سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 29 خرداد 1400
  • درگذشت دكتر علي شريعتي، 1356 هـ ش
10 ذو القعدة 1442
    Saturday 19 Jun 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      شنبه ۲۹ خرداد

      درس پدر

      شعری از

      عنایت اله کرمی

      از دفتر پینوپروک (دفتردوم) نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۹۹۱۸۵
        بازدید : ۹۱   |    نظرات : ۹

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

       پیرمردی آزموده ، مهربان
      زندگی می کرد با پورِ جوان
      پورِ او را کودکی بود و زنی
      خانه اش سرشار بود از روشنی
      جان آن پیرِ شریف و کاردان
      بی ریا و کم سخن شیرین زبان
      سخت بر جان پسر وابسته بود
      گرچه گه از کارهایش خسته بود
      پیر چون دلواپس فرزند بود
      دائماً او را ره از چَه می نمود
      در خصوص زندگی بالندگی
      فکر نیک و خدمت و سازندگی
      در مسیرِ کامیابی ، عافیت
      حُسن خُلق و خوبی و خلاقیت
      گوهر نابی اگر در کیسه داشت
      در کفِ دستِ عزیزش می گذاشت
      فی المثل می گفت ای جان پدر
      حفظ کن جان را ز آفات و خطر
      قدرِ گنج تندرستی را بدان
      قیمتِ یاقوتِ هستی را بدان
      این حقیقت را بدان فرزند من
      حاصلِ جان و تنم ، دلبند من
      حالِ تو چونان ترازوی من است
      شاخص آبادی کوی من است
      حفظ کن تن را ز بادِ ناخوشی
      تا که بابا هم بزیید با خوشی
      مهرِ بابا را پسر در سینه داشت
      با پدر او الفتی دیرینه داشت
      لیک چون معنا بر او مستور بود
      از دل و اسرارِ بابا دور بود
      پاسخی می داد از روی هوس
      تا نمی شد قانع از آن هیچکس
      این که من هم بالغم هم عاقلم
      سختکوش و قدردان و قابلم
      نیک می دانم صلاحِ خویش را
      فرق بین گرگ ها و میش را
      طفل خامی نیستم من ای پدر
      فکرهای پخته من دارم به سر
      دستِ آخر باز حیران این پسر
      ناتوان و مانده از درکِ پدر
      بی خبر از خِبرَت ممدود او
      محنت و ایثار نامحدود او
      پندِ بابا را به خوبی می شنود
      لیک نسیان و تغافل می نمود
      چون پدر فرزند را غافل بدید
      با ملاحت نقشه ای شیرین کشید
      منتظر شد تا زمانی سر شود
      شاید ادراکِ پسر بهتر شود
      در ترصد بود تا اجرا کند
      حِسّ خود را در پسرالقا کند
      روز و شب چرخید پشتِ یکدگر
      هیچ تغییری نیامد در پسر
      صبر بابا رو به پایان می رسید
      موعد برف و زمستان می رسید
      لاجرم در یک طلوع برف بار
      شد پدر بهر پسر آموزگار
      رفت کودک را به آغوشش گرفت
      بعد او را بر سر دوشش گرفت
      قصدِ رفتن سوی ایوان کرد او
      جمله خویشان مات و حیران کرد او
      بُرد ، کودک را به سوی برف ها
      تا ببندد زین ظرافت طرف ها
      چون پسر این کارِ بابا را بدید
      داد و فریادش به منزل ها رسید
      کاین چه کارِ پر خطر باشد پدر
      باز گوی و فاش کن بر ما نظر
      پیکر کودک کجا ، سرما کجا ؟
      با برودت نیست جسمش آشنا
      او ، نمی دانی اگر ناخوش شود
      یا تبی در ساحتِ جانش دَوَد
      آن زمان من مانم و افسردگی
      درد و رنج و غصه و درماندگی؟
      نیشخندی پر ز معنی زد پدر
      گفت: این درس پدر بود ای پسر
      امتحانی بود تا آگه شوی
      با هوا و حال من همره شوی
      حال دانستی تو تشویش مرا ؟
      درک کردی این دلِ ریش مرا؟
      نزد من چون تو ، همان طفلی پسر
      گرچه داری سِنّ و سالی بیشتر
      عشق فرزندی رسد از آسمان
      این گهر بالیده در باغِ نهان
      جان بابا و پسر باشد عجین
      فارغ از هر سِنّ و سالی از سنین
      پندِ ما را تو دگر ارزان مگیر
      گرچه باشی پهلوانی نرّه شیر
      چون پسر از حال وی شد باخبر
      با زبانی الکن و افکنده سر
      گفت ای جانم فدای مهرِ تو
      عشق پنهان در نهان و چهر تو
      اینک احساس تو را دریافتم
      گفته هایت را چو گوهر یافتم
      نکته ها اندوختم زین ماجرا
      تا که روشن شد حقیقت ، این مرا
      درکِ احساس پدر ، یابی به سر
      آن زمانی که خودت گردی پدر
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و آموزنده بود
      موفق باشید خندانک
      محمد مهدی بخارائی
      ۲ هفته پیش
      درود فراوان بر شما جناب کرمی بزرگوار خندانک
      مثنوی زیبایی هست که شما استاد گرامی سروده اید.
      وزن " فاعلاتن فاعلاتن فاعلن " هر روشندلی را به یاد مثنوی مولانا می اندازد. شما استاد بزرگوار هم به زیبایی و شیوایی از این وزن بهره برده اید و حکایتی عمیق را بیان فرموده اید.
      در هنر کلام شما استاد عزیز ، سخنی نیست ولی جسارتاً
      در مفهوم ، مشکل وجود دارد. منظور شما خام بودنِ پسر و باتجربه بودن و مهربانی پدر است ، ولی این را با خشونتی
      بیان فرمودید که برای جامعه فعلی ، قابل پذیرش نیست.
      باید پسر در تصویرِ شرایطی سخت ، قرار می گرفت و نه
      خود شرایط.
      بهتر بود اینگونه می سرودید :
      گفت برفی هست در بیرون ، ببین
      هست یخبندان سختی ، نازنین
      اینک ای فرزند ، در این برف و سوز
      خارج از خانه ، برو ، آتش فروز
      تا بفهمی چیست سختی ، درد و رنج
      حس کنی این سرپناهت هست گنج
      " من " همان گنجم که داری ای پسر
      پس رها کن این غرورت را ز سر
      درود فراوان بر شما خندانک خندانک خندانک خندانک
      بهنود کیمیائی
      ۲ هفته پیش
      هزاران هزار درود بر شما جناب آقای کرمی بسیار بسیار عالی بود
      طوبی آهنگران
      ۲ هفته پیش
      دورود بزرگوار
      بسیار زیبا
      و بلند
      مجتبی شهنی
      ۲ هفته پیش
      درود فراوان
      بسیار بسیار
      زیبا و عالی
      بود🌺
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      🌺🌺🌺🌺🌺🌺
      🌹🌹🌹🌹🌹
      🌺🌺🌺🌺
      🌹🌹🌹
      مسعود میناآباد  مسعود م
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما
      ----------------- خندانک
      آرمین پرهیزکار
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما استاد عزیز
      بسیار بسیار زیبا و مفهومی سرودید👌👌🌷
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      ۲ هفته پیش
      سلام و ادب استاد کرمی عزیز خندانک
      بسیار بسیار زیبا و ناب
      بسی ارزشمندو گرانقدر
      عالی و دلنشین خندانک
      زنده باد خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0