پنجشنبه ۹ اسفند
|
آخرین اشعار ناب طوبی آهنگران
|
آمدی خوش امدی باجمع مستان آمدی
چون می به بستان امدی سر پا به رقسان امدی
دیدم به کامت می کشدزان باده عناب می چکد
برزی بشستت می شکد می از گلستان می چکید
خودنقش عالم ساخته ای ناز کرشمه دانه ای
دریای ز موجد بی امان باده بی مست دانه ای
بوسه بزد فرش چمن از ناز عمزه ان سمین
صورت بیدمشک مست چین لبریز کوزه از شمین
جمع ای که امد سرخان محفل مستان شد شمین
دیوانه شد مرغان زان وز ان سبو تباران
اواز ناهی می کند سبو شکست منقار ان
آمدی خوش امدی باجمع مستان آمدی
چون می به بستان امدی سر پا به رقسان امدی
بنفشه تاج بسرکشدزان باده عناب می چکد
برزی بشستت می شکد می از گلستان می چکید
خودنقش عالم ساخته ای زان گل کرشمه داده ای
دریای ز موجد بی امان در شاخ نسرین باده ای
ان سوی کیهان مرزبان جون گوهرشمس پری
ازهرچه پنجه بسته ای وز هرهنر صورت گری
درصف بفرمانت لقا ان مه و خورشید پگاه
شاخه چو رقسانه سما باده به جوشان گیاه
سوسن چو سر با لا نمودبا زکر ترا توحید نمود
از قدرت شاهان زخاک شهد شکرسجده نمود
کرده بقل از گل سمن هدیه از دشت دمن
نسرین به اذن بالا نشین گیسو نمود فرش زمین
ان مرغ خوش اوازه ببین لب بلب باده نشین
بوسه بزد فرش چمن از ناز عمزه ان سمین
صورت بیدمشک به مست لبریز کوزه شکست
جمع ای که امد سرخان محفل مستان بدست
دیوانه شد مرغان زان وز ان سبو بوی ان
اواز ناهی می کند سبو شکست منقار ان
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.