سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 26 ارديبهشت 1401
    16 شوال 1443
      Monday 16 May 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

        دوشنبه ۲۶ ارديبهشت

        زمانه

        شعری از

        مهدي حسنلو

        از دفتر .... ؟ نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۳ اسفند ۱۴۰۰ ۱۱:۴۰ شماره ثبت ۱۰۶۹۳۸
          بازدید : ۱۳۷۳   |    نظرات : ۱۲۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهدي حسنلو

        در آب‌های سرد دور 
        عصری که خورشید را هنوز آتش آفریده نبود 
        خدا مکثی بود هزاره ها
        و بعد کبریت، خدا  را... کشید 
         بُمب. آغاز  حلولِ سال.... مبارک،...مبارک ، تا ابد مبارک!
        می خواهم قبلِ عریان شدنم
        در کفن، دستهای تو 
         پیراهن پاره ام  را  وصله کند، در کفنم...   . 
         مرگ /آی شریک دزد، آی رفیق قافله /
        خوش آمدی به این شعر
         نه تو، کلمه  نیستی 
        تنها یک نقطه ای بر پایان جمله 
         که حرف ندارد!
         سیاه‌چاله ای به ستاره 
         وقتی آمدی، خورشید نماند برای افطار ! 
        من آن روزها،  کودکِ روزه بودم
         فقط گاهی از سر شیطنتم ، گنجشگِ مردم 
        از دهانم دانه می برد ! 
        عشق، خواهر ناتنی باران نبود 
        برادر تنی برف هم
        و از دنده یِ چپ کسی هم آویزان نشد
        ... هنوز
         گلهایِ روی مزار، روزه است
         گلهای بی فصل، به نام زن
        نماز می گذارم  تو را
          تنها معجزه یِ سپید
        تردیدِ شکوفه را افطار کن! 
        آی عروس شعر، هیچ شبی مقدس نیست 
        بکارت ات را رسوا کن امروز
         قرمز بریز به دست خسته یِ کلمه 
        که  هیچ. .. ملفوظ نمی‌شود در عریانیِ تو
        .... 
         راستی، کنجکاوی سیب تا نیمه یِ آبان بود!
        فکر کن، شاخه خواب باشد  
         و با لمسِ دهان ، ناچار اش کنی بگوید:
        سیب، سیب، سیب... تا ابد سیب!
        سیبِ سردِ منجمد در گز بوسه
        باقی سال را چه کند با برف؟ 
        کدام عدالت؟ 
        ترازو را بساط کردی 
        بساط ات را،ترازو کن 
        میان معرکه، معرکه گرفتی، برف 
        تا برف از سر، بلند می کنم 
        سر فرو می بری در برف 
        کبک، کَپَک نزد منقار ات؟ 
        ...
        چرا نشسته ای 
        نزدیک تر بیا، ما دو جامانده در باغ‌ِ خداییم 
        من بی تو...    :مرد کاری بکن 
        شب شد، ماه قبضِ روح شد به خانه... 
        بشمار، بشمار کرایه را، بشمار این همه صفر بی شماره را
        ماه آمد، یارانه برخیز این حماسه را ! 
         
        ظلم مثل ما نیست، او می داند
          کجا از تنش در بیآورد، انسان را
         دست ببرد در نوار زمان 
        و ساعت ناراستی اش را 
        پاک، از ذهن خسته یِ خدا کند! 
        . ..آی زندگی،
        تو  استعاره‌ یِ مرگی،تا مرگ 
        با هجای بلند  می خوانی ام ! 
        /ساعت  از بعدی و دیوار از سویی
        شبیخون می شود خواب قافله را
        در تصویر پنجره... می افتد 
          خاموشیِ عقربه ها  /
        ... 
        نه اسب، اجازه نیست! 
        سم هایش را می کوبد 
        و زن خواهر ناتنی باران نیست 
        برادر تنی برف هم
        او از دنده چپ کسی آویزان نبوده 
        حوا، آدم نباش 
        تو گناه از پیرهنِ فرشته شستی! آدم نباش. 
        ... 
        چرت زمان پرید
        خروس بی وقتِ ساعت، چرت زمان پرید
        و هنوز  اسب 
        سم هایش را به سینه ام می کوبد، می کوبد 
        تو خسته نخواهی شد؟ 
        در گردنه ها، شیب ها 
         بد مست 
        چهار نعل از دو سمت می آید
        شیهه می کشد، نعره را 
        بی صدا گریه را شیهه می کشد
        در چهره شکسته یِ دشتهایِ دور. 
        __________
        نیمه آبان 140‪0
         
         
        ۲۸
        اشتراک گذاری این شعر
        ۷۴ شاعر این شعر را خوانده اند

        سیاوش آزاد

        ،

        فرهاد احمدیان

        ،

        مهدي حسنلو

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        مریم کاسیانی

        ،

        زلیخا رامیار،امید سحر

        ،

        محمد باقر انصاری دزفولی

        ،

        مجیدنیکی سبکبار

        ،

        محمد رضا خوشرو

        ،

        احسان کریمیان علی آبادی

        ،

        معصومه خدابنده

        ،

        محمد قنبرپور(مازیار)

        ،

        آذر مهتدی

        ،

        مهرداد عزیزیان بی تخلص

        ،

        مرضیه رضایی (رها)

        ،

        محمد خسروی فرد

        ،

        محمدکریمی (پویا)

        ،

        منیژه قشقایی

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        فروغ فرشیدفر

        ،

        فروتن رحیمی (فروتن)

        ،

        اميرحسين علاميان(اعتراض)

        ،

        سیده نسترن طالب زاده

        ،

        سيد هادی حسینی(هادی)

        ،

        سارا خوش روش

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        مهدی محمدی

        ،

        تکتم حسین زاده

        ،

        قربانعلی فتحی (تختی)

        ،

        رضا سعادت نژاد

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        بهرام معینی (داریان)

        ،

        عظیمه ایرانپور

        ،

        مهدیس رحمانی

        ،

        هادی محمدی

        ،

        طوبی آهنگران

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        موسی ظهوری آرام(آرام)

        ،

        ژکا گرجاسی

        ،

        محمد علی رضاپور

        ،

        نیاز ناطق

        ،

        اصغر ناظمی

        ،

        سیدحسن خزایی

        ،

        علیرضا قراداغی رزوهء

        ،

        درویش حسین ندری

        ،

        محمد امیری

        ،

        مسعود آزادبخت

        ،

        محمد حسین اخباری

        ،

        بهار ملودی

        ،

        سامره حاجیان(مهربانی)

        ،

        آرمین پرهیزکار

        ،

        ماهور محمدی

        ،

        وجیهه رستگاری گل سرخ

        ،

        محمد جواد عطاالهی

        ،

        شین بانو

        ،

        محمد ترکمان(پژواره)

        ،

        آرمان پرناک

        ،

        پژمان بدری

        ،

        مریم محبوب

        ،

        محمد علي واشقاني ( باران )

        ،

        سعید نادمی (هزارویک )

        ،

        نسرین حسینی

        ،

        علی سهامی

        ،

        حسن مصطفایی دهنوی

        ،

        مینا فتحی (آفاق)

        ،

        مهرانه بلوچ

        ،

        بتول رجائی علیشاهدانی(صنم)

        ،

        روح اله سلیمی ناحیه

        ،

        سینا سجودی

        ،

        عارف افشاری (جاوید الف)

        ،

        فریبرز رامیار

        ،

        محمدکدخدایی(عرفان)

        ،

        شبنم حکیم هاشمی

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۳:۰۵
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و جالب بود خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۳:۱۴
        سلام استاد ممنون از حضورتان زیبا نگاه مهربانانه شماست الهی همیشه باشید وبسرایید خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۱۵
        خندانک
        درودبرشما خندانک
        زیباقلم زدید خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک

        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۲۳
        سلام بانو
        خیلی خوش آمدید
        ممنونم از حضورتان

        (/بچه های روستا
        با لهجه می گویند ، سلام
        با لهجه غذا می دهند به هم
        با لهجه رویا می بینند/
        مثل یک روستا زاده به خوابم بیا
        دوست دارم قبلِ عریان شدنم،
        در کفن، دستهای تو
        پیراهن پاره ام را وصله کند، در کفنم... .)
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فرهاد احمدیان
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۰۸:۵۴
        سلام عرض درود فراوان خدمت جناب حسن لو بسیار عالی
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۲:۴۲
        سلام دوست عزیز خیلی خوش آمدید

        ممنون از لطف شما
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۰۸:۵۸
        سلام کبک یا همان کپک
        منقارت
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۲:۴۱
        سلام جناب آزاد
        خیلی ممنون از دقت نظرت بله همون کبک
        لطف کردید اصلاح کردم دومی ترجیح میحم همون منقار ات
        باز نکته ای بود خوشحال میشم جوابگو باشم در مورد خود شعر نظری نداری. منتظر یه نگاه جامع و کامل ازتون میمونم انشالله سر فرصت دریغ نکن خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۱۵
        سلام متشکر یکی دو تا نکته ظاهری به نظر رسید که گفتم اما نگاه جامع و کامل حقیر اشراف لازم را نسبت به فضای ادبیات معاصر ندارم جناب امین آزادبخت استادند که چندیست از محضرشان محرومیم زنده باشید
        مریم کاسیانی
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۱۰
        درود بر شما
        عالی بود
        قلمتان ماندگار
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۶:۳۸
        سلام
        بانو کاسینی خواهر خوبم
        ممنون از لطفت
        در پناه حق خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۲۷
        همیشه
        طبعتان جوشا
        زبانتان گویا
        قلمتااان نویسا
        دلچسب و زیبا شعری بود
        هزاران درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۶:۳۹
        سلام استاد جان.
        ممنونم از حضور مهربانت
        همیشه در سلامت وآرامش

        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۶:۰۱
        سلام و درود
        شاعر ادیب.
        شعرزیبایی خلق کردید.

        افرین.

        مرگ /آی شریک دزد، آی رفیق قافله /
        خوش آمدی به این شعر
        نه تو، کلمه نیستی
        تنها یک نقطه ای بر پایان جمله
        که حرف ندارد!
        سیاه‌چاله ای به ستاره
        وقتی آمدی، خورشید نماند برای افطار !
        من آن روزها، کودکِ روزه بودم
        فقط گاهی از سر شیطنتم ، گنجشگِ مردم
        از دهانم دانه می برد !


        خندانک
        خندانک
        خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۶:۴۲
        سلام
        محمد رضای عزیز
        جناب خوشرو

        خوشحالم از بخش ورودی کار خوشتان آمده
        همیشه باشید و بشتابید
        استفاده می برم از حضورتان
        ممنون خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        معصومه خدابنده
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۶:۲۷
        درود بر شما
        پایدار باشید
        🌺🌸
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۶:۳۷
        درود خانم خدابنذه

        ممنونم از حضورت
        در پناه حق خندانک
        ارسال پاسخ
        مجیدنیکی سبکبار
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۸:۳۲
        هم سلام و هم درود
        آمدم خواندم سرود
        در تصاویری بریده
        آن همه نقش خیال
        آنچه بگذشت از ضمیر
        بی که ترتیبی بود
        این ز سبک شاعر است
        تیک دل را بر زدم
        آفرین بر شاعرش
        منتظر اورا به پای دفترم
        شاد گرداند مرا
        با خواندن شعرم
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰:۰۹
        سلام استاد سبکبار عزیرم
        ممنونم از حضور ارزشمند شما بزرگترم
        که بنده نوازی کردید
        واقعا خوشحال میشوم پای اشعار عزیزت
        باشم، چشم

        (
        2

        شبانه­ ي ليلي به بازخواني ­ي قيس



        گيسو به باد پيچيده بانوي قيس

        شفا مي­ طلبد

        از درِ درهاي باديه.





        يائسه مي­ گذرد

        شبق از گيسوش

        عشق،

        در حجله­ گاه خليفه



        کاسه در کاسه صف کشيده به دريوزگي

        که هلاهل

        در مطبخ بازرگان.

        شانه­ ي انگشت

        به شن مي­ کشد

        شاخه به شاخه

        زيتوني رنگ.



        هان اي کمند تافته

        قد بيفراز

        تا کجاوه­ ي اول.



        بازگشت



        عشق

        در قبيله­ ي من

        خنکاي برف است و

        شعور ضمني آب.



        هفت دروازه­ ي آسمان

        از آنِ هفت پيکر ناظم

        من اگر کفني داشتم

        نگاهِ ليلا مي­ کردم و

        مي ­مردم.)

        قطعه دوم شبانه لیلی به بازخوانی ی قیس
        از بهرام اردبیلی نازنین
        تقدیم شما استاد عزیز
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۰۶
        بسیار هدیه گرانبهایی بود از نای شاعر . درود بر شما
        محمد قنبرپور(مازیار)
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۱۸:۳۶
        سلام جناب حسنلو معدود اشعار بلندی که ایجاب به خوندن تا انتها شدم و درود بر شما خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰:۰۱
        سلام
        مازیار عزیزتر از جان
        خوشحالم از اینکه منت گذاشتی شعر را خوندی
        دوست داشتم نظرت بدونم حالا قسمت نشد انشالله
        قسمت شد در کارهای بعد

        (ذوذنبي بر خاک



        همسرم!

        اين دعا و قسم را که سخت ناخواناست

        به گردن اسبي بياويز

        که بر اجساد سربازان و ما خواهد گذشت.

        اسبي به هيأت انسان

        به هيبت بهمني در سهند.



        ارديبهشت است

        قتال­ ترين ماه منظومه­ ي شمسي



        فروبند درها را اي بيوه­ ي سي­ ساله

        اسب نبي در قريبان

        شيهه مي­ کشد ور بي مرکوب،

        در کمند سواره نظام است.



        شام،

        ديگران را فطير و کلم بده

        براي بهرام

        پونه بجوشان.



        ماه درشت خوب

        دري که به لطف باد ـ باز و بسته مي­ شود.

        الامان اي جوخه

        ماشه را نچکان

        هنوز اندکي شب است ...



        برنوي روسي

        سکوت قريبان را نشانه مي­ گيرد

        و نبي در ذهن شاعر

        نشسته بر باد و بر ارس مي­ تازد)
        این شعر بهرام اردبیلی عزیز تر از جانم
        که سخت دوستش دارم تقدیم می کنم
        به شما شاعر دوست داشتنی خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آذر مهتدی
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۶
        درود بر شما جناب حسنلو گرامی
        قلمتان نویسا
        خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۴۲
        سلام سرکار خانم مهتدی ممنونم از حضورتان که همیشه من مورد لطف قرار می دید همیشه در پناه حق خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مرضیه  رضایی (رها)
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۲۲:۱۳
        سلام و درود زیبا سرودید سبز بمانید🌹🌹🌹
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۲:۲۶

        سلام
        بانو خوش آمدید
        ممنون از نگاه مهربان شما

        (پلک بر هم بگذار

        و در اين دقيقه­ ي آخر

        که ماه

        در کمين عقرب مي­ خرامد

        نگاه­ اَم کن و

        نَفَس ­اَم را بيامرز.)

        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد خسروی فرد
        پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۲۳:۲۷
        درود بر شما
        خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۲:۲۴
        سلام
        خوش امد
        جناب خسروی

        (نه، نه، نه،

        تو تنها اقاقياي يادبود مني

        که به خاطر مزار نروييده­ اي.)
        بهرام اردبیلی عزیز
        تقدیم شما
        خندانک

        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۰:۰۷
        درود مهدی جان
        داداش عزیز


        شعر فوق العاده ای سرودی خندانک خندانک
        بلند و بالایی که مثل سرو خوش قامت ،استوار و تا انتها هیچ افت و خیزی نداشت دیالوگ درونی این شعر بسیار سحر آمیز بود و فلسفه خاصی را القا میکرد خندانک خندانک خندانک خندانک


        احسنت داداشم
        عااااالی🌸🌸🌸🌸🌸🌸
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۱:۲۹
        سلام
        محمدم خیلی خوش آمدی
        ممنونم از لطفت
        واقعا هر آنچه بیان داشتی از بزرگی تو
        این شعر لایق این همه لطف نیست

        (به سلمی


        حامی ی دور بوده ام از نورْ حالتی

        قدرتی داشته ام آری

        چون مردگان که قادرند ولی نه جز به لطافتی

        حامیند اگر پا سرْشان نه جز چو علف بُگْذاری


        راه از میانِ علف گرفته ام

        که راه پوش و راه افزاست :

        راه های فراوانِ رفته ام

        که بُرده ام به جا و نبرده هیچ جا


        اما عزیز من سلْما

        می خواستم کجا رسید

        کنار این همه هرزابها

        که سفر می کنند و برق می زنند

        که برق می زنند و در قلبِ علفها و ناپدید ...


        مرا دفنِ سراشیبها کنید که تنها

        نَمی از بارانها به من رسد اما

        سیلابه اش از سر گُذَر کند


        مثل عمری که داشتم .)
        شعر از بیژن الهی نازنین
        تقدیم تو دوست خوبم
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۲:۴۹
        سلام کاش دوستان سپید سرا حق مطلب این اثر شریف را ادا میکردند من سوادم یاری نمیدهد فقط نکته ای ظاهری نماز می گزارم البته اگر در گذاشتن لطافتی مدنظر جناب حسنلو نباشد
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۲:۵۶
        درود برشما جناب آزاد ارجمند
        خوش برگشتید و به راستی جایتان خالی بود که اکنون سبز هست، همیشه به شعر و روشنا خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۳:۰۸
        سلام
        استاد عزیز ممنونم از حضور مجددتان

        (....
        و زیباترین خمیازه را کبریت کشید به گاه افروختن
        تا سیمای تو حادثه‌ای باشد در میان تاریکی.
        آن گاه که برگریزان، این کف زدن شدید بر می‌خاست
        برای نوحی، به شکل پیریی من
        که حتی مرگ خود را نیز باخته بود .
        در جهت هفت برادران که به یک زخم می‌میرند،
        تو می‌تازی
        هم تاخت اسبانی
        که فرمان رهایی‌شان
        چون فرمان اسارتشان
        نوشته نیامده.
        ....)
        بخشی از شعر زیبای بیژن الهی عزیز
        تقدیم مهربانی شما
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۳:۱۵
        سلام خانم قشقایی لطف دارید زنده باشید
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۳:۱۷
        سلام آقای حسنلو متشکر زنده باشید
        منیژه قشقایی
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۳:۰۰
        سلام و عرض ادب جناب حسنلو برادر مهربانم
        شعرتان را بارها خواندم و به فرموده ی جناب آزاد
        امیدوارم دوستانی که دست برنقدسپیددارند حق مطلب را ادا کنند، برقرارباشیدو پایدار خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۳:۰۷
        سلام و شب بخیر خدمت
        خواهر مهربانم بانو قشقایی
        ممنونم از حضورتان شما همیشه لطف دارید
        در پناه حق باشید و به شادکامی وسلامتی

        (عشق

        کلمه­ اي بر آب



        همه چيزي در اين جهان

        پا در رکاب

        ليلا به شاخ آهو بسته.



        مژه­ گان ­اَش

        درازمدت و مسموم

        و به انحناي پلک

        کشته­ ي سهراب.

        همين که نمي­ نوشم

        مي­ پاشم اين زهرة­القند

        براي زاغ و کلاغ

        زلف درازم باغ

        خاتون برنج

        با نديمه­ ي مس

        برشود از پاره­ ي مخمل مرگ؟

        چنگ مي­ زنم

        به آهنگ تاري از مژه­ گان­ اَش

        تا بافه­ ي کفن ­اَم باشد

        يا ماه بني­ هاشم.)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۳:۱۳
        سلامت باشید و برقرار الهیییی
        اوقاتتان به نیکی
        درود بر شما و مهربانیتان
        فقط می توانم بگویم روزهای خوب می رسند
        کهفقط لبخند باشدو زندگی. تمام لیلاها و تمام ماه ها و
        خورشیدها برقصندو پایکوبی کنند از آسمان تا زمین
        از فرش تاعرش خندانک
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۲۵
        سلام
        بسیار زیبا بود
        من گاهی یادم میرود که سپید میتواند اینقد خوب باشد
        کبریت خدا را کشید
        نوزاد مادر را افرید
        ایا درست است
        بله
        زیرا نوزاد وقتی به دنیا میاید مادر ...مادر میشود و قبل ان همسر است
        شما اینگونه استفاده کردید از این معنی ولی کمی دورتر از مفهوم قابل استدلالش .
        خیلی زیبا بود
        اینکه تیک نقد میزنم چون دوست دارم دیگر دوستان نیز انرا بخوانند
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۲۱
        سلام
        جناب شفیعی شاهرخ عزیز
        خیلی خوش آمدید
        بی نهایت سپاس گذارم
        اینکه پنجره سبزی به دست شما گشوده بشه به این شعر برام خیلی

        (
        شبانه­ ي ليلي به بازخواني­ ي قيس

        1

        بازو بگشا

        اي فيروزه

        بر چشم­ هاي تاريک­ اَم


        سپيده دم از گور برخاسته

        شبنم رنگي

        بر پاره­ هاي مستولي افشان

        چشمي گشوده مي ­شود

        هزار نيزه بر جوشن دريا

        روان

        قلب قيس يورتمه مي ­رود

        به دنبال آهو.


        پلک بر هم بگذار

        و در اين دقيقه­ ي آخر

        که ماه

        در کمين عقرب مي­ خرامد

        نگاه­ اَم کن و

        نَفَس ­اَم را بيامرز.)

        از بهرام اردبیلی عزیز

        خندانک خندانک


        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۱۹:۱۱
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۱۳
        خندانک
        فروغ فرشیدفر
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۵۵
        درود بر جناب حسنلوی گرامی🌹
        " ظلم مثل ما نیست، او می داند
        کجا از تنش در بیآورد، انسان را
        دست ببرد در نوار زمان
        و ساعت ناراستی اش را
        پاک، از ذهن خسته یِ خدا کند! "

        خط به خط خواندم و لذت بردم از این اعجازی که
        با کلمات خلق نمودید. پنجره سبز جناب شاهرخ منو به این صفحه هدایت کرد و وقتی وارد شدم، درابتدا بلندای شعر کمی نگرانم کرد ولی تا به خودم اومدم دیدم جذّابیت شعر خیلی بیشتر از بلندای اون هست و همچون سفری پراز هیجان به دلم نشست. قطعا" سپیدی دراین صفحه خواندم که آبروی فراوان خرید برای "هم نوعانش" .
        تنور شعرتان گرم و تنور دلتان به همچنین.
        🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ۱۷:۱۴

        سلام جناب فرشید فر گرامی
        خیلی خوش آمدید
        خوشحالم مود توجهتان بوده
        و ممنون از لطفتان
        و همچنین از شاهرخ عزیز

        (
        4

        شبانه­ ي ليلي به بازخواني­ ي قيس



        به سوي آب مي ­روم

        کمان ماه

        در آرزوي گلويم

        در آن دقيقه­ ي برج

        قسم مي­ خورم

        عاشق چشمي نبوده ­ام.





        دريچه­ ي ماتم

        گشوده به ايوان شرقي

        قبيله در آتش

        خيالِ دميدن

        مقابل من.



        بانوي ارجمند!

        سينه ريزت را

        به من ببخشا

        تا رها کنم ­اَش

        در تک دريا.



        حال

        زمان يادگيري نام گلي است

        که پنج پَرَک داشت

        و هفت زبان زهرآگين

        پيچيده بود

        بر هفت پرچم زخمين ­اَش





        شب تلخي است

        ماهِ تلخ

        کمان پذيرفتني!

        سلام به انحناي کشيده­ ات.)

        از بهرام بهرام اردبیلی عزیز
        تقدیم شما خندانک خندانک


        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۱۳
        خندانک
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۱۳
        :30 خندانک
        ارسال پاسخ
        سارا خوش روش
        يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۴۱
        درود و عرض احترام، بنده از خواندن این سپید پرمفهوم و تأثیرگذار بسیار لذت بردم،درودتان باد خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۲۵
        سلام
        بانوی عزیز
        خیلی ممنون از حضورتان

        (ظلم روزهای آفتابی هم کت می پوشد
        در خیابان تاکسی سوار می‌شود
        کرایه هم بیشتر می‌دهد
        و از دخل کسی هم دزدی نمی کند
        او خوب می داند کجا انسان را از تنش در بیاورد
        و دست ببرد در نوار زمان
        تا ساعت ناراستی اش را
        پاک از ذهن خسته یِ خدا کند)

        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۱۲
        خندانک
        تکتم حسین زاده
        يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰:۵۵
        سلام زیبا و بامعنا سرودید🌹👏
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۴۸
        سلام خانم حسین زاده خیلی خوش آمدید و ممنون از لطفتان (دستم را بگیر اگر بیافتم آسمان خوش حساب نیست! می ترسم به وقت گل دادن تو هیچ شاخه دستم را نگیرد گل باش در این ساعت، بهاری ام که تو را، برف تنم تیر می کشد ....) خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۱۲
        خندانک
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۴۸
        درود برشما

        بسیار عالی خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ ۲۲:۱۶
        سلام و عرض ادب
        استاد جان
        ممنونم از حضورتان

        (مي­خواهم­ اَت اي زخم سياه!

        1
        دوان آمده امروز

        با چهار زانوي زخم

        بريده بر کف ايوان

        از نافه­ ي آب است

        مي­ پيچد

        چنان­ که بر درِ دريا

        هيونِ حامل
        2

        بر آن­ اَم

        که به عقرب ماه

        آهويي بگزم

        تا راه آبي سپيده شدن

        در قلب و رگ

        بسته شود
        3

        حرامي­ ي باز آمدن

        اي مرگ آخرين ­اَم

        عبور کن از شام غريبان دامن ­اَم

        اي آذرخش نباتي

        خميده بشکن

        در خم نارنجي.)
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۱۲
        خندانک
        بهرام معینی (داریان)
        دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۴۱
        درود های فراوان جناب حسنلو ادیب و استاد بزرگوار
        بسیار زیبا ودلنشین
        قلمتان مانا
        کامیاب وتندرست
        در پناه حق
        ایام بکام
        🌷🌷🌷
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۰۸
        سلام استاد جان
        خیلی ممنون از حضورتان
        (برگ تن باد را زخم می کند
        خیابان تن خانه را
        و من....
        با من آمدی که اینجا
        پشت سرِ / حضرت پاییز،/ نماز بگذارم ؟
        شب، نارنجی دشت را شسته
        باد سوار بر کلام ام
        نمک می خواند به تن زخم
        و تو ایستاده ای
        در گوشه ی چشمانت
        آمدنت گاهی، خنده یِ مادرم است
        روی سینه ، گاه خواهر شیطان..)
        ارسال پاسخ
        عظیمه ایرانپور
        دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۵۴
        درود بر شما
        زيباست
        قلمتان سبز خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۱۳
        سلام خانم ایرانپور عزیز
        خیلی ممنونم از حضورت

        (غزال
        نافه در سراب مي­ راند

        طاق
        مي­ شکند خواب

        به شيرازه­ ي ابرو

        ايستاده دستي به آمدن

        گاهي که

        گاهواره

        آمد و شد دارد

        به رفتارِ انگشتي اگر مي ­تواني

        ليلي، ليلي

        بگذر از اين جلاي دريايي

        چه موميايي­ي زيبايي

        نشسته به سايه ­ي زيتوني

        آن­ جا که سپاه مرگ

        آرام و مطمئن مي ­آيد.

        دُرّ يتيم

        دريا

        سنگ لحد

        ماه

        توان يافتن ­اَم نيست

        مدينه ­ي بازگشت را

        صداي نور شنيدم

        صدايي از

        دماغه­ ي شب بو

        چه سبک مي ­وزي اي باد!)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدیس رحمانی
        دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۳۰
        درود بر شما
        بسیار زیبا و سرشار از احساس بود
        قلمتان مانا خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ ۱۷:۱۷

        سلام خانم رحمانی
        خواهر خوبم خیلی ممنونم از حضورتان

        (تنها یک­‌بار می‌­توانست
        در آغوش‌اش کِشَد
        و می­‌دانست آن‌گاه چون بهمنی فرو می­‌ریزد
        و می­‌خواست به آغوش‌ام پناه آورد؛
        نام‌اش برف بود
        تن‌­اش برفی
        قلب‌اش از برف
        و تپش‌اش صدای چکیدن برف
        بر بام‌های کاه‌­گلی،
        و من او را
        چون شاخه­‌ای که زیر بهمن شکسته باشد
        دوست می‌داشتم)

        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ ۱۹:۳۳
        سلام و درود جناب حسنلو

        زیبا بود و عالی

        قلمتان نویسا

        بمانید به مهر و بسرایید

        خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ ۱۹:۴۴
        سلام
        و عرض ادب
        خیلی خوشحالم از حضور پر مهرت
        بی تعارف جایگاه ویژه ای در قلبم داری
        الهی همیشه باشی وبتابی

        (... من آمده‌ام
        تا به جای پنجه‌های مرده‌ی پاییز
        پنجه‌های زنده‌ی تو را بپذیرم.
        من آمده‌ام تازه‌تر از هر روز
        تا تو را با پیشانیت بخاهم
        که بلندتر از رگبار است.
        می‌خواهم دوباره بیآغازم
        این بهاری را که خواهی نخواهی
        خون مرا در راه ها می‌دواند
        و به دل‌ها می‌برد.
        این بهاری که
        چه عاشقانه است.
        و من در برابر همه‌ی دست‌هایش که گشوده است
        ناگزیر به پاسخم!
        ...)
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ ۲۳:۳۳
        درود فراوان..........بسیار زیبابود ......... خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ ۲۳:۵۹
        سلام استاد جان
        خیلی خوشحالم از حضورتان

        (دستم را بگیر
        اگر بیافتم
        آسمان خوش حساب نیست!
        می ترسم
        به وقت گل دادن تو
        هیچ شاخه دستم را نگیرد
        گل باش در این ساعت، بهاری ام
        که تو را، برف تنم تیر می کشد

        سقوط حرف به حرف تو
        میان این همه حرف
        و مغز من، انبار سوزن
        تو، کدام کاه را کوه می خوانی ؟
        ای گلوگاه نور!
        ....)
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ ۲۳:۱۲
        سلام مهدی جان دوست داشتم برای شعرت بنویسم معدود سپیدهایی آموزنده و قوی حیف حواشی مرحومه فاطمه توکلی تمام ذهن و تمرکز مارا بهم ریخت و از شعر دوستان جا ماندم خیلی جاندار و زیبا بود شعرت اگر مایل اندکی قلم فرسایی کنم پای ذوفت خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۰ ۰۰:۲۱
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۵۳ دقیقه پیش
        سلام مازیار عزیزم
        بی نهایت خوشحالم میشوم
        لطف شعر به نقد است
        بویژه به قلم توانای تو و خیلی خوشحال‌تر میشوم
        هر آنچه نکات منفی تر برجسته تر بیان بشه
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ ۲۳:۲۶
        من هم متاثر و گیج شدم
        ژکا گرجاسی
        پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۲۴
        درود بر شما جناب حسنلو عزیز
        زیبا سروده ای بود که از قلم توانای شما خواندم و لذت بردم
        بمانید به مهر و بسرایید از شادی ها و عشق
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۷:۰۸
        سلام
        پسر دوست داشتنی سایت
        خیلی خوش اومدی ژکای عزیز
        ممنونم از لطفتان

        (صبح از خواب بیدار می شوی
        و هنوز شب است
        اما مثل آسمانِ تو نیست
        که ستاره سرخی با سو سوی صدایش
        بشکند تاریکی سکوت را.
        پله ها را پایین بیا
        و هیچ دری را به مسلخ قفل نبر
        که بغض می کند
        و جایش زخمی می‌شود به ابعاد اتاقی رو به هیچ
        ....)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰ ۰۷:۱۲
        سلام و درود جناب حسنلو، خدا قوت برادر خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰ ۱۲:۳۳
        سلام
        مرد خستگی ناپذیر
        از میدونستی دارم برف پارو می کنم.
        شما هم خدا قوت
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۵۰
        خندانک خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰ ۰۷:۱۳
        سلام و درود و خدا قوت،
        به خواست خدا در حال گردآوری مجموعه ای از اشعار سروش سرایان گرامی هستیم و قصد داریم کتابی از نمونه های شعر سروش (به رایگان) منتشر کنیم.
        تا کنون تقریبا سی یا چهل شاعر، همکاری کرده اند و حتی از تاجیکستان و افغانستان هم سرایندگانی به جمع
        سروش سرایان پیوسته اند.
        اگر شما هم سرایش یا سرایش هایی در شعر سروش دارید، لطفاً با پیام شخصی یا در آخرین فِرِسته ی این جانب بفرستید!
        سروش هایی تقدیم تان:


        سروش 1.
        منّتی نیست مهربان جانان!

        می کشم روی دوش، بار گران

        عمری به خاطرتان

        کاش می شد که می نشاندم کاش

        روی آن گیسوان عشق افشان

        بعدِ سرمستیِ هَماغوشی

        بارِ

        سنگینِ

        جان.

        سروش 2.

        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی

        در ترافیک غصه های بلند

        من سروش وصال می خوانم

        در مسیر کمال می رانم

        می دانم

        سمت نارنج باغ، زمزم(،) اوست.

        مکتب ادبی نورگرایی
        (بطور خیلی خلاصه):

        ترسیم طبیعت و سنت با قلم موی معنویت بر بوم پسامدرن

        سروش 3.

        عشق آمد‌‌‌‌‌؛ ترانه جاری شد
        غزل عاشقانه جاری شد
        و سروشی یگانه، جاری شد
        دل من در سکوت چشمی ماند.

        شعر سروش:
        آمیخته ای از شعر سنتی و شعر نو
        و تا حدود زیادی، جامع قالب های
        دوبیتی، رباعی، مسمط، مستزاد، نیمایی، سه گانی، پریسکه و سپید.

        سروش، گونه ای برای بهترین سرایش های کوتاه با تنوع فراوان و زیرگونه های بسیار است که تلاش می کند نگاهی نو و زبانی تازه را به سرایش درآورد.
        در سروش معمولا همه یا بیش تر لَخت های غيرپایانی همقافیه اند اما لَخت پایانی بصورتی متفاوت می آید.

        لطفا در گسترش این گونه ی تازه و توانمند، مددکار باشید!
        فراوان سپاس خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰ ۱۲:۳۲
        سلام
        جناب رضا پور
        حتما قرار چاپ بشه ما را جاودانه کنه چرا که نه خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        نیاز ناطق
        جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۵۵
        در کفن، دستهای تو
        پیراهن پاره ام را وصله کند، در کفنم...

        سلام و ارادت استاد گرامی
        جسارتا جهت آگاهی برای خودم
        اگر کفنم...
        در این بند حذف بشه آیا ایرادی به همان بند وارد می‌شود یا خیر
        چون در ابتدا در کفن را تاکید کردید و در انتها مجدد تکرار شده
        نمی دانم نظر شخصی بنده است و جویای تاکید در اشعار هستم آیا خدشه ای وارد میشه بر عدم دوبار تاکید.



        آی عروس شعر، هیچ شبی مقدس نیست
        بکارت ات را رسوا کن امروز
        قرمز بریز به دست خسته یِ کلمه
        که هیچ. .. ملفوظ نمی‌شود در عریانیِ تو

        این قطعه از زیبا شعر که واژه های آن آزاد بیان شده بسیار بسیار شعر را زیبا کرده و من از اشعار لخت بسیار استقبال میکنم

        فلا تا همینجا وقت شد بخوانم که مجدد برمیگردم و از قلمتان نی اموزم
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰ ۱۶:۴۵
        سلام
        خواهر مهربانم
        خیلی خوشحالم از حضورتان
        که مثل همیشه لطفتان را دریغ نکردید

        ((/بچه های روستا
        با لهجه می گویند ، سلام
        با لهجه غذا می دهند به هم
        با لهجه رویا می بینند/
        مثل یک روستا زاده به خوابم بیا
        دوست دارم قبلِ عریان شدنم،
        در کفن، دستهای تو
        پیراهن پاره ام را وصله کند، در کفنم... .)
        بخش‌هایی از شعر در ویرایش خوب شد کم کردم خندانک
        خوب بخوام به این بخش که فرمودید پاسخ بدم
        معمولن بعد مرگ لباس کنده میشه و بعد کفن و..
        اما مسله اینجا اینه چیزی نیست جز پیراهن پاره
        از تو (مخاطب) می خواد وصله کنی یا از خود مرگ! نمیدونم
        یه چیزی تن زندگیم باید باشه که پاییز عریانش کنه و... - در کفنم_ درون مرگ نفس میکشم
        نمی خوام دیگه با مرگ بجنگم
        می خوام بپذیرم و در کنارش زندگی کنم اشاره به همین شاید
        بخشی هم که آوردی با این قسمت هم پارادوکس داره هم همراهی
        حالا چقدر تونستم درست منتقل کنم یا نه؟
        نمیدونم.
        من استقبال می کنم از بحث وتبادل نظر و یاد میگیرم از شما دوستان خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        نیاز ناطق
        نیاز ناطق
        جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰ ۱۸:۲۵
        می خواهم قبلِ عریان شدنم
        در کفن، دستهای تو
        پیراهن پاره ام را وصله کند

        سلام مجدد
        من الان در این قطعه از شعر شما کفنم و حذف کردم
        منظورم این تاکید بود و اصلا کاری به مرسومات بعد از مرگ ندارم اونها کاملا مشهوده
        ولی در این شعر بسیار زیبا وقتی خوندم این تاکید در ذهنم جای سوال شد
        اول خواندم و دوباره در ذهنم تاکید آخرش و برداشتم احساس روان شدن شعر برام قشنگ تر شد
        نمیدونم باز هم هنوز منتظرم ببینم آیا حاضريد این شکل که من نوشتم درسته یا خیر
        البته فقط نظر شخصی و آموزشی برای خودمه چون گاها اشعار سپید من هم تاکید داره و اصرار دارم باشه ولی هنوز علامت سوال دارم باهاش
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰:۴۵
        سلام
        خانم ناطق
        بله این طور روان تر میشه
        اما
        در کفنم برا تاکید نیست

        چرا در بخشی از شعر
        چرت زمان پرید
        خروس بی وقت ساعت
        چرت زمان پرید
        اینجا برا تاکید اومده
        خندانک
        ارسال پاسخ
        اصغر ناظمی
        جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰ ۱۶:۵۲
        سلام
        ودرودهااااا خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        جمعه ۱۵ بهمن ۱۴۰۰ ۱۷:۲۰
        سلام استاد جان
        ممنون از حضورتان
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد حسین اخباری
        دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۰ ۰۸:۴۵
        با سلام
        بسیار زیباست
        موفق باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۲۹
        سلام استاد عزیز
        خیلی خوش آمدید
        ممنون از لطفتان
        خندانک
        ارسال پاسخ
        فرهاد احمدیان
        دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۰ ۲۳:۴۲
        سلام و عرض ادب و درود خدمت جناب حسنلو بسیار دلنشین و عالی قلم زدید پاینده باشید
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۰ ۰۱:۲۴
        سلام
        و سپاس از حضورتان
        برادرم خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۲:۲۴
        سلام و احترام جناب حسنلوی ادیب
        شعری زیبا و پر از کنایه که در حد حوصله و سوادم اندکی به آن می پردازم
        در ابتدای شعر ،شاعر از مرگ سخن می گوید،،،،مرگ از پیش تعیین شده ،،این یعنی باید دنبال ضیافت مرگ باشیم؟ تعریف مرگ در سطور شعرتان به زیبایی جاخوش کرده است،
        کلمه نبودن مرگ نشان این دارد که پایان هرچیزی نیست مثل کلمه ای از جمله است،،،،که شاعر به تمجیدش می پردازد
        لایه های پنهان شعرت را بررسی کردم پیش خواندن مرگ نشان از اعتراض و فریاد است ،که در عمق شعرتان در دشتهایی دور گریه میکند (شاید هم شیهه )
        فریادی که دوست دارد رسوا کند ،و از مقدس های ساختگی بیزار است،،،،
        از اینها بگذریم استعاره های بکری در شعر وجود دارد (تردید شکوفه ها را افطار کن) استعاره از شکوفه ها را از تردید و شک پر کن ،،،،شکوفه ها نیز به زیبایی می تواند معنی نسل های جوان را بدهد،،،
        خورشید برای افطار نخواهد ماند چرا که هیچ کس هنگام افطار خورشید را نمیخواهد ،،،،،زیبایی این سطر خود به تنهایی یک شعر است،،،
        کنجکاوی سیب تا نیمه ی آبان ،،،،چرا آبان؟ شاعر چه می خواهد بگوید؟
        ناچارش کنی بگوید سیب سیب آن هم هنگام ،،،،
        نگرانی،نارضایتی شاعر از جامعه و خواب هایی که در ضیافت زمان فریاد ها را گم میکند ،
        البته تاکیدم این است شعرت حرفهای زیادی دارد و از حوصله ی من خارج است ،هر سطرت خود یک شعر است .
        از پر گویی و پر حرفی ام پوزش می طلبم
        با تشکر
        خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۰۵
        سلام مسعود عزیز

        خیلی خوش آمدید
        واقعا زیبا و با نگاهی بدیع شعر روایت کردی
        برا خودم خیلی جذاب بود
        ممنون که بی تفاوت نبودی
        از وقتت زدی

        فقط یه نکته
        با نگاه تو خیلی زیبا بود مخصوصا این سطرش
        ولی برام من خاص عرض می کنم
        وقتی آمدی
        خورشید ( مادر) نماند برای افطار
        من آن روز ها کودکِ روزه...
        .... هنوز گلهای روی مزار...
        خواستم یادی بکنم ازش به لطف حضور تو میسّر شد
        ....
        شیهه و اسب تنهایی از دو سمت زمان
        واقعن زیبا گفتی این نکته ها را
        در دشت‌های دور منتظر!
        نهایت استفاده را می برم از دانش و فهمت
        خندانک

        ارسال پاسخ
        مهدیس رحمانی
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۳:۵۷
        می خواهم قبلِ عریان شدنم
        در کفن، دستهای تو
        پیراهن پاره ام را وصله کند، در کفنم... .
        مرگ /آی شریک دزد، آی رفیق قافله /
        خوش آمدی به این شعر
        نه تو، کلمه نیستی
        تنها یک نقطه ای بر پایان جمله
        که حرف ندارد!

        درود بر شما
        از خوانش دوباره این شعر لذت بردم خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۰۶
        سلام

        بانو رحمانی بزرگ وار
        . ممنونم از حضور دوباره
        شما
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تکتم حسین زاده
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۱۳
        درود خندانک بسیار زیبا بود خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۰۷
        سلام
        بانو
        حسین زاده
        زیبا نگاه مهربانانه شماست
        لطف دارید خندانک
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۰۸
        و بعد کبریت خدا را کشید...
        چقدر این سبک نوشتن را دوستدارم خیلی خوبه خندانک
        با اینکه کمی اطناب داشت و سپیدی نسبتا طولانیست اما مخاطب را پس نمیزند تا آخر همراه شدم باریکلا دادا مهدی افرین
        قلمت سبز خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۲۲:۵۷
        سلام
        امیر حسین عزیز
        داداش تا دلت بخواد
        این سبکی هست انشالله قسمت شد منتشر می کنم

        آره یه خورده طولانی بود بیشتر شخصی بود
        حالا قبل ویرایش چندباره می‌دیدی چکار میکردی

        فدای تو بشم پسر با معرفت البرز
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۱۵
        سلام
        امیر حسین عزیز
        داداش تا دلت بخواد
        این سبکی هست انشالله قسمت شد منتشر می کنم

        آره یه خورده طولانی بود بیشتر شخصی بود
        حالا قبل ویرایش چندباره می‌دیدی چکار میکردی

        فدای تو بشم پسر با معرفت
        خندانک خندانک
        شیما جریده (شین بانو)
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۲۰:۴۹
        درود جناب حسنلوی عزیزم
        خواندم و خواندم و لذت بردم
        حقیقتا تا قبل از خواندن اشعارتان اصلا سپید را دوست نداشتم
        اما حالا
        مگر میشود به راحتی از کنار این سبک شعر گذشت
        آنهم وقتی که بیان شما باشد ❤️🌹
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
        سلام
        بانو شین بانو
        خیلی خوش آمدید

        از اون پیام‌هایی که کلی باید فکر کنی چی بنویسی
        اگه بی نهایت ام درصد تاثیر گذار باشم
        راضی ام از خودم
        ( شاید یه روز یه شاعر تو مصاحبه اش در مورد شعرش از من هم اسمی برد اگه با چشم های خود ببینم چی میشه، اگه هم با ذهن های دیگه دیدم..)

        واقعا ممنونم

        در پناه یه آسمون خدا
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدی محمدی
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۲۲:۰۷
        درود جناب حسنلو خندانک
        من هم شدیدا با جناب سیاوش آزاد هم عقیده ام از این جهت که سوادم یاری نمی دهد بنویسم اما قطعا بعدا خواهم نوشت
        اما این اعتراف سنگین را به این خاطر نوشتم که می دانم انتظار هست برای نوشتن، تا بعد خندانک

        دلتان دریایی خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۲۳:۱۱
        سلام
        مهدی جان
        شکسته نفسی می کنی ، در دانش تو شکی نیست

        از بزرگ واری تو تقصیر متوجه من بود حساسیت بخرج دادم و عجله کردم

        برا من افتخار بزرگی
        داشتن دوستانی مثل تو، که شاعر و عاشق اید

        ممنونم که میدانی
        ولی گرفتاریها زیاد مهدی عزیز
        شبتون بخیر خندانک خندانک خندانک

        ارسال پاسخ
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۲۳:۵۰
        سلام جناب حسنلوی عزیز و گرامی خندانک
        من ناراحت نشدم که بخواهم به خاطر ناراحت شدنم مطلبی را که بنویسم ننویسم. اما در خصوص گرفتاریها واقعا راست می گویید
        مثلا همین شعر بلند بی نظیرتان هم خواندنش وقت می خواهد و هم پرداختن بهش
        البته این فرصت پیدا شد که روی شعرتان تفکر کنم برای همین می گویم بی نظیر است

        یک نکته جالب در این شعر را اشاره می کنم که نظرم را جلب کرد و به نظرم در اوج هنرنمایی یک شاعر بروز پیدا می کند و آن هم بیان شاعرانه در نزدیکی پایان جمله جایی است که فعل می خوابد

        عصری که خورشید را هنوز آتش آفریده نبود
        خدا مکثی بود هزاره ها

        می بینیم که در هر دو جمله نقش های جمله دگرگون شده است.

        عصری که هنوز خورشید آفریده نشده بود
        در این جمله نقش ها هر کدام در سر جای خودشان قرار گرفته است
        جمله مجهول، خورشید فاعل، نشده بود فعل
        اما این جمله : خورشید را هنوز آتش آفریده نبود
        خورشید آتش را نیافریده بود! (اشاره به سرد بودن خورشید)
        آتش خورشید را نیافریده بود!
        می بینیم که در این بیان شاعرانه که ابهام شاعرانه وجود دارد قابل تفسیر برای مخاطب می باشد و آنچه باعث بوجود آمدن این ابهام شاعرانه شده است دگرگونی نقش های جمله است

        خدا مکثی بود هزاره ها : دقیقا همین ابهام شاعرانه با نقش آفرینی جدید هزاره ها در جمله بوجود می آید

        ماه قبض روح شد به خانه : به خانه نقش جدید گرفته است
        ماه آمد، یارانه برخیز این حماسه را : آشکارتر است چرا که فعل برخیز مفعول نمی خواهد ولی اینجا شاعر با آوردن مفعول معنای جمله را تغییر می دهد و وارد فاز شاعرانه می شود که با در نظر گرفتن «ماه آمد» پیوند این دو جمله نقش آفرینی ها را بیشتر و بالطبع معانی بیشتری را به ذهن متبادر می کند
        از این موارد در این شعر بسیار است :

        شبیخون می شود خواب قافله را
        تو استعاره‌ یِ مرگی،تا مرگ
        نماز می گذارم تو را
        گریه را شیهه می کشد در چهره شکسته یِ دشتهایِ دور.

        قلمتان سبز و دلتان دریایی خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۰ ۰۰:۰۴
        سلام مجدد
        مهدی جان من عرض کردم در دانش تو
        ... من چند سال ازت می خونم
        به نکته های جالبی اشاره کردی
        گاهی فکر کنم غریزی یا... میاد
        بعد می بینم بعد نیست دست نمی زنم
        البته جاهایی هم خیلی خوب در نمی آید
        مثل شعر کلمه کوچه است
        زیاد از حد بود فکر کنم
        بود بخش میانی و نزدیک به آغاز

        بازم مرسی
        قربون قلب نازنین تو خندانک خندانک

        ارسال پاسخ
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        پنجشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۰ ۰۰:۱۲
        سلام مجدد فدای تان خندانک
        دانش که انتها ندارد، بهتر است همان اعتراف به ندانستن خندانک
        دلتان دریایی خندانک خندانک
        پژمان بدری
        پنجشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۰ ۱۰:۲۶
        سلام مهدی موعود
        چند بار اشعار منتشر شده ی این چند وقت تو خوندم هی خواستم مطلبی بنویسم گفتم بذار بیشتر مزه مزه اش کنم ولی الان دل و میزنم به دریا و میگم

        مهدی حسنلو سهراب سپهری زیاد میخونه یا تحت تاثییر اشعارشه ؟؟؟

        چون شگردهای زبانی آثارت ترکیب سازی ها طرز بیان اندیشه و غیره
        منو یاد شعرای بلند سهراب از جمله من اهل کاشانم انداخت

        چاکرات دادا خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۴۹
        سلام
        خیلی خوش آمدید

        دقت نکرده‌ام، تا 20. 21 سالگی آره خیلی مانوس بودم باهاش بعدش مثلن بزرگ شدم... و این همه شاعر بعضی هاشون در گم نامی آمدن ورفتن..وقت کم.

        ولی خیلی کنجکاو شدم یه بار دیگه دلی، صدای پای آب گوش کنم در کنار سهراب

        دادا هر وقت لازم بود
        دل بزن به اینجا ولی قول دریا نمیدم خندانک
        خندانک فدا
        ارسال پاسخ
        الناز حاجیان (مهربانی)
        پنجشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۰ ۱۳:۱۷
        درودهاجنابِ عجولِ رویاپردازی ها
        من بیتِ اول را تا چهاردهم حفظ کردم آمدم آخرهایِ بیت ها
        بیت هایِ اول رافراموش کردم
        رفتم دیدنِ سهراب گفت در روی زمین یک زبان ورویایِ ناب بر میانسالی دیکته کرده ام
        مانندمن اشعارش را به ریزودرشت ها پیوندمیزندگویی اوهم مانندمن عجول است دررویاپردازی ها
        یه گمانم شمارامی گفت
        غرق درشعرتان بودم
        که بی هواخیال کردم مهمانِ محفلِ سهراب هستم
        خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        پنجشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۵۷

        سلام بانو حاجیان
        خیلی خوش آمدید
        واقعا خوشحال شدم این شعر شما را تا سهراب برد
        ممنون از
        از خیال های بی هوایت بانو که این شعر تا در اون محفل بردی خندانک

        حالا چرا؟ عجول در رویا پردازی ها
        نمیدونم
        دنیای شعر دیگه خندانک

        ارسال پاسخ
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        پنجشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۰ ۲۳:۳۲
        درود مهدی عزیز خندانک
        برای اینکه فیلم افتاده روی دور تند خندانک
        تقصیر شاعر نبود، فیلم از قبل خلقت شروع شده خواسته همه اتفاقات را هم مرور کند ناگزیر باید تصاویر سریع در ذهن شاعر ورق بخورد خندانک خندانک
        الناز حاجیان (مهربانی)
        الناز حاجیان (مهربانی)
        جمعه ۶ اسفند ۱۴۰۰ ۰۲:۴۱
        استادحسنلو
        خرده ازمن نگیرید
        برایِ هراحساسی که مانندِسهراب شعررابدرقه یِ
        قلم میکندفقط بایدگفت رویاپردازعجول
        شمااگرسریع هستیددررویاپردازی هایتان وامادقت راهم زنده نگهداشته ایددرکنارِهرواژه که ازدلتان لبریزشده
        قابلِ ستایش است چنین قلمی مرحبا
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۰ ۰۲:۱۷
        سلام
        واقعا اینطور نبودم منظورم
        فقط سوال بود
        اتفاقن
        برام جالب و قشنگ بود بانو حاجیان
        عجول رویا پردازیهای خیلی قشنگ
        ممنون بازم خندانک
        سعید نادمی (هزارویک )
        يکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ ۱۰:۵۶
        درود بر شما
        عالی بود خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        يکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ ۱۸:۰۴
        سلام
        خیلی خوش آمدید
        سپاس از نگاه مهربانت
        خندانک
        ارسال پاسخ
        نسرین حسینی
        يکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۴۳
        درودها برشما جناب حسنلو عزیز

        زیبا بود ودلنشین قلمتون مانا🌺🌺
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        يکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ ۱۸:۰۴
        سلام
        بانو
        زیبا نگاه مهربان شماست

        در سلامتی وشادی خندانک
        ارسال پاسخ
        حسن  مصطفایی دهنوی
        سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۰ ۰۷:۳۲
        درودها بر شما استاد گرامی
        ادیب فرزانه و فرهیخته
        بسیار زیبا، دلنشین و سرشار از احساسات لطیف سروده اید
        قلمتان نویسا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۰ ۱۲:۵۴
        سلام استاد عزیز
        ممنونم از حضورتان
        قدم رنجه کردید
        خندانک
        مینا فتحی (آفاق)
        چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۰ ۰۰:۵۸
        درود بر شما

        چقدر این سپید زیباست


        حوا، آدم نباش
        تو گناه از پیرهنِ فرشته شستی! آدم نباش

        مرحبا
        خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۰ ۰۲:۱۴
        سلام
        بانو آفاق
        خیلی خوش آمدید
        زیبا حضور مهربان شماست
        ممنونم از لطفتان
        خندانک
        ارسال پاسخ
        نیاز ناطق
        يکشنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۰ ۲۳:۲۴
        سلام و درود
        جناب حسنلو شاعر جسور
        بسیار بسیار تبریک بابت انتخاب در گروه سپیدسرایان
        همیشه در اوج باشید
        تقدیمتان خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۰ ۲۳:۴۷

        سلام
        خانم ناطق ممنونم ازتون
        شما لطف دارید
        برم چند شاخه گل بیارم تقدیم شما کنم
        که حضورتان برا من خیلی ارزشمند
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        نیاز ناطق
        نیاز ناطق
        سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۰ ۰۱:۵۶
        سپاس از شما
        وجودتان ارزشمند است
        تقدیمتان خندانک
        بتول رجائی علیشاهدانی(صنم)
        سه شنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۰ ۲۰:۵۱
        درود بزرگوار بسیار عالی خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام بانو صنم
        و خیلی خوشحال شدم
        از حضورتان

        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۰ ۰۱:۲۲
        احسنت⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩🌺🌺🌺🌺
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام
        جناب سلیمی
        خیلی خوش آمدید
        برادرم ممنونم
        خندانک
        ارسال پاسخ
        نسرین حسینی
        يکشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۰ ۰۲:۳۸
        خجسته زادروزتون مبارک ❤❤🌺🌺
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام
        بانو حسینی
        ممنونم از حضورتان
        و لطفی که به من داشتید
        خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0