جمعه ۱۰ اسفند
راز شعری از طوبی آهنگران
از دفتر سرو عرفان نوع شعر غزل
ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۳ ۲۱:۱۷ شماره ثبت ۱۳۰۳۳۸
بازدید : ۱۴۷ | نظرات : ۲۰
|
آخرین اشعار ناب طوبی آهنگران
|
چه باشد رازاین پرده که بر ما بر نمیگیری
چه باشد رمزاین مستی که تو ساغر نمیگیری
بیا جا نان که جانها فدا ی خاک پایت باد
هزار سوزم بدلدارم چرا از شهد ما شکر نمیگیری
زهی خاکست نیستی که آگاه می کند هستی
به دریا مینگرم جانان چرا شا هان زلانه پر نمیگیری
ّبسودای تو ام درگرد دریا گر چه طو فانی
چون ماهی دام دریایم وزان دامم نظر نمیگیری
که همچون مرغی درقفس به دنیا یم گرقتار
تو خود پاکی وزیبایی نشان از گلشن افسر نمیگیری
نوازش میکنی گاهی دل غرق گناهم را
ز حال تو چه گریانم که شهردربرنمیگیری
چو شبنم تازه گردانی چو شبدر غرق بارانی
چه شیرین وتلخ گذشته زندگانی دگراز سر نمیگیری
نشد از شوربختیم گلی حاصل زگلزارجهانت
درین دنیای وانفسا خبروزحال وز شهر نمیگیری
ز تو خواهم دلیل ماندن بی سامانیم را
چرا یارنقاب پوشم شراب از باده ی کوثر نمیگیری
بخورشیدش قسم خوردم سپارم دررکابت جان
به پاس ان همه دوستی سراغ از خانه دلور نمیگیری
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.