سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        سحر نگاه

        شعری از

        زیبا بنماران (زیبا)

        از دفتر واگویه های عشق نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۰۷ شماره ثبت ۱۰۱۳۳۹
          بازدید : ۲۸۲   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر زیبا بنماران (زیبا)
        آخرین اشعار ناب زیبا بنماران (زیبا)

        امروز هم تمام من
        اینجا تمام شد 
        یک بیکران خسته و
        دلگیر و بی قرار 
        امروز هم بدون تو 
        شب بی کلام شد 
        سرد و خموش 
        چشم پر از درد و انتظار 
        ای کاش دستهای من و
        قصه های تو 
        در سنگ فرش تنگ تونلهای جاده ها 
        یا پشت ابرهای زمان
        زیر چتر ماه 
        یک جای دور
        پنجه به هم میزدند مست 
        جایی که جز غرور
        گشاید کسی دو دست
        جایی که هر چه نیست
        شود هست هست هست 
        ای کاش زیر طاق پر از قدرت خدا 
        جای من و تو و دل ما 
        یک پیاله بود 
        آن وقت هر کسی که به دنبال عشق بود 
        میزد پیاله را  و
        ز غمها رهیده بود 
        هر چند  تلخ قصه منم 
        پر از درد و آه 
        خوش نقشی تو 
        کند کند تیغ غصه را 
        ای تابناک 
        همچو سحر در غروب ماه 
        سحر است در نگاه تو
        پر کن پیاله را 
        ما آفتاب داغ و 
        نفسهایمان گواه 
        یک جرعه آب یخ زده
        جا مانده بی پناه 
        این داغ پر تپش که تنش پر تنش شده 
        ماهی است
        گوییا که صدا میزند
        خودآ
        واگویه های عشق : زیبابنماران
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۲۰
        درود بانو
        بسیار زیبا و پر احساس بود خندانک
        بهروز ابراهیمیان
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۱۳
        درود بانو
        بسیار زیبا و پر احساس بود خندانک
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۲۲
        درود برشما
        بسیار عالی
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        محسن ابراهیمی اصل (غریب)
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۳۴
        درود برشما بانو خندانک خندانک خندانک
         علی اکبرامیدی
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۰۲
        خیلی زیبا و با احساس.واقعا ممنون.
        ناهید فتحی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۱۶
        خندانک خندانک خندانک
        ای کاش...
        همین که چشمانت راداشتم
        برایم کافی بود
        وقتی که پنجره ها تو را به من میدادند
        و ماه حال دلم را میدانست
        و دریا مرا به خود میخواند
        با قایقی ...
        حالا
        من ماندم و ...
        ای کاش..‌‌‌.
        چشمانت را نمیخواستی
        ای کاش...
        مجید فکری
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۲۶
        درود بر شما صدامتیاز خندانک خندانک
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۰۶
        خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1