سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 25 مرداد 1401
    20 محرم 1444
      Tuesday 16 Aug 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        سه شنبه ۲۵ مرداد

        افسوس ،افسوس

        شعری از

        روح اله سلیمی ناحیه

        از دفتر هستی نگری نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۹ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۴۸ شماره ثبت ۱۱۰۴۸۳
          بازدید : ۶۴۴   |    نظرات : ۱۱۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر روح اله سلیمی ناحیه
        آخرین اشعار ناب روح اله سلیمی ناحیه

        یک روز می اید که من 
        پا بر گذارم سوی در
        روزی که هر داننده ای درخویش، نادان گویِ من،
        یک روز می باید دمی ، از نو ببینم روز و شب
        روزی که با مهری نگین انوار روشن دیده ای
        ارام پا در پشت پا از دشت ها وُ سبزه ها
        از رودها تا تپه ها دل با نگاهم سر کنم
        درباغ سیب از سیب ها بویی کشم  جانی دگر
        در سایه اش ارامتر اندک دراز  این خسته تن
        ان دورها را دیدنش ، اهو چریدن را دمی
        اواز عشق از قوی را
         رقصیدن زنبور را
        خندیدن شب بوی را 
        ای وای دنیا دیدنم  بس لذتی دارد مرا
        سیمای سرخاب از غروب،
         خندیدنش با ماه را 
        اختر یکی بعد از یکی 
        شب ها تماشا چشمکش
        در سردیِ لمس از نسیم ای عشق پیدایی مرا
        افسوس افسوس این سخن 
        اینجا کسی جز من نشد
        اینجا نمیدانند گل، یا باغ یا عطر از چمن
        اینجا نمیدانند یک روزی که اخر شام و شب،
        اینجا کسی خورشید را جز حرفِ یک دیوانه ای هرگز نمی داندچرا
        از اب جز این قطره ها چیزی نمی خواهد چرا
        حرفی نه از رود است و از دریا و اقیانوس را
        اینجا که من ناگه شدم 
        در بین تاریکی به غل،یک غار بی پیدا دو سر 
        یک غار تاریک است و نم ،
        تنها جهانی را که بر این مردمان هستی شدن
        هر چند میگویم سخن از ان برون ان سوی در 
        کفری دگر گویی اگر سر بر تنت دادی به سر
        انجا مگر دیدن شود
        اینجا نمی فهمد کسی 
        حتی نمی فهمیده ام 
        اینجا همین الان مگر
        عقلی که دارد معتبر
        فهمش تمام از چشم من
        از گوش پُر از لمسِ من
         من اختیارم درک جبر،
        من جبر در تصمیم و درک
        من درک در جبری که کرد
        من هیچ، جبرم اختیار
        من هیچ بودن اختیار
        هم جبر عدم ،هم اختیار
        افسوس افسوس این جهان 
        افسوس این غار این کسان
        افسوس از جهل از زبان 
        تا کی بدین درک از نهان
        دوری چنین درد از عیان 
        افسوس افسوس .....
        روح اله سلیمی 
        ۱۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۰۷:۲۴

        سلام و درود

        یگانه خدا یاورِ لحظه هاتان
        در سلامتی و دلشادیِ اُمیدآذین نورپرور بمانید
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۰۶
        سپاس بانو حسین زاده
        🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۹
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۱
        خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۰۷:۵۸
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و شورانگیز بود
        موثر و پر معنی خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۰۶
        درود استاد بزرگوار
        سپاس از حضورتان
        🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۹
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۲
        خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۰۸:۰۰


        ای وای دنیا دیدنم
        بس لذتی دارد مرا


        درود
        ایام به کام خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۰۷
        درود بانو بافقی گرامی
        سپاس از توجه و نظرتان
        🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۹
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۲
        خندانک
        تکتم حسین زاده
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۱۹
        افسوس...
        زیبا بود
        درود بر شما استاد گرامی🌹
        واژه به واژه ناب و تامل برانگیز👌
        جبر،اختیار،جهل و افسوس و ‌‌.‌.‌
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۰۸
        درود بلنو حسین زاده بزرگوار
        حضورتان ارزشمند نظرتان زیبا
        سپاس گذارم 🌹🌹🌹🌹🌹🙏
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۹
        خندانک
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۲
        خندانک
        الناز حاجیان (مهربانی)
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۳۹
        درودبراستادبزرگوار

        بدرخشیدبرای قلم وهنر خندانک خندانک خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۱۰
        درود بانو مهربانی بزرگوار ادیب
        شما لطف دارید به بنده
        این نگاه و نظرتان ارزشمند است
        🙏🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        محمد فاضلی نژاد
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۳:۵۹
        درود به شما جناب سلیمی عزیز
        زیبا قلم هستید خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۱۲
        درود و احترام جناب فاضلی بزرگوار
        سپاسگذارم 🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۹
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۲
        خندانک
        علیرضا شفیعی
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۲۲
        درود وآفرین برشما جناب سلیمی
        ادبی و فلسفی و بسیار زیبا قلم زده اید
        بطور جبری در سلامت باشید و بصورت اختیار سرفراز
        خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک

        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۶:۰۷
        درود جناب شفیعی بزرگوار
        سپاس از حضورو نظرتان
        سعادتمند باشید و سرافراز
        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۵۰
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۳۳
        وجودتان گل است جناب حسنلو
        بنده نوازی کردید
        🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏🙏
        محمدحسن پورصالحی
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۵
        سلام استاد سلیمی
        عالی و پرمغز بود همچون همیشه
        خداوند به وجودتان برکت دهد خندانک
        پاینده و برقرار باشید خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۴۵
        درود و احترام شاعر عزیز جناب حسنلو
        ساغول منیم گوزل قارداشیم
        اولماغین افتخاردی
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۲
        خندانک
        مهدي حسنلو
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۵۰
        سلام
        و درودها گل برادرم
        زیبا بود
        تقدیمت خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۵۱
        سلام ببرادر عزیزو پر مهر
        جناب حسنلو
        چه زیبایند چون شماهایی که در بینمان هستند
        سپاسگذارم از بودنت
        از حضورت
        از نظرت
        از انرژیی که داری
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۲۰
        سلام و احترام جناب سلیمی عزیز
        زیبا بود و بهره بردم
        بمانی و بسرایی
        خندانک خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۵۳
        درود و ارادت استاد ازادبخت بزرگوار
        زیبا نگاهتان است
        بهره درک من از حضورتان که باید ببرم
        ماندن از شما که باعث بزرگی است برای من
        سپاس گذارم
        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        مسعود آزادبخت
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۲:۳۷
        خندانک خندانک خندانک
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۳
        خندانک
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۵۹
        سلام و درودها جناب سلیمی ...
        کارِزیبایی بود و لذت بخش
        مخصوصاً ... قسمتِ

        واز عشق از قوی را
        رقصیدن زنبور را
        خندیدن شب بوی را
        ای وای دنیا دیدنم بس لذتی دارد مرا
        سیمای سرخاب از غروب،
        خندیدنش با ماه را
        اختر یکی بعد از یکی
        شب ها تماشا چشمکش
        در سردیِ لمس از نسیم ای عشق پیدایی مرا


        سربلند باشید ..
        خندانک


        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۰۷
        ارادت جناب خوشرو ی بزگوار
        سپاس از نگاه و نظرتان
        بسیار خوشحالم بزرگی چون شما پسند کرد
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۲:۱۱
        خندانک خندانک خندانک
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۳
        خندانک
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۲۰
        سلام ودرود فراوان جناب سلیمی عزیز و
        بزرگوار

        بینهایت عالی و
        با مفهوم و زیبا بود

        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۳۱
        سلام بزرگ مرد استاد فتحی عزیز
        سپاسگذارم از حضورتان
        منت بر بنده گذاردید همیشه
        بسیار ارزشمند هستید در صفحه و اندیشه من
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۳
        خندانک
        سارا رحیمی
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۲۸
        درود بر جناب سلیمی اندیشمند
        بسیار زیباست
        موید وتندرست باشید خندانک خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۳۲
        درود و احترام بانو رحیمی ادیب و بزرگوار
        زیبا افکاری دارید
        سعادتمند و سرافراز باشید
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏
        سیاوش آزاد
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۲:۴۹
        سلام
        دوستان اینجا خلاصه بحث و گفتگوها و نیز موضوع اثر چیست تا ادامه دهم(البته مواظب باشید جناب سلیمی متوجه نشود باز اثرشان را مورد مداقه قرار ندادم)
        جبر و اختیاری در اثر به چشمم خورد آنکه حل کرده بودم
        افسوس هم که افسوس گذشته غم آینده مخور
        بنظرم افسوس چون بوی تاریخ می دهد برویم سر بحث اینکه نسبت هستی با تاریخ یا بگوییم زمان چیست
        اثر جناب سلیمی را کنار نهید بحث این است هستی و زمان
        روح استاد هایدگر هم شاد باد
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۱۷
        درود جناب ازاد عزیز🌹🌹
        چون میدانم شما حل کننده مسائل افکاری من هستید
        مطرح می کنم
        فضا زمان را دوست دارم
        اما گمان نکنم بتوانی پا به پای من در بحثذزمان بیای 😂
        افسوس چون همه فکر می کنیم دانسته هایمان همان حقیقت است
        استاد هایدگر را نمیرشناسم اما شما را چرا
        چون طالب فهمیدنم پس هر بحثی را مشتاقم
        🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۱۹
        درود و احترام بانو رحمانسذبزرگوار
        زیبا نگاهی داشتید
        سپاس از حضورتان
        🌹🌹🌹🌹🌹
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۲۹
        فضا و زمان نه، هستی و زمان
        هستی هم نه به معنای کل جهان مادی بلکه در معنای عامش
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۵۷
        🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۱
        ۱-چگونه زمان می گذرد اما هستی ثابت است؟
        ۲-گذر زمان چگونه هستی را دستخوش تغییر نمی کند؟
        ۳-اگر هستی اصالت دارد هستی بی زمان باشد بی زمانی اصیل است پس زمان امری موهوم است ولی زمان را درک می کنیم آیا ادراک نیز موهوم است اگر آری ما با این ادراک ، ادراک می کنیم که هستی بی زمان است آیا با فرو ریختن بنای ادراک این گزاره نیز فرو می ریزد اگر آری آیا اصالت به زمانمندی باز می گردد ؟ اگر آری ادراک اینکه بی زمانی نیز هست بی اعتبارست؟ و درین فرض باز ادراک فرو نمی ریزد و بی زمانی هستی اثبات نمی شود ...
        فعلا بس است
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۵۰
        ابتدا باید مشخص کنید زمان و هستی چیست
        هستی در حقیقت مادی است و مادی همان فضا میشود
        متظور از فضا اسمان یا کهکشان نیست فضا همان ماده است در جای جای مختلف
        که با زمان سازگاری ندارد
        زمان سیال است و حرکتی یک طرفه دارد
        پس از نظر من اساس سوالتان ایراد دارد ، به عقیده ی من هستی چیزی به نام زمان را نمی تواند شامل یا همراه یا درک کند
        زمان از بعدی بالاتر است
        شما در یک جابجایی از مکانی به مکانی دیگر هیچ جابجایی نداشتید مگر در زمان
        و اینکه سوالتان خیلی کلی شده
        باید پله پله حرکت کنید تا من هم بتوانم درک کنم
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۵۵
        اینکه می گویید هستی ثابت است ازثابت بودن منظورتان چیست
        کجای هستی دست خوش تغییر نشده ، تغییر از چه نظر
        اصالت هستی؟
        موهوم بودن زمان
        درک زمان
        پرسشتان خیلی کلی است بعد از دوسوال کلا بهم می پیچد
        نمیشود اینگونه نتیجه گیری کرد
        البته من نمی توانم
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۵۷
        اگر زمان بعدی بالاتر است پس غیرمادی است پس چگونه هستی را در ماده منحصر نمودید ثانیا مجردات را چه می کنید؟
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۲۷
        زمان مادی نیست و نمی تواند باشد اماد در ذاخل زمان است
        مجردات را شما مانده چه بدانید و چگونه درک کنید
        بالاخره چیزی که در مقابل فلسفه قد علم مرده سفسطه است
        مجردات اعم از وجود خداوند یا مثلا فرشتگان یا خیال و خرد یا خواستن چیزی که مادی نباشد
        اما اینها خود بحثی جدا دارند چرا در زمان مطرح می کنید
        هر چیزی حتی هر یک کلمه یا یک اتم برای خود تعریفی خاص دارد
        زمان کلا خارج از این بحث هاست
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۰۱
        بنظر می رسد در تعریف هستی اختلاف داریم
        بنده هستی را در معنای عام میدانم عالم ماده بخش کوچکی از هستی است عالم مثال داریم عالم عقل تا برسیم به خداوند
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۲۹
        بله اختلاف داریم چون شما هستی را کل میدانید ولی هستی کل با زمان در تضاد است نمی شود با استناد به چندین نوع هستی یا عوالم بخوای زمان را تعریف کنید
        البته بازم بگم این دانسته من است نمی گم حتما درست است نه
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۰۴
        ثابت بودن یعنی دستخوش تغییر نمیشود زمان بر او نمیگذرد
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۳۲
        اینجا شما از مادی هارج شدید دقیقا اشاره شما به مجردات است
        مجرد یا واحد یا هر اسمی چیزی که از عالم مادی خارج است و حتی از زمان
        گرچه این گفته ها و نوشته ها بسیار باشند اما دلیل نمی شود شما یا من بر روی این ریل ادامه درک دهیم
        مادی یا شهودی مجرد یا خیال و نفسی اینها را خارج از زمان کردن و جدا نشان دادن در صورتی درست است که شما از خیلی نظریات و علم ها چشم پوشی کنید
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        شاهین زراعتی رضایی (آرمان)
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۲۶
        درود جناب سلیمی عزیز خندانک
        پراحساس و دغدغه مند از جنسی متفاوت خندانک
        در پناه خدای مهربان، شادکام و رستگار باشید. خندانک خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۰۳
        سپاس جناب زراعتی عزیز
        ممنون از نگاه و نظرتان
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۳۱
        مجردات که زمان ندارند از سویی فرمودید زمان مادی نیست پس زمان نه مجرد است نه مادی چگونه این ممکن است؟
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۳۷
        زمان را درک می کنید چون فعلا در زمان گرفتارید
        تمام جهان شما اعم از فهم و درک یا شهودی و مادی در داخل زمان است
        شما خیال می کنید اندیشه دارید دلیلش از ماده است
        شخص مفرد یا هر موجودی باشد نمی توانست نفس یا خیال داشته باشد
        دارد چون در جمع است
        جمع است چون موجودیت دارد
        موحودیت دارد چون از ماده است
        زمان همان چیزیست که اول یا اخر یا همان قدیم و حادث پایان و بی انتها برایش معنا ندارد
        از نگاه فلسفی اگر در شناخت زمان باشید تمام در خطا گرفتاریم

        شما میگویید تغییری ندارد و ثابت است و کلمه هستی را بکار می برید
        این کدام هستی است ؟
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۳۷
        آیا اینکه هر چه موجود است را ذیل هستی بگنجانیم و آنها را جلوه ای از وجود بدانیم صحیح است؟ درین صورت به خود هستی که نگاه می کنیم بی زمان است ولی جلوه ی او در ساحت ماده زمان دارد سوال من دقیقا اینجاست
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۵۹
        هرچه موجود است یا عامل یا علت و معلول در عالم امکان همان هستی است
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۴۲
        اندیشه مادی است یا بر ماده اثر می گذارد؟
        هستی ای ماوراء ماده وجود دارد؟
        فرمودید شما میگویید تغییری ندارد و ثابت است و کلمه هستی را بکار می بریداین کدام هستی است ؟
        پاسخ مطلق هستی
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۰۱
        مطلق هستی ،
        بالاتر که خودتان نوشتید هستی را بخش بندی کردید حتی مجردات را نام بردید
        واقعا نمی توانم کامل درک کنم منظور یا سوالتان را
        زمان و هستی اما دامنه را بقدری بسیط کردید که باید در همه موارد دست برد هر چیزی که هست
        نمی شود که یا حداقلش من نمی توانم
        اگر از زمان یا ماده یا انرژی یا هر چیزی اما بصورت واحد بخواهید مغز من کشش دارد ولی اینگونه نمی تواتم چون من از هر جایی بگم شما از جایی دیگر سخنی دارید
        حرف زمان بود
        زمان از نظر علمی یا از نظر فلسفی
        زمان در هستی یا در عوالم هستی
        بالاخره یکی را انتخاب کنید
        شما دانشتان بیشتر است دلیل نمی شود من هم بیشتر بدانم
        ولی یکی یکی می شود نتیجه درست گرفت و در صورت نیاز ارتباط داد
        🌹🌹
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۵۹
        زمان امری وجودی است یا عدمی
        اگر وجودی است چگونه در یک ساحت وجود جاری و در ساحتی دیگر جاری نیست
        اگر عدمی است آنگاه چرا در ادراک آدمی وجودی به نظر می رسد؟
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۰۵
        جناب ازاد کجا زمان جاری نیست یک نمونه اشاره کنید
        من هم بدانم
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۴
        خندانک
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۱۰
        بحث را فعلا محدود کنیم به زمان در عالم ماده
        آیا زمان، حرکت در عالم ماده است؟
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۰۰
        زمان که نه ولی منظور از زمان همان حرکت ذاتی واجب والوجودی ماده است
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۱۴
        در مورد خدا که بی زمان است
        یا جاری بودن زمان در عالم مجردات
        البته فعلا ببینیم در عالم ماده زمان هست یا نه
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۴۱
        نه دیگه این اصلا شدنی نیست
        شما اگر از ابتدا نظرتان بحث در این موارد بود و هست
        باید وجود خدا را به یک آتئیست ثابت کنید و با اون بحث کنید نه با من که خداشناسم
        ولی اگر در حدود مسائل و سوالات که بی خدایان دارند می خواهید پاسخ دهید یکی نقش خداشناس یکی خدانشناس را بازی کنیم و تشریح
        و همچنین مجردات را به یک بی سواد
        بعد از ان وارد این مراحل شوید
        بدبختی ما همین جاست
        همه دوست دارند در مورد خداوندی که غیر ممکن است درک و شناختش بحث کنند و کوچکترین حرف و مخالفتی را محکوم کنند چرا ؟ چون توهین به عقاید و مقدسات است
        من خدا را دوست دارم و شاکرم اما چون توانم نیست بشناسمش
        نمی توانم در مورد خدا بحثی کنم
        در این مورد مرا عف کنید چون واقعا نمی توانم در مقابل شما بایستم
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۵۲
        نیاز به شناخت تام خدا نیست همین که بدانید خدا هست و کامل مطلق است آنگاه زمانمندی که حاکی از نقص است را از ساحت او دور می دانید
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۰۱
        شما میدانید هست و کامل مطلق هست
        انها که نمی دانند و اصلا قبول ندارند چی
        نمی شود که
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۴
        خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۲۸
        پاسخ سوال بالا را بی زحمت بدهید زمان کجا جاری نیست
        و اینکه زمان را محدود کنیم به عالم ماده یعنی چه
        مگر قبل از وجودیت ماده زمانی هم وجود داشته
        بعد ازان ایا تا شما چیزی را ندانسته و نشناخته اید زمان در مورد ان چیز وجود دارد یا نه
        تا اینجای بحث هیچ درکی نتوانستم بکنم
        گویا مسئله ای را از اخر می خواهیم حل کنیم
        اول باید دید زمان از نظر من و شما چی هست تا به این پرسشها برسید
        چرا این اندازه به هم ریختگی داشته باشیم
        زمان در اصل گذر بودن و حرکت کردن را می گویند
        حالا شما می پرسید در ماده حرکت دارد
        در ماده زمان چه حرکتی دارد در ماده انرژی و جوهره متغیر ماده است که محرک است
        اینکه ما میگویم زمانی که مثلا چند عنصر جدا از هم هستند چگونه است اما زمانی که این عناصر ترکیب شوند مثلا اب شکل میگیرد
        دقت کنید اینجا ما زمان را بکار میبریم در اصل زمان نیست انرژی جنبشی در عناصر است که باعث تغییر و تبدیل به نوعی دیگر
        ولی ما چون در عالم خِرد یادگیری داریم و این یادگیری هم نوعی انرژی است در بیان ناچارا باید بگویم قبل و قبل را در اتصال ممتد زمانی شناخته ایم وگر نه در عالم ماده جز لحظه حال و زمان انی هیچ زمانی نمی شود تصور کرد
        ولی اگر بخواهیم در وراء فیزیکی نگاه کنیم ما در مورد چیزی بنام عقل و خیال حرف می زنیم و در انجا هر چیزی را برای درک و فهم باید کد گذاری کرد
        اگر زمان بصورت مادی وجود داشته باشد یقینا باید بتوان در زمان سفر کرد
        و اگر بتوان در زمان سفر کرد پس هیچ دلیلی ندارد شما فکر کنید چون افکار و عمل شما مثل یک فیلم دارد پیش میرود
        جناب ازاد عزیز وقتی میگم باید خیلی نقطغی و برشی بحثی را ادامه داد بخاطر همین است
        حالا شما بی زحمت زمان را تعریف کنید از دیدگاه و نظر خودتان
        و این هم اضاف کنم
        ووقتی در بعد زمان نگاه کنید نمی توان ماده را داخل دانست
        و برعکس هر جا از ماده بگوییم نمی شود زمان را متصور شد
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۴۸
        مجردات زمان ندارند صحیح است؟
        چون عالم ماده تغییر می پذیرد زمان دارد صحیح؟
        اگر ماده ازلی باشد زمان نیز ازلی است ولی اگر ماده حادث باشد زمان نیز حادث است و سوال از زمان قبل از آغاز زمان بی معناست صحیح؟
        زمانمندی چیزی موکول به شناخت ما نیست
        تفاوت زمان با حرکت چیست؟
        نگفتم زمان در ماده حرکت دارد گفتم زمان حرکت در عالم ماده است
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۰۰
        جناب ازاد من اصلا با مجردات کاری ندارم
        اونا مجردند چون دوست نداشتند کسی وارد حریمشان شود
        پس من با اونا کاری ندارم 😂😂
        چه ماده ازلی باشد یا حادث دخلی بر پیدایش زمان نخواهد داشت
        بعضذچیزها را باید عاقلانه و منطقی قبول کرد
        زمان در ماده وجود شد چون نیاز شد و با وجود خرد و خیال زمان معنا گرفت
        وقتی انسان نبود تا تعریفی از زمان کندچه نیازی به وجود زمان بوده
        مثلا بگیم بنگ بنگ چند میلیار سال گذشت تا ما امدیم
        مساله اینجاست موقعی که ما انسانها یا همان خرد و عقل نبود زمان که کاربردی داشت اصلا چه چیزی غیر از سیال بودنو تبدیل انرژی بود
        شما دقیقا زمانی که بحثش را می کنید
        درک و فهم انسان از زمان است
        و این هم از نظر من همان خیال و خرد است انسان در نقطه ای از انرژی حرکت میکند هر ان در نقطه ای
        ولی چون از این حرکت و این تغیرات خاطره میگیرد و تغیراتی به وجود می اورد زمان را برای خود وجود کرد
        اینجا زمان همان یادگیری و خرد است شاید هم بهتر باشد بگیم زمان یکی از ارکان فکر و خیال در فهمیدن است
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۰۹
        هزاران سپاس از بانوی مهربان استاد اهنگران
        از بابت این گل افشانی نطرات دوستان
        🌹🌹🌹
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۰۴
        تعریف زمان شاید دشوار باشد احساس می کنم اما وقتی می خواهم بیان کنم به دشواری برمی خورم
        انسان در مواجهه با عالم ماده متوجه می شود عالم ماده مدام در حال تغییر است آنچه هست نیست می شود و آنچه نیست هست می شود (البته مقصود این نیست که هستی به عدم مبدل میشود و بالعکس) مجموعه این تغییرات در ظرف زمان دیده میشود
        البته باز به تعریف زمان نتوانستم برسم
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۱۴
        جناب ازاد در زمان فلسفی نه اینده وجود دارد نه گذشته
        فکر کنید تمام این جهان هستی یک نقطه است و ما در ان نقطه
        و مدام نقطه به نقطه جلو میرویم
        یعنی نقطه ای که امد نقطه قبلی از بین می رود و این مداوم است
        و هیچ گذشته ای نیست جز در خیال و اینده ای هم نیست
        ولی این نقطه کلا انرزی است و ما این انرژی را جهت می دهیم میشه همان برنامه برای اینده
        ولی از نظر فیزیکی زمان چیزی کاملا متفاوت است
        زمان چیزی مثل کوانتوم یا ریسمان وجود دارد و در هم تنیده
        زمان خم میشود زمان کشش دارد زمان جمع میشود
        این زمان نوعی فیزیکی است و دقیقا درست است
        در نوع زمان فیزیکی جهان نادی به این صورت شدنی نیست و انجا ماده خیالی می شود
        زمان را نمیشود چیزی که ما تصور کنیم دانست
        شما از میروید کره ماه برمی گردید اینجا سفر در مکان و سفر در زمان دو دیدگاه متفاوت است سفر در مکان همان نقطه است که جهت دادیم
        اما حقیقت در زمان صفر شده
        چون ما از نقطه ای جابجا شدیم و برگشتیم و زمان را از دست دادیم ولی مکان همان است
        کمی سخت است توضیحش
        اگر خواستید فردا باز در خدمت هستم
        فعلا باید برم
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۴
        خندانک
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۰۷
        بحث اثبات خدا نیست آن را در جای خود جویا شوید بعد وارد بحث زمان شوید
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۱۶
        زمان باید دید فقط در ذهن آدمی است یا در عالم واقع هم هست
        تبدیل انرژی حرکت و خاطره و ... اینها باز به نظر می رسد زمان نیست حتی تعریف ناکام من هم زمان نیست
        زمان گویی پیش فرض ذهن است رخ می نماید و پنهان میشود و احساس میکنم قرابت خاصی با هستی دارد
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۰۸
        خیلی از تعاریف و شناخت و اسم گذاری های مفهومی در گذشته به مرور زمان جایگاه خود را از دست دادن یا از بین رفتند یا برعکس هم شدند
        شاید کلمه زمان اگر کلمه ای حقیقی تر و واقعی تری بود امروز در مسائل فیزیکی هم بسیار اگاهنر بودیم در این باب
        زمان یا همان حرکت کلی و عظیم این هستی که ریشه در ذات ذرات دارد ولی کل عالم هستی و امکان در حرکتی عجیب است
        بدترین و ناقصترین و گمراه کننده ترین کلمه برای این عمل کلمه زمان بوده
        وقتی زمان را مهم کردیم در شعور
        اینگونه درک کردیم که کلی هستی ثابت مانند است
        و چیزی به نام زمان در گذر است
        و این کلی در دانش و فهم بشر خلل ایجاد کرد
        بعضی وقتها که در کلمه زمان رخنه میکنم و تا عمقش را تأمل،
        دقیقا احساس میکنم یکی از دشمنان دیرین خرد بشر بوده
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۱۹
        تعریف زمان ناکام ماند بحث ما نیز بدرود
        سارا خوش روش
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۱۹
        درود و عرض ادب جناب سلیمی
        مثل همیشه برای بهره مندی از مطالبتان آمدم و از ،مباحث مناظرات استفاده بردم خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۵۶
        درود و احترام بانو خوش روش بزرگوار
        بزرگوارید شما و لطف دارید
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۳۳
        سلام ودرودی مجدد

        بسیار عالی خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۴۵
        منت دارم استاد فتحی عزیز
        بزرگوارید 🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۳۹
        درود بر جناب سلیمی اندیشمند و اگاه
        نبض قلمتان سبز موفق باشید خندانک خندانک خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۴۷
        درود و احترام جناب علامیان عزیز
        سپاس گذارم
        لطف دارید به بنده ، بزرگترین ارزوی من داشتن حداقل اندکی اگاهی واقعی است
        ا🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏
        بهرام معینی (داریان)
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۰۴
        بسیار زیبا وپر محتوا
        درود های فراوان جناب سلیمی استاد فاضل وگرانقدر
        قلمتان نویسا
        در پناه حق
        🌷🌷🌷
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۴:۳۸
        درود و احترام استاد داریان بزرگوار
        لطف دارید به بنده
        سپاس از نگاه و نظرتان
        🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        زهرا آهن(ملکبانوی سیب)
        چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۱۲
        درود بر شما جناب سلیمی بزرگوار

        بسیار زیبا و سرشار از تصویرسازی‌های بی‌نظیر

        پر شدم از لذت حضور

        پاینده و پیروز باشید خندانک خندانک خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۴:۳۹
        عرض احترام و سپاس از حضورتان
        بزرگواری کردید ولطف با نظرتان
        سعادتمند باشید
        🌹🌹🌹🌹🙏
        ارسال پاسخ
        حسن  مصطفایی دهنوی
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۷:۵۱
        درودها بر شما شاعر گرامی ادیب فرزانه و فرهیخته
        بسیار زیبا، دلنشین و سرشار از احساسات لطیف سروده اید
        قلمتان نویسا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۲۷
        درود و احترام جناب دهنوی بزرگوار
        سپاس از نگاه و نظرِ پرلطفتان
        🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۳۱
        سلام نظر شریف نسبت به این پاسخ چیست؟
        سلام ۱-چگونه زمان می گذرد اما هستی ثابت است؟ ۲-گذر زمان چگونه هستی را دستخوش تغییر نمی کند؟ ۳-اگر هستی اصالت دارد هستی بی زمان باشد بی زمانی اصیل است پس زمان امری موهوم است ولی زمان را درک می کنیم آیا ادراک نیز موهوم است اگر آری ما با این ادراک ، ادراک می کنیم که هستی بی زمان است آیا با فرو ریختن بنای ادراک این گزاره نیز فرو می ریزد اگر آری آیا اصالت به زمانمندی باز می گردد ؟ اگر آری ادراک اینکه بی زمانی نیز هست بی اعتبارست؟ و درین فرض باز ادراک فرو نمی ریزد و بی زمانی هستی اثبات نمی شود ...

        متن پاسخ
        باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: همین که انسان زمان را درک می‌کند حاکی از آن است که ذات انسان که همان نفس ناطقه می‌باشد، مجرد و فوق زمان است. ثانیاً: زمان، حاصلِ حرکت است مثل آن‌که با حرکت زمین به دور خود و به دور خورشید، روز و سال به‌وجود می‌آید. ثالثاً: همچنان‌که جناب صدرالمتألهین در «حرکت جوهری» روشن فرمودند چون ذات عالم ماده عین حرکت است، زمان، مخصوصِ عالم ماده می‌باشد و هستی در ذات خود آزاد از حرکت می‌باشد. موفق باشید
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۲۲
        سلام و درود جناب ازاد
        در نظر به پاسخی که
        گذاشتید
        احتمالا یانوشته های بنده را بالاتر در پاسختان نخواندید
        یا اینکه نتوانستم درست تفهیم کنم
        من همینارو براتون نوشتم اما کمی متفاوت
        مهم این است از نظر خودم نوشتم نه صدرالمتأهلین
        کمی دقت کنید همین بود
        🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۲۶
        خدمت شما عرض کنم
        و البته عده ای از بزرگان اول اینکه سعی کنیم چیزی را با شنیدن یا خواندن درک نکنیم بلکه با اندیشه و فهمیدن واقعی اگاهی پیدا کنیم
        دوم اینکه چرا هیچ دانش و اگاهی از خویش نداشته باشیم
        اینهمه تلاش برای فهمیدن با خواندن تحصیل نمیشود
        با اندیشیدن وای می شود
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۵۴
        آن سه سوال را پس از آنکه با شما مطرح کردم از بزرگواری نیز جویا شدم و پاسخ را گفتم با شما نیز مطرح کنم
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۱۶:۲۲
        کار شما بسیار زیبا بود
        ایندیشه و پاسختان دانسته مرا عمیقتر کرد
        بابت این عملتان دنیایی سپاس دارم
        🌹🌹🌹🌹🌹
        سمیرا عاشوری
        جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۰۷
        سلام و درود به استاد گرامی و فرهیخته
        از نوشته یتان بسیار لذت بردم
        درپناه خدا باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱ ۲۲:۵۹
        درود و احترام بانو عاشوری
        سپاسگذارم از نگاه نظرتان
        🌹🌹🌹🌹
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۳:۳۱
        درودتان خندانک
        باحال بود خندانک خندانک


        *تو در جبری حین اختیار
        اختیار از جبر او زاید همی
        سال ها در اختیار خود کنی
        وعده های صبح و شام ت را به جا*

        *شاهزاده* خندانک

        در پناه خدای جبر، اختیار و احتمال خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۱۱
        درود شاهزاده بانو
        زیبا شعری گذاشتید
        سپاس
        ماندگار باشید 🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۹
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۲
        خندانک
        شاهین زراعتی رضایی (آرمان)
        شاهین زراعتی رضایی (آرمان)
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۰۰
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۵۱
        سلام و عرض ادب استاد سلیمی ارجمند
        بسیار زیبا بود
        سلامت و پاینده باشید خندانک خندانک
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۶:۰۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0