سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 4 بهمن 1399
    10 جمادى الثانية 1442
      Saturday 23 Jan 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        جایی که دوست داشتید بمانید و نتوانستید بمانید بدانید که هنوز توازون در تعقل ندارید.احمدی زاده(ملحق)

        شنبه ۴ بهمن

        لهجه ی باران

        شعری از

        وحیده پوربافرانی

        از دفتر پندار نوع شعر چهار پاره

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۹ ۰۱:۰۸ شماره ثبت ۹۳۲۵۶
          بازدید : ۱۲۲   |    نظرات : ۱۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر وحیده پوربافرانی

        حجمِ اندوه، کمی بیشتر از ظرفم بود
        خواست طغیان نکنم روی جهان؛ جاری شد
        بغض، از حنجره تا خانه ی چشمانم را
        سخت پیمود؛ اگر چشمه ی قهاری شد
         
        گفته بودید دچارید به بی حوصلگی
        تا که ابری نشود حالِ من از دستِ شما
        مقصدِ چشمه ی من پهنه ی دریاست ولی
        چه کنم خورد سرِ راه، به بُن بستِ شما
         
        قصدِ من حمله به آرامِشِتان نیست، اگر
        گزمه ی مَردُمَکم حالِ پریشان دارد
        دستِ من نیست، ببخشید که می سوزم و گاه
        این براَفروختنم، لهجه ی باران دارد
         
        شاید اینگونه کمی باز به موج اندازد
        اشکِ من، راکدِ مردابِ شما را، شاید!
        بی جهت، مضطربِ رنجِ تلاطم نشوید
        از توقف، که تنِ بِرکه، نمی آساید
         
        جلبِ دلسوزیِ تان خواسته ام نیست؛ دلم  
        در نهان نیز چنین راه به دریا دارد
        آخرین اسلحه ام مثل شما، رفتن نیست
        بمبِ رنجیست که در گودِ گلو جا دارد
         
        بی هوا باختنِ صبرِ مرا درک کنید
        بغض اگر جُرمِ بزرگیست به قانونِ شما
        غصه ای نیست که بی مَحکمه هم کوتاه است
        دستِ جیحونِ من از دامنِ هامونِ شما
         
        غیرِ فهمیده شدن، هیچ نمی خواهم، حیف
        زورقِ ذوقِ شما بر گِلِ اندوه نشست
        دستِ کم ذره ای از عاطفه تان خرج کنید
        به سرِ خسته اگر شانه سپردن، سخت است
         
         
        صخره از سد شدنِ خویش کِی آسود، که من
        سد ببندم به سرِ رودِ به این زیبایی
        عاقبت غرقه ی اشکیم، برآییم اگر
        هر کدام از پسِ تنهاییِ خود، تنهایی
         
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹ ۱۵:۵۹
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و غمگین بود
        دستمریزاد خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        يکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹ ۱۶:۰۹
        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        وحیده پوربافرانی
        وحیده پوربافرانی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد عزیز
        سپاسگزارم از لطفتان
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        يکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹ ۱۶:۰۸
        سلام بر استادبانو خندانک

        به به همیشه عالی مینویسی نازنین خواهرم که ساختار ارزشمندش ماهرانه مزّین به آرایه ها و صناعات ادبی و محتوایش سرشار از احساس و ادراکِ حقیقی ست مرحبا خندانک خندانک

        درپناه لطف یکتاخدا سلامت باشید و دلشاد خندانک
        وحیده پوربافرانی
        وحیده پوربافرانی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود مهربانوی گرامی
        شاگردی بیش نیستم
        سپاسگزارم از بذل بی دریغ مهرتان
        نظر لطف شماست بانو جان
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        يکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹ ۱۱:۵۴
        شاعر بزرگوار
        قلمتان همیشه جاودان بادا
        همیشه سربلند وبرقرار باشید
        هزاران درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        يکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹ ۱۶:۰۹
        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        وحیده پوربافرانی
        وحیده پوربافرانی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد عزیز
        سپاسگزارم از لطفتان
        در پناه مهر باشید
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مینا فتحی (آفاق)
        حدود ۱ ماه پیش
        درودا بانو پوربافرانی

        قصدِ من حمله به آرامِشِتان نیست، اگر
        گزمه ی مَردُمَکم حالِ پریشان دارد
        دستِ من نیست، ببخشید که می سوزم و گاه
        این براَفروختنم، لهجه ی باران دارد

        رد قلمتان ماندگار
        مرحبا
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        وحیده پوربافرانی
        وحیده پوربافرانی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود مهربانوی گرامی
        لطف نظر و حضورتان را بیکران سپاس
        در پناه مهر باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدجلال ژاله(پری افسرده)
        حدود ۱ ماه پیش
        جلبِ دلسوزیِ تان خواسته ام نیست؛ دلم
        در نهان نیز چنین راه به دریا دارد خندانک
        خندانک زیبا بود
        وحیده پوربافرانی
        وحیده پوربافرانی
        حدود ۱ ماه پیش
        خوش آمدید
        سپاس از لطف نظر و حضورتان
        در پناه مهر
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مجتبی شهنی
        ۲ هفته پیش
        درود
        بسیار
        عالی
        وحیده پوربافرانی
        درود
        سپاسگزارم از لطفتان
        خندانک
        ارسال پاسخ
        امید کیانی (امید)
        ۲ هفته پیش
        درود و عرض ادب

        حیفم آمد که رد شوم و نگویم از چارپاره زیباتون که خواننده رو محو میکنه در احساس شگرفش

        لذت بردم خندانک خندانک .....👌
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0