سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 5 مرداد 1400
  • سالروز عمليات افتخارآفرين مرصاد، 1367 هـ ش
19 ذو الحجة 1442
    Tuesday 27 Jul 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      آنكه میتواند، انجام می‌دهد، آنكه نمی‌تواند انتقاد می كند. «جرج برنارد شاو»

      سه شنبه ۵ مرداد

      لهجه ی باران

      شعری از

      وحیده پوربافرانی

      از دفتر پندار نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۹ ۰۱:۰۸ شماره ثبت ۹۳۲۵۶
        بازدید : ۲۵۰   |    نظرات : ۲۲

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر وحیده پوربافرانی

      حجمِ اندوه، کمی بیشتر از ظرفم بود
      خواست طغیان نکنم روی جهان؛ جاری شد
      بغض، از حنجره تا خانه ی چشمانم را
      سخت پیمود؛ اگر چشمه ی قهاری شد
       
      گفته بودید دچارید به بی حوصلگی
      تا که ابری نشود حالِ من از دستِ شما
      مقصدِ چشمه ی من پهنه ی دریاست ولی
      چه کنم خورد سرِ راه، به بُن بستِ شما
       
      قصدِ من حمله به آرامِشِتان نیست، اگر
      گزمه ی مَردُمَکم حالِ پریشان دارد
      دستِ من نیست، ببخشید که می سوزم و گاه
      این براَفروختنم، لهجه ی باران دارد
       
      شاید اینگونه کمی باز به موج اندازد
      اشکِ من، راکدِ مردابِ شما را، شاید!
      بی جهت، مضطربِ رنجِ تلاطم نشوید
      از توقف، که تنِ بِرکه، نمی آساید
       
      جلبِ دلسوزیِ تان خواسته ام نیست؛ دلم  
      در نهان نیز چنین راه به دریا دارد
      آخرین اسلحه ام مثل شما، رفتن نیست
      بمبِ رنجیست که در گودِ گلو جا دارد
       
      بی هوا باختنِ صبرِ مرا درک کنید
      بغض اگر جُرمِ بزرگیست به قانونِ شما
      غصه ای نیست که بی مَحکمه هم کوتاه است
      دستِ جیحونِ من از دامنِ هامونِ شما
       
      غیرِ فهمیده شدن، هیچ نمی خواهم، حیف
      زورقِ ذوقِ شما بر گِلِ اندوه نشست
      دستِ کم ذره ای از عاطفه تان خرج کنید
      به سرِ خسته اگر شانه سپردن، سخت است
       
       
      صخره از سد شدنِ خویش کِی آسود، که من
      سد ببندم به سرِ رودِ به این زیبایی
      عاقبت غرقه ی اشکیم، برآییم اگر
      هر کدام از پسِ تنهاییِ خود، تنهایی
       
      ۶
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹ ۱۵:۵۹
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و غمگین بود
      دستمریزاد خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      يکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹ ۱۶:۰۹
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      وحیده پوربافرانی
      وحیده پوربافرانی
      سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۰۹
      درود استاد عزیز
      سپاسگزارم از لطفتان
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      يکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹ ۱۶:۰۸
      سلام بر استادبانو خندانک

      به به همیشه عالی مینویسی نازنین خواهرم که ساختار ارزشمندش ماهرانه مزّین به آرایه ها و صناعات ادبی و محتوایش سرشار از احساس و ادراکِ حقیقی ست مرحبا خندانک خندانک

      درپناه لطف یکتاخدا سلامت باشید و دلشاد خندانک
      وحیده پوربافرانی
      وحیده پوربافرانی
      سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۱۰
      درود مهربانوی گرامی
      شاگردی بیش نیستم
      سپاسگزارم از بذل بی دریغ مهرتان
      نظر لطف شماست بانو جان
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      يکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹ ۱۱:۵۴
      شاعر بزرگوار
      قلمتان همیشه جاودان بادا
      همیشه سربلند وبرقرار باشید
      هزاران درود
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      يکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹ ۱۶:۰۹
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      وحیده پوربافرانی
      وحیده پوربافرانی
      سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۱۱
      درود استاد عزیز
      سپاسگزارم از لطفتان
      در پناه مهر باشید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مینا فتحی (آفاق)
      سه شنبه ۲ دی ۱۳۹۹ ۰۲:۴۸
      درودا بانو پوربافرانی

      قصدِ من حمله به آرامِشِتان نیست، اگر
      گزمه ی مَردُمَکم حالِ پریشان دارد
      دستِ من نیست، ببخشید که می سوزم و گاه
      این براَفروختنم، لهجه ی باران دارد

      رد قلمتان ماندگار
      مرحبا
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      وحیده پوربافرانی
      وحیده پوربافرانی
      سه شنبه ۲ دی ۱۳۹۹ ۱۴:۴۶
      درود مهربانوی گرامی
      لطف نظر و حضورتان را بیکران سپاس
      در پناه مهر باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمدجلال ژاله(پری افسرده)
      سه شنبه ۲ دی ۱۳۹۹ ۱۴:۳۵
      جلبِ دلسوزیِ تان خواسته ام نیست؛ دلم
      در نهان نیز چنین راه به دریا دارد خندانک
      خندانک زیبا بود
      وحیده پوربافرانی
      وحیده پوربافرانی
      سه شنبه ۲ دی ۱۳۹۹ ۱۴:۴۷
      خوش آمدید
      سپاس از لطف نظر و حضورتان
      در پناه مهر
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹ ۰۰:۲۹
      درود
      بسیار
      عالی
      وحیده پوربافرانی
      وحیده پوربافرانی
      شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹ ۰۰:۲۸
      درود
      سپاسگزارم از لطفتان
      خندانک
      ارسال پاسخ
      امید کیانی (امید)
      يکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹ ۰۰:۰۲
      درود و عرض ادب

      حیفم آمد که رد شوم و نگویم از چارپاره زیباتون که خواننده رو محو میکنه در احساس شگرفش

      لذت بردم خندانک خندانک .....👌
      وحیده پوربافرانی
      وحیده پوربافرانی
      يکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۹ ۱۰:۴۲
      سپاسگزارم
      نظر لطف شماست
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹ ۱۲:۵۳
      درود بانو بافرانی
      انصافا آدم از خواندن این چهارپاره ی زیبا پی به استادی شاعرش می برد
      بسیار زیبا بود و من بهره مند شدم برایتان سلامتی و موفقیت آرزومندم
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      وحیده پوربافرانی
      وحیده پوربافرانی
      يکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۹ ۱۰:۴۳
      درود استاد گرانمهر
      سپاسگزارم از لطف و توجه تان
      شاگردی می کنم
      بزرگوارید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      نیما ابراهیمی
      جمعه ۶ فروردين ۱۴۰۰ ۲۰:۳۳
      درود بانو و سال نو مبارک
      هرچند این روزها ذوق و حوصله ای در خودم اصلا نیست، ولی خواندن اشعار شما همیشه آدم را سر ذوق می آورد.
      فقط بندۀ کمترین را بعضی از اشعارتان تا قله می برد و آنجا رهایم می کند تا کمی زندگی کنم، و بعضی تا نیمه های راه، و باور کنید که خیلی از اشعار تا کوهپایه هم همراهیم نمی کنند که البته فکر می کنم به طبع و روحیات من مرتبط است و گفتن این احوالات جایز نیست، ولی ببخشید دیگر، چرا که منظورم بالا بودن آن اشعارتان است که تا قله مرا می برند و اینکه مابقی هم روح افزا هستند و الهام بخش، و راه بهتری برای تعریفشان بلد نبودم.
      اصلا قصد نقد ندارم، اما دلم می خواهد این ها را به عنوان یک خواننده با شما به اشتراک بگذارم:
      با هر بیت شعرتان ارتباط بر قرار کردم . از ابتدا که : "حجمِ اندوه، کمی بیشتر از ظرفم بود" . راستی که خلاصه ای بر احوال است اما بسیار حرف در دلش نهفته و می تواند خودش یک شاه بیت باشد.
      " گفته بودید دچارید به بی حوصلگی " این دقیقا احوال این روزهای من است، و انگار اتفاقی به شعر شما برخوردم تا آنجا که " چه کنم خورد سرِ راه، به بُن بستِ شما "
      "آخرین اسلحه ام مثل شما، رفتن نیست" چقدر احساس شماتت آنچه دیگر میل اصلاحش نیست در این بیت هست و بغضی که در اوج انتزاع اینگونه تعریف می شود: "بمبِ رنجیست که در گودِ گلو جا دارد"
      و کاش می شد این دو بیت را روی پیشنانیم بنویسم "بی هوا باختنِ صبرِ مرا درک کنید" تا آخر
      و این دو بیت هست که من خوب می فهمم و اوج شعر را در آن می فهمم که در عین نا امیدی از آنچه می خواهید، جوابش را هم می دانید که: "غیرِ فهمیده شدن، هیچ نمی خواهم، حیف / زورقِ ذوقِ شما بر گِلِ اندوه نشست / دستِ کم ذره ای از عاطفه تان خرج کنید / به سرِ خسته اگر شانه سپردن، سخت است". چه دیگر همان ذره از عاطفه هم بنظر خواسته ای بزرگ می آید.
      و در آخر تمام سلاح ها و سد ها را ریخته، دیوار تعارف را شکسته، بی نیاز از درک و در اوج سودایی، تمام تلاش ها را اینگونه به رهایی می رسانید که باید رها شد و رها کرد و حقیقت را پذیرفت که: "صخره از سد شدنِ خویش کِی آسود، که من / سد ببندم به سرِ رودِ به این زیبایی / عاقبت غرقه ی اشکیم، برآییم اگر / هر کدام از پسِ تنهاییِ خود، تنهایی"
      قلمتان نویسا و طبعتان همیشه بلند
      خندانک خندانک خندانک
      وحیده پوربافرانی
      وحیده پوربافرانی
      سه شنبه ۱۰ فروردين ۱۴۰۰ ۰۱:۳۷
      عرض ادب برادر بزرگوار
      بی نهایت سپاسگزارم از نظر لطف و مهر بی دریغتان
      قلم ناتوان سیاهه سرای بنده لایق این همه لطف جنابتان نیست
      بهر جهت شرمسار و مرهون نظر محبتتان هستم
      قلم رنجه نمودید
      لطفتان را بیکران سپاس
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علیرضا کافیان
      ۴ روز پیش
      عالی بود بانو
      لذت بی‌وصفی دارد خواندن این سروده‌ی زیبایتان خندانک خندانک
      وحیده پوربافرانی
      درود بزرگوار
      سپاسگزارم
      خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0