سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

دوشنبه 28 خرداد 1403
    11 ذو الحجة 1445
      Monday 17 Jun 2024
      • روز جهاني بيابان زدايي
      مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خظ قرمز ماست. اری اینجاسایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

      دوشنبه ۲۸ خرداد

      ایران من

      شعری از

      میکاییل شهبازیان شاعر ماه ششم

      از دفتر شعرناب نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۷ فروردين ۱۴۰۳ ۱۴:۵۷ شماره ثبت ۱۲۸۹۵۶
        بازدید : ۱۰۲   |    نظرات : ۱۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر میکاییل شهبازیان شاعر ماه ششم
      آخرین اشعار ناب میکاییل شهبازیان شاعر ماه ششم

      ین غیر عادی است که هر شب هوای تو
      با بغض سر کشی که شبیه ترانه هاست
      این سوی کوچه بر سر راهم نشسته است
      گویا همیشه منتظر چشمهای ماست
      دیشب که در حوالی میدان چشم تو
      چرخیدم و به کوچه غمگین هفتمین
      وارد شدم ستاره دنباله دار عشق
      رخ وانمود بر لب فواره زمین
      بر درب هفتمین وسط کوچه اسم تو
      حک بود مثل رمز ورودت به قونیه
      آنجا که نقش حضرت  منظومه ای بلند
      ممهور شد به سیر و صعودت به قونیه
      درهای شهر بر در هفتم که میرسند
      بر طبق پیشگویی مولای شعرمان
      یک راست تا حوالی چشم تو میدوند
      چشمی که قفلها زده بر پای شعرمان
      تقصیر از نگاه تو بوده . فقط همین
      فکر خیال اهل محل را نکرده ای 
      اصلآ تو با نبودن بی وقفه ات شبی
      با قلب پای بسته ما تا نکرده ای
      هرگز مباد بی سر و پاهای روزگار
      جرآت کنند در شب مستی که نیستی
      از قندهار هاری این کوچه های تنگ
      سرکش شوند سمت گسستی که نیستی
      تاریخ ما پر از تبرستان عاشقی است
      با عشق و شعر و خون تن ما را سرشته اند
      تاریخ کامل طبری حال و روز ماست
      تاریخ را همیشه تبرها نوشته اند
      جغرافیای چشم تو تاریخ مبهمی است
      هر جا که پا گذاشته ام رد پای توست
      از چشمه خلیج همیشه قشنگ پارس
      تا کوچه های خسته خوارزم جای توست
      اندیشه های من همه اش درد میکند
      وقتی که نام پاک تو را چوب میزنند
      از روز نحس ماندن قاجار بی پدر
      هر روز بر نگاه تو آشوب میزنند
      مغضوب تیغ و دشنه حمام فین تویی
      وقتی امیرهای کبیرت نشسته اند
      وقتی هزار قرن تمام است ای وطن
      تو راست قامتی و به زیرت نشسته اند
      ای سرزمین خسته رنجور زخم و درد
      با دوری از بهار بخارا چه میکنی
      با زخمهای قلب سمرقند و رودکی
      با هجر بلخ و مرو مدارا چه میکنی
      از غمزه های چشم بخارا که بگذریم
      با چشمه های سرد زرافشان چه میکنی
      بی شهسوار خفته میان حرمسرا
      با دشنه های اشرف افغان چه میکنی
      هر روز درد تازه ای و زخم تازه تر
      هر روز پای لنگ تو را سنگ میزنند
      هر روز پای گوش پر از مهربانی ات
      در گوشه های زخمه ات آهنگ میزنند
      الوند سرکش است و دماوند و بیستون
      صدها هزار کوه بلند آشیان توست
      سیمرغ شو به سادگی از این وطن مرو
      دلهای پاک مردم من آسمان توست
      عمری است گفته ام که از آغاز زندگی
      سلطان لایزال دل و جان من تویی
      ای سرزمین یکه و تنهای کائنات
      ایران من تو بودی و ایران من تویی

       
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      شنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۳ ۱۹:۴۵
      درود بزرگوار
      حماسی و زیباست
      زنده باد ایران خندانک
      میکاییل شهبازیان شاعر ماه ششم
      میکاییل شهبازیان شاعر ماه ششم
      دوشنبه ۲۰ فروردين ۱۴۰۳ ۰۱:۲۵
      ممنونم از شما
      ارسال پاسخ
      جواد مهدی پور
      شنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۳ ۱۰:۰۸
      درود بر شما جناب شهبازیان گرامی خندانک

      چار پاره های ناب و زیبایی از شما خواندم

      قلم توانمندتان ستودنی ست


      این غیر عادی است که هر شب هوای تو
      با بغض سر کشی که شبیه ترانه هاست
      این سوی کوچه بر سر راهم نشسته است
      گویا همیشه منتظر چشمهای ماست

      دیشب که در حوالی میدان چشم تو
      چرخیدم و به کوچه غمگین هفتمین
      وارد شدم ستاره دنباله دار عشق
      رخ وانمود بر لب فواره زمین

      بر درب هفتمین وسط کوچه اسم تو
      حک بود مثل رمز ورودت به قونیه
      آنجا که نقش حضرت منظومه ای بلند
      ممهور شد به سیر و صعودت به قونیه

      درهای شهر بر در هفتم که میرسند
      بر طبق پیشگویی مولای شعرمان
      یک راست تا حوالی چشم تو میدوند
      چشمی که قفلها زده بر پای شعرمان

      تقصیر از نگاه تو بوده . فقط همین
      فکر خیال اهل محل را نکرده ای
      اصلآ تو با نبودن بی وقفه ات شبی
      با قلب پای بسته ما تا نکرده ای

      هرگز مباد بی سر و پاهای روزگار
      جرآت کنند در شب مستی که نیستی
      از قندهار هاری این کوچه های تنگ
      سرکش شوند سمت گسستی که نیستی

      تاریخ ما پر از تبرستان عاشقی است
      با عشق و شعر و خون تن ما را سرشته اند
      تاریخ کامل طبری حال و روز ماست
      تاریخ را همیشه تبرها نوشته اند

      جغرافیای چشم تو تاریخ مبهمی است
      هر جا که پا گذاشته ام رد پای توست
      از چشمه خلیج همیشه قشنگ پارس
      تا کوچه های خسته خوارزم جای توست

      اندیشه های من همه اش درد میکند
      وقتی که نام پاک تو را چوب میزنند
      از روز نحس ماندن قاجار بی پدر
      هر روز بر نگاه تو آشوب میزنند

      مغضوب تیغ و دشنه حمام فین تویی
      وقتی امیرهای کبیرت نشسته اند
      وقتی هزار قرن تمام است ای وطن
      تو راست قامتی و به زیرت نشسته اند

      ای سرزمین خسته رنجور زخم و درد
      با دوری از بهار بخارا چه میکنی
      با زخمهای قلب سمرقند و رودکی
      با هجر بلخ و مرو مدارا چه میکنی

      از غمزه های چشم بخارا که بگذریم
      با چشمه های سرد زرافشان چه میکنی
      بی شهسوار خفته میان حرمسرا
      با دشنه های اشرف افغان چه میکنی

      هر روز درد تازه ای و زخم تازه تر
      هر روز پای لنگ تو را سنگ میزنند
      هر روز پای گوش پر از مهربانی ات
      در گوشه های زخمه ات آهنگ میزنند

      الوند سرکش است و دماوند و بیستون
      صدها هزار کوه بلند آشیان توست
      سیمرغ شو به سادگی از این وطن مرو
      دلهای پاک مردم من آسمان توست

      عمری است گفته ام که از آغاز زندگی
      سلطان لایزال دل و جان من تویی
      ای سرزمین یکه و تنهای کائنات
      ایران من تو بودی و ایران من تویی

      خندانک خندانک خندانک خندانک

      زنده باشید به مهر

      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک

      میکاییل شهبازیان شاعر ماه ششم
      میکاییل شهبازیان شاعر ماه ششم
      دوشنبه ۲۰ فروردين ۱۴۰۳ ۰۱:۲۵
      خیلی ممنونم
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      شنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۳ ۱۱:۴۷
      سلام و ادب احترام جناب شهبازیان دست مریزا باید گفت به این شعر بسیار قشنگی و بسیار طویل
      که با خلاقیت بسیار سروده شده است
      احسنت بر قلم توانا ی شما؟
      سال بسیار خوبی برایتان ارزو می‌کنم
      میکاییل شهبازیان شاعر ماه ششم
      میکاییل شهبازیان شاعر ماه ششم
      دوشنبه ۲۰ فروردين ۱۴۰۳ ۰۱:۲۶
      ممنونم سال نو شما مبارک
      ارسال پاسخ
      محمد اکرمی (خسرو)
      شنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۳ ۱۳:۴۲
      دورد جناب شهبازیان
      زیبا سوردید و دلنشین
      و خوش آمدید به جمع نابی ها
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      میکاییل شهبازیان شاعر ماه ششم
      میکاییل شهبازیان شاعر ماه ششم
      دوشنبه ۲۰ فروردين ۱۴۰۳ ۰۱:۲۶
      ممنونم از شما
      ارسال پاسخ
      محمدرضا آزادبخت
      شنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۳ ۱۸:۰۵
      درودزیبا بود
      علی نظری سرمازه
      شنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۳ ۲۰:۱۱
      الوند سرکش است و دماوند و بیستون
      صدها هزار کوه بلند آشیان توست
      سیمرغ شو به سادگی از این وطن مرو
      دلهای پاک مردم من آسمان توست

      عمری است گفته ام که از آغاز زندگی
      سلطان لایزال دل و جان من تویی
      ای سرزمین یکه و تنهای کائنات
      ایران من تو بودی و ایران من تویی
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      درود بیکران
      زیباست خندانک
      آوا     صیاد
      شنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۳ ۲۰:۱۶
      خندانک درود
      محمد باقر انصاری دزفولی
      شنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۳ ۲۲:۱۲
      شاهکاری بسیارعالی بود
      دلنشین
      بسیارز یبا
      هزاران درودتان باد

      خندانک خندانک خندانک
      مجید بهلول (میثم)
      شنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۳ ۲۲:۲۱
      درود‌بر‌شما‌شاعر‌پر‌احساس
      موفق‌باشید خندانک
      راحله حصارکی (راحیل)
      يکشنبه ۱۹ فروردين ۱۴۰۳ ۱۵:۳۲
      ؏ـالـــــᘞ᭄ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــے
      فوق العـــཪྀٜٖٖٖٜٖٖٜٖٜٖ༴༙ٖٜٖٖٖٜٖٖٜٖ༴ྀٖٜٖٖٜٖٖٜٖ༙༴ٖٖٖٜٖٖٜٖ༴༙ٖٜٖٜٖٖٜٖ༴༙ٖٜٖٖٜٖٖٜٖ༴༙ٖٜٖٖٖٜٖٖٜٖ༴ིٖٜٖٖٖٜٖٖٜٖٜٖ༙༙ཬིــــــــــــــــاده
            ┊ ┊ ┊
      شهرام بذلی
      سه شنبه ۲۱ فروردين ۱۴۰۳ ۰۱:۳۹
      درودها نثارتان
      بسیار زیبا سروده اید
      آفرین به این همه احساس ناب
      مانا ودبرقرار باشید
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      آذردخت شرقی(آذر دخت)

      نگاه کن دقیقه های آخر سفر رسیده است اااا ممنونم از شما طاهره جانم
      طاهره حسین زاده (کوهواره)

      نرو که باتو هرچه هست می رود ااا مصراع زیبا تقدیمتان خانم مهندس عزیز از زنده یاد دکتر شفیعی کدکنی ااا علیکم سلام استاد آزادبخت و آوا بانو صیاد ارجمند ااا روزگاران تان خوش بدرودتان
      آذردخت شرقی(آذر دخت)

      ک رفتنی را بسپارید به باران برود ااا مصرع اول یک شعر قدیمی خودم اااممنونم خواهر خوبم دکتر کوهواره عزیزم اااا محبتتان در دلم ماندنیست سپاسگزار مهرتان هستم ااا وقت رفتن بود و من پیوسته در راهی غریب ااا در نگاهم موج حسرت در دلم آهی غریب اااا ممنونم از شعر گران بهایتان
      محمدرضا آزادبخت

      ا درود استاد بانو کوهواره عیدت مبارک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)

      تو عشقی چشمهایت تُرد و گویاست ااا محبّت در دل ناب تو پیداست ااا بداهه تقدیمتان آذردخت جان خانم مهندس عزیز ای کاش اشعار زیبایت را پاک نمیکردی بویژه شعر ناب اخیرتان درباره هنر معماری را

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0