سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 10 مرداد 1400
    23 ذو الحجة 1442
      Sunday 1 Aug 2021
      • روز جهاني شير مادر

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      چنانچه دروغ می گوئید لطفا آن را زیبا بگوئید.! شاید وجدان حقیقت دلش به رحم آید.احمدی زاده(ملحق)

      يکشنبه ۱۰ مرداد

      آغاز مرگ

      شعری از

      زیبا بنماران (زیبا)

      از دفتر واگویه های عشق نوع شعر موج نو

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۹ شماره ثبت ۹۹۹۲۸
        بازدید : ۷۴   |    نظرات : ۹

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر زیبا بنماران (زیبا)
      آخرین اشعار ناب زیبا بنماران (زیبا)

      بیدار میشویم در خستگیه فرو خورده ی زمان 
      در تنگنای گمشده ی آغوشی که بی دردمان میکرد
      رنج میکشیم 
      و فردا باز جهان ادامه دارد 
      جایت 
      جایش 
      جایم خالیست 
      هزار ترفند را به مسلخ برده ایم 
      اما مرگ 
      سلاخی قلبها را بهتر از ما میداند
      گفتم ما 
      هنوز میشود مرا با تو جمع کرد ؟
      با خاک 
      با زمان 
      با جای خالیت روی مبل
      با خانه مان 
      که بی تو بی من است 
      کاش 21 گرم نبودن اینقدر گران تمام نمیشد 
      تورم بیداد میکند 
      در ترازویی که یک اشتباه کوچک 
      کمترین وزنه را سنگین تر از تو نشان میداند 
      ما گم شد
      و هنوز هوا سنگین است 
      آنقدر که زمان بی نفس میشود 
      چیزی شبیه بودن خالی میشود 
      من نیستم ، تویی 
      تویی که نیبینمت
      تویی که ندارمت 
      و طعم تلخ ناباوری 
      شادیهایمان را به سخره گرفته 
      جایی نیست 
      کسی پیدایمان نمیکند 
      گم شدنی از گور فراتر 
      در کوچه های بی ثمری 
      تکرار میشویم 
      اما خالی خالی خالی 
      تنها تو هستی که گاهی صدایت در گوش نداشتنهایم میپیچد 
      و طنین غمگین خدایی که نمیبینم 
      صدایم میزند 
      به خود آ
      جایت 
      جایش 
      جایم 
      خالیست 
      چه حیف 
      از بوسه هایمان 
      از آغوشت 
      از دلم 
      از بوی مهر
      از سلام صبح 
      از لبخند شب 
      خالی ام 
      یادم باش 
      یادت رهایم نمیکند 
      چه مادرانه 
      چه خواهرانه 
      چه دخترانه
      چه پدرانه 
      و چه پسرانه 
      دلم برای تمام نبودنها تنگ میشود 
      نشناختم 
      نشناختی 
      نشناخت
      و دیگر ما به گور رفته 
      من مرگ را چشم در چشم کاویده ام
      و هنوز گلویم میسوزد از سنگینی نفسی که بالا نیامد 
      و هوایی که اکسیژنش را خورد تا ناکام شویم 
      چیزی شبیه انسان گم شده 
      در خاطره ام 
      کجایی ؟
      میدانی تنهایم 
      من مرگ را به نام تو آغاز کرده ام 
      در هر کجای مرگ که هستی 
      آزاد کن مرا !
      واگویه های عشق:
      زیبابنماران
      ۷
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0