پنجشنبه ۹ اسفند
صحنه شعری از آذر مهتدی
از دفتر فریاد نوع شعر غزل
ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹ ۲۲:۵۷ شماره ثبت ۹۲۶۴۰
بازدید : ۲۰۹ | نظرات : ۲۲
|
آخرین اشعار ناب آذر مهتدی
|
همیشه
صحنه پا برجاست
صدا
نور
شور جمعیت
زمانی هست... زمانی نیست!
زمانه صاحب فرداست
ی شب آینه دار عشق
ی صبح
غرق خمار عشق
هنرپیشه.... تماشاگر ...
دو قطب اصلی گیشه
یکی از جون دهد مایه
یکی از جیب می آره
یکی با نعره های درد
یکی با حس همدردی
و اشکی ...چکه ای...
تشویق... بیرنگی
و صحنه هم چنان باقیست
اگر چه گاه بی نور است
صدا رفته
تمام صندلی خالی ست
هنرپیشه
میان صحنه افتاده
به یاد خاطرات
اوج و تشویق و گل و بوسه
و صحنه هم چنان خالی ست
همه جا گرد و خاک و
صندلی شاکی ست
صدای سوت و کف
در ذهن او جاری ست
و نور رفته
و صحنه در غمی مبهم
میان ظلمت و تاریکی محضی ست
آذر.م 12تیر95
|
نقدها و نظرات
|
درود بر شما سپاس از نگاه و نظر و حضور سبزتان 🌹🌹🌹🌹 | |
|
درود بر شما سپاس از لطفتان🍀🍀🍀🍀🌹🌹 | |
|
درود بیکران از حضور پر مهرتان سپاس از محبت و لطفتان | |
|
درود بر شما سپاس از حضورتان | |
|
درود رامینه جان سپاس از نگاه و نظرت پاینده باشید🌸🌸🌸🌸🌹🌹 | |
|
درود بر شما بزرگوارید 🌼🌼🌼🍁🍁🍀🍀🍀 | |
|
درود بر شما چشم زیبا بین شما ست که ارزش میدهد. سپاس از حضور سبزتان | |
|
درود بر شما سپاس از حضور سبزتان | |
|
درود بر حدیث عزیز و نازنین سپاس که همراه و مشوقم هستید حضورتان سبز | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
درودبانوی عزیزم
بسیارزیبا بود