سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 9 آذر 1399
  • روز بزرگداشت شيخ مفيد
14 ربيع الثاني 1442
    Sunday 29 Nov 2020
      شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

      يکشنبه ۹ آذر

      کوه

      شعری از

      مهدی محمدی

      از دفتر غروب عشق نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۴ شهريور ۱۳۹۹ ۲۳:۵۶ شماره ثبت ۸۹۸۱۳
        بازدید : ۳۲۷   |    نظرات : ۳۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مهدی محمدی

      طلوع می‎ کند شعر من به نام کوه
      سلام می‎ کند او به اهتمام کوه
       
      به پایبندیش غبطه می‎ خورد نسیم
      که بوده با گل لاله در کنام کوه
       
      زمانه چرخ ‎ها خورده لیک تا به حال
      نخورده چرخ واهی به احترام کوه
       
      فتاده مرغ جانم به پای دامنش
      نبوده هیچ حرفی مگر کلام کوه
       
      هزار سال با قوت ایستاده است
      شکوه اشک من در هوای شام کوه
       
      بخوان که جان فدایش بخوان عزیز من
      سپرده جان منم بر سر قیام کوه
       
       
      ۱۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ ۱۰:۵۷
      درود بزرگوار
      غزلی بسیار زیبا و پر معنی ایت
      دستمریزاد
      موفق باشید خندانک
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      يکشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ ۱۸:۱۸
      درود استاد اساکی عزیز. سپاسگزارم خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۹ ۱۲:۱۲
      خندانک
      درودبرشما خندانک
      زیبا بود خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      پنجشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۹ ۰۷:۱۹
      درود و سپاس خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      سه شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۹ ۲۱:۴۰
      سلام . از بهار قصاید دماوندیه بجا مانده در توصیف دماوند و همینطور در توصیف خورشید و ماه و رود و درخت هم کم و بیش همگان اشعاری خوانده ایم و در یاد داریم . اما این سروده ی شما که شاید در قامت قصیده است از نظر محتوا و از نظر قالب به غزل کشیده شدند . برام جالب بود و پی رابطه ی مهدی محمدی و کوه میگشتم و اینکه چگونه مهدی نازنین که شیرینی قبولی اش در آزمون رو ازش طلبکارم ، با کوه احساس قرابت بیشتری داشته و از میان مظاهر طبیعت اینرا برگزیده . تا آخرش مثل ایکیوسان ذهنم جرقه زد و به سمت قیاس علم و عشق رفت . و نقش کوه و دریا و خورشید در این میان . و سخنرانی از دکتر سروش که سالها پیش گوش داده بودم .
      که در مثنوی معنوی چطور صحبت از دریا اینقدر زیاد است اما صحبت از کوه تقریبا نیست . مگر جاهایی که به کوه قاف و جایگه سیمرغ پرداخته ، و یا جایی که کوه را به این جهان تشبیه کرده که اعمال بشر را پژواک کند . و در کل عارفان کمتر به کوه نظر داشتند و سخن از کوه را بیشتر در حوزه ی عالمان میبینیم . علتش اینست که کوه عاشق نیست یا اگر هست صبور است و کم حرف و درونگرا و بروز نمیدهد . کوه در عین حال نماد صعب و سختی ست و همینطور حجابی ست که برای کشف حقیقت و شهود باید برداشته شود . تا گوهرها و رازهایش را بنمایاند . حتا از نشانه های قیامت از هم گسیختگی کوههاست ( و اذا الجبال سیرت ) عالمان نیز مانند کوه سنگین و باوقارند و مهابت و وقار آنها به کوه رفته است . علم اصولا هیبتی کوهوار دارد . بهمین جهت برای مولوی که جمود و مهابت کوه را برنمیتابید . نه تنها کوه را خوش نداشت بلکه آرزو میکرد که زودتر قیامت برسد تا کوهها از میان بروند :

      چون قیامت کوهها را برکند
      پس قیامت این کرم کی میکند ؟


      اما دریا برای مولوی که از قماش عاشقان بود ، جلوه ی خودی تری داشت و مدام خود را با دریا یکی میدانست و میگفت که زبان عشق را فقط دریا میداند :


      ما همه مرغابیانیم ای غلام
      بحر می‌داند زبان ما تمام


      حالا همین را به مهدی محمدی ارتباط دهیم ، تا آنجا که ایشان را میشناسم ، شخصیتی استوار ، تودار ، عالم ، شریعتمدار ، و مکلف هستند . که اتفاقا اگر درونشان را بکاوی دست خالی برنخواهی گشت . دهسال پیش همین بود صدسال دیگر نیز همین خواهد بود . و دقیقا چون کوه صعب و مهیب است . دقیقا برخلاف مانا که مواج و پرخروش و پر سر و صداست . علت هم به عالمانه بودن شخصیت مهدی و عاشقانه بودن تریپ مانا برمیگردد . و تنها چیزی که ایشان را جاری سازد فقط عشق است که نمیدانم اگر برایش رخ بدهد خوب است یا بد است ؟

      ترجیح دادم ناتوانی ام را در نقد شعر با این حکایت که به واکاوی شاعر منجر شد ، جبران کنم . امید که این بضاعت قلیل مقبول افتد .



      فتاده مرغ جانم به پای دامنش
      نبوده هیچ حرفی مگر کلام کوه
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      پنجشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۹ ۰۷:۲۲
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      پنجشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۹ ۰۰:۲۸
      واسه همینه میگم هنوز عاشق نشدی
      اصلا عاشق و معشوق مهم نیستند چون فانی ند بخصوص عشق زمین
      خود عشق است که دگرگونت میکنه . و البته تجربه و تعریف هرکدام از ما جداست . شاید تو از من عاشقتر باشی . چون بالاخره برخی کوهها آتشفشان هستند
      دریایی درونشان میجوشد
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      چهارشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۹ ۱۸:۰۴
      سلام مانای عزیز. ممنونم که با وجود این همه مشغله دوباره برگشتی و نوشتی. در نیم قدمی استخدامی ایستاده ام. شیرینی ات محفوظ است. نقد که ننوشتی اومد بادم کنی؟ با کشف ارتباط سه گانه علم و کوه و مهدی محمدی انتظار شیرینی هم داری! این غزل ها برای مهدی محمدی حکم تمرین را دارد. اگر حاصل کار خوب و خرم بود زهی افتخار، اگر مطلوب و دلپسند نیست منتظر ده غزل آخرم باشید آنها حتما خوب است. در خصوص عشق، فکر می کنم عشق اعلا از روی آگاهی است در حقیقت آن معرفتی که منجر به عشق می شود مطلوب است معرفت هم صرف دانش نیست بلکه علم همراه با عمل را معرفت می گویند این چنین معرفتی است که عشق را شدت می بخشد. اما آن عشقی که ناشی از معرفت نیست معلوم نیست به کجا راه پیدا کند چه بسا از سر نیاز و وابستگی باشد، چه بسا با عدم درک رفتار معشوق در یک برهه از تاریخ از عشق نفرت بسازد.
      مجدد سپاس و تشکر فراوان
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      يکشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ ۱۶:۴۶
      بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما
      سرود های شما
      زیباست
      دردل غوغاست
      بوسه عشق بر لب هاست
      گفتگوی دل وعشق
      در رویاست
      بهاران در خزان و در سرماست
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      يکشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ ۱۸:۲۰
      درود ها. سپاسمندم از لطف بی دریغتان خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      يکشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ ۱۸:۱۹
      درود ها. سپاسمندم از لطف بس دریغتان خندانک
      غلامعلی همایونی (شمیم)
      يکشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ ۲۱:۰۸
      سلام دوست عزیزم مهدی جان
      خداقوت و دستمریزاد عزیز
      ماشاا... از این تسلط شما بر وزن.
      با اینکه یک وزن غیر متعارف و عجیب و غریب را انتخاب کرده‌اید به خوبی از پس آن برآمده‌اید.
      من بدون تقطیع شعرتان اطمینانی به درست بودن وزن در تمامی شعر نداشتم اما با تقطیع آن اطمینان یافتم که وزن در تمامی مصراع‌ها کاملا یکسان است و فقط برخی جاها از اختیارات شاعری استفاده کرده‌اید.

      مفاعلن فعل / فاعلاتُ فاعلات

      احسنت بر شما
      با این وزن عجیب و غریب (البته از نظر من) توانمندیتان در وزن را به رخ مخاطبان کشیده‌اید

      زنده باشید
      عزت زیاد
      ⚘⚘⚘
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      يکشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ ۲۱:۴۰
      سلام استاد همایونی عزیز. متشکرم از لطفتان. خیلی خوب کاری کردید که به وزن شعر اشاره کردید. هدف این بوده که ظرفیت های زبان فارسی نمایش داده شود.
      هنگام سرودن وزن زیر را لحاظ کردم که با وزن شما یکسان است.
      مفاعلن فعولن، مفاعلن فعل
      که هجای بلند در آخر مصرع حذف شده و فعولن به فعل تبدیل شده است. مصرع ها برخلاف تقطیع دارای خاصیت جویباری بدون توقف در میانه ی مصرع هستند.

      محبت تان روزافزون
      ارسال پاسخ
      سارا شیخ محمدی ( دیانا )
      يکشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ ۲۱:۴۴
      درود شاعر گرامی
      بسیار عالی خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      هزار سال با قوت ایستاده است
      شکوه اشک من در هوای شام کوه

      بخوان که جان فدایش بخوان عزیز من
      سپرده جان منم بر سر قیام کوه
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      يکشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ ۲۳:۱۷
      درود و سپاس بانو خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ ۲۲:۳۸
      سلام
      اگر خود شما اشاره نمیکردید عمرا میتوانستم وزن شعر را کشف کنم . چون زیاد هم از عروض چیزی حالیم نمیشه . بهمین جهت معمولا در خوانش غزلها و کلا اشعار کلاسیک به سراغ معانی و زیباییهای شعر میروم

      به این شعر برخواهم گشت . اینجا گفتم کامنتی بنویسم که فی المجلس غیبتم رد نشود .. تا بعد
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      يکشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ ۲۳:۱۹
      سلام. ممنونم. لطف می کنی و منتظرتان هستم خندانک
      ارسال پاسخ
      امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)
      دوشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۹ ۰۰:۱۳
      خندانک سلام دوست عزیزم خندانک
      غزل خوش آهنگ و جالبی بود
      درود بر ذوق شعر شما خندانک
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      دوشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۹ ۱۲:۱۸
      سلام و سپاس
      ارسال پاسخ
      مجید قلیچ خانی
      دوشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۹ ۰۸:۱۰
      درود بر مهدی خندانک
      اولا غزل خوش آهنگی هست،دوما چقدر به شعرت عشق ورزیدی و ازش تعریف کردی...که جالب بود برای شعرت شعر سرودی...و البته جای تعریف هم دارد احسنت به تو مهدی خندانک خندانک
      مجید قلیچ خانی
      مجید قلیچ خانی
      سه شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۹ ۱۱:۱۰
      خندانک
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      دوشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۹ ۱۲:۲۴
      درود مجید عزیز و سپاس
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      دوشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۹ ۱۹:۵۱
      درود جناب محمدی
      بسیار زیباست خندانک خندانک
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      دوشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۹ ۲۰:۴۸
      ممنونم خندانک
      ارسال پاسخ
      بهروز عسکرزاده
      دوشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۹ ۲۲:۲۱
      سلام

      آزمونی جالب توجه بوده است.
      دست مریزاد.

      خواجوی کرمانی ـ که روانش همیشه شاد باد ـ دربارۀ بسیاری وزن، خطاب به کسی یا کسانی "غرّه به درّاعه و مندیل" گفته است:
      "تا چند کنی عرض عروض ای ز جهالت
      ناکرده جوی حاصل و مغرور به تحصیل
      بس زن که بود نادره‌گوی و سخن‌آرای
      نی همچو شما غرّه به درّاعه و مندیل
      از وزن چه پرسید که بیرون ز شمارست
      مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیل."

      همیشه نویسا قلمتان.
      خندانک خندانک
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      دوشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۹ ۲۳:۱۰
      سلام استاد عسکرزاده، پیشتر از قلم توانمندتان در شعر نو خوانده ام. اشعار شما برای من کوله باری از لغت بود. مسلم آنکه به واژه های بیشتر می داند توانایی اش در سرایش و استخدام واژگان بیشتر و شعرش قوی تر است. ما که دستمان از این حیث بسیار خالی است. با این تعداد محدود لغت که بنده می دانم وزن را جور کردن امر دشواری است. همیشه به نوعی من در استخدام وزن بوده ام و نه وزن در اختیار من، خوشحال می شوم از قلمتان بیاموزم. به اشتباهاتم آگاهم کنید. سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      سه شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۹ ۰۱:۲۹
      انصافا به این میگی شعر؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      خخخ سکته زدی نه؟؟؟

      خندانک خندانک
      گفتم فراستی وار بیام جلو آدرنالین بدنت ترشح شه

      شعرت از لحاظ وزی عالی
      قافیه و ردیف معرکه
      از لحاظ ساخت ترکیبات در همون بازه ی زمانی قرن پنج و شیش اشعار کلاسیک مونده
      کل شعرم بر پایه تشخیص استوار شده صفات انسانی که به کوه نسبت دادی این آرایه رو به وجود آورده
      و در کل اگر تسلط بر آهنگ با ساخت آرایه های خیال انگیزتری هم بستر بشه بی شک شعر کلاسیک مهدی امضادار میشه...

      والمخلصین و المخلصات خندانک
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      سه شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۹ ۱۰:۳۷
      درود پژمان عزیز. داستان شعر کلاسیک داستان یک روز و دو روز نیست. باید افقش را نگاه کنی و در نظر بیاری که چرا شعر نو و شعر سپید بوجود آمد. حقیقت ماجرا این است که شاملوی بزرگ با آن تسلط مثال به وزن و شعر به ستوه آمد، مولانا زبان به گلایه گشود. قافیه هم داستان دیگری است. ستمی که قافیه به شاعر کلاسیک سرا می کند نزدیک است قامت کوه بشکند. با این وجود فصاحت و بلاغت توامان در شعر می بایست لحاظ شود و مورد بررسی قرار بگیرد. اگر فردوسی سال رنج کشید نه صرف وزن که ماورای فصاحت و بلاغت در زنده نگه داشتن فرهنگ و تمدن ما این رنج را تحمل کرد که امروز شعر کلاسیک از عمق تاریخ سربلند کرده است و هنوز هم که هنوز است شعر امروز نتوانسته در برابر شعر کهن عرض اندام کند. با این همه وقتی شاعران بزرگ ما قامت واژگان را می شکنند تا در ظرف عروض بگنجند و درب اختیارات را به وزن پارسی اینقدر باز می گذارند که حتی املای صحیح واژگان را تهدید می کند و به زبان لطمه وارد می کند، از شاعر جوان مهدی محمدی چه انتظار می رود؟ از 19 سالگی تا امروز که شعر کلاسیک می گویم معتقدم به گفته شما پیرامون صورخیال که چه ذیل این غزل و چه در غزل قبل شرح این ماجرا کرده ام. اما نابرده رنج کی درک این مقال کند
      ارسال پاسخ
      اصغر ناظمی
      سه شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۹ ۱۲:۰۸
      سلام
      وعرض ادب واحترام
      برسرور گرامی
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      سه شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۹ ۱۴:۵۰
      سلام و سپاس خندانک
      ارسال پاسخ
      امید کیانی (امید)
      سه شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۹ ۲۲:۲۰
      درودها جناب محمدی بزرگوار
      طبعتان برقرار
      قلمتان نویسا به شعر وعشق 👍🌹🌹 خندانک
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      چهارشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۹ ۰۷:۳۶
      درود و سپاس
      ارسال پاسخ
      فرشید افکاری
      پنجشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۹ ۰۷:۴۱
      درود مهدی عزیز
      آفرین... چه وزنی داشت
      من که گفته بودم قدر این شناختت از وزن رو بدونی عالی میشه
      ...
      وزن شعر خیلی عالی بود ،
      از نظر محتوا هم به نظرم خوب هست .
      این دو بیت رو نمیشه ازش به راحتی گذشت
      به پایبندیش غبطه می‎ خورد نسیم
      که بوده با گل لاله در کنام کوه
      زمانه چرخ ‎ها خورده لیک تا به حال
      نخورده چرخ واهی به احترام کوه

      اما زبان شعر کمی تا قسمتی قدیمیه ... ولی چون خودت گفتی تمرین هست کم کم زبان شعرت امروزی تر میشه
      و پیچیدگی های شعر سپید رو هم با توجه به استعدادت به غزل اضافه میکنی
      و در نهایت به نظرم غزل و شعر سپید هر کدوم زیبایی خودشون رو دارند
      ولی به نظر من زبان شعر حتما باید امروزی باشه نه غزله مثلا پست مدرن که افراطیه
      و نه زبانی که واقعا به قرن پنجم هجری شبیه هست...
      و در کل هر شاعری باید به روش خودش زبان شعرش رو تعیین کنه و حد وسط رو رعایت کنه

      مثلا این غزل من از وبلاگ ف ی ل تر شده ی ۱۲ سال پیش رو اگه بخونی میبینی چقدر اصرار به استفاده از واژه ها و پسوند و پیشوندهای خیلی قدیمی دارم:
      بهار ۱۳۸۷ :
      ياد ز من نمي کني، تاج سر وجود من
      نام مرا نمي بري اي همه تار و پود من

      بي تو مرا به سادگي مرگ ترانه ميشود
      گرچه تو را چه ميشود بودن و يا نبود من؟

      حاجت بي صداي من تا برسد به آسمان
      ياد تو قبله مي شود گر برود سجود من

      اين همه ماجراي من سايه به سايه ميرود
      تا برسد به عالمي ياوه شود سرود من!

      اشک مرا تو ديده اي ماتم جان من بيا
      ياد تو همچو آتشي خانه کند به رود من

      زير درخت زندگي گر بشوم اسیر ِ دار
      روح تو پرسه ميزند دور تن عمود من

      زانکه تمام آتش ِ روح تو باور منست
      تا به سراي شعله ها خيره شوي به دود من

      منکه هنوز مانده ام منتظر ِ که مانده اي
      لحظه ي رفتنم بگو آمدنت چه سود من؟

      (همچو) (ز من) (زانکه) و ...

      در مجموع غزل خوبی بود
      غزل (صنم) رو هم خوندم
      با توجه به مهارتت در وزن و قافیه و تجربه ی کافی در شعر سپید ، میتونی آثار خاص خودت رو بنویسی که مورد توجه مخاطب عام هم باشه
      پیروز و پایدار باشی
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      پنجشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۹ ۱۷:۴۷
      درود رفیق. شک نکن همین خواهد شد. خودت بهتر می دانی وزن و قافیه چقدر دست شاعر را می بنده، افزون بر این برای فصاحت اهمیت زیادی قائل هستم که در اشعار سعدی بزرگ نمود خوبی داره و بدون شک ناشی از تسلط به زبان و واژه ها و وزن و قافیه است.
      در خصوص پست مدرن هم موافقم. خیلی ها می خواهند قوره نشده مویز بشوند اما برای رسیدن به ساحل باید از مسیر تلاش عبور کرد.
      موفق باشی و سربلند. خندانک
      ارسال پاسخ
      نسرین تیموربخش
      شنبه ۲۲ شهريور ۱۳۹۹ ۰۷:۱۹
      زیبا بود جناب محمدی...
      من مانند شما تیز بین و نکته سنج نیستم ک بتونم دل شعرو بشکافم ولی شگفت زده شدم آهنگ خوبی داشت و دل رو نوازش میکرد خندانک
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      يکشنبه ۲۳ شهريور ۱۳۹۹ ۱۹:۲۹
      درود بانو. سپاس از نگاهتون.
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0