی محمدی

        از دفتر چهارپاره ها نوع شعر چهار پاره

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۱۵ شماره ثبت ۱۰۱۳۵۸
          بازدید : ۴۹۵۳   |    نظرات : ۲۹۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        صدای ارسالی شاعر:
        باز هم تاس مرا بر تَنِ خود بُر زده است
        تا که حافظ نَکِشد جورِ منِ خانه خراب
        لَب به فوّاره ی خونم زده ام دست بِکش
        از سَرابی که در آن می شنوی بوی کَباب
         
        من در این هَمهَمه ی شعر خطرناک شُدم
        روحِ نارِنجَکیم دست به ضامِن بُرده
        یا زبان، لَهجه ی   شِلّیک گرفته به جهان
        هرکسی دور و بَرَم هست یَقیناً  مُرده
         
        اَرّه در اَرّه جلو یا که عَقب تر بَرگرد
        روی هر منحنی از تابعِ هَذیان زده ام
        لوله در لوله تُفنگم بِچِکان ترسَت را
        تا تَهِ  قاپِ فرورفته ی دَندان زده ام
         
        کَرکسانی که پِیِ قُلّه یِ من می‌چرخند
        مثل زنبور به هر نیش ، زمین گیر شدند
        تا ابد حسرتِ ته مانده ی   شِعرم دارند
        کاغذانی  که دَمِ قافیه ها پیر شدند
         
        روزگاری دَهنِ مردمِ این شهر غَریب
        مَثنوی بود و دو خَط نامه ی باران خورده
        حال یک  لرزشِ گوشی سَرِ  هَر سَبّابه
        آبرو از غَزل و خواجه و دیوان بُرده
         
        مَردُمانی که قَلم را به کُلنگی کُشتند
        قائم الزّاویه در سَطل، پیِ شامِ خودند
        با اَمیری که براین دغدغه  ها می گرید
        تیغ بر رَگ زده و مُرده ی  حَمّامِ خودند
         
        غُربت ثانیه ها بر پُکِ زنجیرِ زمان
        آخرین سوزِ هَوسناک غمِ انسانها
        روی شیپور سُل وچَنگ و دولا چنگ مکان
        کِیفِ هم خواب شدن با تنه ی  شیطانها
         
        ما چه کردیم که از کاسه ی اِنجیل و زَبور
        شیخِ صَنعان هَوسِ میوه ی تَرسا میکرد
        پاچه ی  خوک  به سَق می زد و در حال قُنوت
        فوت  بر مخرجِ گوساله ی موسی میکرد
         
        قصّه این است پس از حادثه ای در بُن بست
        پُشت هر پنجره ای خنده ی آجر دیدند
        یا تمامِ  تَن شان  را وسطِ  یک قُنداق
        سهمِ هَر لُقمه ی خود را کَفِ آخور دیدند
         
        چاره ای نیست اگرزخم زده جسمِ فریب
        بر تَب جاذبه ی ریخته در  ذهنِ زمین
        زندگی خَم شده در یازه ی بی حوصلگی  
        ما هَمانیم و هَمینیم و هَمانیم و هَمین
         
        #هادی_محممدی 
         















         
        ۳۲
        اشتراک گذاری این شعر
        ۹۷ شاعر این شعر را خوانده اند

        حمید غرب

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        مهرداد عزیزیان بی تخلص

        ،

        محسن ابراهیمی ( غریب )

        ،

        خدیجه وفایی راد ( غریبه)

        ،

        رضا رضوی تخلص (دود)

        ،

        محمد جواد عطاالهی

        ،

        شعله(م جلیلی)

        ،

        ایمان اسماعیلی (راجی)

        ،

        محمد قنبرپور(مازیار)

        ،

        نرگس تیموری متخلص به جانا

        ،

        بهرام معینی (داریان)

        ،

        مسعود آزادبخت

        ،

        جلال مهدوی

        ،

        سیده نسترن طالب زاده

        ،

        سحر غزانی

        ،

        سجاد جم

        ،

        سلمان مولایی

        ،

        مریم کاسیانی

        ،

        سحر موسوی

        ،

        موسی ظهوری آرام(آرام)

        ،

        فائزه اکرمی

        ،

        ناهید فتحی

        ،

        هادی محمدی

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        اصغر ناظمی

        ،

        محمد رضا خوشرو

        ،

        آرمین پرهیزکار

        ،

        عرشیا خوشرو

        ،

        حدیث عبدلی (یارا)

        ،

        آرزو عباسی ( پاییزه)

        ،

        دانیال فریادی

        ،

        منوچهربابایی

        ،

        سعید صادقی (بیدل)

        ،

        نسرین زندیه امامزاده عباسی

        ،

        قربانعلی فتحی (تختی)

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        حسن بذرگری(آیین نیشابوری)

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        حسین مراغه

        ،

        احمدی زاده(ملحق)

        ،

        اصغر شکری زاده

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

        ،

        فاطمه رضایی برما(آینه عدم)

        ،

        منیژه قشقایی

        ،

        آرمان پرناک

        ،

        طاهره حسین زاده (کوهواره)

        ،

        سیاوش اسفندیاری

        ،

        مهدی محمدی

        ،

        مجید فکری

        ،

        مرتضی سماواتی

        ،

        مهرداد مانا

        ،

        فاطمه افکن پور

        ،

        سارا رحیمی

        ،

        طیبه حسنی(ساحل)

        ،

        مرضیه حسینی

        ،

        سلمان طاهری

        ،

        حسین امامی متخلص به حسام

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        ابراهیم آروین

        ،

        حمیده قاسمی (اشک)

        ،

        محمد علی رضاپور

        ،

        اسدی

        ،

        غلامرضا بهنامی

        ،

        مولود سادات عمارتی

        ،

        رضا حمیدی راد(احسان)

        ،

        مینا خانی

        ،

        آذر مهتدی

        ،

        نسرین حسینی

        ،

        پژمان بدری

        ،

        مینا فتحی (آفاق)

        ،

        علی سهامی

        ،

        نیره صدری

        ،

        فاطمه سادات حسینی شفیق

        ،

        فرهاد معارفوند

        ،

        فروغ فرشیدفر

        ،

        علی رضایی

        ،

        مجنون صحراگرد

        ،

        مجید قلیچ خانی

        ،

        سجاد محمد شریفی

        ،

        ابوالفضل زندیه شاهین

        ،

        محمد باقر انصاری دزفولی

        ،

        ندا عبدحق

        ،

        فهیمه روشن ضمیر

        ،

        مرضیه سادات هاشمی

        ،

        زهرا زارع بهار ناب

        ،

        علیرضا صفری عاهد

        ،

        اعظم قارلقی

        ،

        مرتضی فهمیده، ،،، راهی

        ،

        کبری یوسفی

        ،

        حسن مصطفایی دهنوی

        ،

        سمیرا عاشوری

        ،

        سید علی کهنگی (واسع)

        ،

        حوریا حسین زاده

        ،

        معصومه خدابنده

        ،

        یلدا جاوید

        نقدها و نظرات
        سلمان مولایی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۵:۲۹


        سلام

        و

        برای لذت بردن از شعر و زیبایی های آن ؛
        - آیا لازم است که تمام شعر را بفهمیم ؟
        - آیا لازم است که دیدگاه و ذهنیت شاعر پی ببریم ؟
        - آیا باید بین درونیات شعر و حوادث بیرونی ارتباطی معنا دار بیابیم؟
        - آیا باید تمام صنایع ادبی آن را بشناسیم و لیست کنیم ؟
        سوالات را نوشتم تا نظر دیگر اساتید عزیز چیست و در این میان خوشه چینی کنم اما از نظر من پاسخ تمام سوالات با اندکی تفاوت در شدت آن نخیر است و بهترین دلیل برای این نخیر گفتن شعر حافظ است و خوانندگان اش که شامل تمامی انواع آدم ها می شود با هر سطح سواد و شخصیتی که هر کدام به اندازه ی وسع خود یار او می شوند و زیبایی های شعرش را می نوشند در حالی که ممکن است تنها در حد خواندن و نوشتن سواد داشته باشند.
        در پی خواندن هر شعری اساساً در ابتدا به برداشتی کلی از شعر نایل می شویم و لذت این ادراک را می چشیم و با خوانش های بعدی جزییات بیشتری را مدنظر قرار داده ،۴ لایه های درونی شعر را کشف می کنیم که در خلال این کشف و شهود صنایع ادبی نیز رخ می نمایند تا لذت کامل تر شود اما کسانی هم که سواد و توانایی این مرحله را ندارند باز هم به همان برداشت کلی می رسند و از همین رو است که فال حافظ را تمام ایرانیان می فهمند ولی هر کدام از دریچه ی ذهن خویش و میزان وسع اش به آن ها نگریسته و آن چه را که لازم دارند بر می چینند حتی اگر ندانند که حافظ در مورد یک ماجرای تاریخی دارد می نویسد و در هر مصراع چندین و چند آرایه ادبی به کار برده است پس عدم درک کامل شعر مانع از لذت بردن از آن و رسیدن به ادراکی شخصی از آن نمی تواند باشد و اگر چه شاید قیاس اشعار دیگران با غزل های حافظ چندان ممکن نباشد ولی در اساس همگی شعر هستند و دارای ویژگی های مشابهی خواهند بود که یکی از مهم ترین شان همین است که گفته شد پس دلیلی ندارد به سبب نگرانی از عدم ادراک و اقبال خواننده حد شعر را پایین آورد بلکه چاره ی کار نوشتن شعر به گونه ای است که هر بعد از آن بتواند گروهی از مخاطبین را شامل شود درست مانند اتفاقی که در شعرهای حضرت حافظ و فروغ جاویدان افتاده است و بدین گونه نه حد شعر آن قدر نازل است که خواندن اش برای مخاطبین حرفه ای عذاب آور باشد و نه آن چنان صعب و دیریاب که نه تنها مردمان عادی بلکه مخاطبین حرفه ای نیز نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند .
        اما مقصودم از نوشتن این مقدمه رسیدن به این نکته بود که به جرات می توان گفت اشعاری از هادی محمدی به تمامی دارای این ویژگی هستند که هر خواننده ای بتواند با آن یار شود و هر بعدی از آن گروهی از سلایق و ادراکات را به خود مشغول دارد ، مثلا در همین شعر دلربا به کار گرفتن واژه های بسیار از زبان رایج ( بی حوصلگی ، ما همینیم ، خانه خراب ، پاچه و ...) و اشاره به اتفاقات و رخدادهای زمان اکنون ( قائم الزاویه در سطل پی شام خوردند و ...) در کنار نام بردن از ابزاری که برای همه ی مردم قابل درک و استفاده است ( گوشی ، نارنجک ، تفنگ ، کلنگ و ...) ، می توانند در جلب نظر مخاطب عام موثر باشند و این درست در حالی ست که در همین حین با ایجاد لایه های معنایی متفاوت از طریق تشابیه ، استعاره ها ، ایهام ها ، مجاز ها و ... ( آکرکسانی که پی قله ی من [ کر ، کسانی که پی ..] ... ، هوس میوه ی ترسا کرده، جاذبه ی ریخته بر ذهن زمین و ... ) آن چنان عمقی به شعر می بخشد که سخت گیرتربن سلیقه ها را نیز راضی می کند و به لذت ادراک می رساند .
        اگر چه با توجه به پتانسیل بی اندازه بالای ناخودآگاه قلم در دست ام میل نوشتن دارد اما فعلا برای جلوگیری از تاثیر بر ادراک دیگر خوانندگان عزیز و نیز تنگی مجال بی وفا ، به همین اندک از بسیاران بسنده می کنم تا باری دیگر که در پای همین شعر هادی شاعرترین دست به قلم شوم .
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۰۲
        درود استاد مولایی خندانک خندانک 🙏🙏
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۱۷
        سلام بر جناب مولایی عزیز و دوست داشتنی
        کاملا متوجه مفهومی که بیان کردید شدم ولی همچنان بر سر موضع خود میمانم.
        شعر لایه لایه با شعر ذهن فرسا فرق دارد.
        سال اول دبیرستان ترم اول در کلاس ما بیش از ۶۰ درصد دانش آموزان درس ریاضی را زیر ۱۰ گرفتند و مابقی هیچ کس بالای ۱۵ نگرفت.مشخصا ایراد از معلم بود و اعتراض پی در پی ما باعث شد یک معلم کمکی به جز معلم اصلی در هفته ۲ ساعت ریاضی اضافه با ما کار کند.معلم جدید کارش را از صفحه ی اول شروع کرد و با وجود ۲ ساعت کلاس در هفته کتاب ریاضی را زودتر از معلمی که نیمی از آن را درس داده بود به پایان رساند.آخر ترم هیچ کس در کلاس ما زیر ۱۰ نمره نگرفت که هیچ،تقریبا همه ی دانش آموزان ۳ الی ۴ نمره نسبت به امتحان قبلیشان پیشرفت داشتند.
        ایراد از معلم بود جناب مولایی نه از دانش آموز.
        حرف ما طیف قابل بحث در جامعه است.شعر حافظ را به همین طیف ِ مدیوم ِ از نظر سواد و قدرت تجزیه تحلیل و درک بدهید ،تنها مشکل آنها با شعر حافظ احتمالا چند لغت خواهد بود که معنی آنرا نمیدانند نه چیز دیگر.
        اینکه خواننده شعر مرا بخواند و فقط بگوید واوووو! چه کرده ای با واژه ها!! و بعد من بگویم خوب این شعر را برای من به نثر ساده برگردان و او نتواند یا سعی کند از خودش قصه ای بسازد و بگوید این برداشت من بود فکر نکنم افتخاری برای من ِ شاعر باشد!
        هنر مدرن و پست مدرن به همان اندازه که خواهان پیدا کرده منتقد نیز دارد .
        آشپزی مدرنی که بخواهد گوشت و لوبیا ی کوبیده شده را روی نان پیتزا در فر با پنیر موزارلا طبخ کند و اسمش را بگذارد مدرن ( که احتمالا عاشق و طالب هم پیدا خواهد کرد!) یک بحث است و آن کسی که بخواهد با متد علمی و تناسب گرمی به آشپزی بپردازد بحث دیگر.
        متاسفانه جریانی در هنر دارد باب میشود که مدعیست اگر نمیفهمید ایراد از شماست!
        در صورتی که رسالت هنر این بود که تقدس و زیبایی ِ مفاهیم را منتقل کند نه نافهمی مخاطب را !
        برای بنده هیچ لذتی ندارد کسی شعرم را نفهمد
        برای دیگری شاید دارد،و اسمش را لایه دار بودن میگذارد .اگر لایه دار باشد من با آن هیچ مشکلی ندارم ولی اگر نافهم باشد و دست آخر آرتیستش بگوید برداشت با خودت ،چرا ،با آن هنر مشکل دارم.
        البته این بحث ارتباط مستقیمی با شعر جناب هادی محمدی نداشت که از قضا شعر امروزشان را اندکی فهمیدم و مابقیش را به پای بی سوادیم گذاشتم.منتها بنده اینگونه نخواهم سرود.
        اینکه هر کجا این مدل بحثها ایجاد میشود به خودم اجازه ی ورود میدهم از آن بابت است که برخی دوستان تاثیر پذیرند و وقتی جو حاکم کفه را نسبت به طرفداران این چنین خلقها سنگین کند آنها احساس ضعف میکنند و سعی میکنند چیزی بنویسند که خودشان هم نفهمند تا مبادا از قافله ای خیالی جا بمانند.
        درود بر جناب مولایی و جناب محمدی
        در نهایت هردو عزیز را دوست میدارم
        البته خودشان را بیشتر از شعرشان🙏🙏🌺


        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۳۸
        درود و سلام بر سلمان عزیزم شاعر تمام قد سایت

        به دور از شعر و شاعری در زندگی وجود رفیق هایی ناب و
        آدم حسابی همیشه از نعماتی بوده که خداوند حکیم نصیب
        من کمترین کرده و سلمان سلیم هم از آن رفیق هایی است که
        بودنش مایه ی قوت قلب است و وجودش زیبایی و دانایی

        پاینده باشی رفیق عزیزم

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۳۸
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        محمد قنبرپور(مازیار)
        محمد قنبرپور(مازیار)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۴۲
        سلام سلمان سلیم عالی بود و سلام مهرداد نازنین
        و اینکه واوووو را قطعا برایت با احترام نثر خواهم نوشت چون هنوز دوستت. دارم
        محمد جواد عطاالهی
        محمد جواد عطاالهی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۴۴
        سلام جناب عزیزیان گرامی
        این که سعی در درک دیدگاه طرف مقابل بحث ندارید خوب نیست خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۰۹
        سلام و درود بر مهرداد عزیزان عزیزم

        اولا تشکر میکنم بر پای شعرم آمدی و قلم رنجه فرمودی

        فقط بحثی را که کردی کمی بسط میدهم و آن اینکه

        مهرداد عزیزم شما دو مقوله ی جدا از هم را همیشه اشتباه تلقی میکنی
        یکی مبهم انگاری و دیگری نوشته های آوانگارد و مدرن و پست مدرن
        مبهم انگاری و دادائیسم اصلا مورد قبول من نیست و توصیه میکنم هیچ شاعری دنبال این روش نرود اما در مورد شعر من
        شما یک کلمه در این شعر پیدا کن که نیاز به رجوع برای لغت
        نامه داشته باشد. این معجزه کلام است که با کلمات عادی تصاویری خارق العاده خلق کنی وگرنه هنر آن نیست با کلمات عصر سامانیان و ساسانیان شعر بگویی و مخاطب برای هضمش ده مرتبه به معین و دهخدا سر بزند این کلمات غیر عرف را همه ما حداقل کسانی که شاعر هستند بلد ند و به کار بردن آن ها کلاس کار ما را بالا نخواهد برد

        مثالی زدی راجع به تبدیل شعر به نثر

        مهرداد جان کسی که باهنر خودش از پشم گوسفند تابلو فرشی نفیس میبافد آیا به او بگوییم من هنر تو را نفهمیده و
        چرخش گره ها در تار و پود تو را نمیدانم اگر فرشت را به مشتی پشم و نخ تبدیل کنی چه دفاعی داری؟
        آن وقت هنرمند به ما خواهد خندید. هنر شاعر این است که کلمات عادی و نثر گون را چنان در هم تنیده که تبدیل به معجزه ی بی بدیل شده است.

        در خصوص شعرم باید بگویم چنان سهل و آسان گفته شده که من از اینکه میگویی شعر را نفهمیدم تعجب میکنم

        شعر من با کلمات عادی و کاملا مرسوم جامعه چنان درهم تابیده شده که هم مبین مشکلات جامعه امروز است و هم زبانش ساده است.

        البته اختلاف سلیقه ها را من شخصا میپسندم و این اختلاف نظر های شخصی نقطه ی عطف شعر فردا خواهد بود اما
        در اظهار نظرهای شخصی هم باید کاملا بی طرفانه قضاوت
        کرد

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک

        البته این جواب بندی بود که برای سلمان نوشتی
        پایین بازهم ازت تشکر خواهم کرد برای حضورت رفیق عزیزم
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۱
        درود بر سلمان ناب و شکر برای بودنت خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۲
        درود بر مهرداد عزیز که همواره دوست داشتتی ست خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۲۳
        و مطلبی که فراموش کردم بگویم مهرداد عزیزم

        در این جهان پر رمز و راز اگر نافهمیدن های خودمان را

        کنار هم بگذاریم کوهی میشود که باید بر حالش گریه کنیم

        چندین شرح بر مثنوی نوشته شده آیا ایراد از مولوی بوده که فهم های متفاوتی را در برداشته؟

        شروحی که بر مثنوی معنوی نگاشته شده از این قرارند:
        ۱) شرح ناتمام "جواهر الاسرار و زواهر الانوار" از شهید کمال الدین حسین بن حسن خوارزمی
        ۲) "شرح مثنوی" عبدالعلی محمد ین نظام الدین مشهور به بحر العلوم
        ۳) "شرح مثنوی اسرار" از حکیم ملا هادی سبزواری
        ۴) "شرح کبیر" آنقروی از اسماعیل آنقروی
        ۵) "شرح مثنوی شریف" اثر بدیع الزمان فروزانفر
        ۶) "شرح مثنوی" اثر جعفر شهیدی
        ۷) "شرح مثنوی شریف" از شاه داعی الله شیرازی
        ۸) "شرح مثنوی مولوی معنوی" از امداد الله صاحب مکی
        ۹) "شرح مثنوی" نیکلسون اثر رینولد الین نیکلسون
        ۱۰) "شرح و متن مثنوی" تالیف محمد استعلامی
        ۱۱) "تفسیر مثنوی مولوی" اثر جلال الدین همایی (نه کامل – شرح داستان "دژ هوش‌ربا")
        ۱۲) "با پیر بلخ" اثر محمد جعفر مصفا (نه کامل – شرح کاربردی تعدادی از داستان‌ها)
        ۱۳) "تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی" اثر محمد تقی جعفری
        ۱۴) "شرح جامع مثنوی معنوی" به همت کریم زمانی
        ۱۵) "نثر و شرح مثنوی" شریف از موسی نثری
        ۱۶) "مکاشفات رضوی" اثر محمدرضا لاهوری
        ۱۷) "اسرار الغیوب" تالیف خواجه ایوب
        ۱۸) "شرح مثنوی" اثر ولی محمد اکبر آبادی
        ۱۹) "نثر و شرح مثنوی شریف" اثر گولپینارلی
        ۲۰) "المنهج القوی" اثر یوسف بن احمد مولوی
        ۲۱) شرح دکتر محمد کفافی به عربی
        ۲۲ شرحی ناشناس منسوب به احمد رومی

        و شاید دیگرانی هم باشند که از قلم افتاد


        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۱۷
        سلام مجدد خدمت جناب محمدی
        ملاک تشخیص ِ مبهم انگاری و دادائیسم و نوشته های پیشرو و مدرن در چیست؟ ؟
        وقتی هر شاعری شعر خودش را سهل و روان و امروزی و در بطن جامعه میداند؟
        واقعا چرا خودمان را به خواب بزنیم؟
        چرا رپ امروز محبوب ترین سبک بین جوانان شده؟
        چرا مردم ما از هر چه فکرشان را درگیر کند گریزانند و به قول شما فکرشان رفته در انگشت سبابه شان و دیدن هر آنچه آنها را از اندیشیدن باز میدارد.
        هزار دلیل دارد ولی یکی از آن دلیل ها اینست که آمدند سری بما زدند و رفتند !
        کار شما قطعا پیچیده است دوست عزیزم.کاش لااقل بجای کتمان آن با افتخار از پیچیدگیش دفاع میکردید .
        نسبت دادن سهل و روان به این شعر اندکی بحث را به بیراهه میبرد و چون محمد جواد عزیز هم آمد و نظرش را گفت باید عرض کنم نسبت ِ سهل و روان دادن به شعر محمد جواد هم بحث را به بیراهه میبرد .شما دو عزیز که هردو را بسیار دوست میدارم از پیچیده نویس ترین های سایت هستید .
        من با پیچیده نویسی شما مشکلی ندارم،آسیبی بمن نمیزند. فقط دیدگاهم اینست که هنر پیچیده مخاطب خاص جذب میکند( همین)
        هنر نازل و فوق سطحی و سخیف هم مخاطب سخیف جذب میکند.
        هنر آرمانی آنست که : نازل و فوق سطحی و سخیف نباشد و طیف مخاطبش گسترده باشد
        برداشت اشتباهی که از حرفهای من میشود شاید این باشد که من ِ نوآموز بخواهم خط قرمز بر روی سروده های عزیزان بکشم و به عیارشان و به نبوغ شاعرش یا به زیباییش توهینی بکنم!!هیهات!!
        وگر نه همه شاهدند که من در مورد محمد جواد همیشه از کلمه ی پدیده،استعداد،نابغه و ... استفاده کرده ام. و همین طور شما همیشه برای بنده جایگاه خاصی دارید،وگر نه من با کسی در این سایت تعارف ندارم ،آنچه میگویم در مورد شما دو نفر عین واقعیت است. و صد البته سلمان مولایی که به تواناییهایش احترام میگذارم و بر آن واقفم و حتی ظرافت دیدگاهش را نیز به کرار دیده ام.
        چرا بنظرتان عجیب می آید جناب محمدی وقتی میگویم مخاطب باید بتواند شعر ما را به نثر ساده ترجمه و باز گردانی کند؟ فکر نکنم این بازگردانی شباهت زیادی به بازگردانی فرش به پشم داشته باشد.
        در ثانی بنده هنوز هم با این دیدگاه مساله دارم که میگویند در هنر مدرن و پست مدرن برداشت با مخاطب است!
        این دیگر چه دیدگاهیست؟!
        وقتی شما میگویید فرمانده ی نیروی کرکسها
        بعد اولی بگوید منظورش ناظم مدرسه ی ما بود
        دومی بگوید منظورش گوشت توی قورمه سبزی بود
        سومی بگوید منظورش رئیس گروه تبهکاران بود
        چهارمی بگوید آخ آخ دارد از زن من میگوید !
        و آخری هم بگوید ببخشید منظورتان اینجا چیست!
        و و و ...

        وقتی شما یک مفهوم در سر دارید و آن را انتقال میدهید ،خوب پس همان مفهوم هم باید برداشت شود .
        وگر نه اگر بنا به مفهوم در آوردن باشد که از ترک دیوار هم میشود مفهومی در آورد و در ابرها هم میتوان شکل خانه و گاو دید و در کاشی حمام هم عکس قو و بزغاله.
        در مورد شرحیاتی که بر مولانا نوشته شده.
        اگر در یک شعر خاص از ۲۲ مورد ۲۱ مورد هم نظر باشند و یک مورد نظر متفاوت دهد ایراد از آن ۱ نفر است.
        اگر ۲۲ مورد برداشت متفاوت از مولانا شده شک نکنید ایراد از مولانا بوده.
        چرا فکر میکنید بنده پای بزرگان که به وسط بیاید از موضع خود کوتاه می آیم جناب محمدی؟
        بماند که بعضی وقتها سیاست عمومی جامعه ایجاب کرده مفسران برداشت باب میل حاکمان را از شعر ها داشته باشند که آن خود بحثی مفصل است.
        در پایان
        من، شما ،محمد جواد،سلمان و مازیار عزیز را دوست دارم.
        در مورد بی انصافی گفتید هادی جان
        بی انصافی نکردم
        گفتم شما عزیزان را بیشتر از اشعارتان دوست دارم.
        این صداقتِ بی سیاست گهگاه گریبان آدم را میگیرد.
        ولی چرا نیمه ی پُر ِ لیوان را نمیبینید؟
        بنده از دوست داشتن شما عزیزان دست برنخواهم داشت
        خدا را چه دیدید شاید زمانی با فلمتان نیز هم راستا شدم
        اگر تا آنروز نوک تیز آن شکمم را پاره نکند😃
        🙏🙏🙏🌺🌺🌺
        مریم کاسیانی
        مریم کاسیانی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۰۱
        درود بر شما خندانک خندانک
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۰
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما استاد مولایی بزرگوار

        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۴۱
        🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۱
        سلام

        و

        اگر همین چند خط نوشته نمی شد بی گمان در ادامه ی این بحث پاسخی نمی دادم چرا که عمیقاً معتقدم که « در خانه اگر کس است یک حرف بس است » لذا ابتدا عین آن چند خط را نقل می کنم ؛

        « وقتی شما یک مفهوم در سر دارید و آن را انتقال میدهید ،خوب پس همان مفهوم هم باید برداشت شود .
        وگر نه اگر بنا به مفهوم در آوردن باشد که از ترک دیوار هم میشود مفهومی در آورد و در ابرها هم میتوان شکل خانه و گاو دید و در کاشی حمام هم عکس قو و بزغاله.
        در مورد شرحیاتی که بر مولانا نوشته شده.
        اگر در یک شعر خاص از ۲۲ مورد ۲۱ مورد هم نظر باشند و یک مورد نظر متفاوت دهد ایراد از آن ۱ نفر است.
        اگر ۲۲ مورد برداشت متفاوت از مولانا شده شک نکنید ایراد از مولانا بوده.»

        بعید می دانم که کسی معنا و فلسفه ی شعر ، ادبیات و عموما هنر را درک کرده باشد و سپس چنین حرفی بزند مگر آن که از سر لجبازی و عدم پذیرش استدلالات سخن کند تا این چنین کلماتی صادر شوند و بر اساس این نظر تمام شاعرانی و هنرمندانی که به اندازه مخاطبان شان برداشت های متفاوت از کارشان وجود دارد مشکل و ایراد دارند و تنها کسی کارش درست است که مستقیماً حرف اش را در شعر بزند و بقیه هم همان را بفهمند مثل سراینده شعر یه توپ دارم قلقلیه ، که همه حرف او را می فهمند و منظورش را در می یابند ولی در همین شعر نیز بی گمان میزان برداشت ها به شاعر هیچ ربطی ندارد بلکه به اندازه ی آدمیان و سلایق شان در دنیا برداشت وجود دارد و همین جا ست که اصل پذیرفته شده ی هرمنوتیک تعریف می شود.
        ولی باید بگویم که ربطی به هنر مدرن و کلاسیک هم ندارد و این ماجرا قابل تعمیم به هنر از تمام انواع آن است به خصوص شعر که هنری فوق العاده عمومی و در دسترس است اما بسته به این که بحث را چگونه پیش ببریم می توانیم با شمعی در روشنایی روز پی خورشید بگردیم و این درست شبیه مثال هایی ست که نگارنده در خصوص برداشت های متفاوت از کرکس ها در شعر هادی نوشته است چرا که حتی ناآگاه ترین مخاطبان نیز می فهمند که با توجه به قراین و علایقی که در شعر وجود دارد به معانی مورد نظر خود برسند نه این که شعر را چه بخوانند چه نخوانند فرقی نداشته باشد و برداشت خود را بگویند که در این صورت برداشت ها شبیه این مثال ها خواهد بود.
        اتفاقی که پیرامون بحث شراب در شعر حافظ می افتد بهترین مثال برای این ادعا ست و این که از این واژه گروه های مختلف معانی متفاوت برداشت می کنند که شاید هیچ ربطی به منظور شاعر نداشته باشد ، به معنای ایراد شاعر باشد که دقیقاً عکس این مطلب صادق است که شاعری توانایی خلق این اعجاز را داشته باشد ، اما در خصوص همین شراب و معانی و برداشت های گاها بسیار دور از هم باید گفت که تمام این معانی با توجه به مراعات نظیری که شاعر حول شراب می آفریند برداشت می شوند و تعمیم داده می شوند و گر نه بعید می دانم کسی که عقلی سلیم و وجدانی منصف داشته باشد بتواند از شراب چیزی شبیه به دوغ یا کوکاکولا برداشت کند .

        « وقتی شما یک مفهوم در سر دارید و آن را انتقال میدهید ،خوب پس همان مفهوم هم باید برداشت شود .»
        در خصوص این بند باید بدیهیات را بازتعریف کرد تا بتوان اشتباهات موجود در آن را روشن کرد ، مثلاً بدیهی است که وقتی کسی در میان یک دیالوگ عادی و روزمره می گوید من به شهر رفتم ، تنها همین برداشت از سخن اش خواهد شد چرا که جمله ای ست خبری و مستقیم اما اگر همین جمله در شعر وارد شود دیگر قرار نیست همان معنای همیشگی و ثابت را داشته باشد چرا که اگر چنین باشد بی تردید اتفاق شعر روی نداده است ، این جمله در شعر با توجه به واژه های پس و پیش خود معانی مختلفی را ارائه می کند که شاید دقیقا در برابر منظور شاعر باشند مثلاً اگر شاعر بگوید ؛ من از زندان بیرون آمدم و به شهر رفتم ؛ ممکن است شخصی به معنای مستقیم برسد ولی می شود برداشت های دیگری نیز داشت که چنین کسی که از زندان به شهر رفته است ممکن است دوباره مرتکب جرم شود ، ممکن است به عنوان یک زندانی سیاسی آزاد شده و با افتخار به شهر رفته است ، ممکن است به عنوان یک قاتل با بخشش اولیای دم و گذشتن از قصاص آزاد و به شهر بازگشته است ، ممکن است که حتی این فرد زندانبان است و نه زندانی که او هم در شهر زندگی می کند ، یا ممکن است از زندان فرار کرده و برای مخفی شدن به شهر رفته است و ... اما به هر روی برداشت از این جمله ها به قراین و علایقی بازبسته است که در شاعر در شعر گنجانده است که دایره ای از معانی را شامل می شوند ولی اگر می خواست تنها قصد او ادراک شود می توانست بگوید من ؛ به عنوان رییس زندان بیرون آمد م و در شهر به خانه ام رفتم که این جا دیگر با شعر مواجه نیستیم و تنها یک جمله ی خبری گفته شده است .
        اما دو حرف آخر م یکی این است که وقتی کسی از سوی گروهی از مردم سخن می گوید باید مستند به یک آمارگیری میدانی و حصول نتیجه سخن بگوید تا حرف اش قابل استناد باشد ولی اگر من بگویم که شعر هادی پیچیده است و مردم آن را نمی فهمند هیچ استنادی نخواهد داشت پس هرگز مطابق با واقعیت فهم مردم نیست پس این حرف نظر یک شخص است ما گروهی حتی اندک از مردم .
        دوم آن که در جایی خواندم مهرداد عزیز گفته است که بارها با توجه به نظر دوستی شعر را می نویسد و ویرایش می کند و حذف و اضافه می کند تا به شکل احسن برسد که باید بگویم اش نظر شخص من این است که در این چنین موردی شعری اتفاق نمی افتد بلکه یک سری کلمات در کنار هم چیده می شوند و با توجه به آگاهی های نویسنده و قدرت استحصال از آن ها با کمک وزن و قافیه در کنار هم چیده می شوند که اگر وزن را از آن ها بگیریم همان جملات عادی و روزمره خواهند بود و شعر واقعی به جرات و جسارت می گویم که هرگز و هرگز بر اساس آگاهی اتفاق نمی افتد و قابل ویرایش نیست چه برسد که تیغ جراحی هم برداریم و کوتاه و بلند و تعدیل اش کرد و نقد شعر واقعی نه در شعری که مورد بحث است و شاعر نوشته است سودمند خواهد بود بلکه برای شعرهایی که قرار است بنویسد به دردش می‌خورد
        چرا که هر گونه ویرایش در شعر به از بین بردن احساس و عاطفه اولیه ی شاعر ( که اساسی ترین فاکتور اقبال به شعر است ) و ساختگی و مصنوعی شدن شعر می انجامد .
        در خصوص آن چه مطرح شد حرف و حدیث بسیار است ولی این مرقومه به عنوان گوشه ای اندک که در وقت من و حوصله جمع می گنجید نوشته شد و تمام ماجرا نیست چرا که اصولاً در فضای مجازی بدون چشم در چشم هرگز نمی شود به تمام ماجرا پرداخت ...
        محمد قنبرپور(مازیار)
        محمد قنبرپور(مازیار)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۲
        سلام و درود بر سلمان عزیز خندانک خندانک عالی بود
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
        درود بر استاد مسلم سلمان عزیز
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        محمد قنبرپور(مازیار)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۶
        واقعا من هم مبهم نویسی را نمی‌پسندم اما آتل متل توتوله نویسی هم که دیگر شعر نیست، شعر باید مخاطب را به تفکر وادارد
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۵۰
        جناب مولایی عزیز
        در مورد مثالی که زدید" من از زندان بیرون....."
        تعحب میکنم که شما دارید احتمالات را میشمارید به جای برداشت ها! و به جای مفهوم!
        آیا قصد شوخی با بنده را دارید ؟
        من مدعیم شعر هادی محمدی پیچیده است و شما مدعی هستید نیست. اینجا مردمی وجود ندارد دوست عزیز.
        بزرگترین نقصی که به محفلهای چارچوب دار میتوان گرفت آنست که مردمی در آن حضور ندارد بزرگوار.
        اگر منظورتان همین جمع است که دور همیم متاسفانه ملاک تشخیص نیست عزیز دل.
        چگونه میشود به تشخیصی عیار داد که در گذر زمان با شراب رفاقت نرم شده است؟!
        دوستان گرامی ای که شعرهایشان تا به سایت مینشیند همگان سبقت میگیرند در نقد نوشتن بر آنها که مبادا از قافله جا بمانند!
        خود شما دوست گرامی
        از کامنتهای بنده نقل قول میکنید ولی نام مبارکتان پای هیچ کدام ارسالی های بنده نیست!
        و دیگر متاعی که اینجا با عرض معذرت قدری کمیاب است اینست که دوستانی که بزنگاه نیاز داریم نظر منصفانه بدهند در افق محو میشوند و فقط درود میفرستند و دسته ی گل نثار یکدیگر میکنند!
        جناب مولایی عزیز
        شما تا به حال شعر بازنویسی نکرده اید؟
        شما خودکارتان را بر روی صفحه میگذارید و وقتی شعر تمام شد آنرا بر میدارید؟
        شاعر ترین های این سایت با شما هستم
        آیا شما در شعرتان کلمه ای را خط نمیزنید و جایگزین کنید
        دوستان شاعر .هنرمندان ِ هنرمندتر از من
        شما شعر مینویسید مثل یک عکاس که در یک لحظه دکمه ی دوربین را میفشارد و دیگر عکس گرفته شده و همین است که هست!!
        جناب مولایی بنده با شما چند گسل فاصله ی دیدگاه دارم.
        بنده تا کنون شعر ویرایش نشده در سایت نگذاشته ام ،که هر شعر را از یک بار تا بیش از ۲۰ بار ویرایش کرده ام.
        و تعجبم از این است که شما میگویید نظر شخصیم این است که در اینگونه موارد شعر اتفاق نمی افتد و احساس و عاطفه اولیه از شعر گرفته میشود .

        در پناه خدا
        اختلاف دیدگاه ما بسیار عمیق تر از آنست که با چنین بحثی به نتیجه ای مشترک برسد
        و بنده با جمله ی آخرتان بسیار موافقم


        ارسال پاسخ
        محمد جواد عطاالهی
        محمد جواد عطاالهی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۵۱
        درود استاد گرامی
        خدا را شکر که عزیزانی چون شما هستند تا مسائل را تبیین کنند تا مباحث با نظرات هنرجوی کوچکی چون بنده منحرف نشود. خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۳
        👏👏👏 خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۱۲
        سپاس از اساتید بزرگوار جناب مولایی،جناب محمدی وجناب عزیزیان
        همانطور که اول صبح گفتم پای این شعر قرار بود خیلی چیزها بیاموزم که همانگونه هم بود.
        میدانم که احتمالا ادامه هم دارد و البته با رعایت احترام وهمینگونه که هست بسیار برای ما اهالی سایت ناب مفید واقع می شود.
        شخصا فکر می کنم یک کلاس درس بسیار مفید را می گذرانم
        🙏🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        محمد قنبرپور(مازیار)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۵۱
        گاهی خواندن مباحث و تبادل نظر آنقدر به من و دیگر دوستان کمک می‌کند که آدم دوست ندارد مبحث به پایان برسد اما گاهی هم کشدار می‌شود و نهایت می شود لج بازی و من درست میگم تو اشتباه میکنی لذا این وضعیت جز تفتیش و اضطراب و هرج ومرج نتیجه ای ندارد نه برای بحث کنندگان نه دنبال کنندگان
        لذا از دوستان عزیزم درخواست خویشتن داری دارم با احترام و عرض ارادت
        مهرزاد دوست داشتنی و سلمان سلیم و هادیِ شعر
        آرمین پرهیزکار
        آرمین پرهیزکار
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۳۴
        درود بر شما جناب عزیزیان خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۴۷
        🌹🌹🌹🌹🌹
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۴۹
        کاملا موافقم
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۵۶
        درود بر محمد جواد عزیزم
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۴۱
        🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۴۵
        سلام

        و

        \" نقد شعر واقعی نه در شعری که مورد بحث است و شاعر نوشته است سودمند خواهد بود بلکه برای شعرهایی که قرار است بنویسد به دردش می‌خورد\"

        محسن عزیز و دوست داشتنی این بند را از میان نوشته ی خودم کپی کردم چرا که در هنگام نوشتن می دانستم که قطعاً این سوال که بسیار هم به جا و درست است پیش خواهد آمد و اگر دقت کرده باشید همواره در نقدها تاکید بر آن دارم که منتقد نباید وارد جزییات ساختاری از جمله برگزیدن کلمات و نحوه ی استفاده ی از آن ها شود چرا که ویرایش قرار نیست توسط منتقد و در شعر مورد انتقاد صورت گیرد بلکه نقد درسی است که شاعر از تجربه ی پیشین خود می آموزد تا در تجربه های آتی به کار بگیرد.
        اما در خصوص رمان بی گمان خود به تفاوت های بسیار این دو مقوله پی برده ای ولی اساسی ترین تفاوت شان در میزان دخالت ناخودآگاه نویسنده یا شاعر در متن یا شعر است چرا که اساساً یک رمان دویست صفحه ای را نمی‌توان در ناخودآگاه نوشت ولی آن چه که رمانی را خاص می کند بزنگاه هایی ست که در آن وجود دارد و قرار است به خواننده حس تعلیق بدهد و هر چه این بزنگاه ها به ناخودآگاه نزدیک تر باشند میزان برقراری ارتباط با خواننده و نیز توفیق رمان بیشتر خواهد بود که البته در سایر هنرها نیز این ماجرا جاری است و برای درک بهتر از آن توصیه می کنم فیلم سینمایی مودیلیانی محصول سال ۲۰۰۴ دربارهٔ زندگی نقاش ایتالیایی آمادئو مودیلیانی، که میک دیویس آن را کارگردانی کرده است حتما ببنید .
        اما در خصوص ویرایش در شعر از نظر من وقتی شعری شاعر را ارضاء نمی کند تنها راه برای آن شعر از بین رفتن است نه دست کاری کردن تا سر آخر چند خطی به نام شعر از آب درآید که نه خواننده را به دل می نشیند و نه شاعر را سبب خوشنامی واقعی و فارغ از تعریف و تعارفات معمول می گردد و نیز آن که « شعر باید آفریده شود نه ساخته ، آن چیزی که ساختنی ست دیوار است و در و پنجره ولی قطعاً شعر شبیه هیچ کدام از این ها نیست، شاعر نیز همچون مادر آفریننده است ولی تا به حال دقت کرده اید که سهم مادر از آفرینش چه میزان است و سهم آفریدگار اصیل چه میزان ؟؟ در شعر نیز چنین رابطه ای برقرار است»
        اما فارغ از شعر و نقد آن چه برای ام جالب بود و غم انگیز این بود که چرا به محض آن که دو نفر به بحثی ادبی می پردازند همه نگران می شوند که اتفاقی نیفتد ؟؟ برای ام بسیار مایه ی شگفتی است و تأسف اگر چه می دانم دوستان به قاعده ی اتفاقات پیشین این ترس را در دل خویش دارند ولی باور کنید من به نوبه ی خویش خیال تان را راحت می کنم که حتی اگر در مباحثه ای ادبی حرفی به ناسزاواری از طرف مقابل بشنوم نهایت آن است که سکوت می کنم و بحث را ادامه نخواهم داد چرا که اعصاب خود را از سر راه نیافته ام اگر‌چه در این جمع عزیز نیز تمامی دوستان همواره برخوردشان حتی در زمان ناهمخوانی عقاید با یکدیگر نیز بسیار منطقی و دوستانه بوده است و از همه مهم تر :
        دلایل قوی باید و معنوی
        نه رگ های گردن به حجت قوی ...

        اما نکته ی آخر این که ؛ مگر غیر از گذاشتن خودکار بر صفحه در آغاز شعر و بر داشتن اش پس از خلق شعر راه دیگری هم برای آفرینش شعر حقیقی وجود دارد ؟!؟ من که راه دیگری بلد نیستم ...
        و سرانجام همراه با درودهایی بی پایان خطاب به محسن عزیز و صاحب این سرای شاعرپرور هادی شاعرترین و نیز دوستان عزیزتر از جان مازیار، ایمان و مهرداد مهربان و شاعر جوان بی همال مان محمدجواد که ابراز محبت شان همواره مرا رهین منت شان داشته است فی الحال ختم سخن می کنم .
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۴۲
        سلام و درود بر سلمان سلیم و دانای من

        همیشه حرفت فصل الخطاب است و پر از دانایی

        زحمت کشیده ای و چیزی را در دل بود به زبان آوردی

        همیشه باش که بودنت مایه ی افتخار است

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۱۳
        درود واحترام جناب مولایی خندانک
        بسیار سپاسگزارم از وقت ارزشمندی که گذاشتید.
        توضیحات شما بسیار مفید بود و حتما در ادامه راه از آن استفاده خواهم کرد و آن فیلم را حتما می بینم خندانک
        در مورد نگرانی دوستان نیز به ما حق بدهید چرا که دوست داریم تمام اساتید اهل فن را یکجا داشته باشیم و خدایی ناکرده کسی رنجیده وکم کار نشود و پایان هر بحثی نتیجه مطلوب را هر نوآموز خود برداشت کند و در نهایت وقت شما نیز بیهوده هدر نرفته باشد.تنها حساسیت ما نو آموزان بابت همین است.
        ودر آخر
        از شما وجناب محمدی وجناب عزیزان ممنونم که این مبحث را بازکرده ودرسهایِ مفیدی را به بنده آموختید.
        با آرزوی سلامتی
        کوچکتان محسن خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۴۵
        سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزان
        و اکنون که سری آرام تر از چند روز قبل دارم باز هم وارد بحث میشوم ولی فقط یک مرتبه.عرایضم را مینویسم و میروم پی ِ شعر و شاعریم را میگیرم .چون فرسایشی شدن بحث آنهم بحثی که روشن است به اشتراک نظر نمی انجامد به نفع هیچکس نیست .منتها نظری جناب مولایی دادند ،نظری هم بنده میدهم،نظری هم دیگر دوستان تا آنکه پیگیر موضوع است خود ببیند کدام نظر و عقیده را میپسندد و میلش به کدام سو میکشد و کدام را بیشتر به صلاح کار خود میداند.
        در تمامی ۷ هنر شناخته شده و شاخه های آن ،نطفه، احتمالا و نه به قطعیت در ناخوداگاه شکل میگیرد،و در تمامی هنرها تکمیل وظیفه ی خودآگاه ِ هنرمند است.
        نویسنده موضوع را کشف میکند و چارچوب را و باقی با خودآگاه است + باز هم اضافات ناخوداگاه

        نقاش طرحی در ذهن و ناخوداگاهش مجسم میکند و طرح اولیه را سیاه قلم به بوم میکشد و ترمیم و تکمیل و سایه و جهت نور و تغییر رنگها و .... در خودآگاه صورت میگیرد + اضافاتی مجدد از ناخوداگاه

        مجسمه ساز در تکه سنگ پیش رویش تندیسی زیبا میبیند آنرا در ناخوداگاه دارد ولی از لحظه ای که شروع به تراشیدن میکند نیاز به خوداگاه دارد و و و و هزاران مثال دیگر.

        به گمانم آنچه شعر را در باور برخی جدا از این داستان میکند باورهای روحانی و عرفانی خاص ما نسبت به هنر شعر است و قدمت و پیشینه ی فارسی زبانان در شعر و قدرت و صلابت فارسی زبانان در شعر و وجود رگه های عمیق عرفان و فلسفه و خداشناسی شعر فارسی.
        وگر نه شعر هم یک هنر است و از این ماجرا جدا نیست.

        در مورد نظر دوم جناب مولایی که فرمودند وقتی شعری شاعرش را ارضا نمیکند باید آنرا دور بریزد چون بر اثر ویرایش نه بر دل مخاطب مینشیند و نه باعث خوشنامی واقعی شاعر میشود بنده دو دیدگاه دارم.
        ۱.هر شاعری که شعری ویرایش کرده به قصد بهتر شدن امتحان کند آن شعر در دیدگاه مخاطب دلنشین بوده است یا خیر.بنده تمامی شعرهایم را اگر نیاز باشد ۱۰۰۰ مرتبه هم ویرایش کنم دریغ نخواهم کرد و مدعی هستم اشعارم اگر بر دل سلمان مولایی عزیز ننشسته در دل چند شاعر دیگر و چند مخاطب دیگر نشسته است
        ۲.ما چه سند و مدرک قطعی و مستدلی داریم که نشان دهد تمامی شاعران از قرن یک هجری تا اکنون که شعرشان در دل مخاطب نِشَسته و واقعا خوشنامند و چون ستاره در آسمان شعر فارسی میدرخشند اشعارشان را ویرایش نمیکرده اند؟ آیا واقعا میشود آنرا اثبات کرد؟ آیا میشود در زمان سفر کرد و به در خانه ی فردوسی و عنصری و خواجوی کرمانی و سعدی و عطار و حافظ و خاقانی و ......سیمین و پروین و ملک الشعرا و سهراب و نیما و رهی معیری و منزوی و شاملو و فروغ و ...... رفت و از آنها در این مورد تحقیق کرد؟
        نکته مهم بعدی.
        شاعر همچون مادر آفریننده است .با فرض شما پیش میرویم جناب مولایی
        شاعر را چون مادر آفریننده میدانیم و سهمش در خلق اثرش اندک و سهم خداوند و ناخوداگاه بسیار . تا اینجا با شما همراهیم ولی....
        مادری فرزندی به دنیا آورده که سهمش در آفریدن آن مثلا ۳۰ در صد است. آیا مادران فرزندانشان را به حال خود رها میکنند ؟ یا آنها را بزرگ میکنند؟ آیا مادران برای تعالی فرزندشان تلاش نمیکنند؟ آیا مادران همواره فرزند سالم به دنیا می آورند؟ تمامی کودکان در سلامت صد در صدی به دنیا می آیند؟ آیا مادران برای بهبودی فرزند مریض خود تلاش نمیکنند؟ آیا به آنها واکسن نمیزنیم؟ آیا قطره ی فلج اطفال به آنها نمیدهیم؟ آیا آنها را دائما نزد پزشک( منتقد اصلح) نمیبریم که با نظر ایشان فرزندی سالم و سالم تر بزرگ کنیم؟ وقتی فرزندی معیوب به دنیا می آید آنرا دور میندازیم و میرویم سر فرزند بعدی؟؟؟؟؟؟؟؟
        گمان نمیکنم جناب مولایی
        من با افتخار اعلام میکنم من مادری هستم که تا نفس دارم برای بهبود و سلامتی فرزندم تلاش خواهم کرد.
        نکته بعدی جناب مولایی
        البته با کمال احترام و اشاره ای به جناب محمدی که فرمودند نظر بده ولی نه با بی انصافی
        میخواهم عرض کنم که صحبتی که میکنم غرض ورزانه و همراه بی انصافی نیست صرفا نظر من است.
        شما مدعی هستید قلم میگذارید و بر میدارید و شعر تمام است و این نوع شعر را شعر حقیقی میدانید.و میگویید شعر حقیقی در دل مخاطب مینشیند.
        جناب مولایی اصلا من شاعر نیستم ولی مخاطب که هستم.
        هیچ کدام از اشعاری که تا کنون از شما خوانده ام ( با علم به قدرت والای شما در سرودن) به دل من ننشسته است‌.واقعا میگویم نه از سر لجبازی و بچه بازی.از هر شاعری لااقل یک شعر خوانده ام که در دلم راه پیدا کرده ولی از شما نه متاسفانه.حالا من میشوم یک استثنا یا یک احتمال؟؟!
        بر عکسش هم صادق است .فرض را بر این بگذاریم که شما هم از هیچ کدام شعرهای بنده حتی ۱۰ در صد هم لذت نبرده و در دلتان ننشسته است.
        بحث فقط بحث سلیقه است.فاکتوری که شما برای شعر واقعی بیان میکنید فقط سلیقه ی شخصی شما و بسیاری از هنرمندان دیگر است ولی فقط و فقط سلیقه و بینش شماست.حکم نیست.قطعی نیست .قابل اثبات نیست.
        تا همینجا پیش رفتید و تا همینجا پیش رفتم
        گفتید و من نیز گفتم
        دیگر دوستان هم بگویند
        و در نهایت
        صلاح مملکت خویش......
        درود بر همه ی عزیزان


        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۴۷
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۵۶
        درود بر جناب غریب
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۴۱
        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۱۸
        روزگاری دَهنِ مردمِ این شهر غَریب
        مَثنوی بود و دو خَط نامه ی باران خورده
        حال یک لرزشِ گوشی سَرِ هَر سَبّابه
        آبرو از غَزل و خواجه و دیوان بُرده
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        درودبرشما خندانک
        بسیارعالی بود ومتفاوت مثل همیشهخندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۷
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۱
        درود بر بانو عجم

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک و در سایه ی آقا امام علی باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۱
        🌹🌹🌹🌹
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۱
        🌹🌹🌹🌹🌹
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۰
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما مهربانوی ادیب و بزرگوار
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۳۶
        ممنونم ازشما عیدشماهم مبارک وشادباش خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۵۶
        🌹🌹🌹🌹
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۴۲
        🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۳۴
        عيد کمال دين . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت

        امير المومنين عليه السلام

        بر شيعيان و پيروان ولايت خجسته باد خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۵۲
        درود بر شما استاد استکی

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۵۰
        سلام و احترام

        شعرتان بسیار زیباست و مهارت بیان
        شاهکارش هم به نظر شخصی ام البته ، این بند :

        من در این هَمهَمه ی شعر خطرناک شُدم
        روحِ نارِنجَکی ام دست به ضامِن بُرده
        یا زبان ، لَهجه ی شِلّیک گرفته به جهان
        هرکسی دور و بَرَم هست یَقیناً مُرده


        در کُل پُست مدرنی عصبانی از دوران معاصر و اوضاعِ پیچیده یاءس پرورش را استادانه و سنجیده کلام سرودید که مرا یاد ذهنیّات میشل فوکو می اندازد و رویکرد انتقادی تان در سطور زیباشناسانه اش ، باتوجه به پساساختارگرایانگیِ اندیشه ای ظرافت سویِ کمال نمود ، در ادراکی تقابلی با عقل محوریِ صِرفِ مدرنیته ، قابل تامل است و جای بحثی نقدِ ادبی مَنِش دارد که اکنون مجالش نیست برایم .

        زنده یاد حسین منزوی هم غزلی بیکران زیبا با ردیفِ (من) عنوان دلگویه ی ناب تان دارد :


        مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
        که جُز مَلال ، نصیبی نمی‌بَرید از من

        زمینِ سوخته ام ؛ نااُمید و بی‌برکت
        که جز مراتعِ نفرت نمی‌چَرید از من

        عجب که راه نفَس بسته‌اید بر من و باز
        در انتظارِ نفَس‌های دیگرید از من

        خزان به قیمتِ جان ، جار می‌زنید امّا
        بهار را به پشیزی نمی‌خرید از من

        شما ، هر آینه ، آیینه‌اید و من همه آه...
        عجیب نیست کز این‌سان مُکَدَّرید از من

        نه در تَبَرّیِ من نیز بیمِ رسوایی است
        به لب مباد که نامی بیاورید از من

        اگر فرو بنشیند ز خونِ من عَطَشی
        چه جای واهمه؟ تیغ از شما ، وَرید از من

        چه پیک لایقِ پیغمبری به سوی شماست؟
        شما که قاصدِ صد شانه بر سرید از من

        برایتان چه بگویم زیاده سروَرِ من؟
        شما که با غمِ من آشناترید از من (شعراز: حسین منزوی )



        سلامت باشید و سرافراز
        قلم تان نویسای ارزش ها خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۳۸
        درود ها بانو حسین زاده

        قدم رنجه فرمودید

        زیبا خواندید شعر مرا

        در پناه مولا علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۱۷
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        مبین مشکلات جامعه
        دستمریزاد خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۲۵
        درود و سلام استاد استکی

        خوش آمدید و قدم رنجه فرمودید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۲۰
        سلام و عرض ادب و احترام محضر دوستان اهل قلم
        جای بسی شرم دارد که شاگردی بر صفحه ی استادش نقدی بنویسد،
        اما از آنجایی که از زیبایی های این اثر نمیتوان گذشت ،
        ما پا بر رسم دیرین می گذاریم و گوشه ای از این زیبایی ها را عیان می کنیم:

        با شعری مواجه هستیم پر از تشبیهات نو و تازه با نگاهی ژرف به درون خود و نگاهی ازبالا به دیگران یا همان جامعه.
        ترکیب و چیدمان کلمات و واژه های ادبیات کهن و استفاده از کلماتی که کاربرد کمتری در اشعار گذشتگان دارند،در کنار هم،

        و این موضوع(پسندیدن این ترکیبات)،ارتباطی مستقیم با سلیقه و احساس مخاطب دارد،
        که تا چه حد بتواند با دوگانگی زبان در شعر ارتباط بر قرار کند.

        در شعر ردپایی از هر آنچه که یک شاعر باید مطالعه کرده باشه هست

        تنوع تصاویر از زمین تا کهکشان.

        از بازی تا جنگ

        از اوج معرفت تا حضیض پستی و خورد شدن

        از سکوت تا موسیقی

        شعری سراسر تصویر سوال بر انگیز که مخاطب رو مجبور میکند که برای تمام چیدمانی که شاعر، برایش چیده و طراحی کرده،پاسخی پیدا کند.

        و این توقعی همیشگی ست
        از قلم هادی محمدی عزیز خندانک
        با احترام خندانک خندانک خندانک
        محمد قنبرپور(مازیار)
        محمد قنبرپور(مازیار)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۴۲
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۰
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما برادر ادیب و بزرگوارم
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۶
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        حمید غرب
        حمید غرب
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۵۰
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۵۷
        درود بر ایمان عزیزم
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۵۹
        درود بر استاد مولایی
        از استاد محمدی عذر میخوام که پنجره نقد را دوباره باز می کنم و این بحث را ادامه می دهم می خواستم دیده شود وبه یک نتیجه گیری مثبت منتهی شود.
        امیدوارم مرا ببخشید اگر جسارت می کنم.
        اما این جمله شما استاد مولایی عزیز: (چرا که هر گونه ویرایش در شعر به از بین بردن احساس و عاطفه اولیه ی شاعر ( که اساسی ترین فاکتور اقبال به شعر است ) و ساختگی و مصنوعی شدن شعر می انجامد )دو روز است که فکر مرا خیلی در گیر کرده است و برایش جوابی پیدا نمی کنم.
        از طرفی با نظر شما موافقم اما از طرفی هم با جناب عزیزیان
        درست است که شعر همان است که بار اول اتفاق افتاده اما اگر ویرایش آن شعر را از شعری می انداخت پس چرا اینجاییم چرا نقد می کنیم وچرا نقد می شویم.
        چرا تا رمان موفقی چاپ شود نویسنده پیر می شود تا شاید صدها بار ویرایش کند و اتفاقا در تمام کتب آموزش رمان نویسی آمده است با اطرافیانتان در موردش صحبت کنید ودیدگاهشان را بپرسید؟
        مگر در خلق رمان مانند شعر احساس و خلاقیت وسواد نویسندگی دخیل نیست؟شاید مثل هم نباشند اما حداقل خیلی شبیه به هم هستند.
        البته جسارت مرا ببخشید اینها تنها سوالاتی هستند که دوست دارم بی جواب نمانند .
        باز هم اساتید وخصوصا جناب محمدی مرا ببخشند که این بحث را باز کردم و در آخر اگر بحثی می شود دوست دارم وخواهشمندم بدون کدورت و دوستانه بحث شود تا من و دوستان دیگر استفاده کنیم.
        سپاس از همه
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۵۰
        درود خدا بر محسن عزیز
        چون از سلمان و هادی سل کردید من فقط خواننده ام خندانک
        اگر سوالتانن کلی بود منم نظرمو میگفتم خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۲۱
        درود ایمان جان خندانک
        چه اشکالی داره که نظرتونو بگید من‌ فقط دوست ندارم بحث همین جا تموم بشه چون ناتمومه.
        از هادی عزیز برای صفحه شون رخصت گرفتم و اسم جناب مولایی رو آوردم چرا که ایشون این بحث رو کرده بودند و برام خیلی مهم بود.
        حتما نظرتو بگو ایمان حتما🙏🙏🙏
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۴۴
        درود بر رفیق شاعر خودم محسن خان غریب

        صفحه من منزل شماست

        خوش آمدید و قدم رنجه فرمودید

        سپاس از شما و همه دوستان عزیزم

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۴۵
        ایمان عزیزم

        تو صاحب خونه ای

        زنده باشی رفیق عزیزم

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۳۹
        سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزان
        و اکنون که سری آرام تر از چند روز قبل دارم باز هم وارد بحث میشوم ولی فقط یک مرتبه.عرایضم را مینویسم و میروم پی ِ شعر و شاعریم را میگیرم .چون فرسایشی شدن بحث آنهم بحثی که روشن است به اشتراک نظر نمی انجامد به نفع هیچکس نیست .منتها نظری جناب مولایی دادند ،نظری هم بنده میدهم،نظری هم دیگر دوستان تا آنکه پیگیر موضوع است خود ببیند کدام نظر و عقیده را میپسندد و میلش به کدام سو میکشد و کدام را بیشتر به صلاح کار خود میداند.
        در تمامی ۷ هنر شناخته شده و شاخه های آن ،نطفه، احتمالا و نه به قطعیت در ناخوداگاه شکل میگیرد،و در تمامی هنرها تکمیل وظیفه ی خودآگاه ِ هنرمند است.
        نویسنده موضوع را کشف میکند و چارچوب را و باقی با خودآگاه است + باز هم اضافات ناخوداگاه

        نقاش طرحی در ذهن و ناخوداگاهش مجسم میکند و طرح اولیه را سیاه قلم به بوم میکشد و ترمیم و تکمیل و سایه و جهت نور و تغییر رنگها و .... در خودآگاه صورت میگیرد + اضافاتی مجدد از ناخوداگاه

        مجسمه ساز در تکه سنگ پیش رویش تندیسی زیبا میبیند آنرا در ناخوداگاه دارد ولی از لحظه ای که شروع به تراشیدن میکند نیاز به خوداگاه دارد و و و و هزاران مثال دیگر.

        به گمانم آنچه شعر را در باور برخی جدا از این داستان میکند باورهای روحانی و عرفانی خاص ما نسبت به هنر شعر است و قدمت و پیشینه ی فارسی زبانان در شعر و قدرت و صلابت فارسی زبانان در شعر و وجود رگه های عمیق عرفان و فلسفه و خداشناسی شعر فارسی.
        وگر نه شعر هم یک هنر است و از این ماجرا جدا نیست.

        در مورد نظر دوم جناب مولایی که فرمودند وقتی شعری شاعرش را ارضا نمیکند باید آنرا دور بریزد چون بر اثر ویرایش نه بر دل مخاطب مینشیند و نه باعث خوشنامی واقعی شاعر میشود بنده دو دیدگاه دارم.
        ۱.هر شاعری که شعری ویرایش کرده به قصد بهتر شدن امتحان کند آن شعر در دیدگاه مخاطب دلنشین بوده است یا خیر.بنده تمامی شعرهایم را اگر نیاز باشد ۱۰۰۰ مرتبه هم ویرایش کنم دریغ نخواهم کرد و مدعی هستم اشعارم اگر بر دل سلمان مولایی عزیز ننشسته در دل چند شاعر دیگر و چند مخاطب دیگر نشسته است
        ۲.ما چه سند و مدرک قطعی و مستدلی داریم که نشان دهد تمامی شاعران از قرن یک هجری تا اکنون که شعرشان در دل مخاطب نِشَسته و واقعا خوشنامند و چون ستاره در آسمان شعر فارسی میدرخشند اشعارشان را ویرایش نمیکرده اند؟ آیا واقعا میشود آنرا اثبات کرد؟ آیا میشود در زمان سفر کرد و به در خانه ی فردوسی و عنصری و خواجوی کرمانی و سعدی و عطار و حافظ و خاقانی و ......سیمین و پروین و ملک الشعرا و سهراب و نیما و رهی معیری و منزوی و شاملو و فروغ و ...... رفت و از آنها در این مورد تحقیق کرد؟
        نکته مهم بعدی.
        شاعر همچون مادر آفریننده است .با فرض شما پیش میرویم جناب مولایی
        شاعر را چون مادر آفریننده میدانیم و سهمش در خلق اثرش اندک و سهم خداوند و ناخوداگاه بسیار . تا اینجا با شما همراهیم ولی....
        مادری فرزندی به دنیا آورده که سهمش در آفریدن آن مثلا ۳۰ در صد است. آیا مادران فرزندانشان را به حال خود رها میکنند ؟ یا آنها را بزرگ میکنند؟ آیا مادران برای تعالی فرزندشان تلاش نمیکنند؟ آیا مادران همواره فرزند سالم به دنیا می آورند؟ تمامی کودکان در سلامت صد در صدی به دنیا می آیند؟ آیا مادران برای بهبودی فرزند مریض خود تلاش نمیکنند؟ آیا به آنها واکسن نمیزنیم؟ آیا قطره ی فلج اطفال به آنها نمیدهیم؟ آیا آنها را دائما نزد پزشک( منتقد اصلح) نمیبریم که با نظر ایشان فرزندی سالم و سالم تر بزرگ کنیم؟ وقتی فرزندی معیوب به دنیا می آید آنرا دور میندازیم و میرویم سر فرزند بعدی؟؟؟؟؟؟؟؟
        گمان نمیکنم جناب مولایی
        من با افتخار اعلام میکنم من مادری هستم که تا نفس دارم برای بهبود و سلامتی فرزندم تلاش خواهم کرد.
        نکته بعدی جناب مولایی
        البته با کمال احترام و اشاره ای به جناب محمدی که فرمودند نظر بده ولی نه با بی انصافی
        میخواهم عرض کنم که صحبتی که میکنم غرض ورزانه و همراه بی انصافی نیست صرفا نظر من است.
        شما مدعی هستید قلم میگذارید و بر میدارید و شعر تمام است و این نوع شعر را شعر حقیقی میدانید.و میگویید شعر حقیقی در دل مخاطب مینشیند.
        جناب مولایی اصلا من شاعر نیستم ولی مخاطب که هستم.
        هیچ کدام از اشعاری که تا کنون از شما خوانده ام ( با علم به قدرت والای شما در سرودن) به دل من ننشسته است‌.واقعا میگویم نه از سر لجبازی و بچه بازی.از هر شاعری لااقل یک شعر خوانده ام که در دلم راه پیدا کرده ولی از شما نه متاسفانه.حالا من میشوم یک استثنا یا یک احتمال؟؟!
        بر عکسش هم صادق است .فرض را بر این بگذاریم که شما هم از هیچ کدام شعرهای بنده حتی ۱۰ در صد هم لذت نبرده و در دلتان ننشسته است.
        بحث فقط بحث سلیقه است.فاکتوری که شما برای شعر واقعی بیان میکنید فقط سلیقه ی شخصی شما و بسیاری از هنرمندان دیگر است ولی فقط و فقط سلیقه و بینش شماست.حکم نیست.قطعی نیست .قابل اثبات نیست.
        تا همینجا پیش رفتید و تا همینجا پیش رفتم
        گفتید و من نیز گفتم
        دیگر دوستان هم بگویند
        و در نهایت
        صلاح مملکت خویش......
        درود بر همه ی عزیزان


        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۴۱
        سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزان
        و اکنون که سری آرام تر از چند روز قبل دارم باز هم وارد بحث میشوم ولی فقط یک مرتبه.عرایضم را مینویسم و میروم پی ِ شعر و شاعریم را میگیرم .چون فرسایشی شدن بحث آنهم بحثی که روشن است به اشتراک نظر نمی انجامد به نفع هیچکس نیست .منتها نظری جناب مولایی دادند ،نظری هم بنده میدهم،نظری هم دیگر دوستان تا آنکه پیگیر موضوع است خود ببیند کدام نظر و عقیده را میپسندد و میلش به کدام سو میکشد و کدام را بیشتر به صلاح کار خود میداند.
        در تمامی ۷ هنر شناخته شده و شاخه های آن ،نطفه، احتمالا و نه به قطعیت در ناخوداگاه شکل میگیرد،و در تمامی هنرها تکمیل وظیفه ی خودآگاه ِ هنرمند است.
        نویسنده موضوع را کشف میکند و چارچوب را و باقی با خودآگاه است + باز هم اضافات ناخوداگاه

        نقاش طرحی در ذهن و ناخوداگاهش مجسم میکند و طرح اولیه را سیاه قلم به بوم میکشد و ترمیم و تکمیل و سایه و جهت نور و تغییر رنگها و .... در خودآگاه صورت میگیرد + اضافاتی مجدد از ناخوداگاه

        مجسمه ساز در تکه سنگ پیش رویش تندیسی زیبا میبیند آنرا در ناخوداگاه دارد ولی از لحظه ای که شروع به تراشیدن میکند نیاز به خوداگاه دارد و و و و هزاران مثال دیگر.

        به گمانم آنچه شعر را در باور برخی جدا از این داستان میکند باورهای روحانی و عرفانی خاص ما نسبت به هنر شعر است و قدمت و پیشینه ی فارسی زبانان در شعر و قدرت و صلابت فارسی زبانان در شعر و وجود رگه های عمیق عرفان و فلسفه و خداشناسی شعر فارسی.
        وگر نه شعر هم یک هنر است و از این ماجرا جدا نیست.

        در مورد نظر دوم جناب مولایی که فرمودند وقتی شعری شاعرش را ارضا نمیکند باید آنرا دور بریزد چون بر اثر ویرایش نه بر دل مخاطب مینشیند و نه باعث خوشنامی واقعی شاعر میشود بنده دو دیدگاه دارم.
        ۱.هر شاعری که شعری ویرایش کرده به قصد بهتر شدن امتحان کند آن شعر در دیدگاه مخاطب دلنشین بوده است یا خیر.بنده تمامی شعرهایم را اگر نیاز باشد ۱۰۰۰ مرتبه هم ویرایش کنم دریغ نخواهم کرد و مدعی هستم اشعارم اگر بر دل سلمان مولایی عزیز ننشسته در دل چند شاعر دیگر و چند مخاطب دیگر نشسته است
        ۲.ما چه سند و مدرک قطعی و مستدلی داریم که نشان دهد تمامی شاعران از قرن یک هجری تا اکنون که شعرشان در دل مخاطب نِشَسته و واقعا خوشنامند و چون ستاره در آسمان شعر فارسی میدرخشند اشعارشان را ویرایش نمیکرده اند؟ آیا واقعا میشود آنرا اثبات کرد؟ آیا میشود در زمان سفر کرد و به در خانه ی فردوسی و عنصری و خواجوی کرمانی و سعدی و عطار و حافظ و خاقانی و ......سیمین و پروین و ملک الشعرا و سهراب و نیما و رهی معیری و منزوی و شاملو و فروغ و ...... رفت و از آنها در این مورد تحقیق کرد؟
        نکته مهم بعدی.
        شاعر همچون مادر آفریننده است .با فرض شما پیش میرویم جناب مولایی
        شاعر را چون مادر آفریننده میدانیم و سهمش در خلق اثرش اندک و سهم خداوند و ناخوداگاه بسیار . تا اینجا با شما همراهیم ولی....
        مادری فرزندی به دنیا آورده که سهمش در آفریدن آن مثلا ۳۰ در صد است. آیا مادران فرزندانشان را به حال خود رها میکنند ؟ یا آنها را بزرگ میکنند؟ آیا مادران برای تعالی فرزندشان تلاش نمیکنند؟ آیا مادران همواره فرزند سالم به دنیا می آورند؟ تمامی کودکان در سلامت صد در صدی به دنیا می آیند؟ آیا مادران برای بهبودی فرزند مریض خود تلاش نمیکنند؟ آیا به آنها واکسن نمیزنیم؟ آیا قطره ی فلج اطفال به آنها نمیدهیم؟ آیا آنها را دائما نزد پزشک( منتقد اصلح) نمیبریم که با نظر ایشان فرزندی سالم و سالم تر بزرگ کنیم؟ وقتی فرزندی معیوب به دنیا می آید آنرا دور میندازیم و میرویم سر فرزند بعدی؟؟؟؟؟؟؟؟
        گمان نمیکنم جناب مولایی
        من با افتخار اعلام میکنم من مادری هستم که تا نفس دارم برای بهبود و سلامتی فرزندم تلاش خواهم کرد.
        نکته بعدی جناب مولایی
        البته با کمال احترام و اشاره ای به جناب محمدی که فرمودند نظر بده ولی نه با بی انصافی
        میخواهم عرض کنم که صحبتی که میکنم غرض ورزانه و همراه بی انصافی نیست صرفا نظر من است.
        شما مدعی هستید قلم میگذارید و بر میدارید و شعر تمام است و این نوع شعر را شعر حقیقی میدانید.و میگویید شعر حقیقی در دل مخاطب مینشیند.
        جناب مولایی اصلا من شاعر نیستم ولی مخاطب که هستم.
        هیچ کدام از اشعاری که تا کنون از شما خوانده ام ( با علم به قدرت والای شما در سرودن) به دل من ننشسته است‌.واقعا میگویم نه از سر لجبازی و بچه بازی.از هر شاعری لااقل یک شعر خوانده ام که در دلم راه پیدا کرده ولی از شما نه متاسفانه.حالا من میشوم یک استثنا یا یک احتمال؟؟!
        بر عکسش هم صادق است .فرض را بر این بگذاریم که شما هم از هیچ کدام شعرهای بنده حتی ۱۰ در صد هم لذت نبرده و در دلتان ننشسته است.
        بحث فقط بحث سلیقه است.فاکتوری که شما برای شعر واقعی بیان میکنید فقط سلیقه ی شخصی شما و بسیاری از هنرمندان دیگر است ولی فقط و فقط سلیقه و بینش شماست.حکم نیست.قطعی نیست .قابل اثبات نیست.
        تا همینجا پیش رفتید و تا همینجا پیش رفتم
        گفتید و من نیز گفتم
        دیگر دوستان هم بگویند
        و در نهایت
        صلاح مملکت خویش......
        درود بر همه ی عزیزان


        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۴۳
        سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزان
        و اکنون که سری آرام تر از چند روز قبل دارم باز هم وارد بحث میشوم ولی فقط یک مرتبه.عرایضم را مینویسم و میروم پی ِ شعر و شاعریم را میگیرم .چون فرسایشی شدن بحث آنهم بحثی که روشن است به اشتراک نظر نمی انجامد به نفع هیچکس نیست .منتها نظری جناب مولایی دادند ،نظری هم بنده میدهم،نظری هم دیگر دوستان تا آنکه پیگیر موضوع است خود ببیند کدام نظر و عقیده را میپسندد و میلش به کدام سو میکشد و کدام را بیشتر به صلاح کار خود میداند.
        در تمامی ۷ هنر شناخته شده و شاخه های آن ،نطفه، احتمالا و نه به قطعیت در ناخوداگاه شکل میگیرد،و در تمامی هنرها تکمیل وظیفه ی خودآگاه ِ هنرمند است.
        نویسنده موضوع را کشف میکند و چارچوب را و باقی با خودآگاه است + باز هم اضافات ناخوداگاه

        نقاش طرحی در ذهن و ناخوداگاهش مجسم میکند و طرح اولیه را سیاه قلم به بوم میکشد و ترمیم و تکمیل و سایه و جهت نور و تغییر رنگها و .... در خودآگاه صورت میگیرد + اضافاتی مجدد از ناخوداگاه

        مجسمه ساز در تکه سنگ پیش رویش تندیسی زیبا میبیند آنرا در ناخوداگاه دارد ولی از لحظه ای که شروع به تراشیدن میکند نیاز به خوداگاه دارد و و و و هزاران مثال دیگر.

        به گمانم آنچه شعر را در باور برخی جدا از این داستان میکند باورهای روحانی و عرفانی خاص ما نسبت به هنر شعر است و قدمت و پیشینه ی فارسی زبانان در شعر و قدرت و صلابت فارسی زبانان در شعر و وجود رگه های عمیق عرفان و فلسفه و خداشناسی شعر فارسی.
        وگر نه شعر هم یک هنر است و از این ماجرا جدا نیست.

        در مورد نظر دوم جناب مولایی که فرمودند وقتی شعری شاعرش را ارضا نمیکند باید آنرا دور بریزد چون بر اثر ویرایش نه بر دل مخاطب مینشیند و نه باعث خوشنامی واقعی شاعر میشود بنده دو دیدگاه دارم.
        ۱.هر شاعری که شعری ویرایش کرده به قصد بهتر شدن امتحان کند آن شعر در دیدگاه مخاطب دلنشین بوده است یا خیر.بنده تمامی شعرهایم را اگر نیاز باشد ۱۰۰۰ مرتبه هم ویرایش کنم دریغ نخواهم کرد و مدعی هستم اشعارم اگر بر دل سلمان مولایی عزیز ننشسته در دل چند شاعر دیگر و چند مخاطب دیگر نشسته است
        ۲.ما چه سند و مدرک قطعی و مستدلی داریم که نشان دهد تمامی شاعران از قرن یک هجری تا اکنون که شعرشان در دل مخاطب نِشَسته و واقعا خوشنامند و چون ستاره در آسمان شعر فارسی میدرخشند اشعارشان را ویرایش نمیکرده اند؟ آیا واقعا میشود آنرا اثبات کرد؟ آیا میشود در زمان سفر کرد و به در خانه ی فردوسی و عنصری و خواجوی کرمانی و سعدی و عطار و حافظ و خاقانی و ......سیمین و پروین و ملک الشعرا و سهراب و نیما و رهی معیری و منزوی و شاملو و فروغ و ...... رفت و از آنها در این مورد تحقیق کرد؟
        نکته مهم بعدی.
        شاعر همچون مادر آفریننده است .با فرض شما پیش میرویم جناب مولایی
        شاعر را چون مادر آفریننده میدانیم و سهمش در خلق اثرش اندک و سهم خداوند و ناخوداگاه بسیار . تا اینجا با شما همراهیم ولی....
        مادری فرزندی به دنیا آورده که سهمش در آفریدن آن مثلا ۳۰ در صد است. آیا مادران فرزندانشان را به حال خود رها میکنند ؟ یا آنها را بزرگ میکنند؟ آیا مادران برای تعالی فرزندشان تلاش نمیکنند؟ آیا مادران همواره فرزند سالم به دنیا می آورند؟ تمامی کودکان در سلامت صد در صدی به دنیا می آیند؟ آیا مادران برای بهبودی فرزند مریض خود تلاش نمیکنند؟ آیا به آنها واکسن نمیزنیم؟ آیا قطره ی فلج اطفال به آنها نمیدهیم؟ آیا آنها را دائما نزد پزشک( منتقد اصلح) نمیبریم که با نظر ایشان فرزندی سالم و سالم تر بزرگ کنیم؟ وقتی فرزندی معیوب به دنیا می آید آنرا دور میندازیم و میرویم سر فرزند بعدی؟؟؟؟؟؟؟؟
        گمان نمیکنم جناب مولایی
        من با افتخار اعلام میکنم من مادری هستم که تا نفس دارم برای بهبود و سلامتی فرزندم تلاش خواهم کرد.
        نکته بعدی جناب مولایی
        البته با کمال احترام و اشاره ای به جناب محمدی که فرمودند نظر بده ولی نه با بی انصافی
        میخواهم عرض کنم که صحبتی که میکنم غرض ورزانه و همراه بی انصافی نیست صرفا نظر من است.
        شما مدعی هستید قلم میگذارید و بر میدارید و شعر تمام است و این نوع شعر را شعر حقیقی میدانید.و میگویید شعر حقیقی در دل مخاطب مینشیند.
        جناب مولایی اصلا من شاعر نیستم ولی مخاطب که هستم.
        هیچ کدام از اشعاری که تا کنون از شما خوانده ام ( با علم به قدرت والای شما در سرودن) به دل من ننشسته است‌.واقعا میگویم نه از سر لجبازی و بچه بازی.از هر شاعری لااقل یک شعر خوانده ام که در دلم راه پیدا کرده ولی از شما نه متاسفانه.حالا من میشوم یک استثنا یا یک احتمال؟؟!
        بر عکسش هم صادق است .فرض را بر این بگذاریم که شما هم از هیچ کدام شعرهای بنده حتی ۱۰ در صد هم لذت نبرده و در دلتان ننشسته است.
        بحث فقط بحث سلیقه است.فاکتوری که شما برای شعر واقعی بیان میکنید فقط سلیقه ی شخصی شما و بسیاری از هنرمندان دیگر است ولی فقط و فقط سلیقه و بینش شماست.حکم نیست.قطعی نیست .قابل اثبات نیست.
        تا همینجا پیش رفتید و تا همینجا پیش رفتم
        گفتید و من نیز گفتم
        دیگر دوستان هم بگویند
        و در نهایت
        صلاح مملکت خویش......
        درود بر همه ی عزیزان


        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۴۴
        سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزان
        و اکنون که سری آرام تر از چند روز قبل دارم باز هم وارد بحث میشوم ولی فقط یک مرتبه.عرایضم را مینویسم و میروم پی ِ شعر و شاعریم را میگیرم .چون فرسایشی شدن بحث آنهم بحثی که روشن است به اشتراک نظر نمی انجامد به نفع هیچکس نیست .منتها نظری جناب مولایی دادند ،نظری هم بنده میدهم،نظری هم دیگر دوستان تا آنکه پیگیر موضوع است خود ببیند کدام نظر و عقیده را میپسندد و میلش به کدام سو میکشد و کدام را بیشتر به صلاح کار خود میداند.
        در تمامی ۷ هنر شناخته شده و شاخه های آن ،نطفه، احتمالا و نه به قطعیت در ناخوداگاه شکل میگیرد،و در تمامی هنرها تکمیل وظیفه ی خودآگاه ِ هنرمند است.
        نویسنده موضوع را کشف میکند و چارچوب را و باقی با خودآگاه است + باز هم اضافات ناخوداگاه

        نقاش طرحی در ذهن و ناخوداگاهش مجسم میکند و طرح اولیه را سیاه قلم به بوم میکشد و ترمیم و تکمیل و سایه و جهت نور و تغییر رنگها و .... در خودآگاه صورت میگیرد + اضافاتی مجدد از ناخوداگاه

        مجسمه ساز در تکه سنگ پیش رویش تندیسی زیبا میبیند آنرا در ناخوداگاه دارد ولی از لحظه ای که شروع به تراشیدن میکند نیاز به خوداگاه دارد و و و و هزاران مثال دیگر.

        به گمانم آنچه شعر را در باور برخی جدا از این داستان میکند باورهای روحانی و عرفانی خاص ما نسبت به هنر شعر است و قدمت و پیشینه ی فارسی زبانان در شعر و قدرت و صلابت فارسی زبانان در شعر و وجود رگه های عمیق عرفان و فلسفه و خداشناسی شعر فارسی.
        وگر نه شعر هم یک هنر است و از این ماجرا جدا نیست.

        در مورد نظر دوم جناب مولایی که فرمودند وقتی شعری شاعرش را ارضا نمیکند باید آنرا دور بریزد چون بر اثر ویرایش نه بر دل مخاطب مینشیند و نه باعث خوشنامی واقعی شاعر میشود بنده دو دیدگاه دارم.
        ۱.هر شاعری که شعری ویرایش کرده به قصد بهتر شدن امتحان کند آن شعر در دیدگاه مخاطب دلنشین بوده است یا خیر.بنده تمامی شعرهایم را اگر نیاز باشد ۱۰۰۰ مرتبه هم ویرایش کنم دریغ نخواهم کرد و مدعی هستم اشعارم اگر بر دل سلمان مولایی عزیز ننشسته در دل چند شاعر دیگر و چند مخاطب دیگر نشسته است
        ۲.ما چه سند و مدرک قطعی و مستدلی داریم که نشان دهد تمامی شاعران از قرن یک هجری تا اکنون که شعرشان در دل مخاطب نِشَسته و واقعا خوشنامند و چون ستاره در آسمان شعر فارسی میدرخشند اشعارشان را ویرایش نمیکرده اند؟ آیا واقعا میشود آنرا اثبات کرد؟ آیا میشود در زمان سفر کرد و به در خانه ی فردوسی و عنصری و خواجوی کرمانی و سعدی و عطار و حافظ و خاقانی و ......سیمین و پروین و ملک الشعرا و سهراب و نیما و رهی معیری و منزوی و شاملو و فروغ و ...... رفت و از آنها در این مورد تحقیق کرد؟
        نکته مهم بعدی.
        شاعر همچون مادر آفریننده است .با فرض شما پیش میرویم جناب مولایی
        شاعر را چون مادر آفریننده میدانیم و سهمش در خلق اثرش اندک و سهم خداوند و ناخوداگاه بسیار . تا اینجا با شما همراهیم ولی....
        مادری فرزندی به دنیا آورده که سهمش در آفریدن آن مثلا ۳۰ در صد است. آیا مادران فرزندانشان را به حال خود رها میکنند ؟ یا آنها را بزرگ میکنند؟ آیا مادران برای تعالی فرزندشان تلاش نمیکنند؟ آیا مادران همواره فرزند سالم به دنیا می آورند؟ تمامی کودکان در سلامت صد در صدی به دنیا می آیند؟ آیا مادران برای بهبودی فرزند مریض خود تلاش نمیکنند؟ آیا به آنها واکسن نمیزنیم؟ آیا قطره ی فلج اطفال به آنها نمیدهیم؟ آیا آنها را دائما نزد پزشک( منتقد اصلح) نمیبریم که با نظر ایشان فرزندی سالم و سالم تر بزرگ کنیم؟ وقتی فرزندی معیوب به دنیا می آید آنرا دور میندازیم و میرویم سر فرزند بعدی؟؟؟؟؟؟؟؟
        گمان نمیکنم جناب مولایی
        من با افتخار اعلام میکنم من مادری هستم که تا نفس دارم برای بهبود و سلامتی فرزندم تلاش خواهم کرد.
        نکته بعدی جناب مولایی
        البته با کمال احترام و اشاره ای به جناب محمدی که فرمودند نظر بده ولی نه با بی انصافی
        میخواهم عرض کنم که صحبتی که میکنم غرض ورزانه و همراه بی انصافی نیست صرفا نظر من است.
        شما مدعی هستید قلم میگذارید و بر میدارید و شعر تمام است و این نوع شعر را شعر حقیقی میدانید.و میگویید شعر حقیقی در دل مخاطب مینشیند.
        جناب مولایی اصلا من شاعر نیستم ولی مخاطب که هستم.
        هیچ کدام از اشعاری که تا کنون از شما خوانده ام ( با علم به قدرت والای شما در سرودن) به دل من ننشسته است‌.واقعا میگویم نه از سر لجبازی و بچه بازی.از هر شاعری لااقل یک شعر خوانده ام که در دلم راه پیدا کرده ولی از شما نه متاسفانه.حالا من میشوم یک استثنا یا یک احتمال؟؟!
        بر عکسش هم صادق است .فرض را بر این بگذاریم که شما هم از هیچ کدام شعرهای بنده حتی ۱۰ در صد هم لذت نبرده و در دلتان ننشسته است.
        بحث فقط بحث سلیقه است.فاکتوری که شما برای شعر واقعی بیان میکنید فقط سلیقه ی شخصی شما و بسیاری از هنرمندان دیگر است ولی فقط و فقط سلیقه و بینش شماست.حکم نیست.قطعی نیست .قابل اثبات نیست.
        تا همینجا پیش رفتید و تا همینجا پیش رفتم
        گفتید و من نیز گفتم
        دیگر دوستان هم بگویند
        و در نهایت
        صلاح مملکت خویش......
        درود بر همه ی عزیزان


        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۴۷
        سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزان
        و اکنون که سری آرام تر از چند روز قبل دارم باز هم وارد بحث میشوم ولی فقط یک مرتبه.عرایضم را مینویسم و میروم پی ِ شعر و شاعریم را میگیرم .چون فرسایشی شدن بحث آنهم بحثی که روشن است به اشتراک نظر نمی انجامد به نفع هیچکس نیست .منتها نظری جناب مولایی دادند ،نظری هم بنده میدهم،نظری هم دیگر دوستان تا آنکه پیگیر موضوع است خود ببیند کدام نظر و عقیده را میپسندد و میلش به کدام سو میکشد و کدام را بیشتر به صلاح کار خود میداند.
        در تمامی ۷ هنر شناخته شده و شاخه های آن ،نطفه، احتمالا و نه به قطعیت در ناخوداگاه شکل میگیرد،و در تمامی هنرها تکمیل وظیفه ی خودآگاه ِ هنرمند است.
        نویسنده موضوع را کشف میکند و چارچوب را و باقی با خودآگاه است + باز هم اضافات ناخوداگاه

        نقاش طرحی در ذهن و ناخوداگاهش مجسم میکند و طرح اولیه را سیاه قلم به بوم میکشد و ترمیم و تکمیل و سایه و جهت نور و تغییر رنگها و .... در خودآگاه صورت میگیرد + اضافاتی مجدد از ناخوداگاه

        مجسمه ساز در تکه سنگ پیش رویش تندیسی زیبا میبیند آنرا در ناخوداگاه دارد ولی از لحظه ای که شروع به تراشیدن میکند نیاز به خوداگاه دارد و و و و هزاران مثال دیگر.

        به گمانم آنچه شعر را در باور برخی جدا از این داستان میکند باورهای روحانی و عرفانی خاص ما نسبت به هنر شعر است و قدمت و پیشینه ی فارسی زبانان در شعر و قدرت و صلابت فارسی زبانان در شعر و وجود رگه های عمیق عرفان و فلسفه و خداشناسی شعر فارسی.
        وگر نه شعر هم یک هنر است و از این ماجرا جدا نیست.

        در مورد نظر دوم جناب مولایی که فرمودند وقتی شعری شاعرش را ارضا نمیکند باید آنرا دور بریزد چون بر اثر ویرایش نه بر دل مخاطب مینشیند و نه باعث خوشنامی واقعی شاعر میشود بنده دو دیدگاه دارم.
        ۱.هر شاعری که شعری ویرایش کرده به قصد بهتر شدن امتحان کند آن شعر در دیدگاه مخاطب دلنشین بوده است یا خیر.بنده تمامی شعرهایم را اگر نیاز باشد ۱۰۰۰ مرتبه هم ویرایش کنم دریغ نخواهم کرد و مدعی هستم اشعارم اگر بر دل سلمان مولایی عزیز ننشسته در دل چند شاعر دیگر و چند مخاطب دیگر نشسته است
        ۲.ما چه سند و مدرک قطعی و مستدلی داریم که نشان دهد تمامی شاعران از قرن یک هجری تا اکنون که شعرشان در دل مخاطب نِشَسته و واقعا خوشنامند و چون ستاره در آسمان شعر فارسی میدرخشند اشعارشان را ویرایش نمیکرده اند؟ آیا واقعا میشود آنرا اثبات کرد؟ آیا میشود در زمان سفر کرد و به در خانه ی فردوسی و عنصری و خواجوی کرمانی و سعدی و عطار و حافظ و خاقانی و ......سیمین و پروین و ملک الشعرا و سهراب و نیما و رهی معیری و منزوی و شاملو و فروغ و ...... رفت و از آنها در این مورد تحقیق کرد؟
        نکته مهم بعدی.
        شاعر همچون مادر آفریننده است .با فرض شما پیش میرویم جناب مولایی
        شاعر را چون مادر آفریننده میدانیم و سهمش در خلق اثرش اندک و سهم خداوند و ناخوداگاه بسیار . تا اینجا با شما همراهیم ولی....
        مادری فرزندی به دنیا آورده که سهمش در آفریدن آن مثلا ۳۰ در صد است. آیا مادران فرزندانشان را به حال خود رها میکنند ؟ یا آنها را بزرگ میکنند؟ آیا مادران برای تعالی فرزندشان تلاش نمیکنند؟ آیا مادران همواره فرزند سالم به دنیا می آورند؟ تمامی کودکان در سلامت صد در صدی به دنیا می آیند؟ آیا مادران برای بهبودی فرزند مریض خود تلاش نمیکنند؟ آیا به آنها واکسن نمیزنیم؟ آیا قطره ی فلج اطفال به آنها نمیدهیم؟ آیا آنها را دائما نزد پزشک( منتقد اصلح) نمیبریم که با نظر ایشان فرزندی سالم و سالم تر بزرگ کنیم؟ وقتی فرزندی معیوب به دنیا می آید آنرا دور میندازیم و میرویم سر فرزند بعدی؟؟؟؟؟؟؟؟
        گمان نمیکنم جناب مولایی
        من با افتخار اعلام میکنم من مادری هستم که تا نفس دارم برای بهبود و سلامتی فرزندم تلاش خواهم کرد.
        نکته بعدی جناب مولایی
        البته با کمال احترام و اشاره ای به جناب محمدی که فرمودند نظر بده ولی نه با بی انصافی
        میخواهم عرض کنم که صحبتی که میکنم غرض ورزانه و همراه بی انصافی نیست صرفا نظر من است.
        شما مدعی هستید قلم میگذارید و بر میدارید و شعر تمام است و این نوع شعر را شعر حقیقی میدانید.و میگویید شعر حقیقی در دل مخاطب مینشیند.
        جناب مولایی اصلا من شاعر نیستم ولی مخاطب که هستم.
        هیچ کدام از اشعاری که تا کنون از شما خوانده ام ( با علم به قدرت والای شما در سرودن) به دل من ننشسته است‌.واقعا میگویم نه از سر لجبازی و بچه بازی.از هر شاعری لااقل یک شعر خوانده ام که در دلم راه پیدا کرده ولی از شما نه متاسفانه.حالا من میشوم یک استثنا یا یک احتمال؟؟!
        بر عکسش هم صادق است .فرض را بر این بگذاریم که شما هم از هیچ کدام شعرهای بنده حتی ۱۰ در صد هم لذت نبرده و در دلتان ننشسته است.
        بحث فقط بحث سلیقه است.فاکتوری که شما برای شعر واقعی بیان میکنید فقط سلیقه ی شخصی شما و بسیاری از هنرمندان دیگر است ولی فقط و فقط سلیقه و بینش شماست.حکم نیست.قطعی نیست .قابل اثبات نیست.
        تا همینجا پیش رفتید و تا همینجا پیش رفتم
        گفتید و من نیز گفتم
        دیگر دوستان هم بگویند
        و در نهایت
        صلاح مملکت خویش......
        درود بر همه ی عزیزان
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۵۳
        سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزان
        و اکنون که سری آرام تر از چند روز قبل دارم باز هم وارد بحث میشوم ولی فقط یک مرتبه.عرایضم را مینویسم و میروم پی ِ شعر و شاعریم را میگیرم .چون فرسایشی شدن بحث آنهم بحثی که روشن است به اشتراک نظر نمی انجامد به نفع هیچکس نیست .منتها نظری جناب مولایی دادند ،نظری هم بنده میدهم،نظری هم دیگر دوستان تا آنکه پیگیر موضوع است خود ببیند کدام نظر و عقیده را میپسندد و میلش به کدام سو میکشد و کدام را بیشتر به صلاح کار خود میداند.
        در تمامی ۷ هنر شناخته شده و شاخه های آن ،نطفه، احتمالا و نه به قطعیت در ناخوداگاه شکل میگیرد،و در تمامی هنرها تکمیل وظیفه ی خودآگاه ِ هنرمند است.
        نویسنده موضوع را کشف میکند و چارچوب را و باقی با خودآگاه است + باز هم اضافات ناخوداگاه

        نقاش طرحی در ذهن و ناخوداگاهش مجسم میکند و طرح اولیه را سیاه قلم به بوم میکشد و ترمیم و تکمیل و سایه و جهت نور و تغییر رنگها و .... در خودآگاه صورت میگیرد + اضافاتی مجدد از ناخوداگاه

        مجسمه ساز در تکه سنگ پیش رویش تندیسی زیبا میبیند آنرا در ناخوداگاه دارد ولی از لحظه ای که شروع به تراشیدن میکند نیاز به خوداگاه دارد و و و و هزاران مثال دیگر.

        به گمانم آنچه شعر را در باور برخی جدا از این داستان میکند باورهای روحانی و عرفانی خاص ما نسبت به هنر شعر است و قدمت و پیشینه ی فارسی زبانان در شعر و قدرت و صلابت فارسی زبانان در شعر و وجود رگه های عمیق عرفان و فلسفه و خداشناسی شعر فارسی.
        وگر نه شعر هم یک هنر است و از این ماجرا جدا نیست.

        در مورد نظر دوم جناب مولایی که فرمودند وقتی شعری شاعرش را ارضا نمیکند باید آنرا دور بریزد چون بر اثر ویرایش نه بر دل مخاطب مینشیند و نه باعث خوشنامی واقعی شاعر میشود بنده دو دیدگاه دارم.
        ۱.هر شاعری که شعری ویرایش کرده به قصد بهتر شدن امتحان کند آن شعر در دیدگاه مخاطب دلنشین بوده است یا خیر.بنده تمامی شعرهایم را اگر نیاز باشد ۱۰۰۰ مرتبه هم ویرایش کنم دریغ نخواهم کرد و مدعی هستم اشعارم اگر بر دل سلمان مولایی عزیز ننشسته در دل چند شاعر دیگر و چند مخاطب دیگر نشسته است
        ۲.ما چه سند و مدرک قطعی و مستدلی داریم که نشان دهد تمامی شاعران از قرن یک هجری تا اکنون که شعرشان در دل مخاطب نِشَسته و واقعا خوشنامند و چون ستاره در آسمان شعر فارسی میدرخشند اشعارشان را ویرایش نمیکرده اند؟ آیا واقعا میشود آنرا اثبات کرد؟ آیا میشود در زمان سفر کرد و به در خانه ی فردوسی و عنصری و خواجوی کرمانی و سعدی و عطار و حافظ و خاقانی و ......سیمین و پروین و ملک الشعرا و سهراب و نیما و رهی معیری و منزوی و شاملو و فروغ و ...... رفت و از آنها در این مورد تحقیق کرد؟
        نکته مهم بعدی.
        شاعر همچون مادر آفریننده است .با فرض شما پیش میرویم جناب مولایی
        شاعر را چون مادر آفریننده میدانیم و سهمش در خلق اثرش اندک و سهم خداوند و ناخوداگاه بسیار . تا اینجا با شما همراهیم ولی....
        مادری فرزندی به دنیا آورده که سهمش در آفریدن آن مثلا ۳۰ در صد است. آیا مادران فرزندانشان را به حال خود رها میکنند ؟ یا آنها را بزرگ میکنند؟ آیا مادران برای تعالی فرزندشان تلاش نمیکنند؟ آیا مادران همواره فرزند سالم به دنیا می آورند؟ تمامی کودکان در سلامت صد در صدی به دنیا می آیند؟ آیا مادران برای بهبودی فرزند مریض خود تلاش نمیکنند؟ آیا به آنها واکسن نمیزنیم؟ آیا قطره ی فلج اطفال به آنها نمیدهیم؟ آیا آنها را دائما نزد پزشک( منتقد اصلح) نمیبریم که با نظر ایشان فرزندی سالم و سالم تر بزرگ کنیم؟ وقتی فرزندی معیوب به دنیا می آید آنرا دور میندازیم و میرویم سر فرزند بعدی؟؟؟؟؟؟؟؟
        گمان نمیکنم جناب مولایی
        من با افتخار اعلام میکنم من مادری هستم که تا نفس دارم برای بهبود و سلامتی فرزندم تلاش خواهم کرد.
        نکته بعدی جناب مولایی
        البته با کمال احترام و اشاره ای به جناب محمدی که فرمودند نظر بده ولی نه با بی انصافی
        میخواهم عرض کنم که صحبتی که میکنم غرض ورزانه و همراه بی انصافی نیست صرفا نظر من است.
        شما مدعی هستید قلم میگذارید و بر میدارید و شعر تمام است و این نوع شعر را شعر حقیقی میدانید.و میگویید شعر حقیقی در دل مخاطب مینشیند.
        جناب مولایی اصلا من شاعر نیستم ولی مخاطب که هستم.
        هیچ کدام از اشعاری که تا کنون از شما خوانده ام ( با علم به قدرت والای شما در سرودن) به دل من ننشسته است‌.واقعا میگویم نه از سر لجبازی و بچه بازی.از هر شاعری لااقل یک شعر خوانده ام که در دلم راه پیدا کرده ولی از شما نه متاسفانه.حالا من میشوم یک استثنا یا یک احتمال؟؟!
        بر عکسش هم صادق است .فرض را بر این بگذاریم که شما هم از هیچ کدام شعرهای بنده حتی ۱۰ در صد هم لذت نبرده و در دلتان ننشسته است.
        بحث فقط بحث سلیقه است.فاکتوری که شما برای شعر واقعی بیان میکنید فقط سلیقه ی شخصی شما و بسیاری از هنرمندان دیگر است ولی فقط و فقط سلیقه و بینش شماست.حکم نیست.قطعی نیست .قابل اثبات نیست.
        تا همینجا پیش رفتید و تا همینجا پیش رفتم
        گفتید و من نیز گفتم
        دیگر دوستان هم بگویند
        و در نهایت
        صلاح مملکت خویش......
        درود بر همه ی عزیزان


        هادی محمدی
        هادی محمدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۱۱
        سلام مهرداد عزیزیان عزیزم

        اولا زحمت کشیدی و آمدی که خیلی سپاسگزارم

        ثانیا بحث های پیش آمده چندین حسن داشته است.

        دوستانی که طالب علم بودند از علم سلمان سلیم و مهرداد عزیزیان حکیم و ایمان عزیزم و محسن خان غریب و سایر دوستان استفاده کرده اند و من هم سود برده ام

        و در ادامه ی این بحث ها بگویم که

        شاید نظرات من و شما و سلمان و غیره و ذالک مخالف هم به نظر ٱید اما درحکم واحد است. چرا که هنر خصوصا شعر و شاعری چند بعدی و چند وجهی است.
        در مورد اشعار جوششی و کوششی هم عرض کنم که
        نظر هر دو بزرگوار چه سلمان عزیزم و چه شما درست است

        گاهی انسان قلم را بر کاغذ گذاشته و در انتها بر میدارد و اثری چنان عظیم خلق میشود که ماندگار میگردد هم برای سرای دنیا هم برای سرای آخرت مانند شعر علی ای همای رحمت استاد شهریار

        گاهی هم شعری را مینویسی و نیاز به ویرایش و سمباده کاری دارد که این هم ایرادی ندارد و تا شکل شکیل شعر درست نشده شاعر با مهارت شعرش را آبدیده تر میکند

        روی سخن من و احتمالا سلمان عزیزم و حتی خود شما به
        ناشاعرانی است که قافیه ها را کنار هم چیدمان میکنند و
        به صورت کوششی سخنانی موزون نگارش میکنند که نه میشود گفت شعر و نه میشود گفت دلنوشته

        این کوشش برای شعر باقی نخواهند ماند

        در مورد اشعار سنتی و کلاسیک و مدرن و آوانگارد و پست مدرن و سپید و امثالهم هم عرض کنم

        این ها اختلاف سلیقه است نه چیز دیگر
        من آن همه که از یک شعر پر از تصویر لذت میبرم از شعر سنتی صرف لذت نمی‌برم و این نظر و سلیقه شخصی من است و در مورد شما و بقیه هم صادق است.
        به نظر من به جای اینکه نظرات شخصی خودمان را پای شعر
        بگوییم بهتر است به صورت علمی واکاوی کنیم که این شعر
        آیا شعر است یا نه

        انتقادی که دارم برای کسانی که اخیرا در سایت مطلبی می‌گذارند و تیک نقد را فعال می‌کنند و می نویسند شاعر در خواست نقد دارد
        میروی سراغ شعرشان مشاهده میکنی مشتی خزعبل را نوشته و خود نویسنده ادعای خدایی دارد
        دوستان عزیزی هم که همیشه با نثار به به و چه چه ریشه های ادبیات را می‌زنند در شعر فلان کس حاضرند
        اگر نقدی کنی شاعر نمای عزیز گارد گرفته و متهم میشوی به
        اینکه شماها میخواهید ما را از صحنه خارج کنید
        اگر نقد ننویسی این امر تا آخر پیش رفته و به جای ادبیات فاخر شاهد خزعبلاتی خواهیم بود که دیگر نمی‌شود حتی از آب گندیده ای که ساخته ایم خودمان هم رفع عطش کنیم.

        البته نو ٱموزان و دوستانی که با نقد سازنده مخالف نیستند و
        استقبال می‌کنند و در پی یادگیری هستند از این قاعده مستثنی می‌باشند که وظیفه ی تک تک ما دستگیری و تشویق
        این عزیزان است.

        در پایان از دوستانی که پای شعر من آمدند و نظر دادند کمال
        تشکر را دارم

        ایام عزت مستدام

        سید هادی محمدی

        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۳۸
        خندانک خندانک خندانک 🙏
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۱۳
        سلام مهرداد عزیزیان عزیزم

        اولا زحمت کشیدی و آمدی که خیلی سپاسگزارم

        ثانیا بحث های پیش آمده چندین حسن داشته است.

        دوستانی که طالب علم بودند از علم سلمان سلیم و مهرداد عزیزیان حکیم و ایمان عزیزم و محسن خان غریب و سایر دوستان استفاده کرده اند و من هم سود برده ام

        و در ادامه ی این بحث ها بگویم که

        شاید نظرات من و شما و سلمان و غیره و ذالک مخالف هم به نظر ٱید اما درحکم واحد است. چرا که هنر خصوصا شعر و شاعری چند بعدی و چند وجهی است.
        در مورد اشعار جوششی و کوششی هم عرض کنم که
        نظر هر دو بزرگوار چه سلمان عزیزم و چه شما درست است

        گاهی انسان قلم را بر کاغذ گذاشته و در انتها بر میدارد و اثری چنان عظیم خلق میشود که ماندگار میگردد هم برای سرای دنیا هم برای سرای آخرت مانند شعر علی ای همای رحمت استاد شهریار

        گاهی هم شعری را مینویسی و نیاز به ویرایش و سمباده کاری دارد که این هم ایرادی ندارد و تا شکل شکیل شعر درست نشده شاعر با مهارت شعرش را آبدیده تر میکند

        روی سخن من و احتمالا سلمان عزیزم و حتی خود شما به
        ناشاعرانی است که قافیه ها را کنار هم چیدمان میکنند و
        به صورت کوششی سخنانی موزون نگارش میکنند که نه میشود گفت شعر و نه میشود گفت دلنوشته

        این کوشش برای شعر باقی نخواهند ماند

        در مورد اشعار سنتی و کلاسیک و مدرن و آوانگارد و پست مدرن و سپید و امثالهم هم عرض کنم

        این ها اختلاف سلیقه است نه چیز دیگر
        من آن همه که از یک شعر پر از تصویر لذت میبرم از شعر سنتی صرف لذت نمی‌برم و این نظر و سلیقه شخصی من است و در مورد شما و بقیه هم صادق است.
        به نظر من به جای اینکه نظرات شخصی خودمان را پای شعر
        بگوییم بهتر است به صورت علمی واکاوی کنیم که این شعر
        آیا شعر است یا نه

        انتقادی که دارم برای کسانی که اخیرا در سایت مطلبی می‌گذارند و تیک نقد را فعال می‌کنند و می نویسند شاعر در خواست نقد دارد
        میروی سراغ شعرشان مشاهده میکنی مشتی خزعبل را نوشته و خود نویسنده ادعای خدایی دارد
        دوستان عزیزی هم که همیشه با نثار به به و چه چه ریشه های ادبیات را می‌زنند در شعر فلان کس حاضرند
        اگر نقدی کنی شاعر نمای عزیز گارد گرفته و متهم میشوی به
        اینکه شماها میخواهید ما را از صحنه خارج کنید
        اگر نقد ننویسی این امر تا آخر پیش رفته و به جای ادبیات فاخر شاهد خزعبلاتی خواهیم بود که دیگر نمی‌شود حتی از آب گندیده ای که ساخته ایم خودمان هم رفع عطش کنیم.

        البته نو ٱموزان و دوستانی که با نقد سازنده مخالف نیستند و
        استقبال می‌کنند و در پی یادگیری هستند از این قاعده مستثنی می‌باشند که وظیفه ی تک تک ما دستگیری و تشویق
        این عزیزان است.

        در پایان از دوستانی که پای شعر من آمدند و نظر دادند کمال
        تشکر را دارم

        ایام عزت مستدام

        سید هادی محمدی

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک

        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۳۷
        درود بر شما جناب محمدی خندانک خندانک 🙏
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۵۴
        سلام و عرض ارادت خدمت جناب محمدی عزیز
        🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۴۸
        درود محسن جان🌹🌹🌹🌹
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۴۸
        سلام جناب عزیزیان

        🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        مریم کاسیانی
        مریم کاسیانی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۱۸
        درود بر شما
        نتیجه گیری خوبی بود خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۴۷
        درود ها مریم بانو

        لطف دارید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        محمد علی رضاپور
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۵۰
        نقد و نظرات دوستان - که بعضا در دو جهت مخالف بوده - مرا به ابراز نظر، تشویق کرده است.
        به گمان حقیر،
        با توجه به آنچه از سبک قرآن فهمیده ام،
        سبک قرآن، از جهات داشتن خط سیر کلی
        (که خواننده را سر در گم نمی کند بلکه آشکارا، راه را به او نشان می دهد و به همین دلیل، صفت مبین هم دارد)، لایه لایه بودن و داشتن ژرفای بسیار و همچنین داشتن محکمات و متشابهات(برای امتحان بشر و پرهیز از اجبار در امر هدایت لجبازان)،
        شخصا دیدگاه جناب محمدی و جناب مولایی و دوستان هم نظر را، می پذیرم
        و تفسیرپذیر بودن را امتیاز مهمی برای شعر می دانم
        البته به شرطی که
        خط سیر کلی آن، مشخص باشد و شبکه ی معنایی قدرتمندی در آن باشد و قابلیت ارجاع داشته باشد
        که به نظر می رسد اثر جناب محمدی،
        در این مجال، موفق بوده است.
        تفسیرپذیر و چندلایه بودن، از امتیازات شعر و
        ازجمله یا بویژه شعر معاصر است
        و در گونه ی شعری سروش هم بعنوان مثال،
        رسیدن به این کمال، از ترجیحات شعری است.
        در شعر سروش، تلاش بر این است که
        در (همه یا برخی از) لَخت های غیرپایانی،
        قافیه بیاید اما اگر کاربرد قافیه، دست و پای شعر را، می بندد، سروش بی قافیه، ترجیح دارد.
        حتی در وزن پردازی هم، افزون بر عروض سنتی، عروض نیمایی و حتی وزن پردازی به شیوه ی آزاد، نوعی وزن پردازی به نام
        "پیشرو" مورد نظر است که در آن، الگوی اولیه، عروض سنتی ست اما در جایی که نیاز به خروج از آن چارچوب باشد، این کار با ملایمت و با در نظر گرفتن حفظ آهنگ سروش، انجام می شود. به عبارتی، در سروش، قافیه و وزن، هر دو مهم اند اما مهم تر از حفظ معنا نیستند و ترجیح در آن جاست. این مطلب را گفتم تا به این جا برسم که:
        در لَخت پایانی سروش که باید به برجستگی ناشی از همانندگریزی برسیم،
        یکی از راهکارهای بسیار مؤثر برای کوبش همانندگریزی، استفاده از کلام چندلایه است
        و این، امتیاز مهمی برای شعر و ازجمله شعر معاصر و ازجمله گونه ی شعری سروش
        به شمار می آید و به شیوه ای دیگر،
        جناب محمدی، از این امتیاز، بهره مند بوده اند.
        اگر جناب محمدی رخصت بدهند، سروشی با این ویژگی ها تقدیم کنم تا گفته هایم به عینیت درآمده باشند:

        (این سروش بطور ویژه در مکتب ادبی نورگرایی است)


        در هتل کتاب شهر نو
        تا هزاره های پیش می روم
        همنشین اندیشه ها می شوم
        (لَخت سوم در وزن پردازی پیشرو:
        فاعلاتُ مفعولُ مفعولُ فع)
        پیش می روم
        در فضای باز.

        خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۵۷
        درود بر استاد عزیز و توانمند خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۴۶
        خندانک خندانک خندانک 🙏
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۵۰
        درود بر شما جناب رضاپور
        ارسال پاسخ
        حمید غرب
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۵۱
        واقعا برازنده لقب استادید

        بیش از این چیزی برای گفتن ندارم . گرچه آنقدر در باب این سروده گفتنی هست که در شان من حقیر نیست که لب به تعریف گشایم و آنرا به اساتید وا می گذارم

        دستمریزاد استاد

        قلمتان جاوید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۱۹
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۷
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۵
        درود های بی کران مرا پذیرا باشید جناب غرب

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک باشه

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۱
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۰۷
        به روی تشک ِ شعرت آمدم و هنوز نیامده یک آفتاب مهتاب زدی و هنوز گیجم!!" باز هم تاس مرا بر تن خود بر زده است"
        این بود رسم مهمان نوازی!!
        لااقل بگذار یکمکی گرم کنیم هادی جان.
        منتها این بار کوتاه نیامدم و تا آخرش را خواندم
        واقعا زیبا بود گرچه بسیار سنگین است و تمامش را بی تعارف نفهمیدم.
        منتها چون میدانم شعر حالاحالاها بر روی صفحه میماند باز هم فرصت خواهم کرد تا به آن سر بزنم
        درود بر تو👏👏🌺
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۷
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۷
        درود بر مهرداد خان عزیز رفیق شاعرم

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۱
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        خدیجه وفایی راد ( غریبه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۲۴
        درود ها نثارتان

        غُربت ثانیه ها بر پُکِ زنجیرِ زمان
        آخرین سوزِ هَوسناک غمِ انسانها
        روی شیپور سُل وچَنگ و دولا چنگ مکان
        کِیفِ هم خواب شدن با تنه ی شیطانها

        واقعاً زبان از وصف زیبایی اشعارتان قاصر است

        قلمتان همواره رقصان
        وجودتان به مهر تابان
        خندانک خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۷
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۸
        درود بر سرکار خانم وفایی

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۱
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        رضا رضوی تخلص (دود)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۴۰
        سلام جناب استاد محمدی عزیز
        دستمریزاد واقعا زیباست حض وافر بردم از خواندن چند باره اش
        مَردُمانی که قَلم را به کُلنگی کُشتند
        قائم الزّاویه در سَطل، پیِ شامِ خودند
        با اَمیری که براین دغدغه ها می گرید
        تیغ بر رَگ زده و مُرده ی حَمّامِ خودند
        آفرین
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۷
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۹
        درود بر جناب رضوی

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۱
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۴۷
        درود و احترام خندانک خندانک خندانک
        دست مریزاد عالی بود جناب محمدی👏👏👏👏
        آثاری از این دست باید همین بالای سایت سنجاق باشد تا هم آبروداری کند و هم به بهانه شان آثار دیگر هم خوانده شود خندانک
        می دانم بحث های آموزنده ای پای شعرتان می شود و مشتاقانه منتظر نظرات می مانم

        قلمتان ماندگار جناب محمدی خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۰
        درود بر رفیق شاعر تمام جناب غریب

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۱
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        محمد جواد عطاالهی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۵۳
        سلام استاد گرامی
        همیشه حظ می برم و می آموزم از قلم زرین شما
        در پناه حق محفوظ باشید بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۱
        درود بر رفیق شاعر تمام و جوانم محمد جواد عزیزم

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۱
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما برادر ادیب و بزرگوارم
        ارسال پاسخ
        شعله(م جلیلی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۷
        درود جناب استاد محمدی گرانقدر
        این شعر را میگذارم بین ده شعر برتری که امروز خواندم و خواهم خواند پر از حرف پر از رمز و راز انگار معماییی بوود که هر لحه بیشتر ذهن را در خود فرو میبرد خلاصه حال مغزمان علاوه بر دلمان خوب شد
        عالی بود و بس یک کلام عاااالی خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۵۶
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۱
        درود بر بانو شعله

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۲
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما خواهر ادیب و بزرگوارم
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۵۶
        سلام هادیِ شعر!!
        میخواهم دوباره و دوباره بخوانم بعد بنویسم نه اینکه نفهمیده باشم
        میخواهم تا جایی که توان دارم اول لذت ببرم بعد بنویسم مثل غذایی که اول باید تمام کنی بعد بگویی شکر
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۰
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۲
        درود بر مازیار خوش قلب و شاعر زیبا کلام



        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۲
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        بهرام معینی (داریان)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۱۰
        درود های فراوان جنا ب هادی محمدی ادیب فاضل وفرزانه
        بسیار زیبا وپر محتوا
        قلمتان مانا
        در پناه حق
        🌷🌷🌷
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۰
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۳
        درود بر جناب معینی

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۲
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۱۶
        سلام و احترام جناب محمدی عزیز و گرانقدر
        بسیار زیبا با وسع واژگان،پرداخت،و دارای آرایه های ادبی
        یک اثر فاخر ادبی تمام قد
        هرچند نیاز به گفتن این موارد از زبان بنده نیست و در شعرتان عیان است ،بنده فقط رسم ادب رو به جا آوردم
        درودتان
        خندانک خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۰
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۳
        درود بر جناب آزاد بخت

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۲
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        جلال مهدوی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۲۳
        دمت گرم پسر
        تو چی هستی بخدا
        چه شعری واقعا چه اشعاری
        یعنی میتونم منم یک روزی مثل تو شعر بگم
        انشاا... همیشه سلامت باشی استاد
        شعرت تو دلم نشست
        خیلی قشنگ بود خندانک خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۰۹
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۴
        درود بر رفیق شاعر خودم جناب مهدوی

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        جلال مهدوی
        جلال مهدوی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۰۸
        ممنونم لطف دارید بزرگوارید
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۲
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        سیده نسترن طالب زاده
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۴۵
        درودتان
        بسیارخواندنی بود..
        عیدبر شما برادر گرامی خجسته و نکو ..
        با مهر
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۰۹
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۵
        درود بر خواهر سیده من

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک سیده خانوم



        در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۲
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۲
        عیدتون مبارک عزیز بزرگوار
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۵:۱۹
        من در این هَمهَمه ی شعر خطرناک شُدم
        روحِ نارِنجَکیم دست به ضامِن بُرده
        یا زبان، لَهجه ی شِلّیک گرفته به جهان
        هرکسی دور و بَرَم هست یَقیناً مُرده
        👏👏👏👏 خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۰۹
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۵


        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۳
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        سجاد جم
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۵:۲۶
        زیباست خندانک خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۰۹
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۶
        درود بر جناب جم

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۳
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۵:۳۹
        سلام
        بسیار زیبا و ارزشمند و قابل تامل
        و چقدر عالی آرایه ی تلمیح نشسته است
        قلمتان ماندگار
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۰۹
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۶
        درود بر مریم بانوی کاسیانی

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        مریم کاسیانی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۵۱
        عید سعید بر شما نیز مبارک خندانک خندانک
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۳
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        سحر موسوی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۱۲
        سلام و درود خندانک

        بسیار زیبا و خواندنی خندانک خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۰۹
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۷
        درود بر سرکار خانم موسوی

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۳
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        موسی ظهوری آرام(آرام)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۱۳
        سلام
        این صفحه همیشه پر بار از شعر بوده
        دست مریزاد
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۰۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۸
        درود بی کران بر جناب ظهوری

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۳
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        اصغر ناظمی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۴
        سلام
        وعرض ادب
        بردوست گرامی خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۰
        درود بر ادیب گرامی جناب ناظمی

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۲۴
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۳
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۹
        درود بر ایمان عزیزم و سرکار خانم عجم بابت گل افشانی

        شرمنده ی محبت شما بزرگان هستم

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۲۴
        درود استاد عزیز و بزرگوارم خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۴
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما استاد والاقدرم
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۲۰
        سلام و درود ها

        شعر زیبایی خواندم

        و استفاده بردم

        درودها و در پناه حق باشید


        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۳۱
        درودها جناب خوشرو

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۴۱
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۳۶
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۴
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۲۲
        سلام و عرض ادب و احترام محضر دوستان اهل قلم
        جای بسی شرم دارد که شاگردی بر صفحه ی استادش نقدی بنویسد،
        اما از آنجایی که از زیبایی های این اثر نمیتوان گذشت ،
        ما پا بر رسم دیرین می گذاریم و گوشه ای از این زیبایی ها را عیان می کنیم:

        با شعری مواجه هستیم پر از تشبیهات نو و تازه با نگاهی ژرف به درون خود و نگاهی ازبالا به دیگران یا همان جامعه.
        ترکیب و چیدمان کلمات و واژه های ادبیات کهن و استفاده از کلماتی که کاربرد کمتری در اشعار گذشتگان دارند،در کنار هم،

        و این موضوع(پسندیدن این ترکیبات)،ارتباطی مستقیم با سلیقه و احساس مخاطب دارد،
        که تا چه حد بتواند با دوگانگی زبان در شعر ارتباط بر قرار کند.

        در شعر ردپایی از هر آنچه که یک شاعر باید مطالعه کرده باشه هست

        تنوع تصاویر از زمین تا کهکشان.

        از بازی تا جنگ

        از اوج معرفت تا حضیض پستی و خورد شدن

        از سکوت تا موسیقی

        شعری سراسر تصویر سوال بر انگیز که مخاطب رو مجبور میکند که برای تمام چیدمانی که شاعر، برایش چیده و طراحی کرده،پاسخی پیدا کند.

        و این توقعی همیشگی ست
        از قلم هادی محمدی عزیز خندانک
        با احترام خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۳۰
        سلام بر دردانه ی شعر ناب

        برادر عزیزم ایمان جان شاعر تمام

        بودنت را مثل همیشه نسیمی روح افزا می دانم

        بمان رفیق عزیزم

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک

        عیدت هم مبارک داداشم

        ❤️❤️❤️❤️
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        مریم کاسیانی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۵۲
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۳۸
        درود و ادب و احترام استاد عزیزم خندانک
        پوزش از تاخیر
        در واقع دنبال فرصتی مناسب بودم که
        به یادگار در صفحه ی استاد خوبم نقشی بزنم
        فدای تان ، ارادتمندم خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۴
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        آرمین پرهیزکار
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۰۷
        سلام و عرض ادب استاد محمدی عزیز
        خیلی زیبا و بدیع بود شعرتان
        در محضر شما می آموزم استاد
        عید بر شما مبارک خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۳۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۳
        درود بر شاعر جوان و باادب سایت آرمین جان

        قله های پیشرفت را در پیشانی بلند بختت می‌بینم

        در زیر سایه ی مولا علی ع پاینده باشی

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۴
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        عرشیا خوشرو
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۰۹
        خندانک خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۳۹
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۴
        درود عرشیا جان

        عیدت مبارک

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۴
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما ادیب بزرگوار
        ارسال پاسخ
        حدیث عبدلی (یارا)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۱۹
        قصّه این است پس از حادثه ای در بُن بست
        پُشت هر پنجره ای خنده ی آجر دیدند
        یا تمامِ تَن شان را وسطِ یک قُنداق
        سهمِ هَر لُقمه ی خود را کَفِ آخور دیدند

        ______ خندانک
        _____________ خندانک
        ______________________ خندانک

        سلام و درود جناب محمدی گرانقدر
        بسیار زیبا پرمحتوا و دل نشین بود شعر تان
        بهترین شعری بود که از شما خواندم و غرق لذت شدم

        دست مریزادتان باد

        در پناه حضرت دوست شاد و تندرست باشید

        قلم تان نویسا


        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۳۹
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۵
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        درود بر شما حدیث نازنینم
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۵
        درود بر خواهر عزیزم حدیث خانم عبدلی

        خوش آمدید و قدم رنجه فرمودید

        در زیر سایه ی مولا علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۰
        کَرکسانی که پِیِ قُلّه یِ من می‌چرخند
        مثل زنبور به هر نیش ، زمین گیر شدند
        تا ابد حسرتِ ته مانده ی شِعرم دارند
        کاغذانی که دَمِ قافیه ها پیر شدند

        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک

        عرض ادب و احترام خدمت شما استاد والااندیش و گرانقدرم خندانک

        هزاران هزار درود بر شما که حق مطلب رو به این شیوایی و رسایی ادا فرمودید خندانک خندانک خندانک

        خدا حفظتون کنه استاد بزرگوارم خندانک خندانک خندانک

        شعرتون بی‌نظیر بود و بی‌نهایت لذت بردم از خوندنش و لذت‌بخش‌تر اینکه باعث افتخار و سربلندی این سایت و جامعه‌ی ادبی هستید و با هر بار نشر شعرهای پر از شعور و تمام قدتون همه رو شگفت‌زده می‌فرمایید! خندانک خندانک

        همیشه بدرخشید در آسمان شعر
        و مانا باشید به مهر و مهربانی عزیز بزرگوار خندانک

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک

        در ضمن؛ عید غدیر بر شما سید و سالار شعر و شعور و ادب مبارک باشه استاد والاقدرم
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۴۴
        درود بر شما سرکار خانم عباسی

        لطف دارید

        خوش آمدید و قدم رنجه فرمودید

        در پناه مولا علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۱
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        ما چه کردیم که از کاسه ی اِنجیل و زَبور
        شیخِ صَنعان هَوسِ میوه ی تَرسا میکرد
        پاچه ی خوک به سَق می زد و در حال قُنوت
        فوت بر مخرجِ گوساله ی موسی میکرد

        چه تعابیر زیبایی چه شعر بالا بلندی چقدر سخت و در عین حال مفصل سرودید بزرگوار واقعا شما در عین تواضع شاعری بزرگوار و با قدرت قلم قلمی بالا هستید که میدانید درد را به چه صورت بنویسید خندانک خندانک خندانک

        هادی محمدی
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۴۵
        درود بر شما جناب بیدل

        لطف دارید

        قدم رنجه فرمودید

        در پناه مولا علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۱
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۳۵
        غدیر تنها نام یک سرزمین نیست
        یک تفکر است
        چشمه‌اى است که تا پایان هستى مى‌جوشد
        کوثرى است که فنا برنمى‌دارد
        افقى است بى‌کرانه و خورشیدى است عالم‌تاب
        در یک کلام غدیر اقیانوسی بی‌کران است
        این عید بر شما مبارک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۲
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        حمید غرب
        حمید غرب
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۵۵
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        حسین مراغه
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۳۶
        هزاران درود بر شما شاعر گرامی، بسیار بسیار عالی
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۵
        درود بر شما جناب مراغه

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۱
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۴۲
        چقدر بیت با شیر خدا شیرین است.
        هرکسی منکر حیدر بشود بی‌دین است.
        عید غدیردمبارک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۵۲
        عیدتون مبارک

        در پناه حق زنده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۱
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۲۸
        درود برشما ..... بسیار عالی خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۴۰
        درود بر شما جناب انصاری

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۵۲
        *🌸*´¨*•. ¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*🌸*

        رسول حق،

        چو دستانت برافراخت،

        بنای مهربانی،

        در جهان ساخت...
        🍃🌸🍃
        علی (ع)،

        مردِ سبزِ لحظه‌های سپیدِ مهرورزی‌ست؛

        از جنس آیه‌ی نور؛

        زلال‌تر از آبیِ احساس؛

        و شاداب‌تر از افقِ سرخِ مهرِ محبت!

        فرارسیدن خجسته عید غدیر خم،
        بر ولایت‌مدارانِ علی منش،
        فرخنده باد!

        زهرا حکیمی بافقی (دل‌واژه‌های مناسبتی)

        *🌸*´¨*•. ¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*🌸*
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۱
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۱۶
        سلام درود شاعر ارجمند وبزرگوارجناب محمدی عزیز وگرامی
        بسیار عالی وزیبا بود
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        این عید بزرگ برشما وهمگان
        مبارک باشد شادباشید انشاالله خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۳۹
        درود بر شما جناب تختی

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید


        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۱
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۲۹
        سید هادی عیدی من یادت نره
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۴۴
        سلام ایمان عزیزم

        عیدت مبارک

        از راه دور می بوسمت رفیق عزیزم

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۳۹
        درود بر شما بانو حکیمی

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        منیژه قشقایی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۴۸
        عرض ادب استادارجمند
        جناب سید هادی محمدی گرامی
        عیدتان مبارک گرامی
        خواندم و آموختم هم شعرزییایتان را
        هم نظرات ارزشمند دوستان را
        بسرایید به مهرو روشنا همیشه خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۵۵
        سلام و درود ادیب گرامی سرکارخانم قشقایی

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۲
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرمان پرناک
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۰۱
        سلام و درود بیکرا نبر جناب محمدی عزیز
        بسیار زیبا قلم زدید
        عیدتان مبارک
        شاد و سلامت باشید
        در پناه حق
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۳
        درود بر شما جناب آرمان

        قدم رنجه فرمودید

        عیدتان مبارک در سایه آقا امام علی ع پاینده باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۲
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۳۸
        درودها جناب محمدی
        شعری خوب بود
        خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۳۵
        درود جناب حکیم

        قدم رنجه فرمودید

        زیبا خواندید شعر مرا

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۲
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش اسفندیاری
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۰۲:۳۷
        خلق این اثر زیبا مبارکتان باد خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۳۶
        درود ها جناب اسفندیاری

        قدم رنجه فرمودید

        زیبا نگاه شماست

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۲
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مجید فکری
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۴۸
        درود بر شما قلمتان مانا خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۱۴
        درود بر شما جناب فکری

        قدم رنجه فرمودید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۲
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۲۰
        سلام هادی جان
        خواندن خط تو همیشه دلپذیر است
        چه به شکل شعر چه به صورت کامنت نقد و نظر خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۳۵
        درود مهرداد عزیزم

        خوش آمدی

        به مهر خواندی

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۳
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سارا رحیمی
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۲۶
        درود بر شما بزرگوار استادجناب محمدی
        بسیار بسیار زیبا
        دوباره خواندم از قلم توانمندتان
        مانا قلم شما خندانک
        خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۴۴
        درود بر شما بانو رحیمی

        خوش آمدید و قدم رنجه فرمودید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۰۷
        درود بر استاد مولایی خندانک خندانک
        از استاد محمدی عذر میخوام که پنجره نقد را دوباره باز می کنم و این بحث را ادامه می دهم می خواستم دیده شود وبه یک نتیجه گیری مثبت منتهی شود.
        امیدوارم مرا ببخشید اگر جسارت می کنم.
        اما این جمله شما استاد مولایی عزیز: (چرا که هر گونه ویرایش در شعر به از بین بردن احساس و عاطفه اولیه ی شاعر ( که اساسی ترین فاکتور اقبال به شعر است ) و ساختگی و مصنوعی شدن شعر می انجامد )دو روز است که فکر مرا خیلی در گیر کرده است و برایش جوابی پیدا نمی کنم.
        از طرفی با نظر شما موافقم اما از طرفی هم با جناب عزیزیان
        درست است که شعر همان است که بار اول اتفاق افتاده اما اگر ویرایش آن شعر را از شعری می انداخت پس چرا اینجاییم چرا نقد می کنیم وچرا نقد می شویم.
        چرا تا رمان موفقی چاپ شود نویسنده پیر می شود تا شاید صدها بار ویرایش کند و اتفاقا در تمام کتب آموزش رمان نویسی آمده است با اطرافیانتان در موردش صحبت کنید ودیدگاهشان را بپرسید؟
        مگر در خلق رمان مانند شعر احساس و خلاقیت وسواد نویسندگی دخیل نیست؟شاید مثل هم نباشند اما حداقل خیلی شبیه به هم هستند.
        البته جسارت مرا ببخشید اینها تنها سوالاتی هستند که دوست دارم بی جواب نمانند .
        باز هم اساتید وخصوصا جناب محمدی مرا ببخشند که این بحث را باز کردم و در آخر اگر بحثی می شود دوست دارم وخواهشمندم بدون کدورت و دوستانه بحث شود تا من و دوستان دیگر استفاده کنیم.
        سپاس از همه خندانک 🙏🙏🙏
        هادی محمدی
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۰۸
        سلام و درود جناب غریب

        خواهش میکنم مطلب رو با تیک نقد ارسال کنید تا دوستان خصوصا سلمان سلیم رویت کند

        و تشکر از حضور سبزت

        خندانک خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۱۵
        به روی چشم استاد🙏
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۲۳
        درود جناب محمدی به نظرم با تیک نقد زدم🤔
         مرضیه حسینی
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۴۰
        درود بر شما استاد محمدی. بسیار زیبا بود. لذت بردم. خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۵۲
        درود بر شما بانو حسینی

        قدم رنجه فرمودید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۰۴
        درود فراوان بر این شعر زیبا
        و جناب هادی محمدی عزیز
        خیلی زیبا بود عزیز دل لذت بردم
        هم از شعر و هم از دکلمه خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۵۴
        درود بر شما جناب بیدل

        لطف دارید به بنده

        قدم رنجه فرمودید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۱۷
        سلام و درود و ارادت
        احسنت بر شما جناب محمدی و توان والایتان در سرایش های ناب خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۵۵
        درود بر شما جناب رضاپور

        قدم رنجه فرمودید

        لطف دارید به بنده

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        اسدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۴۰
        با عرض سلام و ادب

        مفتخرم به خوانش سروده ای وزین و پخته که حاکی از غنای ادبی و دانش شاعر است بازهم سپاس از انرژی مثبت سروده بسیار زیبا و ستودنی تان جناب محمدی عزیز و خدا نگه دار شما خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۵۶
        درود بر شما جناب اسدی

        قدم رنجه فرمودید

        لطف دارید به بنده

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۵۱
        🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        غلامرضا بهنامی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۳۶
        درود دکتر جان
        سروده ای زیبا و بدیع میهمانمان کردی
        حظ وافر بردیم
        دستمریزاد خندانک خندانک
        خندانک
        خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۵۷
        سلام درود جناب بهنامی

        قدم رنجه فرمودید

        لطف دارید به بنده

        ایام عزت مستدام

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۳۰
        درودمجدد جناب محمدی
        هزاران درود فراوان
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۵۰
        🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۱۲
        سلام و درود
        شعر زیبایتان را خواندم و گوش کردم.
        واقعا احسنت بر شما
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۴
        درود ها جناب رضا پور

        خوش آمدید و قدم رنجه فرمودید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۱۳
        نقدی طولانی هم نوشته بودم اما نمی دانم چرا حذف شد خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۴
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۱۳
        سلام و درود و خدا قوت
        سپاس اگر مکتب ادبی نورگرایی را نیز مطالعه بفرمایید و در این مکتب ادبی بومی ایران خودمان هم بسرایید!
        (شایان جستجو ست) خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۴
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهدی محمدی
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۴۷
        سلام و درود رفیق و استاد عزیز سیدهادی عزیز
        بسیار عالی
        قلمتان ماندگار و زرنگار خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۲۶
        سلام بر مهدی جان محمدی

        خوش آمدی برادر و قدم رنجه فرمودی

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آذر مهتدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۲۱
        درود بیکران جناب محمدی
        بسیار عالی
        من در این هَمهَمه ی شعر خطرناک شُدم
        روحِ نارِنجَکیم دست به ضامِن بُرده
        یا زبان، لَهجه ی شِلّیک گرفته به جهان
        هرکسی دور و بَرَم هست یَقیناً مُرده

        👏👏👏👏👏👏🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🌺🍃
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۵۰
        درود بر شما بانوی ادیب سرکار خانم مهتدی

        قدم رنجه فرمودید

        لطف دارید به بنده

        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        نسرین حسینی
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۰۷
        درودها برشما جناب محمدی گرامی

        به جرات میتوانم بگویم این بهترین شعری بود که امروز خواندم دستمریزاد میگم‌
        رقص قلمتون ماندگار خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۴۶
        درود بر شما بانوی ادیب سر کار خانم حسینی

        قدم رنجه فرمودید

        به لطف خواندید شعر مرا

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        پژمان بدری
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۵۹
        سلام شیخ هادی
        قطعا تو یکی از سه کلاسیک سرای برتر سایتی که زبانی روز داره و از خم گیسوی یار بیرون اومده خندانک
        مخلصات خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۵۰
        درود بر پژمان عزیزم

        لطف داری رفیق

        قدم رنجه فرمودی

        بدون در نظر گرفتن تعریفی که از من کردی

        تو هم جزو سپید سرایانی که دوستش دارم چون از قید و بند
        کپی اشعار حضرت فروغ و شاملو خلاص شدی و حرفی
        برای گفتن داری و صاحب سبکی
        امیدوارم همیشه موفق باشی رفیق خوبم
        ارسال پاسخ
        مینا فتحی (آفاق)
        شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۲:۵۴
        درود بر شما

        شعر عالی
        خوانش زیبا

        رد قلمتان ماندگار

        خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۳۷
        درود بر شما بانوی ادیب سر کار خانم فتحی

        خوش آمدید و قدم رنجه فرمودید


        زیبا خواندید شعر مرا

        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۱
        سلام وثرودی مجدد
        بسیارعالی و
        زیبا بود خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۱
        درود بر شما جناب تختی

        قلمتان نویسا

        خوش آمدید و قدم رنجه فرمودید


        🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
        ارسال پاسخ
        مهدی محمدی
        پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۴۸
        سلام و درود
        قلمتان تابنده و مانگار خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۴۱
        سلام و درود

        سپاس

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۳۱
        خندانک
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        حدود ۱ ماه پیش
        سرام درودی مجدد
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما جناب تختی

        🌼🌼🌼🌼🌼🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        حدود ۱ ماه پیش
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما
        سرود های شما
        زیباست
        دردل غوغاست
        بوسه عشق بر لب هاست
        گفتگوی دل وعشق
        در رویاست
        بهاران در خزان و در سرماست
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما استاد

        خوش آمدید و قدم رنجه فرمودید

        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ندا عبدحق
        حدود ۱ ماه پیش
        درود برشما آقای محمدی شعر و اجرا عالی بود خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما سرکار خانم عبد حق

        خوش آمدید و قدم رنجه فرمودید

        ایام عزت مستدام

        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام مجدد
        خواندن دوباره این ‌شعر برام لذت بخشه
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        مازیار عزیزم خوش آمدی

        دوستت دارم

        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل زندیه شاهین
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود بر استاد هادی محمدی

        این شعر بی رحمانه زیباست
        واقعا که باید در هر مصرعش غرق شد

        قلمت ستودنیست
        و شخصیتت به شدت دوست داشتنی

        چقدر لذت بردم از خواندن این شعر فاخر

        ممنونم‌ازت بابت به اشتراک‌گذاشتن این اثر

        پیروز و پایدار باشی شاعر خوش قریحه ام
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود بر ابوالفضل رفیق عزیزم

        لطف داری جان برادر

        خوش آمدی و قدم رنجه فرمودی


        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود فراوان استاد سخن
        جناب محمدی بزرگوار درود بر شما خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما جناب بیدل

        خوش آمدید و قدم رنجه فرمودید

        🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        اعظم قارلقی
        حدود ۱ ماه پیش
        مرحباااا استاد
        خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما بانو

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        کبری یوسفی
        ۲ هفته پیش
        سلام ودرود بر شما استاد بزرگوار
        احسنت عالی عالی
        درپناه حق باشید باخانواده آمین
        زنده باد زندگی🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        ۲ هفته پیش
        درود ها بانو یوسفی

        قدم رنجه فرمودید

        🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        سمیرا عاشوری
        ۲ هفته پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک بسیار بسیار عالی .درود به شما استاد بزرگوار خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        ۲ هفته پیش
        سپاس از شما بانو عاشوری

        قدم رنجه فرمودید

        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        فهیمه روشن ضمیر
        ۲ هفته پیش
        بسیار زیبا بود شاعر گرامی
        قلمتان بر صفحه روزگار سبز
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما بانو

        🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        حوریا حسین زاده
        ۲ هفته پیش
        درودها
        هادی محمدی
        هادی محمدی
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        حوریا حسین زاده
        ۲ هفته پیش
        درودها
        مهدی محمدی
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود سید هادی عزیز
        بسیار عالی
        شعر واقعی یعنی این

        نفس تان گرم و دلتان بهاری خندانک خندانک
        معصومه خدابنده
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما
        🌹🌹
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0