دوشنبه ۲۰ بهمن
|
دفاتر شعر منوچهر فتیان پور (راد)
آخرین اشعار ناب منوچهر فتیان پور (راد)
|
او را آسمان صدا می زدند
تنش را گمنام
قلبش به رئوف
مهر رئوفش زبان زد همه
من او را چون فرشته ایی می دانستم
که همیشه لبش به ذکربود
چشمانش پُر عشق
می شناختم او را
او با گفتگو با من خوش بود
چون تنها زندگی او من بودم
با من از سختی روزگار و تنهایی
درد و دل می کرد
یادش بخیر بهار پارسال بود
"منوچهر فتیان پور (راد)"
|
|
|
نقدها و نظرات
|
سلام بسیار زیبا سرودی ممنونم از حضورتون پایدار باشید | |
|
بزرگوار آن سطور از قلم هوشنگ ابتهاج تراویده و با صدای محمد اصفهانی به اوج رسیده... نمیدانم در اثر شما چه بود که این را یادم آورد و محض قرابتی که در ذهنم بود، اینجا مندرج کردم. | |
|
سلام مجدد قطعاً چیز بدی نبوده وخیر انشاء الله خیلی خوب خوشحالم که تونستم نظرتون رو جلب کنم سپاسگزار شما هم هستم که وقت گذاشتید و به شعرحقی نظر انداختی موفق باشید | |
|
سلام استادعباسعلی استکی(چشمه) شما همیشه با نگاه زیباتون باعث دلگرمی من هستید! سپاس فراوان | |
|
سلام هزاران درود برشما استاد نیک اندیشم ممنونم، محبت شما رو میرسونه. شما همیشه باعث انرژی مثبت من هستید! متشکرم، خیلی لطف دارید. حضورتان مستدادم | |
|
سلام استادابوالحسن انصاری (الف رها) از توجه و حسن نظر شما سپاسگزارم. پاینده و پیروز باشید. | |
|
سلام جناب سید فتح اله هاشمی درودتان باد شاعر گرامی نگاه خدا نوازشگر عمرتان | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است وافسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می نوازد
پریشان سایه ای آشفته آهنگ
ز مغزم می تراود گیج وگمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بی سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه ام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمیدانم چه می خواهم بگویم