سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 28 دی 1398
    24 جمادى الأولى 1441
      Saturday 18 Jan 2020
        * «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»آلبرت انیشتن

        شنبه ۲۸ دی

        چهار چامه

        شعری از

        عیسی نصراللهی ( سپیدار )

        از دفتر نرگس نوع شعر رباعی

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۹:۱۹ شماره ثبت ۷۶۷۱۰
          بازدید : ۱۶۱   |    نظرات : ۲۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر عیسی نصراللهی ( سپیدار )

        یک:
        تو در خیالِ خوابَم،خورشیدِ تازه بودی
        صبحی دِگر بیامَد،وقتی که می رسیدی
        من یک غروبِ سردم،در حسرتِ شقایق
        ای عشق،آمدی تو، در صورتِ جدیدی ...
        ___________________________

        دو :
        در غروبی آمدم،گفتی خداحافظ،عزیز
        آه ای نمناکیِ چشمت،دوباره مِی،بریز
         
        رفتی و با چشمِ خیس از انتهایِ خاطرات
        آه ای رَم کرده آهویِ خیالم،کم گُریز 
         
        ____________________________
         
        سه :
         
        در فکر دارم امشب،آهی که میکشیدی
        دردا که یاد دارم، رنجی که میچشیدی
        تو یک پرنده ای یا،مهتابِ روشنِ شهر؟
        بازآ تو ای پرستو، در فصلِ نااُمیدی
        ____________________________

        چهار :
        من شوره زارِ تنها،لرزان بِسانِ بیدی
        ای لاله یِ خَرامان،آلاله را ندیدی؟
        یک شب،خودِ اَقاقی،با نازِ نازکی گفت:
        بازآ بِسویِ بُستان، ای مظهرِ سپیدی
        ____________________________
        عیسی نصراللهی
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۰۹:۵۳

        یک:
        تو در خیالِ خوابَم،خورشیدِ تازه بودی
        صبحی دِگر بیامَد،وقتی که می رسیدی
        من یک غروبِ سردم،در حسرتِ شقایق
        ای عشق،آمدی تو، در صورتِ جدیدی ...
        ___________________________

        دو :
        در غروبی آمدم،گفتی خداحافظ،عزیز
        آه ای نمناکیِ چشمت،دوباره مِی،بریز

        رفتی و با چشمِ خیس از انتهایِ خاطرات
        آه ای رَم کرده آهویِ خیالم،کم گُریز

        ____________________________

        سه :

        در فکر دارم امشب،آهی که میکشیدی
        دردا که یاد دارم، رنجی که میچشیدی
        تو یک پرنده ای یا،مهتابِ روشنِ شهر؟
        بازآ تو ای پرستو، در فصلِ نااُمیدی
        ____________________________

        چهار :
        من شوره زارِ تنها،لرزان بِسانِ بیدی
        ای لاله یِ خَرامان،آلاله را ندیدی؟
        یک شب،خودِ اَقاقی،با نازِ نازکی گفت:
        بازآ بِسویِ بُستان، ای مظهرِ سپیدی
        ____________________________
        عیسی نصراللهی
        الهام امریاس
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۵:۳۰
        درود جناب آقای عیسی نصرالهی گرامی

        همگی زیبا و آهنگین


        در فکر دارم امشب،آهی که میکشیدی
        دردا که یاد دارم، رنجی که میچشیدی
        تو یک پرنده ای یا،مهتابِ روشنِ شهر؟
        بازآ تو ای پرستو، در فصلِ نااُمیدی

        و این بنظرم زیباتر آمد

        خندانک خندانک
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۵۸
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        کبری یوسفی
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۸:۳۹
        سلام ودرود برشما شاعر بزرگوار
        احسنت همه عالی بود
        درخت دانشتون پرثمر
        درپناه حق باشید باخانواده آمین
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۵۸
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        امیر مسعود شفیق
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۹:۴۷
        در غروبی آمدم،گفتی
        ............ خداحافظ،عزیز
        آه ای نمناکیِ چشمت،دوباره مِی،بریز

        رفتی و
        با چشمِ خیس از انتهایِ خاطرات
        آه ای رَم کرده آهویِ خیالم،کم گُریز

        جناب آقای عیسی نصرالهی گرامی
        درود برشما
        هر چهار تا زیبا و زیبا تر خندانک خندانک خندانک

        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۵۹
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        همایون طهماسبی (شوکران)
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۵۶
        درودتان
        زیبااااا
        خندانک خندانک خندانک
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۵۹
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۸ ۰۳:۳۲
        سلام :

        _________________ خندانک

        چهاره ستاره ی درخشان
        درود بر سپیدار
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۸ ۱۸:۲۹
        خندانک
        خندانک
        خندانک

        جوجه بردارد از لانه یِ نـــــور ....
        ارسال پاسخ
        علیرضاوالیزاده
        سه شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۱۷
        سلام‏ ‏خدمت‏ ‏دوست‏ ‏عزیم‏ ‏جناب‏ ‏نصرالهی،‏ ‏
        استاد‏ ‏بنده‏ ‏به‏ ‏جدابم‏ ‏نرسیدم‏ ‏و‏ ‏قصدم‏ ‏اصلا‏ ‏مخالفت‏ ‏با‏ ‏نقد‏ ‏تون‏ ‏نبود‏ ‏
        واقعا‏ ‏نمیدونستم‏ ‏و‏ ‏افتخار‏ه‏ ‏از‏ ‏شما‏ ‏یاد‏ ‏گرفتن‏ ‏،‏ ‏اصلا‏ ‏با‏ ‏اون‏ ‏بیت‏ ‏کاری‏ ‏نداشت‏م‏ ‏،بزرگواری‏ ‏بکنید‏ ‏جهت‏ ‏راهنمایی

        استفاده‏ ‏از‏ ‏این‏ ‏جمله‏ ‏به‏ ‏عنوان‏ ‏پارادوکسیکال‏ ‏درسته‏ ‏یا‏ ‏غلط‏ ‏؟

        ~~~~~
        روز به روز بزرگتر میشود
        مدادی که‏ ‏در خیالت تراشیدم
        ~~~~~


        ما‏ ‏رو‏ ‏از‏ ‏نگاهتون‏ ‏بی‏ ‏نصیب‏ ‏نکنید‏‏ ‏

        یاعلی ‏
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        سه شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۸ ۱۴:۳۸
        سلام علیرضا جان

        دوست پویا و پُر دغدغه یِ نابِمان

        بله، طباقیست « تضادِ هویدائی ست که هم در نثر و هم نظم، نمود دارد»
        اینجا طباق آمده و شما بِدرستی واگویه کرده ای

        ببخشید ،حقیر متوجه قبلاً نشده بودم و اِلا زودتر پاسخ میدادم

        در پناه مهر_ عیسا خندانک
        ارسال پاسخ
        علیرضاوالیزاده
        علیرضاوالیزاده
        سه شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۸ ۱۷:۰۵
        ممنونم‏ ‏جناب‏ ‏نصرالهی
        دکتر غلامرضا شیبانی
        سه شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۸ ۱۴:۰۳
        هزاران درود جناب نصراللهی
        🌹🌹🍀🍀🍀🌷🌷
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        سه شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۸ ۱۴:۴۱
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        سه شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۴۴
        سلام :

        لبت نه گوید و
        پیداست می‌گوید دلت آری
        که اینسان دشمنی ، یعنی که خیلی دوستم داری
        .....................................(محمد علی بهمنی)
        _________________________________ . خندانک

        درود برشما شاعر و قامت بر افراشته ی سپیدار عزیز
        شکوهمندانه غرق هجمه مهر ورزی ام فرمودید و سخت شرمنده .
        فرموده اید :

        شب بود
        و
        ابریشمِ گیسوان زرین
        و در هم تافته ی باکره ترین بانوی آسمان
        هیاهوی سکوتی سهمگین
        در
        پژواک صدای باران...
        و تبخالِ بوسه های آتشینِ گل سرخ
        واضافه کرده اید:
        به کدامین وسعتِ سبز میکِشانی ام - سپید - ؟
        اینجا باید تمام میشد .مابقی عشقی کلیشه ایست
        ..........
        عزیز دل اگر کمی دقت میفرمودید متوجه میشدید که
        همین الان هم سراینده در « وسعت سبز » به سر میبرد
        پس لزومی نیست که گفته شود:

        به کدامین وسعتِ سبز میکِشانی ام !!

        فرموده اید : مابقی عشقی کلیشه ایست
        ابتدا معنی کلیشه را برایتان مینویسم ،

        ( واژه ای فرانسوی(cliche)-الگو و چالش(مسئله) تکراری
        اگه مربوط به کلام باشد:
        حرف های شُعاری و پُروپاگاندایی(فرانسوی)،حرف های همیشگی،
        تکراری و بازگویی،حرف های از پیش حفظ شده،
        تمرین شده یا تعیین شده،قالب های گفتاری زیبا(قِصار) که بهشون عمل نمی کنیم!-
        کلام پیش پا افتاده،(سبک) خشک و خَز !-تیکه کلام،وِردِ زبون(زبان)،ملکه ذهن! )

        بفرمایید کدام حرف ماها کلیشه ای نیستند
        بیش از هزار سال است در محرم کلیشه وار بر سرو کولمان میکوبیم
        باز بیش از هزار سال است عاشق میشویم و فارغ
        آنقدر از قهر و آشتی و دوست داشتن و درد و غم گفته ایم که دیگر
        به قول شما کلیشه ای شده .................

        در ادامه فرموده اید :

        مابقی عشقی کلیشه ایست
        که گویی از دهانِ دخترکانِ سَرِ تنوره یِ سوزنده یِ دِه
        واگویه شده است.

        ایکاش کمی با حماسه « حیدر بابای » استاد شهریار آشنا بودید
        آنوقت میفهمیدید که وا گویه های دخترکان سر تنوره سوزنده ده
        هزاران بار صادقانه تر ، زیباتر ، و مهر بانتر از هزاران سروده من و شما و امثال ما شهری های کلیشه ایست
        ............
        ...........
        ادامه دارد

        شعر تان را دوبار خواندم
        سه عدد گل سرخ ( غیر کلیشه ای ) تقدیمتان . خندانک خندانک خندانک

        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        چهارشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۸ ۰۰:۰۳
        سلام دکتر جان

        تسلیم


        دستاری سپید بالایِ دست میگیرم

        قانع شدم « مدتیه از اشعار سایت ک‌ِیف نمیکنم، قبلاً گفتم که از سروده هایت خرسندم»

        دوستت دارم ،بِسانِ نان و نمکِ ناخورده یِ مزرعه یِ کالِمان...




        من اما سومین
        مغرورِ آوَنگِ سیاهِ سردِ بیمارم
        فِتاده تیک تیکِ ساعتِ رنجورِ این خانه
        به رویِ سقفِ دیوارم
        میانِ اینهمه مغرور و افسرده
        قبایِ ژنده یِ افسونِ خود را
        هان
        به رویِ لحظه یِ بی باورِ
        تندیسِ سرخی از کدامین خرقه یِ محزون بِگیرانَم؟
        کدامینَش؟
        بگو مسعودِ مینائی
        میانِ فَروْدینِ آفریدیدِ شب از دامنْ کِشِ خورشید
        هان
        ای
        آونگِ این دیوارِ تنهایی



        ____________________________

        بداهه_ عیسی نصراللهی
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        چهارشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۸ ۰۳:۱۸
        ـ
        ودوباره سلااااااااااااااااامی کشدار بر سپیدار
        عزیزدل
        اول آنکه من دکتر نیستم و مهندسم
        دوم :
        چرا تسلیم ؟
        من که کاملا نظر شمارا تایید و سرتعظیم فرود آوردم
        سوم: در گلستان هم گلهای زیبا هست و هم نیش خار
        بستگی دارد که میلت به کدام سمت و سو باشد
        چهارم : سروده هایت زیبا و سنگینتر تراز سایت است
        و دوستشان دارم
        پنجم : از بداهه ات سپاسمند ؟!! ببخشید سپاسگزارم
        ششم : از شعر های قبلم « نخل بی سر » را بخوان
        و حتما نظر انقادی بده
        هفتم : بازم بگم !!

        به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را .........
        شب ات خوش با خوابهای طلایی
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        چهارشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۸ ۰۸:۳۸
        سلام مجدد دکتر

        تسلیم

        غیر تسلیم و رضا کو چاره ای؟

        تسلیم « بسانِ نان و نمکِ ناخورده یِ مزرعه یِ کال»

        ___ گاهی جدی هایم، شوخی اند _
        اعظم قارلقی
        جمعه ۱۵ شهريور ۱۳۹۸ ۱۷:۳۲
        عرض سلام و درود
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۸ ۱۹:۲۰
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0