سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

پنجشنبه ۲۵ تير

پست های وبلاگ

شعرناب
نژاد برتر
ارسال شده توسط

شعله(مریم.هزارجریبی)

در تاریخ : يکشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۹ ۰۳:۰۲
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۷۵ | نظرات : ۲۷

این داستان
 
انسانیت از کجا پر پر شد؟
 
امروز داشتم فکر میکردم اصلا نژاد پرستی از کجا شروع شد؟اولش گفتم شاید این کار اعراب بود که گفتند عرب و هر که جز عرب بود را عجم خواندند بعد یاد فراعنه افتادم ته تهش رسیدم به قابیل خیر ندیده که خود را برتر از برادر دید و اینگونه اولین برادر کشی جهان بشریت را پایه ریزی کرد .
 
اما چرا مایی که ادعای دهکده جهانی داریم و در نظرمان مرز ها خطوط فرضی هستند اینگونه رفتار میکنیم.اقایی تشریف بردند یک شهری حالا که عادلانه چه ظالمانه یک دست کتک مفصل نوش جان کردند و میروند میگویند آاااای ایهاالناس با خبر باشید که در فلان شهر مردم غریب کشند.یا همین مشهد خودمان میگویند شمع دزدند بابا به پیر به پیغمبر این بهتانی بیش نیست. جریان ازینجا اب میخورد که شمعهایی که گذشتگان در کنار مساجد و تکایا روشن میکردند برای حفظ بهداشت و بازیافت توسط یک سری مامور جمع اوری میشدند ان مامور هم بیکار نبود بایستد تا اخرین شمع اخرین نفس را بکشد کاردک را مینداخته زیر تمام محتوا روشن و خاموش همه را جمع میکرده و یک بنده خدایی این را کرده علم یزید هی میکوبد به سر این مردم مظلوم😈و معصوم😀.
 
ولی در همین مشهد خیلی انسانهای فرهیخته و خوبی زندگی میکنند.(نمونه بارزش خود من😂).یا میگویند مثلا اصفهانی ها خسیسند😕یا ترک ها ساده اند یا شمالی ها یا جنوبی ها .وااااای ازین قضاوتها.چرا؟
 
اصلا ما و مردم سایر ملل چه فرقی داریم؟اصلا به چه حقی چون یک نفر افغانیست به خودتان اجازه میدهید تحقیرش کنید.ما میگوییم مسلمانیم و خدا در ایه صریح قران گفته برتری انسان ها به هم جز به تقوا نیست.ایا از هم با تقوا ترید؟اصلا خبر دارید دیگران در دل چه دارند؟شاید گنجینه ی با ارزش تری از شما در سینه شان دارند و فروتنانه مقابل بی ادبی شما سکوت میکنند.
 
راست میگویند تفرقه بنداز و حکومت کن وقتی بین مردم جهان تفرقه هست سلاح هست،جنگ هست،برادر کشی هست،ظلم هست اگر این مرزها نبود اگر تفرقه نبود دیگر هیچ کودکی طعم گرسنگی و بیماری و جنگ را نمیچشید چون ما هوای همنوع خود را داریم چون دیگر طبقه ای نبود که یکی برود بالا و باقی مردم را بکند پله ی ترقی خودش چون دیگر عدالت صدای بیداد را خفه میکرد دنیا را که هیچ حداقل کشور خودمان را درست کنیم.
 
به همنوعانمان به چشم یک انسان نگاه کنیم و اگر ضربه خوردیم نگاهمان را به ان یک نفر عوض کنیم نه نسبت به تمام مردم و تمام یک گروه جبهه بگیریم.
 
من ایرانی ام فارس یا عرب لر یا ترک لک یا گیلک کرد یا هر قوم دیگری به پیشینه ی خود افتخار کنید و به هم احترام بگذارید در این دنیای بی مهری تنها محبت است که جان میدهد به روح بی جانمان.
 
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
 
فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
 
شعله
 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۰۲۷۸ در تاریخ يکشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۹ ۰۳:۰۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

ه باز هم جنوب ااا جایی که خاک تفتیده اش بیش از آنکه به باران بهار تشنه باشد به خون جوانانی تشنه است که در مسلخ بی تدبیری سر بریده می شوند ااا هر سربازی که در گمنامی سنگرها به خاک می افتد تنها یک تن نیست تکه ای از جان این سرزمین است که زیر چرخ دنده های بی مسئولیتی مسئولان له می شود ااا آنچه این داغ را به سوگی بی پایان بدل کرده است نه فقط مرگ که قباحت سکوت متولیانی است که در تالارهای عافیت نشسته اند و مرگ جوانان را با واژه ی مصلحت معامله می کنند ااا دیگر پنهان نمی توان کرد ااا این خستگی ملی حاصل زخمی است که هر روز به بهانه ای تازه سر باز می کند ااا وقتی جان انسان در قاموس حاکمان ارزان تر از نان و اعتبار صندلی هایشان باشد دیگر از اعتماد چیزی باقی نمی ماند ااا این نه یک سوگواری ساده که طغیان وجدان های بیدار است علیه کسانی که اقتدار را در بی تفاوت بودن به خون فرزندان این خاک معنا کرده اند ااا نرگس زند
میکائیل نجفی(سراب )

تیر کینه در چله ی شیطان و قلب انسان هدف ااآه ه ه از این غفلت که پی در پی شکاریم اا بداهه
بِه آفرید

در همه عالم کسی نیست که راه مهر را نداند لیکن نیکی به مردم کار مردان خداست
طاهره حسین زاده (کوهواره)

فخرِ عوالِم که به اِذنِ خدا ااا موقعِ زیبایِ ظهورش رسد ااا یارَبم از منتظرانش بدان ااا جان و دلم تا به حضورش رسد ااا بداهه د
سید موسوی (نوریان)

نه نمیاد داداش اا نه مسیح رستاخیز داره و نه امام زمان اا پشت این حکمت خداست و می دونم درکش ممکن نیست اا سوره انبیاء آیه صد و پنج اا سوره قصص آیه پنج اا سوره ابراهیم آیه پنج اا سوره هود آیه هشت اا هیچ جای قران گفته نشده اا اصلا چرا بخواد بیاد تو این دنیای کثیف
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0