يکشنبه ۱۷ فروردين
وقتی که شعر بار زمان را نمی کشد شعری از فردوس اعظم
از دفتر غربت چراغ ها نوع شعر دلنوشته
ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲ ۱۸:۵۶ شماره ثبت ۲۰۰۶۰
بازدید : ۷۶۶ | نظرات : ۹
|
آخرین اشعار ناب فردوس اعظم
|
امشب به افتخار تو گویم غزل بیا
از جنس عاشقانه نه،از جنس گله ها
امشب بیا که با تو کمی درد دل کنم
دردی که اندرون دلم خفته سالها
یعنی کسی به قدر غزل ها نمی رسد
تنها تو می دهی به غزل های من بها
شاعر نمی توان بودن اینجا میان خلق
وقتی که از تو شعر تو را می کنند جدا
این حرف من اگرچه دلی را شکسته است
بی حرمتی به شعر و سخن می کشد مرا
وقتی که شعر بار زمان را نمی کشد
آیا سزد به شاعر او گفت:مرحبا؟!
گر این غزل ملال شما گشت معذرت
شادیم گر پسند کسی گشت حرف ما
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.