سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید |
|
||||||||||||
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است. |
درودها استاد استکی بزرگوار
سپاس از اشتراک افراغاندیشهی ناب و پرمحتوایتان
درود بر همراهان سایت ادبی شعر ناب!
با توجّه به اینکه در این سایت ادبی، شاهد افراغ اندیشههای باشکوه و ارزشمند مدیر موسس سایت، سید حاج فکری احمدیزاده ارجمند و نیز اشعار نابِ نابترین مدیر افتخاری آن، استاد استکی بزرگوار هستیم، حس میکنم که به رسم ادب و احترام، خالی از لطف نباشد که دیگر بار، برخی از ویژگیهای این نوع سرایش را با هم مرور کنیم.
برخی از ویژگیهای افراغ اندیشه:
۱_ روشی است از نگارشِ اندیشه و احساسِ آنی که تابع هیچ قانون و قالبی نیست.
۲_ شاعر هر آنچه را که به آن میاندیشد، مینویسد.
۳_ اشعار به دور از غلو سروده میشوند.
۴_ سرایشی است صادقانه که در آن بیپروایی و صداقتِ آنی در لحظات فکر و احساس انسان، بر ورق جاری میشود.
۵_ نوعی بداههسرایی است بر اساس احساس و اندیشهی آنی؛ امّا، واقعی.
توضیح اینکه:
معمولا وقتی از یکی مطلبی را میپرسید و ناخوداگاه و بدون فکر، سریع پاسخ میدهد، آن چیزی را بیان میکند که در پنهانِ خودش نهفته دارد. در سرایش افراغ اندیشه نیز دقیقا همین حالت؛ از نوع شاعرانه و احساسیاش اتّفاق میافتد.
البته احساسِ آنی هر انسان، ریشه در سرشت او دارد. هرچه درون انسان، آیینهسانتر باشد، سرایشها و نیز سخنهای آنی او، زلالتر و دلنشینتر خواهد بود.
در پست وبلاگی که در آبانماه ۹۹ در سایت به اشتراک گذاشته شد، برخی از کاربران محترم دیدگاههایی را پیرامون افراغ اندیشه بیان نمودند؛ ذیلا فشردهای از آن، آورده میشود:
۱_ استاد استکی:
افراغ اندیشه، عنصر خیال را به اوج میرساند و شعاع تفکر شاعر را تا قلب و روح مخاطب میگستراند.
جای آن دارد که شعرای سایت؛ مخصوصا، جوانها، افراغ اندیشه بسرایند و دامنه تفکر والای خود و مخاطبین را گسترش دهند.
۲_ استاد استکی:
اندیشهی حاکم بر هر سروده، بهترین معیار جهت برآورد اثر بخشی آن است و افراغ اندیشه بهخوبی این کار مهم را انجام میدهد.
۳_ بانو سیده لاله رحیم زاده:
افراغ اندیشه میتواند جرقههای کوتاه کلام معنادار باشد با مضمون و عمق عشق، مسایل اجتماعی، زن، تمایلات و خواستههای قلبی، رویاها، و احساسات و عواطف انسانی و...
این اندیشهها بسیار دلی هست و لحظهای.
به نظرم به گونهای که حتی به ویرایش بعدی نیاز ندارد.
لطیف و دلربا و ملایم و گاه هم تند و تیز و برنده.
امّا نکتهی اصلی این نوع سرایش مهارت و کار بلدی میخواهد؛ طوری که بتوان از چند واژه مفهوم اصلی را دریافت.
۴_ استاد استکی:
هر سرودهای مشخصاتی دارد؛ مثلا در یکی آهنگ و در دیگری احساس و گاهی هم آرایههای ادبی بسیار باعث شاخص شدن سرودهای میشوند. هنگامی که تفکر و اندیشه حاکم بر شعری، بر سایر جنبهها غلبه داشته باشد، افراغ اندیشه متولد میشود.
۵_ جناب مهرداد مانا:
با هیچ نوع شعری مشکل ندارم... این سبک هم قطعا حرفهایی برای گفتن دارد . مثلا بندهای چهارده و نه که بیشتر دوستشان داشتم. تنها مشکلم با این سبک، فقط نام آن است که من نمیپسندم و با سلیقهام جور نیست.
۶_ جناب مهدی محمدی:
افراغ اندیشه یک قالب شعری نیست؛ یک سبک شعری است که با مشاهدهی پدیدهها برداشت عینی شفاهی ارائه میدهد.
مانند هر شعر دیگری، کیفیت شعر در عمق معنا، کشف و نگاه نو و شاعرانگی اثر میباشد...
یک نکتهی دیگر: این سبک شعری، قالب گریز هست و شاعر خودش را از هر قید و بندی آزاد میکند.
به نظر میرسد استاد حاج احمدیزاده عزیز در نظر دارند این شعر، خودش مبین خودش باشد. برای همین ما کمتر در مورد ویژگیهای این سبک شعری میخوانیم و بیشتر این ویژگیها را در نمونه اشعار این سبک مشاهده میکنیم.
۷_ جناب اصغر ناظمی، ذیل نقد افراغ اندیشهی زیر:
«درسکوت
آرامشی ست
که در فریاد نیست»
اگر جدای از همهی قضاوت و پیشداوریهای معمول در درون خود خیره شده و به کاوش در خود بپردازیم به آرامشی بیکران دست مییابیم که آن سهم و حق ما از هستیست و این نفس آرامش ماست که هنوز اغلب از آن بیخبریم و در جنجال و هیاهو و روزمرگی به دنبال آن میگردیم.
۸_ سحر غزانی:
خیلی سبک جالبیه؛ انگار هیچ چیز مانع احساساتت توی این سبک نمیشه و این برای یک شاعر خیلی قشنگه.
۹_ جناب شریفیان:
(با توجه به بیان معانی واژهی «افراغ»، که استاد احمدیزاده بیان کردند): بیشتر موافقم که ایکاش بهجای «افراغ»، که به فرمودهی سید گرامی معناهای متفاوت دارد، فروغ اندیشه را انتخاب میکردند که ریشه در نور دارد.
۱۰_ زهرا حکیمی بافقی:
با توجّه به معانی «افراغ»، که جناب احمدیزاده زحمت ارسالش را کشیدند، حس میکنم ترکیبِ «افراغِ اندیشه»، استعارهی مکنیه باشد.
اندیشه به آبی تشبیه شده که تراوش دارد؛ میریزد.
در هر صورت «افراغِ اندیشه»، ترکیب معناسازی است؛ همانگونه که اشعار افراغ اندیشهای چنین ویژگی را دارند.
چه زیباست که «افراغ»، به معنی ریختن طلا و نقرهی آب شده در قالب نیز هست و چه طلایی نابتر از اندیشهی انسان که از حس مکنونش میتراود، میتواند باشد؟
۱۱_ جناب رحیم نیکوفر:
واقعا تک تک اشعار فوق العاده زیبا هستند؛ حالا به هر سبکی که نامگذاری شده باشند. البته استاد سبکشان را هم خیلی هوشمندانه انتخاب کردهاند.
🍃🌺🍃
نمونههایی از افراغ اندیشههای جناب احمدیزاده (ملحق):
۱
دردی که در سکوت است در فریاد نیست.
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
۲
پرده از راز پنجره این روزها باخبر نیست.
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
۳
هیس سکوتم از هوش رفت!
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
۴
درد که تو باشی
همه چیز شیرین است
و من،
فرهادش...
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
۵
خدا به خیر کرد
شهر ما کوچهای به نام لیلا داشت
ورنه مجنون،
تمام شهر را ویران میکرد.
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
۶
طلاییترین
انفجار قرن سکوت بود
وقتی که ــــ
لبهای سُرخت
با لرزش مرا میخواند.
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
چشمهی ذوقتان جوشان
شاعرانههایتان ماندگار، به هر قالبی که باشد!