سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 11 آذر 1401
  • شهادت ميرزا كوچك خان جنگلي، 1300 هـ ش
10 جمادى الأولى 1444
    Friday 2 Dec 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      جمعه ۱۱ آذر

      یک شهریور دیگر بی تو

      شعری از

      ثریا خورشیدی

      از دفتر گندم نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۳ شهريور ۱۴۰۱ ۲۱:۴۵ شماره ثبت ۱۱۳۴۸۳
        بازدید : ۳۱   |    نظرات : ۲

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر ثریا خورشیدی

      باران شلاقی می بارد
      شلاق خاطره های دور را بر تنم می کوبد
      بعد از این همه شهریورِ بی تو
      برای آشیانه یِمان
      از سیاهه یِ آرزوهایم یکی را هم خط نزدم
       
       
      هرازگاهی شعر می نویسم
      هرازگاهی
      به پرنده ی زخمی قلبم آب و دانه می دهم
      هرازگاهی تیمارش می کنم
      هرازگاهی
      پرنده ام ساعتی آرام می گیرد
       
       
      دورتر یکی چنگ می زند
      به گیسوی گیتار
      واین نت ها
      مخمل صدای تو را کم دارند
      و این نت ها
      موج گیسوی شکسته بر پیشانی ات را کم دارند
      و این نت ها
      گرمی دستهایت را کم دارند
      دورتر یکی چنگ می زند
      به گیسوی گیتار
      صدایش
      بوی روزهای باهمی می دهد
       
       
      گاهی راه گم می کنم
      گاهی
      قافیه تنگ می شود
      گاهی چند متر زیر خاک
      از این پیله یِ تنهایی دلبازتر است
      گاهی شیشه های تیز فاصله نشخوارم می کنند
      گاهی بهانه لازم دارم
      مثل همین شهریور تولدت
      که جان بگیرم 
      که راه بیوفتم
      و راه به راه برای شعرم واژه بچینم
      پشت سر هم قطارشان کنم
      مثل رشته یِ قله های بلند البرز
      که بین مان فاصله است
      مثل زنجیر چند سالگی های دخترمان
      که بی من گذشت
      مثل دانه های تسبیح تو
      که هر وقت به دست می گیری 
      هوای چشمهایت بارانی می شود
       
       
      چشم به راه نیستم
      چشم به درم که راهم دهد
      جایی دورتر از این برجکهای تفنگ به دست 
      دورتراز این دیوارها
      که بلندی شان به سیم خاردار می رسد
      جایی که با گیسوی شکسته بر پیشانی ات
      یک وجب بیشتر فاصله نیست
       
       
      هنوز از پا نیفتاده ام
      پای همین دیوارها
      که زندگی 
      بوی نایِ استخوان زنگ زده می دهد
      هنوز با یاد اجاق چشمهایت
      به روشنی آفتاب می رسم
      هنوز 
      با گرمی همین اجاق
      شکسته بسته های قلمم به بلاغت می رسد  
       
       
      اسطوره می گوید در آغاز تنها واژه بود
      اسطوره راست می گوید
      پیکر تراش روح آدمی
      تنها
      واژه لازم دارد
       
       
      باران شلاقی می بارد
      و دورتر
      یکی چنگ می زند
      به گیسوی گیتار
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      جمعه ۲۵ شهريور ۱۴۰۱ ۱۷:۳۴
      درود شاعر عزیز
      جهان متحیر از نهضت اربعین انگشت به دهان گرفته
      و شیعه را تحسین میکند
      "خوشا دردی!که درمانش حسین(ع)است
      خوشا راهی! که پایانش حسین(ع) است"
      اربعین حسینی تسلیت باد
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      جمعه ۲۵ شهريور ۱۴۰۱ ۰۱:۲۱
      سروده ی بسیار زیبایی بود .
      خوشحال شدم از خواندن سروده
      موفق باشید .
      خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0