سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 4 بهمن 1400
    21 جمادى الثانية 1443
      Monday 24 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        دوشنبه ۴ بهمن

        رازهای مگو

        شعری از

        مرضیه سادات هاشمی

        از دفتر شکوفه ی پاییز نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰ ۰۲:۱۷ شماره ثبت ۱۰۳۴۰۶
          بازدید : ۴۱   |    نظرات : ۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مرضیه سادات هاشمی

        چگونه از سیاهی موهایت دل کندی 
        از شعرهای عاشقانه ای که به پای کبوترها بسته بودی 
         از آن دودچراغی که نیمه شب 
        و از حرفهایی که نمی توان زد ...
        چطور توانستی از من بگذری 
        حال آنکه هزار و اندی سال است 
        در جسم دختران زیبا حلول می کنم 
        _در دختران ساده 
        _ مغرور 
        و هنوز نتوانسته ای ...  
        کجایی ای تنهایی پر از اسرار 
        ای رازهای مگو 
        در آشیانه های اندوه  
        در لانه های مار 
        در کنایه ی پنهان ضرب المثل ها 
        ...ادعا می کردی روزی عاشقم بوده ای 
        تا قیامت جوان میشوم 
        و از جسم بی جان خودم 
        به معشوقه های زیبا گریزی خواهم زد 
        این پیکره تو را بخشیده است 
         این پیکره ی متلاشی... 
         
        به من نگو 
         تو آن نفس های سرد راهروی...
        تو زنده ای و هیچ طنابی گواهی لمس گلوی تو را نداده است 
        از هیچ مرزی نگذشته ای 
        و در نزدیک ترین دریچه قلبم 
        هتل پنج ستاره ساخته ای
        می دانم
        پنجره ی اقامت تو به چشم هایم  باز می شود و از اتاقی بین سلولهای خاکستری مغزم تماشایم می کنی...
         
        برایت از پای کبوترها 
        انبان ِ عشق می فرستم 
        و این بار 
        بند پوتینهای خودت را محکم ببند 
        تا دیگر همدیگر را گم نکنیم.
         
        در شهر روح های آواره... 
         
        #مرضیه سادات هاشمی#
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰ ۱۵:۰۸
        درود بانو
        جالب و زیبا بود خندانک
        علی مزینانی عسکری
        شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰ ۰۶:۴۲
        سلام و عرض ادب
        احسنت
        خندانک خندانک خندانک
        سیاوش آزاد
        شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰ ۰۶:۴۶
        سلام عفاف در کلام شمارا دوست داشتم
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0