« همرهي به سلمان »
ما بر سر دو راهيم ، يك راه كفر و ايمان
بايد چه راه پوييم ، در اين مدار دوران
راه و وظيفه ي ما ، آيا كدام اينهاس
ياران در اولين بار ، بـر من كنيد عنوان
در زير دست شيطان ، آدم نـمي تواند
فرمانبـري نمايد ، از امـر و نهـي يزدان
شيطان كه در كمين است ، آدم نـبيند آن را
آن در پي كمين است ، بر ضد امر سبحان
آن راه صاف سبحان ، باريكتر زِ مويي است
شيطان زِ راه پهنـش ، آدم بَـرَد به نيران1
يارب در اين دو راهي ، آدم چه چاره دارد
راهي ديگر نـباشد ، بـر رهروان رحمان2
آدم به راه پهنـي ، آسوده مي توان رفت
كي مي توان رها شد ، از راه پهن شيطان
يارب تفضلي كن ، اين راه گُم نـسازند
تا راه تنگ و باريك ، از رهروان منّان3
گوياي اين سخن كيست ، واضح بمن بگويد
تا من دوباره گويم ، بـر نو رسيده طفلان
من طفل نو رسيده ، اينجا چه كاره هستم
در راه اين وظيفه ، ولگردم و ويلان4
اين حرف را تو بـشنو ، پيشينيان بگفتند
بر ما مگر نگفتند ، مانند نوح(ع) و لقمان
اين ره همان دو راهي است در پيش پاي هر فرد
اينجا مميز اين است، رفتار نوح(ع) و كنعان5
غافل مشو زِ راهت، يك ره ، ره نجات است
راهت اگر نـجُستي ، افتي به بحر طوفان
اين آخرين كلام است، سنجش بكن در آخر
بر هم كه مي توان بست، سي جزء سوره قرآن
خاك زمين شهود است، بر امتحان اين راه
هر ذره اش زِ عضوي است، از استخوان انسان
اين حرف تازه اي نيست، از اولم همين بود
اين شاهراه رسمي است،در جمله ي مسلمان
حرفت حسن چه باشد ،راهت توان بجويي
چشمت اگر شود باز ، در همرهي به سلمان6
٭٭٭
1- دوزخ – جمع نار 2- بسيار بخشنده 3- نعمت دهنده- خداوند 4- سرگشته 5- پسر نوح 6- صحابه پيامبر
دیوان اشعار حسن مصطفایی دهنوی
درودها
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀