سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

جمعه 15 فروردين 1404
    6 شوال 1446
      Friday 4 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        جمعه ۱۵ فروردين

        چهل و یکساله

        شعری از

        گلناز توکلی بهروز

        از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ ۲ روز پیش شماره ثبت ۱۳۶۸۳۵
          بازدید : ۲۲   |    نظرات : ۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر گلناز توکلی بهروز

        امروز، جهان چهل‌و‌یک سال است که
        مهربان تر شده،
        از روزی که تو را
        در آغوش گرفت.
        و من، زنی بی‌سپر،
        که از تو آموختم
        عشق،
        گاهی پناه است
        گاهی آتش
        و گاهی… هر دو
        با تو، زن شدم.
        با تو، بلد شدم مهربان تر شوم
        بلد شدم دل ببندم
        بلد شدم دعا کنم
        برای مردی که سهمم نیست،
        اما تمامم است.
        تو نه فقط معشوق منی،
        تو پدرمی،
        که زخم‌های جهانم را نوازش می‌کند،
        پسرمی،
        که مادر قلبم را نگران خودش میکند،
        و مردی،
        که هیچ نامی در زبان
        حق تو را ادا نمی‌کند.
        از تو هیچ نمی‌خواهم،
        نه لمس، نه وعده، نه ماندن.
        تو را فقط می‌خواهم،
        همین‌طور که هستی،
        با همان وقار خاموش،
        با همان دوری پر از حضور.
        و امشب،
        در چهل‌و‌یکمین فصل زندگی‌ات،
        فقط یک آرزو دارم:
        اگر مرگ، روزی
        میان ما یکی را باید انتخاب کند—
        من باشم.
        من.
        نه تو.
        که جهان، بی‌من دوام می‌آورد…
        اما بی‌تو؟
        فرو می‌ریزد.
        در شب میلادت
        از خدا خواسته ای دارم
        نه این‌که با من بمانی…
        که بیشتر از من بمانی.
        تا اگر روزی خاک، تنم را بلعید،
        تو هنوز زیر آسمان،
        نفس بکشی…
        و جهان،
        بی‌من،
        باز هم بوی تو را بدهد.
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1