سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        عسل

        شعری از

        حسن عباسي

        از دفتر غزل نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۶ تير ۱۳۹۷ ۱۲:۳۸ شماره ثبت ۶۶۱۴۷
          بازدید : ۵۸۵   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        صبحانه با طعم لبت، اين دل بغل می خواست
        آنقدر شيرينی كه لب، از تو عسل می خواست
        در بی كران آسمانت، شمع دل هرشب
        پروانه وار از روی ماهت يك زحل می خواست
        انگور تاكستان نوازش می كند لب را
        اما لبم از تو شرابی بی مثل می خواست
        هرلحظه جنگی بین عقلم با دلم برپاست
        هرلحظه دل بوسيدنت را بی جدل می خواست
        با خاطراتت مثنوی گفتن چه شیرین است
        قلبم برای عاشقی تنها غزل می خواست
        می خواستم هم سايه و همدوش هم باشیم
        جانم تو را بی فاصله بی هر گسل می خواست
        حسن عباسي
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۷ تير ۱۳۹۷ ۱۹:۳۱
        درود بزرگوار
        بسيار زيبا بود خندانک خندانک خندانک
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        جمعه ۸ تير ۱۳۹۷ ۰۵:۰۵
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
         موسی عباسی مقدم
        پنجشنبه ۷ تير ۱۳۹۷ ۰۸:۰۹
        درود برشما زیبا بود خندانک خندانک خندانک
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        جمعه ۸ تير ۱۳۹۷ ۱۹:۰۲

        با سپاس
        از خلق این اثر زیبا و دلنشین
        متشکرم
        سلام
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1