سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 4 آبان 1399
  • اعتراض و افشاگري حضرت امام خميني -ره- عليه پذيرش كاپيتولاسيون، 1343 هـ ش
9 ربيع الأول 1442
    Sunday 25 Oct 2020
      بزرگ ترین شكوه و سربلندی ما نه در هرگز سقوط نكردن، بلكه در برخاستن پس از هر شكست است. رالف والدو امرسون

      يکشنبه ۴ آبان

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      منطق مسیحایی...
      ارسال شده توسط

      م فریاد(محمدرضا زارع)

      در تاریخ : جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۱۲
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۳۲ | نظرات : ۲۵

      پاهای زن دیگر توان دویدن نداشت، ولی چیزی از درون به او نهیب می زد که: برو!... نایست!... فرار کن!... توقف یعنی شکنجه!... توقف یعنی مرگ!...
      اگرچه زن، ندای درونی اش را خوب نمی شناخت ولی خوب می دانست که این ندای مبهم و تاثیرگذار، از کودکی همیشه همراه او بوده است، از همان وقتی که فهمید دختر بچه ی شش هفت ساله ای است که پدر و مادری ندارد تا هنگام گرسنگی به دادش برسند، و او هر روز باید لابلای جمعیت بی اعتنای بازار اورشلیم، در کمین فرصتی باشد تا چیزی برای خوردن بدزدد. آن روزها هم همین ندای درونی بود که فکر کودکانه و عضلات نحیفش را هماهنگ می کرد تا چیزی بدزدد و رنج گرسنگی را چند ساعتی دور کند. بعدها که او بزرگتر شد، نام این ندای درونی مبهم ولی کوبنده را که منشاء تمام خوبی ها و بدی ها، و درستکاری ها و خطاها، و ثواب ها و گناه های او بود، "عشق به زندگی" گذاشت، هرچند هرگز این عبارت را به زبان نیاورد زیرا فکر می کرد که "عشق" واژه ی مقدسی است که با زندگی آلوده ی او همخوانی ندارد... زن که دیگر از شهر بیرون آمده و به بیابان رسیده بود، با درماندگی به سمت آسمان نگاه کرد و با تمام قدرتش آه کشید، ولی آنقدر ناتوان بود که حتی خودش هم صدای آهش را نشنید و از شدت ناامیدی کنار تخته سنگی زانو زد و در حالی که ترس تمام وجودش را فرا گرفته بود، با ریه های غم گرفته ای که به سختی پر و خالی می شد، و قلب لرزانی که به زحمت می تپید، چشمانش را بست و منتظر ماند تا مردانی که دنبالش می دویدند سر برسند و مجازاتش کنند، ولی ناگهان صدای آرام مردی از آن سوی تخته سنگ به گوشش رسید:
      _ نترس! خداوند آه تو را شنید.
      زن سرش را بلند کرد و مرد جوانی را دید که روی تخته سنگ نشسته است. یپس پشت سرش را نگاه کرد: مردان خشمگینی که او را دنبال می کردند، لحظه به لحظه نزدیکتر می شدند. زن از ترس، آن سوی مرد جوان پناه گرفت... تعقیب کنندگان سر رسیدند و گفتند:
      _ این زن روسپی است و باید سنگسار شود.
      مرد جوان چند لحظه ای سکوت کرد، سپس سرش را بلند کرد و گفت:
      _ با شما موافقم ولی اولین سنگ را کسی به این زن بزند که خود گناهکار نیست.
      مردان به هم نگاه کردند و بی آنکه حرفی بزنند، با سرافکندگی به شهر بازگشتند. سپس مرد جوان رو به زن کرد و گفت:
      _ برو و دیگر گناه نکن! ...
      و زن رفت در حالی که درونش از ندای تازه ای پر شده بود...  
      (م. فریاد)
      پی نوشت:
      *بر اساس داستانی از انجیل:
      انجیل برنابا: فصل ۲۰۱ آیات ۱ تا ۱۳
      انجیل یوحنا: فصل ۴ آیات ۱ تا ۱۱

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۰۱۸۳ در تاریخ جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۱۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۰۳:۵۶
      درود جناب فریاد گرامی خندانک

      خوش برگشتید به محفل ناب خندانک

      خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۱۹:۳۳
      درود استاد خندانک
      ممنون از حضور انرژی بخشتون خندانک
      به این حقیر لطف دارید خندانک
      خدا حفظتون کنه خندانک
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۰۰:۰۹
      درود استاد عزیزم
      خیلی وقت بوداز قلمتان بی بهره بودیم
      داستان زیبایی بود هرچند اینجا مردم عادت دارند به سنگسار کردن و باکی نیست از متهم کردن دیگران کلا ما مردمی هستیم که کور خود بینای مردمیم.
      خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۰۰:۲۴
      درود شاعر مردمی خندانک
      ممنون از حضور ارزشمندتون خندانک
      بله انسان ظلوماً جهولاست
      بسیار ظالم و بسیار نادان
      و مدعی عدالت و دانایی
      و مدعی خلیفه ی خدا بودن
      به امید تابش نور حقیقت بر دلهای ظلمت زده ی همه مون خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۰۰:۱۹
      درود بیکران استاد عزیز
      چه خوب سری زدید به سایت با این نوشته ی زیبا
      مدتی نبودید انشالله خوب هستیدو سلامت و دل کوک خندانک
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      يکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۹ ۱۳:۲۶
      درودهای بیکران استادگرانقدرم

      بی شک زمین به خود می بالد ازحضور نیکتان .
      عشقی که با مهر بردلها می بخشید .
      سپاس برای هرنفستان که ذکر است .
      مراقب خودتون باشید. خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۰۰:۲۸
      درود شاعربانو خندانک
      ممنون از حضور پرمهرتون خندانک
      به لطف خدا و دعای خیر شما دوستان عزیز هنوز زنده ام خندانک
      شاد باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      درویش حسین ندری
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۰۰:۱۹
      درود استاد
      عالی بود
      درود به بلندای اندیشه سبز شما
      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۰۰:۳۰
      سلام و عرض ادب خندانک
      ممنون از حضور دلگرم کننده تون خندانک
      و لطفتون به این ناچیز خندانک
      سایه تون مستدام خندانک
      ارسال پاسخ
      بهمن بیدقی
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۰۲:۱۴
      باسلام وعرض ارادت آقای زارع بزرگوار
      خوشحالم از حضورتان
      نبودتان پر از دلتنگی بود
      زیباو دلنشین قلم زده اید مثل همیشه خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۱۹:۳۴
      سلام بر دوست خوبم خندانک
      خیلی ممنونم از حضور دلگرم کننده تون خندانک
      و محبت بی دریغتون خندانک
      دریای دلتون آرام خندانک
      ارسال پاسخ
      زینب بویری (خزان)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۴۵
      سلام استاد بزرگوارم خندانک
      حالتون که خوبه ان شاءالله؟
      امیدوارم که حالتون همراه با
      یه آرامش وصف ناپذیر و فوق العاده باشه خندانک
      مشتاق حضورتون بودم خیلی خوشحالم که برگشتید خندانک خندانک خندانک خندانک
      بسیار عالی بود خندانک خندانک خندانک خندانک
      مانا بمانید خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۱۹:۳۶
      سلام بر خزان مهربان خندانک
      به لطف خدا و محبت شما دوستان آیینه دل خوبم خندانک
      خدا رو شکر خندانک
      به این ناچیز لطف دارید خندانک
      شرمنده محبتتون هستم خندانک
      روزگارتون بهاری خندانک
      ارسال پاسخ
      یدالله عوضپور    آصف
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۱۲:۴۱
      درود استاد عزیز
      وقت خوش
      متنی ست مملو از مطالب سرشار.
      پندآموز و آگاهی بخش
      وجودت پایدار دوست خوبم
      خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۱۹:۳۹
      درود بر استاد آصف عزیز و دوست داشتنی خندانک
      باعث خرسندیه شاگردی در محضر مرد دانا و صادق و منصفی چون شما خندانک
      شاد و تندرست باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۱۸:۳۵
      سلام
      داستان جالبی بود فریاد عزیز
      من هم خوانده بودم
      الحمد الله دارن محازات دوروییشان را پس میدن
      این جماعت قایم شونده پشت دین
      راستی کجایی برادر من
      نمیگی دلتنگت میشیم
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۱۹:۴۵
      سلام استاد شفیعی عزیز خندانک
      همیشه شرمنده محبت شما هستم
      ما هم دلتنگ شما بودیم
      ولی این روزگار ناملایم که نمیذاره اونجور که دلخواهمونه زندگی کنیم خندانک
      به دستی نان به دست آرم، به دستی هم قلم دارم
      نه فرزند از پدر راضی، نه دفتر از کلامم خوش!
      همیشه باشید شاد و تندرست خندانک
      ارسال پاسخ
      سید اسلام سادات حسینی
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۲۰:۰۰
      استاد سلام
      در کنار شما بودن مایه افتخار و سعادته خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۴۳
      سلام آقای حسینی عزیز خندانک
      به این ناچیز لطف دارید
      ان شاالله که دوست خوبی باشم برای شما و بقیه ی اهالی سایت خندانک
      شاد و تندرست باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹ ۲۳:۱۶
      به به سلام استاد عزیزم
      خیلی مخلصیم مشتاق دیدار
      پوزش از تاخیر
      از حضور ارزشمندتون خیلی خوشحالم استاد
      همیشه قلمتون دلچسب و دلنشین و آموزنده بود و هست و خواهد بود
      ارادتمندم برادر جان🌹🌹🌹💝💝💝🌹🌹
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹ ۲۳:۰۳
      سلام بر برادر خوبم راجی عزیز خندانک
      خوشحالم عمری بود تا باز در کنار شما باشم خندانک
      ولی انگار شما هم فعالیتتون کم شده خندانک
      پس کو شعرهای قشنگ و خلاقانه تون؟
      ان شاالله که خیره خندانک
      ارادت داریم خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
       مرضیه حسینی
      يکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۱۶
      سلام استاد فریاد. خوشحالم که هستید. مثل همیشه عالی بود. خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹ ۲۳:۰۵
      سلام دخترم خندانک
      ممنونم از حضور انرژی بخشتون خندانک
      و لطفتون به این ناچیز خندانک
      باغ آرزوهاتون پرمیوه خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله محمدیان
      پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۵۶
      سلام استاد گرانقدر خندانک
      آمدم بگم از اینکه شاگرد شما هستم خوش حالم خندانک خندانک
      در امان حق پایدار باشید و نویسا خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۰۶
      همشاگردی سلام خندانک
      ممنونم از حضور انرژی بخشتون خندانک
      من خودم هنوز شاگردما
      فک کنم بچه های سایت بخاطر سن و سالم میگن استاد خندانک
      ولی هر کمکی از دستم بیاد دریغ نمیکنم خندانک
      باغ آرزوهاتون پرمیوه خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0