سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 3 مهر 1401
    29 صفر 1444
      Sunday 25 Sep 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        يکشنبه ۳ مهر

        افسوس

        شعری از

        سام نوروزی

        از دفتر عشق نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۱۱۳۳۳۲
          بازدید : ۵۷   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سام نوروزی

        دو ساعتیست گوش میکنم آهنگی، که بار اول از تو بِشْنیدم
         
         
        شعر آن باصدایت خاطرم هست
        تو حتما خاطرت هست اسم آن شعر چه بود؟
        به گمانم « دوری بین من و تو» 
        شایدم «افسوس» یادم نیست
         
        هر چه من سوی تو میرفتم
        مرا بیشتر از قبل میراندی
        تو بخوان بار دیگر این برای من
         
        من صدایت را عطش دارم
        به نگاهت بندگی خواهم
        من حضورت را فقط، عمر میدانم
        من احساس لطيفی در دلم دارم
        از بزرگیش دردها دارم
         
        تو و اون  صدای تو 
        عیان پیش چشمانم هست
        تو برایم خوانده بودی... یادت هست؟
        چشم های پر ستارت؟
        منو با خود به خیالی میبرد همچون بهشت
        دیگه از آن چشمهای پر فروغ و مهربان تو 
        دیگه ااز دستی که به دستم حلقه میببنده
         
        خبری نیست 
         دیر شد 
        خبری نیست
         
        افسوس کنار تو نشستن 
        لرزش دستم، شادی دیدن اون لبخند پر مهر و دروغینت!
        گوش کردن به صدای تو!
        آن همه حرف دروغ تو!
        آن عمر که با دیدن تو عمر دوباره‌ست!
        آن نشستن های پیشت به همه دنیا می ارزه!
         
        خیلی دیره
        خیلی دوره
        من اینجا نه زمانی نه مکانی نیستم نزدیک تو
        هم قدر همه راههای دنیا، فاصله افتاده بین من و تو 
        تو حالت را زندگی میکنی و من، تا کنون در گذشته های دور زندگی کردم
        من در قعر دریا و تو پرواز کنان در آسمانی صاف
        دوریم ز هم مثل، ماهی و دریا
         
        از خدا خاستمت
        تو را من آرزو کردم
        تو با رویایی نهان، در دلم آشوب انداختی
        ولی خواستن دیگه دیره 
        به نخواستن، فکرشم خیلی غم انگیزه
         
        دوریت تلخ برای من
        دوریت‌ جانسوز عمر من
        دوریت سخت همچو جمعه‌ای دلگیر
        گلی در باغ پژمرده
        شبنمی از چشم من جاریست
        دوریت پایان بودنهاست
         
         
         
         
         
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۱ ۱۱:۳۱
        درود بانو
        بسیار زیبا و پر احساس بود خندانک
        علی مزینانی عسکری
        يکشنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۱ ۱۹:۳۳
        سلام و عرض ادب
        احسنت
        خندانک خندانک خندانک
         فاطمه شایگان(هیراب)
        ۱۱ روز پیش
        سلام ودرودها
        زیبا سروده ای را ،
        از قلمتان خواندم
        همواره در اوج
        موفق وپیروز باشید
        لیلا گماری ( مأنوس شده با قلم)
        ۶ روز پیش
        درودتان باد بزرگوار
        سپاس که ما را مهمان آورده ای از دلتان کردید
        بسیار مصفا و لطیف بود
        سبز باشید و پیروز خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0