سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 25 ارديبهشت 1400
  • روز بزرگداشت فردوسي
5 شوال 1442
    Saturday 15 May 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      شنبه ۲۵ ارديبهشت

      قصه ی آل بلوط

      شعری از

      مهرداد مانا

      از دفتر شعر مانا نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۹۷۸۰۶
        بازدید : ۱۶۸۳   |    نظرات : ۲۹۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مهرداد مانا

      گفت :
      و این دخترم به مادرش _ باران _ رفته 
      سازی سربه زیر
      تا خنیاگرانش از خجالت خاموشی به درآیند
      تاج سر همه ی نت هاست 
      و در سینه اش راز همایون و حدیث ابوعطا !!
      اما آن پسرم ..
      همان که با فولاد فاحشه همبستر 
      نمیدانم شیر ناپاک
      از پستانِ کدام خاک به خوردش دادند
      که قاتل عشیره ی سپیدار شد ؟
      به خدا از اندوه تبر شدنش 
      تار سبزی به گیسم نمانده 
      چه کنم درین پادرجایی ناگزیر 
      که خیال پرواز ،
      دانه ی درشت پنبه ای ست 
      در خواب شتران آبستن !!

      و این یکی فرزندم 
      نردبام فروتنی ست
      که پا بر گرده اش میگذاری و
      تاااااااا سروده های سلمان بالا میروی
      ( یکی از اتاق فرمان نعره زد : خفه شو مردک واژه فروش ) 

      آه 
      دار اعدام از ترکه ی من بود و
      تیر تاریک از تبار گز 
      دست بر دلم نگذار
      شاید خباثت آن خاج فراموشم شد 
      که هنوز حواریون گرسنه 
      نان فطیر در خون ارغوان میزنند 
      شما را به اره و الوار
      شاخه های ناخلف این شعر را هرس کنید
      در آستین هیچ واژه ای
      جوابی برای گریه ی گلاله نیست 
      ( در اتاق فرمان یکی سرش را به دیوار کوبید :
      یک فنجان قصیده ی قلیچ لدفن !!)

      __ اما همچنان بوی دانستن میاید 
      ما مچاله شدگان تقدیر 
      شکست خورده ی هفتاد جنبش نافرجامیم
      و ناممان در سیاهه ی توفان ست هنوز 
      از آستین انار اگر تبری بیرون خزید 
      به حرمت نی لبک ها ببخشیدش
      مگر هیچ‌ یک از شما
      به لانه ی پرنده یا به ارکیده ی لبهای زنی
      ناخنک نزده است ؟؟ 
      شادی این شط از اندوه دره ها میگذرد ( از اتاق فرمان یکی شاهرگش را قطع نخاع کرد : قرارمان شعر بود نه شعار !!!! )


      پژمان نازنین 
      هزاران سال است 
      از نفهمی ناشاعران فیلمها گرفته ای
      اگر میشود همین یکبار کات !!
      از اول شروع میکنم : 

      به نام زن
      درختی بودم در جنگل خدا
      اما روزی تبر .....



      کرمان سحرگاه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰
      داخل اتوبوس بندرعباس 

       
      ۳۲
      اشتراک گذاری این شعر
      ۸۹ شاعر این شعر را خوانده اند

      گلاله ناصری

      ،

      منوچهربابایی

      ،

      ایمان اسماعیلی (راجی)

      ،

      تاراناصری راد (خاطره)

      ،

      مهرداد مانا

      ،

      سودابه حسن پور(کرشمه)

      ،

      سیده شهربانو حاتمی

      ،

      محمد امیری

      ،

      احسان کریمیان علی آبادی

      ،

      مهرداد عزیزیان بی تخلص

      ،

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      ،

      موسی شریفی

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      موسی ظهوری آرام(آرام)

      ،

      اميرحسين علاميان(اعتراض)

      ،

      طوبی آهنگران

      ،

      سلمان مولایی

      ،

      پژمان بدری

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      سیدحسن خزایی

      ،

      ابراهیم هداوند

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      اصغر ناظمی

      ،

      بهنود کیمیائی

      ،

      عرشیا خوشرو

      ،

      محمد قنبرپور(مازیار)

      ،

      محبوبه امیری

      ،

      مجتبی شهنی

      ،

      محمد باقر انصاری دزفولی

      ،

      مریم کاسیانی

      ،

      رضااشرفی فشی

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      محمد حسین اخباری

      ،

      منیژه قشقایی

      ،

      مهدیس رحمانی

      ،

      یدالله عوضپور آصف

      ،

      رضا محمدصالحی

      ،

      حدیث عبدلی (یارا)

      ،

      سینا رضامند

      ،

      سید محمد میرمحمدی جواد

      ،

      سعید صادقی (بیدل)

      ،

      محمد علی رضاپور

      ،

      مولود سادات عمارتی

      ،

      فروغ فرشیدفر

      ،

      علی ناب

      ،

      مهدی ترابی

      ،

      سحر غزانی

      ،

      آذر مهتدی

      ،

      سارا پیروتی (رها)

      ،

      هادی محمدی

      ،

      مسعود میناآباد مسعود م

      ،

      مریم، شیرین ناز (ساغر دل)

      ،

      محمد خوش بین

      ،

      مسيحا الهیاری

      ،

      موسی عباسی مقدم

      ،

      محمد رضا خوشرو

      ،

      فریبا غضنفری (آرام)

      ،

      سارا رحیمی

      ،

      فرشته پورصدامی

      ،

      مهدی محمدی

      ،

      سیده نفس احمدی

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)

      ،

      فرشید افکاری

      ،

      آرمین پرهیزکار

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      آرزو عباسی ( پاییزه)

      ،

      آرزو نامداری

      ،

      حسن گائینی (رزاس)

      ،

      عارف افشاری (جاوید الف)

      ،

      پریسا مصلح

      ،

      مریم نصیری

      ،

      علی انصاری

      ،

      رضا رضوی تخلص دود

      ،

      آرزو رستمی

      ،

      محمد علی سلیمانی مقدم

      ،

      محمد حسین محمدی(حبیب)

      ،

      زهرا زارع بهار ناب

      ،

      ابوالفضل احمدی

      ،

      قربانعلی فتحی (تختی)

      ،

      جلیل میاحی

      ،

      محمد مهدی نورالهی

      ،

      مجید قلیچ خانی

      ،

      پرستو پورقربان (آنه)

      ،

      هادی کیانور (حکیم تبریزی)

      ،

      امیر علی علیزاده ( الف سکوت)

      ،

      درویش حسین ندری

      ،

      ابراهیم حاج محمدی

      ،

      توسن

      ،

      سید حاج احمدی زاده(ملحق)

      نقدها و نظرات
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      ای کاش مانا را تحملی بیشتر بود و دوستان را تأملی ، تا به این زودی شاعر دست به توضیح نمی شد و تمام خاصیت و لذت خواندن شعر را به یک باره از خواننده نمی گرفت ، لذتی که بی شک در این شعر مانا سرریز کرده بود و پس از چند اثر قدیمی ، خواندن شعری به روز آن هم در چنین شمایلی بسیار می چسبید.
      اسم شعر را که خواندم بلافاصله دو موضوع در ذهن ام شکل گرفت ؛ آل بلوط اشاره با ساکنان بلوط ستان های غرب کشور دارد یا اشاره به خود درختان آن جا .
      پس عنوان شعر اگر چه من با آل خیلی موافق نیستم ، کارگشا بود و به درستب انتخاب شده بود ، به محض ورود به شعر دقیقا هر دو تفکر در کنار هم پیش می رفتند و تا انتها هم باقی ماندند .
      - درختان را استعاری فرض کنیم و به جای آن ها مادر . پسر ، دختر و ... قرار دهیم
      - درختان را در معنای اصلی فرض کنیم و بر اساس آن با تشخیص و جاندارانگاری به پیش برویم .

      قدرت قلم شاعر به حدی ست که می تواند هر دو برداشت را در کنار هم بپروراند البته اگر شاعر در بیرون از فضای شعر درست مانند خود شعر باهوش تر و صبورتر عمل می کرد و در این میان وارد کردن برخورد های انسانی در شعر در داخل پرانتز به ذهن مخاطب در رسیدن به جنبه ی انسانی شعر کمک می کند و صورت ظاهری شعر و واژه ترکیب هایی همچون تبر ، گیس سبز و نردبام و مادرش - باران - و پستان خاک نیز کمک به تقویت دیدگاه دوم می نمایند .
      اما بند ی که حتی با تلاش مانا در بیان این که خود می داند شعار داده است ، هنوز هم شعاری ست ، در بین این شعر غریب می نماید اگر چه از انار تا ارکیده درست در منوال شعر و مسیر طبیعی کلام به پیش می رود و دارای شعریت است ولی در جای بدی قرار گرفته است و در نگاه کلی به شعر نبودن آن شعارها نه تنها اصلا صدمه ای به شعر نمی زند بلکه به سود شعر نیز هست چرا که روش داخل پرانتز هم وقتی چند بار تکرار می شود برای مخاطب تازگی و هیجان اش را از دست می دهد .
      اما باز هم پایانی تاثیر گذار داریم درست مانند شروع ، که این امر در تخصص مانا ست ، دقیقا کاری که او در تمام شعرهای اش عالی انجام می دهد و داده است .
      فیلم به عنوان خاطره ی جمعی مردمان دو قرن اخیر که به اندازه ی هزاران سال خاطره ساخته است و ماندگار شده است کنایه ای تلخ دارد به تکرارهای بی عبرت و به همین دلیل از پژمان می خواهد که کات بدهد که قطع کند این روال را که این نافهمیدن از تجربه های دیگران و نادیده گرفتن شان را از روی غرور در هم شکند و تجربه ای جدید را آغاز و به خاطره ای خوش تر تبدیل کند تجربه ای خوش در فهمیدن و شاعرانگی ، نه در روال طبیعی تاریخ و تسلسل رویش ها و بریدن ها که همواره ادامه خواهد داشت ولی مهم شروع شاعر است به نام شعر ، به نام خدا ، به نام تبر و ... و به نام زن ...
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود استاد عزیزم جناب مولاییخندانک
      (هرچند فرموده بودید استاد خطاب نکنم
      اما چه کنم که استاد هستید و من شاگردی که گاهی حرف گوش کن نیست.)
      در پناه حق همواره بدرخشید خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      جلالوندی ام
      مادرم به من یاد داد
      آواز کبک کوهی
      ترجمان آیت جدایی ست
      در گوش گندم اگر به لهجه ی داس ترانه خواندیم ،
      گناهش به گردن گرسنگی ست
      مادرم به من یاد داد
      شیهه ی مادیان ها
      شیپور اشتیاق کوچ است
      و آن چوپان که بی چرا به چرا میبرد ،
      از تبار رسولان زندگی ست !!



      شکی ندارم سلمان وقتی پای سروده ای برود ، قطعا به نیت خیر میرود و این نیت البته کافی نیست ، باید دانش کافی ، شخصیت ، عدالت ، فهم و درک و تجربه نیز باشد تا بتوان نقدی بر نوشته ای نگاشت . و سلمان همه ی اینها را داراست . از همینجا برایت احترام میگذارم . و خوشحالم که این پهلوان عزلت گزیده ی کارزار ادب را اول بار مانا به هنرنمایی فراخواند و اولین حضورش در صفحه ی دیگران وقتی رقم خورد که مانای دیوانه شعر هذیانی را به او تقدیم کرد ..
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      درود جناب مولایی
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      ۲ هفته پیش
      به نام زن
      درختی بودم در جنگل خدا
      اما روزی تبر،،،
      چقدر این بند بامفهوم و تلخ و ژرف است و شروع عالی برای سروده هایی دیگر
      درود بر شما و گلاله بانوی همراهتان
      عشق و شور زندگی تان با برکت و پایدار
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما مهربانوی عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      و گلاله و آلاله از قضا یکی هستند . تخلصتان مرا یاد او میاندازد و ادب و شخصیت تان البته گوهری نایاب است . شعورتان را نماز میبرم و مقدمتان را گرامی خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      ترا که میبینم
      خستگی راه را به روان رود میدهم
      پاهایم زبان تلخ تاولها را فراموش میکنند
      و دستهای ام آیات روشن پینه را انکار
      جایی حتما دست کودکی بی پا را گرفته ام
      جایی شاید گونه ی جذام زنی را بوسیده ام
      جایی شک نکن ،
      کفتری خونین بال را آب داده ام
      یا سمندی تیر خورده از تقدیر را تیمار
      وگرنه ترا با تمام شیرینی ات
      که میراث نیشکر است
      به من _ که وارث رنج انسانم _ نمیدادند .....


      شعر برای شما یادم رفت ..
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود جناب مانای عزیز
      بسیار زیبا و دلنشین بود
      موثر و پر معنی
      مبین مشکلات جامعه خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود جناب استکی خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      مرا به لهجه ی سورانی _ که زبان الهه ی آب است _
      صدا میزنی :
      اذانی به بانگ بلال بارانها
      و سیلاب گریه
      غم تقدیر را تا سجاده خواهد شست
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      ۲ هفته پیش
      درودجناب مانا خندانک
      زیبابود وخاص مثل همیشه خندانک
      موفق باشیدودراوج خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک

      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      زنهار ازین هروله ی هراس و کنارم بنشین
      به خدا زمزم
      از زمزمه ی شعر مانا میجوشد ...

      سپاسمند و ارج گذار و رهین حضورتان هستم خواهر بزرگوار خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      استیکر اشتباهی ارسال ارسال شد .. پوزش خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      ۲ هفته پیش
      سلام همیشه سعی ام بر این بوده در تحلیل یا گپ و گفت های دوستانه ی شعری آرایه یا ملزوماتی و توضیح بدم که به درد اثر بخوره
      برای این شعر فهمیم هم نیاز به چند پیش درآمد داریم
      نه اینکه داخل این چامه اسمی از من آمده و میخوام چیزی راجع بهش بنویسم نه اگر توجه کنید پای دو کار قبلی مانا حرفی نزدم چون از لحاظ شناخت شعریم باب میلم نبود
      ولی این شعر به معنای واقعی شعر که اتفاقا از تکلف های اشعار قبلی مانا به دورِ و انگار قلم شاعر دچار دگردیسی شده

      حالا بریم سراغ پیش درآمدها:

      موضوع اول:

      گره افکنی(یا به گفته ی خودمانی قلاب انداختن به ذهن مخاطب و همراه شعر شدن):

      در ساخت نمایش و داستان، آن بخش که از آغاز عمل تا نقطه‌ی بحران، یعنی گره‌گشایی ادامه می‌یابد، گره‌افکنی گویند که چون این شعر داستان وار پیش میره و دارای شخصیتهای نمادین
      چون درخت عموما نماد زندگی
      مادرِ باران نماد زایش و مهربانی
      تبر و دار ست
      کاملا مبحث گره افکنی صدق میکنه
      و اینجا با یه پرسش این عمل اتفاق میوفته
      گفت:چه کسی گفت؟
      و تا آخر قصه و پایان باز معرکه ی شعر مخاطب دنبال اینه چه کسی شعر و روایت میکنه.

      موضوع دوم:
      پیرنگ:
      طرح داستان یا پیرنگ (plot) بدون شک مهم ترین عنصر یک داستان است. پیرنگ در واقع مجموعه ای از رویدادهایی است که توسط این رویدادها با شخصیت های داستان، فضاسازی و هدف داستان آشنا می شویم. در واقع پیرنگ بدنه ای است که سایر عناصر داستان بر روی آن رشد می‌کنند.

      طرح داستان یا پیرنگ (plot) چگونه کار میکند

      پیرنگ یک ساختار مشخص دارد و از فرمت خاصی پیروی می کند تا بتواند خوانندگان را به خود جذب کند، معرفی و رشد شخصیتها را با سرعتی ارائه می دهد که خوانندگان را به خواندن بیشتر تشویق کند و به سوالات پاسخ دهد و در خواننده حس رضایت بوجود آورد. پیرنگ باید علت و معلولی باشد، اما از همه مهمتر پیرنگ در رابطه با انتخاب است. انتخاب های یک شخصیت.

      پیرنگ دارای مراحلی به شکل زیر میباشد

      1.مقدمه چینی (exposition):

      در این بخش شخصیت ها و فضاسازی مشخص می شود. لازم نیست که اطلاعات جهان داستان خود را در این بخش یکجا ارائه کنید، اما اینجا جاییست که به خوانندگان خود نشان می دهید نرمال و عادی برای شخصیت های داستان شما چگونه تعریف می شود. به عنوان مثال شخصیت اصلی داستان شما تازه به کشوری جدید مهاجرت کرده است و در حال نوشتن اولین کتاب خود است.

      2.واقعه اوج گیرنده یا کنش صعودی:

      در این مرحله کشمکش (confliction) داستان آشکار می شود و به نقطه اوج داستان می انجامد. این مرحله ای است که یک سری اتفاقات رخ می دهد. داستانی که همه چیز به خوبی پیش برود جذاب نیست و به کشمش نیاز دارد. کشمش به گونه های مختلفی می تواند ظاهر می شود. مثلا شخصیت داستانی ما که به کشوری دیگر مهاجرت کرده است ممکن است با مسائل درونی دست به گریبان باشد. ممکن است نسبت به تصمیم خود مردد باشد و یا کتابی که نوشته است را نتواند به چاپ برساند. بنابراین در این مرحله خوانندگان شما باید بدانند که شخصیت ها با چه کشمکش و ریسکی روبرو هستند.

      3. نقطه اوج (climax):

      تمام داستان برای رسیدن به این نقطه چیده شده است. این لحظه ای است که از بقیه اهمیت بیشتری دارد. لحظه ای که تصمیم شخصیت داستان نتیجه کشمکش را مشخص می کند. کشمکش اصلی باید در اینجا ارائه شود. اگر به خوبی انجام شود، این همان لحظه ای است که خوانندگان را به هیجان می آورد. به عنوان مثال شخصیت داستان ممکن است با یک شخص جدید آشنا شود که نقش مادرانه ای بتواند برای او ایفا کند و از شک و دودلی شخصیت داستان نسبت به مهاجرت کم کند و یا نسخه اصلاح شده کتاب خود را بتواند به چاپ برساند.

      4.واقعه فرودآینده یا کنش نزولی:

      وقت این است که از اوج پایین بیایید. این همان بخشی است که به بقیه مشکلات می پردازید و به سوال هایی که قبلا در داستان مطرح شده پاسخ می دهید و نقاط تاریک داستان را روشن می کنید. از همه مهمتر اینکه نتیجه انتخاب های شخصیت ها در این جا مشخص می شود. به عنوان مثال شخصیت داستان ما و دوست جدیدش به ثبات رسیده اند و منتظر چاپ بعدی کتابش است.

      5. گره گشایی:

      حال در این مرحله با توجه به تغییرات و تجربه های شخصیت هایتان داستان به روند عادی و نرمال خود باز می گردد. خوانندگان می توانند با شخصیت های داستان شما اندکی وقت بگذارند و از نظر احساسی به پذیرش برسند. خاتمه داستان باید با آنچنان قطعیتی همراه باشد که سزاوار کلمه پایان باشد. داستان های کوتاه حتما باید دارای این قطعیت در پایان باشند. اما کتاب ها را می توان بصورت پایان باز نیز خاتمه داد. مثلا شخصیت داستان ما از سود حاصل از فروش کتابش خانه ای را خریداری میکند و یا حتی به کشور خود بر می گردد.

      حالا بر اساس این تعاریف بخشهای شعرو مشخص میکنیم

      گره افکنی:گفت چه کسی گفت؟

      مقدمه چینی:
      ساز=دختر
      پسر=پسر ناخلف که گیسوان سبز درخت را پژمرده کرده

      نردبام فروتنی=فرزند دیگر
      خود نردبام فروتنی داری پارادوکسِ
      چون نردبام آدم و به اوج یا در لفظ به غرور میرسونه اما فروتنی خاکی بودنِ...

      که لابهلای همین معرفی ها
      واقعه ی کشمکشها هم صورت میگیره

      نقطه ی اوج:
      گریه های گلاله

      کنش نزولی:
      من که هزاران سال از نفهمی شاعران فیلم گرفته ام و با این مرحله به گره گشایی قصه یعنی راوی که درخت باشه میرسیم

      به نام زن
      درختی بودم در جنگل خدا
      اما روزی تبر....

      این پایان باز فوقع العاده

      هم یه چرخه یا به اصطلاح سینمایی یک لوپ یا دایره به شعر تزریق میکنه هم تبر یا ساز یا دار شدن و به اختیار خود مخاطب میذاره و این به قدرت اختیار انسان اشاره داره

      تبر...
      میشوم
      یا نمی شویم؟
      مسئله اینست

      و در آخر از مانای عزیز بخاطر این شعر ماورایی تشکرات ویژه دارم

      حسینی بای هستم این نقد را از اتاق پژی مینویسم
      باشد که رستگار شویم
      اینم از لوس بازی های همیشگیم😂😂😂
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب بدری ارجمند خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      آه
      وقتی تیهوی تنهایی ترانه میخواند ،
      لابد از گلایه های من و گریه های تو
      *خطی به خون ارغوان*خوانده ست ...
      از قول این اقاقیای بی خواب
      به مادرت بگو
      تقدیر را نمیتوان به قبضه ی قلم حواله کرد :
      عشق
      نسیم نمناکی ست
      که مسیر روزنه های روح آدمی را
      میشناسد !!



      نمیدانید چقدر ذوق زده شدم که دوست سختگیر و باسوادم را پس از مدتها قانع کردم . راستش کمتر جرات میکنم که سروده های تازه را منتشر کنم . چون معمولا هر سروده را تا یکسال یکجورایی محرمانه میدانستم ... نقدتان کلاس درسی بود برای بنده و دوستان . امید که پاینده باشید
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      درود جناب بدری
      خندانک
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      درود بر ارباب‌ترین خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      ۲ هفته پیش
      به نام حق
      سلام به دوستان و شاعران
      و مهرداد مانا ارجمند، وقت بخير

      براي اينكه بهتر به گفته هايم بپردازم لاجرم نكاتي را در باب ادبيات اغنايي مختصر عرض ميكنم
      كه سبك نوشتن مانا ريشه در آن دارد:
      شعر غنايي شعري ست كه بیان‌گر عواطف و احساسات (شخصی)شاعر باشد
      واغلب هم روايتي است، همانطور كه از اسمش پيداست با لفاظي و اطناب
      مخاطب جدا از مفهوم و معنا از واژه هاي شاعرانه اغنا ميشود، (كه به نظرم اغلب رويكردي
      كنش مند و روبه جلو كه ماندگار بماند نيست)
      شعر غنایی ایران بیش از پیش در قالب غزل چهره می‌نمود و مرکزیت قالب غزل در شعر غنایی فارسی تا پیش از گسترش (شعر نو) نیز ادامه داشت،شعرهای غنایی قرن نهم نیز ادامه همان شعرهای دو قرن پیش‌تر بود اما با ظهور صفویان و هجرت بسیاری از شاعران به هند، باریک‌بینی و نازک‌اندیشی و گاه استفاده افراطی از (نماد)در سبک هندی، شعر غنایی فارسی، اندیشه‌های حکمی و عرفانی بیشتری یافت،
      منشا اشعار عاشقانه اغنايي به روابط مرد و زن در دوران مادر سالاری که جامعه به نوعي تحت حکومت زن بوده است، می‌رسد. اشعار عاشقانه همان ستایش‌ها و اوراد و اذکاری هستند که مردان برای زنِ حاکم می‌سروده‌اند. در بسیاری مناجات‌ها اگر به جای خدا، معشوق را تصور کنیم، در معنا خللی حاصل نمی‌شود. (اين تفاسير بطور كامل و جامع در اسرار التوحيد آورده شده است)
      از معروفترين ادبيات غنايي ميشود به منظومه ويس و رامين و ليلي و مجنون اشاره كرد.
      و در ادبيات عرب كه ميگويند، منشا اصلي شعر غنايي است، (غزل غزلهاي سليمان)معروفترين آن هاست. (البته اين نوع از پرداختن در شعر نو و سپيد هم كم و بيش گنجانده شد)
      زبان و سبك اين قلم همين است موضوع عاشقانه اي محوريت دارد و از دل اين پراكندگيها و اين شاخه به آن شاخه پريدن، به هدف خود كه ميتواند اجتماعي،سياسي،و اغلب (شخصي)و.... باشد ميرسد، ( كه به نظرم پوشانندگي معنا در اشعار مانا بيش از حد است)
      حال نكته اينجاست: آيا مانا به تكرار مكررات دچار شده است، (كه بنظرم شده)
      تا چه اندازه به مخاطب باهوش و مدرن امروزي خوراكِ ادبي ميدهد؟!!!.
      چرا اكثر كارهاي مانا شبيه به هم است يا نكته اي مهمتر، مانا براي چه كساني يا براي كجا شعر ميگويد؟ افق ديد شاعر تا كجاست؟!....سايت شعر ناب يا عده اي خاص!؟!
      تكليف مخاطب (عام) و حتي خاص كه خواهرم گلاله ناصري را نميشناسد، سروده هاي برادران سلمان مولايي و مجيد قليچ خواني را نخوانده و يا با سبك پژمان جان بدري آشنا نيست،و هيچكدام اين عزيزان را نميشناسد چيست؟ اصلا منطق اين سبك و اين همه تضمين و پرانتزهاي باز و بسته چيست! ( اين ها سوال از شاعر نيست، به زبان آوردن فكر هاي بلند بلنديست كه مخاطب با خودش ميكند)
      بحثي در شعر روز است(بخصوص با گسترش فضاي مجازي) كه تاكييد بر لزوم ترجمه پذيري دارد، وقتي مخاطبان داخلي نفهمند
      (كه بعضي از دوستان به آن اشاره كردند)تكليف مخاطب خارجي كه با ادبيات پارس بيگانه است چيست!؟فرض كنيم شعر ترجمه شود، چه خروجي اي دارد؟!!!.
      نكته ديگر به طور كلي اين است كه: در همه يا نود درصد اشعار مانا تلميح پادشاه آرايه هاست، تلميح آرايه اي معنوي كه داراي دو ساختار تشبيه و تناسب است، در اصطلاح تصریحی یا تلویحی کوتاه به شخص، مکان یا رویداد یا یک اثر ادبی دیگر است.
      تلمیح در شعر قدیم بیشتر در حوزه تلمیحات مذهبی (تلمیح به آیات قرآن و احادیث) و تلمیحات داستانی تاريخي (اساطیری، عاشقانه) بوده است. اما تلمیح در شعر نو داستان نويي دارد، زمینه تلمیحات سنتی بسیار محدود می‌شود، مخصوصاً‌ تلمیحات اسلامی، و از تلمیحات ایرانی جز به اسامی معروف اساطيري كه همه نامشان را ميدانيم (سياوش،آرش و...)اشاره نمی‌شود،
      تلمیحات شعر نو دارای خصوصیات و ویژگی‌هایی است که آن را از تلمیحات شعر سنتی متمایز می‌سازد از جمله:
      دیداری بودن تلمیحات
      برجسته‌سازی تلمیحات
      اندک بودن تلمیحات به آيات و احاديث
      نبود تلمیحات عاشقانه
      آيا در اشعار مانا كه شاعري سپيد سرا است،اينچنين تلميحات نو است!؟! ( تا حدودي خير)
      به نظرم در قالب سپيد تا اين حد اصلا نياز نيست.
      يعني در اين عصرتاكجا قرارست همين سبك نوشتن و پرداختن را انتخاب كند!!! در آينده مشخص ميشود، هيچكس جز خود شاعر نميداند.
      هرچند خودش در كامنت توضيحاتي درباره شعرش داده اما براي من و منِ نوعي ميتواند قابل قبول نباشد،
      و نكته پاياني اينكه اگر از آرايه ها و تكنيك مانا كه بگذريم به جز اندك تصوير شاعرانه به شخصه اين شعر را فاقد محتواي خيلي برجسته و بديع، و فاصله دار با شعر امروز ميدانم، اين سوژه ميتوانست با تصاويري به روزتر، تازه و متنوع،كوتاه تر و مفيدتر باشد، توقع از مانا با اين سطح آگاهي بيشتر است. البته اين فقط زاويه ديدِ من و برداشتي كلي،كه به سليقه مخاطب هم بستگي دارد،است.
      پس درباره ي جنبه هاي ديگر و زواياي پيدا و پنهان و به طور كلي نقد كامل اين شعر بهتر است دوستان و بزرگان نظر بدهند.( اين نقد به آن معنا نيست كه اين شعرِ خوبي نيست يا شاعر عزيزش سپيدسرايي زبردست و استاد نيست،بلكه چون شاعر مخاطب را با اشعار خوب، بد عادت كرده و سطح توقعات را بالا برده است حالا اگر اثرش شبيه كارهاي قبلي باشد، برجسته ميشود)
      يا حق خندانک
      ابراهیم هداوند
      ابراهیم هداوند
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      ۲ هفته پیش
      سلام اعتراض الدوله از منظر شخصی سازی خیلی مبحث خوبی و باز کردی داداش گلم

      ترقه سیگاری چهارشنبه سوری بعدتیم خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      ۲ هفته پیش
      درود امیرحسین مهربان برادرعزیزم خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      به به دادا پژمان عزيز سلام ستون
      پژمان اينو بگه پس حتما درسته
      عاشق تيكه كلام و لفظاتم خندانک خندانک
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      ممنونم خواهر خوب و آگاه خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      اگر تو نبودی
      خاک کلماتم پذیرای هیچ شعر عاشقانه ای نبود
      بعد ممکن بود مشتی فیلسوف فلک زده
      که بوی سیگارشان ، پرده ی پندار را پاره میکند ،
      به این نتیجه ی نحیف برسند
      که عشق اکسیر سبز گیاهی ست
      که فقط در حوالی افسانه میروید


      ای جانم امیرحسین ، خوشحالم که توجه نمودی و نظرت را بی دریغ مبذول نمودی . اما چون گلاله شرحی بر شعر نوشته به گمانم توضیح بیشتر درین باره صواب نیست .
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      خندانک گل تقديمت با ارادت قلبي خندانک
      سعید صادقی (بیدل)
      سعید صادقی (بیدل)
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      ۲ هفته پیش
      اینجاهم خندانک
      فک کردم پیش بند دکانشی خندانک خندانک
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      درود جناب علامیان
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      درود امیرحسین عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      بزرگ مرد و ياور تا هميشه مانا
      صراحت و جسارت در نقد را از خودت آموختم🙏🏻
      تو همچنان استاد و عزيز همه ي مايي خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      دست بر دلم نگذار
      شاید خباثت آن خاج فراموشم شد
      که هنوز حواریون گرسنه 
      نان فطیر در خون ارغوان میزنند .




      سلام و عرض احترام خدمت همه ی عزیزان سایت ناب بخصوص خوانندگان و طرفداران قلم مانا
      و با آرزوی قبولی نیایشهای پاک و برآورده شدن آرزوهایتان در این ماه عزیز .‌
      دو سه شب پیش به گمانم اولین نفری بودم که این خطوط شهرآشوب را از مانا دریافت کردم و حسی عجیب و غریب به آن داشتم . هرچند که امسال کلا قلم ایشان دیگر گونه بود و با آنچه از او میشناختیم بخصوص در دفتر جدیدش تفاوت داشت . برادرم امیرحسین نگاهش به شعرهای سایت ناب است در حالیکه از شعرهای جدیدِ مانا فقط دو شعر اینجاست و همه مربوط به سنوات گذشته اند . ( یکیش همین شعر و دومی شعر زندگی ، که هردو هم با دیگر سروده هایش کاملا متفاوت هستند. ) و در مورد آرایه ی تلمیح و کلا هر آرایه ی دیگر ، چنانکه تصنعی به نظر نرسد چه اشکال دارد که هر قلم امضای خود و ساز تخصصی خود را داشته باشد و البته در این شعر جز همین داستان عید پاک مسیحیان یعنی خوردن نان و شراب به یاد مصلوب شدن حضرت عیسی ( ع ) و اشاره ای کوتاه به تیر گز که رستم به چشم اسفندیار زد و جهانش را تاریک ساخت ، چه تلمیحی به کار رفته است ؟

      کامنت چند نفر از عزیزان را دیدم که به سخت هضم بودن شعر اشاره کردند . اما به قول جناب مولایی کاش کمی تامل بیشتری میکردیم و شعری که بلافاصله معنی و مفهوم آن مشخص شود ، و ذهن را به کمی فکر وادار نکند چه فرقی با متن خواهد داشت؟


      در این شعر همانطور که مانا خود اشاره ای کوتاه داشتند . از زبان درخت صحبت شده و دیالوگها در یک نمایشنامه است . درخت از شاخه هایش میگوید که یکی ساز شده و موجب سربلندی اوست:

      تاج سر همه ی نُت هاست 
      و در سینه اش راز همایون و حدیث ابوعطا !!


      خب خنیاگر کارش با ساز است و ابوعطا و همایون هم نام دو گوشه یا دستگاه در موسیقی سنتی ایرانی اند ( زیاد موسیقی نمیدانم فقط در حد آشنایی مختصر با اصطلاحات )

      اما درخت شاخه ی دیگری هم داشته که با فولاد جفت شده و تبدیل به تبر گشته و گیس سبز درخت از اندوه این اتفاق پژمرده شده و شاعر او را پرورده ی شیری حرام میداند و اتفاقا این لحن خاص مردمان عادی کوچه و بازار است که با شیر ناپاک و تخم نا بسم الله و چشم بد و ... معتقدند . زبان این بند بیش از اندازه صمیمی و عام پسند است :

      اما آن پسرم ..
      همان که با فولاد فاحشه همبستر 
      نمیدانم شیر ناپاک
      از پستان کدام خاک به خوردش دادند
      که قاتل عشیره ی سپیدار شد ؟
      به خدا از اندوه تبر شدنش 
      تار سبزی به گیسم نمانده 

      ولی درخت مستاصل است و میداند کاری از او ساخته نیست چرا که نمیتواند پرواز کند و پادرجاست . پرواز خیال خامی ست مثل دانه پنبه در خواب شتر ( شتر در خواب بیند پنبه دانه ) :

      چه کنم درین پادرجایی ناگزیر 
      که خیال پرواز ،
      دانه ی درشت پنبه ای ست 
      در خواب شتران آبستن !!




      بعد از ساز و تبر ، نوبت معرفی سومین فرزند درخت است که نردبام شده و چنان فروتن است که ملت پا بر گرده اش میگذارند و بالا میروند . مانا در این بند با آوردن نام سروده های سلمان ( استاد سلمان مولایی عزیز ) و تشبیه غیر مستقیم آنها به معراج و اوج در واقع مصادره به مطلوب نموده است به روش خاص خودش . شاعران از این قبیل کارها کرده اند و گاه نام همدیگر را آورده اند ( مثل شهریار و هوشنگ ابتهاج ) مانا در این شعر نام سه نفر از دوستانش را میاورد و هرکدام را به تناسب قلمشان خطاب قرار میدهد :

      ۱- سروده های استاد سلمان مولایی را در اوج میبیند که باید با نردبام به آنها سر زد

      ۲- شعر برادر عزیزم مجید قلیچ خانی را مسکن و آرامبخش معرفی نموده که وقتی در اتاق فرمان یکنفر شاید از رشک یا یادآوری نام گلاله سرش را به دیوار کوبید به او قصیده ی قلیچ میدهند

      ۳- و استاد پژمان بدری را که در سرودن فیلمشعر به تخصصی بی بدیل رسیده اند، به عنوان کارگردان این نمایشنامه میداند و از او میخواهد که فرصتی دوباره بدهد تا از اول به ایفای نقشش بپردازد .


      و این یکی فرزندم 
      نردبام فروتنی ست
      که پا بر گرده اش میگذاری و
      تاااااااا سروده های سلمان بالا میروی




      آه 
      دار اعدام از ترکه ی من بود و
      تیر تاریک از تبار گز 


      خوب اینجا هم کاملا بیان مشخص است ، دار اعدام از ترکه ی من بود ( ترکه در اینجا دو معنی دارد ، هم به شاخه نورس میگویند و هم به تبار )

      و تیر تاریک هم منظور تیری که رستم از شاخه ی گز درست کرد و جهان را پیش اسفندیار تیره و تاریک ساخت


      دست بر دلم نگذار
      شاید خباثت آن خاج فراموشم شد 

      خاج به صلیب گفته میشود و چون آنهم جنسش از چوب بود ، این درخت از واقعه ی تصلیب خجالت میکشد و میگوید دست روی دلم نگذار شاید بدجنسی صلیب را فراموش کنم چون هنوز به یاد تصلیب عیسی مسیح (ع) ، حواریون مراسم عید پاک ( خوردن نان فطیر و شراب ) دارند :

      که هنوز حواریون گرسنه 
      نان فطیر در خون ارغوان میزنند 


      شما را به اره و الوار
      شاخه های ناخلف این شعر را هرس کنید :

      میگوید شما را به اره و الوار قسم میدم این شعر را ویرایش کنید ، چون هیچکدام از واژه هایش جوابگوی گریه ی گلاله نیست . و چقدر گلاله خوشبخت است که نامش در شعر ماناست همچنانکه آیدا در شعر شاملو و ری را در شعر صالحی و ارغوان در شعر سایه و آن کچیک در شعر شیرکو . برادرم امیرحسین فرموده شاید کسی گلاله را نشناسد . حتی اگر نشناسد هم مگر مهم است ؟ نامی زنانه است و مشخص است شاعر به آن احساسی دارد . و مگر کسی ری را و آیدا را میشناخت اما این نامها الان بخشی از هویت شعر معاصر ما هستند . ( و راستی سلام میکنم به خواهرم محبوب عزیز که ایشان هم در شعر استاد سلمان مولایی خوش نشسته اند و صد البته که برازنده ی ایشان است چنین رفعتی و چنان خلعتی )


      در آستین هیچ واژه ای
      جوابی برای گریه ی گلاله نیست 


      اما همچنان بوی دانستن میاید 
      ما مچاله شدگان تقدیر 
      شکست خورده ی هفتاد جنبش نافرجامیم
      و ناممان در سیاهه ی توفان ست هنوز 
      از آستین انار اگر تبری بیرون خزید 
      به حرمت نی لبک ها ببخشیدش
      مگر هیچ‌ یک از شما
      به لانه ی پرنده یا به ارکیده ی لبهای زنی
      ناخنک نزده است ؟؟ 


      در اینجا از زبان درخت دیالوگ ادامه پیدا میکند و میگوید ما مثل کاغذ مچاله شدیم و هرچه انقلاب کردیم شکست خوردیم . اما همیشه بوی آگاهی و دانستن میدهیم . حالا اگر وقتی از چوب ما دار اعدامی درست شد ، بخاطر نی لبک که آنهم از چوب است ، ببخشیدش مگر خودتان تا حال شیطنت نکرده اید ( دزدی از لانه ی پرنده و بوسیدن ممنوع لب یک زن را مثال آورده )

      و بعد گفته اصلا شادی زندگی زودگذر است:
      شادی این شط از دره ی فنا میگذرد

      ( از اتاق فرمان یکی شاهرگش را قطع نخاع کرد : قرارمان شعر بود نه شعار !!!! )

      و باز دیالوگ قطع میشود ویکنفر به شاعر میگوید شعر بگو لطفا شعار نده

      من فکر میکنم این ترفندی آگاهانه بوده که مانا کما فی السابق شعر را از حدود شعار نجات دهد یا شعارهای این بند را لعابی شاعرانه بزند . هرچند من بشخصه این بند را دوست داشتم . اما خود مانا در شعرش معترف است که به شعار گویی افتاده است

      و سرانجام پرده آخر که مشخص میشود کارگردان این نمایشنامه کسی نیست جز استاد بدری عزیز که تصاویر تازه شعرهایش و تخصص و سواد و شخصیتشان بر کسی پوشیده نیست . و حضورشان در هر صفحه دلیل مباهات است .

      پژمان نازنین 
      هزاران سال است 
      از نفهمی ناشاعران فیلم گرفته ای
      اگر میشود همین یکبار کات !!
      از اول شروع میکنم : 

      به نام زن
      درختی بودم در جنگل خدا
      اما روزی تبر .....



      فکر کنم صحبتم طولانی شد . در فراغت های اندکی که در موازات کارهایم داشتم؛ این متن را نوشتم و امیدوارم اولا درست اشاره کرده باشم و دوما از حوصله ی عزیزان بیرون نزند و سوما جسارتم را ببخشند
      قطعا این فقط یک برداشت از شعر زیبای ماناست و برداشت بانو تارا؛ خواهر دوست داشتنی ام و همینطور برداشتهای دیگر دوستان نشان از قوت این قلم برای جور کردن جنسهای مختلف و متفاوت است برای هر نوع ذائقه ای.
      برقرار باشید و سلامت
      در پناه حق.
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      ۲ هفته پیش
      سلام آبجی گلاله من که استاد نیستم و نبودم و نخواهم بود فقط درویشی در تجارت لاک لاک پشت بودم که بخاطر مدیریت بد دولت و تحریم ها به خرید و فروش کرانچی پرداختم و متاسفانه بدلیل علاقه ام به کرانچی همشو خودم خوردم و ورشکست شدم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      ۲ هفته پیش
      و در باب اون بندی که دوستان به شعاری بودنش اشاره داشتن به این مصرع حضرت اکتفا میکنم

      جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه...
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      ۲ هفته پیش
      خندانک چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
      خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      سلام استاد پژمان عزیز
      شما همچنان بفرمایید استاد نیستید، در هرصورت از نظر من بدون شک بوده اید،هستید و خواهید بودخندانک
      و نتیجه میگیریم هیچ گاه نباید لاک رو با کرانچی معاوضه کرد.
      ما که حسرت یک دمنوش لاک به دلمان ماند... امان از این دولت... خندانک خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      تاراناصری راد (خاطره)
      به به اینم از رونمایی از تندیس زیبای قصه ی آل بلوط به دستهای توانمند خواهر نازنینم مهر بانو گلاله ی ادیب وفرزانه 👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹
      سپاس بیکران بانوی عزیزم از مهر وتوجهتون برداشت من یک تصویر ذهنی ساده بود اما شما با پرده برداری استادانتون طعم شیرین شعر را به کام مخاطبین هدیه کردین ❤
      آرزو میکنم همواره با خورشید هنر در کنار مانایتان بدرخشید 🌼🌿🌼🌿🌼🌿🌼

      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      جان دلم
      این جان نحیف که روی دست واژه ها میبینی
      زخمی هزار خار جفاست
      و این خیمه ی خواب که در دامن تو
      زده ام
      بیدارباش کابوس هزار افترا
      مرا با اندوهم تنها نگذار
      شیشه ی شوق مانا هم شکستنی ست
      مثل بلور اشک گلاله ......



      ممنون مهر نگاهت هست خانم . هرجا تو هستی تفرج و آرامش و آسودگی و اشتیاق مانا نیز آنجاست . الان تنها نگرانی ام اینه عمرم قد نده تا دفتر چهاردهم به آخر برسد .. از حوصله ت متعجبم و به شیوایی حرف زدنت غبطه میخورم و راستی سعی کن در سایت حضورت انحصاری نباشه ، صفحات بسیار عزیزی درین مجموعه هست که میتونی اونجا هم کامنت بذاری و نقد کنی خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      و من فکر میکنم بیشتر از تحریمها از عشق کرانچی ورشکست شدی خندانک خندانک
      تاراناصری راد (خاطره)
      امیدوارم که زیر سایه ی الطاف الهی همواره تندرست بمانید ودرخششتان همچون خورشید جهان نما گردد
      وعمر باعزتتون آنقدر طولانی گردد که دفتر شونصدم🤔🤭🙏 را هم به پایان برسانید
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      درود گلاله خواهرم
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      درود بر خانم برادر مهربانم، گلاله‌ی عشق خندانک خندانک
      دلتنگتیم و دوستتون داریم عزیز نازنین خندانک خندانک
      مراقب خودتون و برادر مهربانم باشید خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      اول اردیبهشت ۱۳۷۸ یعنی ۲۲ سال پیش
      بدنبال برخی پریشانیهای عاطفی و معماهای زندگی ام که بخشی از آن به خوابهایم مربوط میشد ، یک روز به سراب نیلوفر کرمانشاه رفتم کمی استراحت کنم اما در آنجا ناگهان حس کردم کلماتی در ذهنم شکل گرفته اند که نه شبیه شعر هستند و نه مانند متن ... آنها را هول هولکی روی سی چهل ورق کارتن نوشتم که شد اولین و بزرگترین دلنوشته ی مانا . بخشی از آنرا اینجا میاورم :

      من انسانم
      پدرم ، پادشاه آسمان بود
      مادرم ،ملکه ی جویبارها....
      والدینم در مکاره بازار نفس خویش
      سیبهای باغ بی دردی را
      با گندم گران آگاهی عوض کردند
      تا دوبیتی میلاد من ، مرگ قصیده ی جاودانگی باشد !!
      میگویند پیش از میلاد من
      ستارگان همه سیاهی شب را رقصیده بودند .
      دریغا چون من آمدم،
      بر سفره ی هستی نان گندم نایاب شد!!!
      تا پدرم
      از کاسه ی حسرت خویش
      دست نابالغ نخستین گناهش را وضویی سازد؛
      و برای آن بهار نارس صد زمستان بی تبسم را بگرید ..
      ..
      من انسانم :
      چنان بار سفر بستم از عدم که قرنهاست
      در شاهراه شدن نام مرا پریان الست
      به ترانه میخوانند .
      سر کشیده ام هر زمان شربت تمام اساطیر را در کاسه ی نقالان :
      حدیث هراس سیاوش را از سودای سودابه
      ترانه ی ترس ابراهیم را از آزمون آذر
      شبنم شرمی بر شقیقه ی سقراط در شام شوکران و
      سرود واپسین وسوسه ی مسیح را بر صلیب آرزو ....
      ...
      من انسانم
      اما خواب خفتگان کهف را توجیه علمی کرده ام .
      و در ژنتیک پیامبران پی آن هورمون شگرف بوده ام؛
      که آدم را از آتش ایمن کند !!
      و بر سجاده ی معنا وضو از خون خلایق
      نماز ماده را ادا کرده ام..
      و بر درگاه آب و آتش
      دشنه بر گلوی کودکان آسمان نهاده ام.
      ...


      اول اردیبهشت ۱۳۷۸
      دفتر اول
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      درود جناب مانا
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      ۲ هفته پیش
      سلام جناب مانا، خدا قوت خندانک
      گرچه چیزی از شعر نمی فهمم ولی
      بند اول شعرتون داشت روایتی شور انگیز رو رقم می زد ......خندانک
      درود بر شما خندانک
      در پناه خدا باشید خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام ایمان عزیز
      شعر از زبان درخت گفته شده
      دیالوگی که قراره در یک نمایشنامه از زبان درخت گفته بشه
      درختی که چندتا فرزند داشته یکیشون ساز شده ، یکیشون نردبام ، یکیشون خاج ( صلیب ) ، یکیشون دار اعدام ، یکیشون تبر ( و با فولاد همبستر )
      و بعد میگه حالا اگه یکی شونم تبر شده بخاطر نی لبک ببخشیدش مگه خودتون تا حالا شیطونی نکردید ؟ ( به جوجه پرنده دست نزدید یا از لب زنی بوسه ممنوع نکردید ؟ )

      اما هربار این دیالوگ از اتاق فرمان کات میشه
      و شاعر آخر سر از پژمان بدری ( که سبک فیلمشعر گفتنش داره جا میفته ) بعنوان کارگردان این نمایشنامه میخاد کات کنه تا دوباره از اول بگه

      و اگه شعر بخصوص در نگاه اول مبهمه ازت عذر میخام . البته خانمم توضیحاتی ازم خواست و گفت شعر رو در یک پیام نقد شرح میدم
      تا ببینیم انلاین میشه یا نه
      چون خودم الان باید برم سر کار تا غروب مشغولم
      در هر صورت ازت ممنونم که سر زدی عزیزم
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      سلام مانا جان خندانک
      ممنون از توضیحت بزرگوار خندانک
      اما اگر این حرفم شانه ی دوستان رو نگیره خندانک
      من با نقل قول آخر اتاق فرمان‌ خیییلییییی موافقم خندانک خندانک خندانک
      (قرارمان شعر بود نه شعار) خندانک
      زنده باشی خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب اسماعیلی خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سودابه حسن پور(کرشمه)
      ۲ هفته پیش
      خیلی خوب و سخت ...
      درود بر شما خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      و خوبی اش را بعنوان تحفه ای از این درویش پذیرا باشید
      و سختی اش را به ملایمت ابر ببخشید .. و چه نام زیبایی برگزیدید . مبارکتان خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما بانو حسن پور خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد امیری
      ۲ هفته پیش
      درود بر مهرداد مانا
      من فکر می کردم تنها خودم هستم که از شعرچیز زیادی دریافت نمی کنم اما حالا که دیگر دوستان هم اعتراف کردند کمی راحت شدم البته توضیح خوبی که در پاسخ ایمان جان دادید همه چیز را روشن کرد.در اداره که هستم یک همکار داریم که موقع سخنرانی یا وقت نوشتن همه میگن ( منظورش چی بود؟)البته نه به سختی نوشته های شما اما هر بار از تو شعری میخوانم به یاد او می افتم . ضمنا هر بار هم از گوشه ای از ایران عزیز شعر ارسال می کنی شغلتون ایران گردیه؟
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      سلام جناب امیری عزیز خندانک
      البته که کاملا مشخصِ شما عزیز دارید شکسته نفسی میکنید خندانک خندانک
      ارادتمندم برادر بزرگم خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود جناب امیری خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      نامه ی رستم بود
      نوشته بود مانا دریدن پوست پلنگ
      و کوبیدن کله ی دیو
      همه به آن نمیارزید
      که شهسوار فکر زنی باشم و نبودم
      شاهنامه به این بزرگی دامنی نداشت
      که خستگی هفتخوان را بر آن گریه کنم
      تو اما باورکن
      دگمه ی اول پیراهنش را که باز کردی ،
      هزار شاهنامه در انگشتانت سروده شد
      چرا که فتح سینه ی یک زن ،
      فتح جهان بود و اینرا فردوسی به من نگفت
      فقط خنجری بدستم داد برای پاره کردن پهلوی پسرم ......



      سلام محمد عزیز
      راستش خودمم هم زیاد متوجه لهجه و کلامم نیستم و بیشتر دوستان فهیم و نکته سنج به تبیین و تفسیر دلسروده هایم میپردازند و بنده را خجل و بنده ی مهرشان میکنند ...
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      راستی به این سوالتان پاسخ ندادم
      شغل من تکنسین پستهای برق فشار قویه . و معمولا در هر ماه یک شهر یا کشورم خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد امیری
      محمد امیری
      ۲ هفته پیش
      درود بر مانای عزیز
      سربلندوبرقرار و مانا باشید
      خندانک خندانک خندانک
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      ۲ هفته پیش
      واما تارا بانویی که شاید درخیال خود یک سلبریتی است
      ولی هنوز واژه هایش بوی شیر خام میدهد
      ولی امیدش هست که روزی به نقطه ی جوش « مانا»برسد و مانا گردد
      بداهه ای که جاری شد بر زبانم
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      سلام خواهرم، نظر دلي و خالصانه ي شما مرا ياد يك نكته اي انداخت:
      يادش به خير معلمي داشتيم كه ميگفت:
      براي نمره ي چهل و حتي بيشتر بخوانيد تا شايد بيست شويد،( براي بيست خواندن ثمره ي قابل توجهي ندارد)
      شما اميدتان نقطه ي جوش مانا( كه شاعر باسواد خوبي است) نباشد، اگر بزرگتر و خيلي بالاتر انديشه و تلاش كنيد
      حتما به هدف مد نظر خود ميرسيد خندانک ( همه آدمها باهم متفاوت هستند و هركدام توانايي هاي خاص خودشان را دارند) خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      سلام برادر ادیب وگرامی
      سپاس بیکران از لطف وتوجه ونگاه نافذی که داشتین 🌹
      بداهه ی من خلاصه میشه به شعر قصه ی آل بلوط که یه جورایی دستمریزاد گفتن به شاعر محترمه بابت شعر پر قدرتشون
      معلم ما جور دیگه ای داستان را روایت کرده بود میگفت پدر معلمی به پسرش میگه میخوای چی کاره شی؟؟ جواب داد مثل تو معلم بشم باباهه بهش میگه نا امیدم کردی من میخواستم رئیس جمهور بشم شدم معلم،،،،، شما هم منو یاد این داستان انداختین
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      درود بر شما، بله اين را هم به شكلي ديگر شنيدم😉
      سرافراز و سبز باشيد🙏🏻🌹
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      ولی یه سوال؟؟
      رئیس جمهوره میخواسته چی بشه که رئیس جمهور شد؟؟😅
      🙃
      شادو پیروز باشید🙏🌷
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      عجب سوال خوبي واقعا🙄😅
      لابد....بماند!!!🌹
      (آره خيلي بالاتر)😜
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود خواهر گلم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      اگر تو نبودی
      خاک کلماتم پذیرای هیچ شعر عاشقانه ای نبود
      بعد ممکن بود مشتی فیلسوف فلک زده
      که بوی سیگارشان ، پرده ی پندار را پاره میکند ،
      به این نتیجه ی نحیف برسند
      که عشق اکسیر سبز گیاهی ست
      که فقط در حوالی افسانه میروید
      اگر تو نبودی من از سیب سرخ گونه ی کدام حوا ، آدم میشدم ؟؟



      جای مباهات است که این صفحه همواره از وجود منیر انسانهای صادق و شریف ، نورباران میشود . بی شک خادم این صفحه باید به خود افتخار کند که میزبان عزیزانی چون شما بانوی فروتن و باادب است ...
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      ۲ هفته پیش
      سلام وعرض ادب واحترام خدمت سروران گرامی 🌷
      با خواندن سپید استاد مانا، مجموعه ی شعر ناب را درختی تصور کردم که دارد سخن میگوید
      که در قسمت اولش یکی از شاخه هایش میتواند بانویی باشد که با سروده هایش به هر دلی رخنه کند وبه شهره ی آفاق برسد وامایکی از شاخه هایش میتواند پسری جولان گر باشد که با غرور وبه وجود آوردن آشوب میتواند همچون تبری برای ریشه ی این درخت باشد(شاید شاعر اشاره کرده به ریشه ی شعر سپید) هر چند که خود شاعر جولانش را امری طبیعی جلوه داده است،(وبا احساسی مادرانه برایش طلب بخشش نموده) وآن یکی شاخه اش شاعری آنقدر متین وسر به زیر اما دارای روحی بسیار بزرگ که در بزرگی به محتوای سروده ی جناب استاد سلمان مولایی مثال زده شده ودر جایی دیگر درد دل خود درخت را شنیدم که دارداز اینکه میتواند شاخه ای داشته باشد که روزی طناب داری برآن آویخته شود نگران است وگلایه مند ودر آرزوی این است که شاخه های ناخلفش هرس گردد
      ودر آخر که سر سخن با جناب استاد پژمان باز میشود دیگر سخن درخت نیست وسخن خود شاعر است که شاید تقاضای نقدی عادلانه دارد 💚💚💚💚💚
      از محضر استاد بزرگوار مانا وتمامی دوستان ادیب پوزش میخواهم توضیحاتم نظر کاملأشخصی بوده وتصویری که با اولین بار خواندن این شعر در ذهنم مرور شد حتی قبل از اینکه توضیحات استاد مانا را خونده باشم پس امیدوارم که دوستان بزرگوار بر منِ کوچکترین عضو خرده نگیرند 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
      من به زبان خود نظری ساده دادم ودر اینکه این سروده از محتوای بلند بالایی برخوردار است شکی نیست وزبانم از توضیح بعضی موارد که شاید جنبه ی فلسفی دارند عاجز است وکار اساتید مجربی است که گوش به راه شنیدن نظرات نابشان هستیم 🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      نمیدانم از اینکه اینگونه جسارت به خرج دادم وخود را در دادن نظری نسبتأطولانی دخیل دانستم آیا کار اشتباهی است یانه امیدوارم اگر خطاست دوستانه تذکر دهید و بگذاریدش به حساب بی تجربه گیم 🙏🙏
      روز وروزگارتون به خیر وخوشی


      پژمان بدری
      پژمان بدری
      ۲ هفته پیش
      سلام بانو خاطره ترین اتفاقا برداشتهای کاملا منطقی و درستی داشتید
      چاکرات
      من که استاد نیستم
      ولی شیخ مولایی و مانا حکیمند
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      سلام و ادب بانوی خاطره خندانک
      خیلی هم عالی بود بزرگوار خندانک
      قرارمان شعر بود نه شعار خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      سلام جناب بدری گرامی
      سپاس فراوان از توجهتون
      بارها وبارها چه با خوندن اشعارتون وچه با دنبال کردن نقدونظراتتون غیر مستقیم بهره بردم
      امیدوارم همیشه در اوج بمانید
      تاراناصری راد (خاطره)
      سلام وادب واحترام متقابل خدمت جناب راجی گرامی
      سپاس فراوان از توجه ونظر نابتون
      🌷🌷🌷🌷🌷

      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      عالی نگاشتید بانو جان
      دستمریزاد خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      تارای عزیز ، برداشتت حتا از نیت شاعر هم شیرینتر بود .. و ایکاش این شرح نازنین را با دگمه ی نقد میفرستادید که دوستان دیگر هم استفاده ببرند خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      مانا جان هر روز به این صفحه سر میزنم ودلنوشته وسپیدهاتونو میخونم
      زلال شاعرانه هایت حتی از سنگها هم عبور میکند وآوای زیبایش گوش جان را نوازش میکند اینقدر زلال بوده ای که خداوندگار نجوای فرشتگان را در گوشت میخواند


      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      :2
      خندانک
      : خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      عرشیا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      🌺🌿🌹🌺
      🌺🌹🌿
      🌿🌹
      🌺
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      به یقین
      شبی شاعری
      با صحرا خوابیده است
      وگرنه
      آبستن اینهمه سکوت و ستاره نمیشد


      خوش آمد میگم عرشیای عزیز .. گلهایتان را با جان و دلم میپذیرم و متقابلا دعا میکنم شما نیز بنده را با تمام نقیصه هایم پذیرا باشید ...
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      ۲ هفته پیش
      سلام مانای دوست داشتنی و سلطان تلمیح
      خوبی؟
      فک کنم اگر اشتباه نکنم ن یکی از معدود شعرای جدیدت بود یا شاید تنها شعر جدبدت و خوشحالم از خواندنش
      عالی بود شعری پر رمزو راز خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود جناب قنبرپور خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      ترا که میبینم
      خستگی راه را به روان رود میدهم
      پاهایم زبان تلخ تاولها را فراموش میکنند
      و دستهای ام آیات روشن پینه را انکار
      جایی حتما دست کودکی بی پا را گرفته ام
      جایی شاید گونه ی جذام زنی را بوسیده ام
      جایی شک نکن ،
      کفتری خونین بال را آب داده ام
      یا سمندی تیر خورده از تقدیر را تیمار
      وگرنه ترا با تمام شیرینی ات
      که میراث نیشکر است
      به من _ که وارث رنج انسانم _ نمیدادند .....


      درست حدس زدی مازیار عزیز .. از معدود دفعاتی بود که اثری جدید ارسال کردم و خوشحالم که دوستان پذیرفتند .. و راستی خوشحالم از اینکه میبینمنت

      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      ۲ هفته پیش
      درود فراوان بر مانای عزیز
      مثل همیشه
      بسیار
      عالی
      بود خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب شهنی خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش

      با اینهمه چرا حاشا کنم ؟
      جویبار بوسه هایمان
      کفاف تشنگی قرون هزار قصه نمیشود
      باورکن چون ماه خرداد هنوز
      پر از کسالت های بسیارم


      خوش امدید و این صفحه ی بایر را کشتزار مهر و محبتتان کردید ...
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۲ هفته پیش
      بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما
      شاعرگرامی
      که شعرت
      مشکلاتی را بیان کرد
      ز خوابْ آشفتگی
      بیدارمان کرد
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود استاد انصاری عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      ما که از ابرهای آبستن
      تنها زادن گریه را یاد گرفتیم
      و از سبزه ی هفتسین
      تکلیف شاق لگدمال شدن را
      ما که از کوه
      رنج سکون را
      و از کوزه ، تب تشنگی را فهمیدیم
      پس مرا
      به حرمت همین شعر ببوس :
      این تنها پلی ست که به زندگی میرسد ....


      خوش آمدید و در تاریکی این خطه پنجره ای رو به خورشید گشودید ....
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مریم کاسیانی
      ۲ هفته پیش
      سلام بر شما و مخاطبان شما خندانک
      خواندن اثرتون برام لذت بخش و حس برانگیز بود
      خوشحالم که در سایت فعال شدید
      همیشگی باشید برایمان خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود خواهر گلم مریم بانو خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      و برای ماندنش
      به تمام درختان زمین دخیل بسته بودم .....
      اما او نیز دستی بر شعله ی شرارت داشت
      او نیز نبض نسرین را نشمرده بود
      و از تمنای آتش
      تنها زبان خاکستر را میفهمید
      او هم تیغی در نیام نگاهش داشت
      تا بر فرق اشتیاق من فرود آرد
      آه
      او هم محراب همین سروده را
      از خون کلمات مانا رنگین کرد ....


      و نمیدانم حضورتان درین صفحه را چگونه دست بیفشانم و پای بر نمد شوق بکوبم ؟ بودنتان نعمتی ست خواهر

      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد حسین اخباری
      ۲ هفته پیش
      با هزاران درود
      بسیار ناب است ،دست مریزاد
      مانایی را برای نام نیک و اشعار نابتان آرزومندم
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود استاد اخباری عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      به او فکر میکنم
      گنجشکی بازمانده از بهار
      روی شاخه ی حواسم می نشیند
      سهره ی مستی به دیوان سنبله
      تفال میزند
      بر فرش فکرش ، فرشتگان از عرش قصه میگویند
      مادرم به خدای باران
      ناخدای دریای دلواپسی ست
      شاهد بوده ام بارها
      در زلال حوض نگاهش
      ماهیان تشویش ، شنا کرده اند ....


      حضورتان بی هیچ غلوی ، خود آفتابی ست چرا که از خرمن دانش و تواضع ، توامان بهره ها برده و خوشه ها چیده اید
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      ۲ هفته پیش
      ____________ خندانک

      درود استاد ماناارجمند خندانک
      وگلاله نازنین خندانک
      بسیارزیبابود بعدازمدتها خواندن
      سروده ای جدید از قلم جناب عالی

      ماندگار اندیشه های نیکتان ___________ خندانک

      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر مهربانوی نابِ سایت خندانک
      حضور زیبایت را سپاس خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      ۲ هفته پیش
      سپاس مهرت بانوی گلها خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش

      آه دکتر ...
      همه هولم از این سرمای شاعرکش است
      که زنبورهای این شعر
      از کندوی نگاهش دور شوند
      برایش از کدام خورشید ، شعله برگیرم
      اینجا سینه ی ماناست :
      گورستان هزار سروده ی خاموش
      هر کجایش را کلنگ‌ بزنی
      به استخوان شعری ،
      یا به ریشه ی اندوهی میرسی !!

      __ لطفاااا مریض بعدی



      حضورتان به لطافت ابر و برکت بارانهاست منیژه ی عزیز ... خوش آمدی و صفا آوردی

      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدیس رحمانی
      ۲ هفته پیش
      درود و عرض ادب خندانک
      بسیار زیبا و دلنشین خندانک
      برقرار باشید
      در پناه حق خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      تو فقط مردی هستی
      که کمی تا قسمتی ، هوای واژه ات ابری ست
      و روی ریه های خیالت
      ریزگرد هزار هامون بی هاجر
      علاج میخواهی ؟
      به خورشید نیندیش
      شب از تاریکی و تردید ، آبستن است !!


      بسی خنک و بسی دلنواز بود حضور پرمهرتان و بی شک واجب است که اینهمه لطف و نوازش را قدردان باشم و گلی نقار قدمهایتان کنم ...

      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب رحمانی خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      یدالله عوضپور    آصف
      ۲ هفته پیش
      درود مانا جان
      ارادت ماراهم از اون پشت و پسلا بپذیر.

      مارا که زبان گفتگویی نبود
      چون شمع بغیر کورسویی نبود...

      میدوستمت فراوان خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      __ تو فکر میکنی ،
      اگر کرباس تاریکی پاره کنی ،
      خفاشان به خونخواهی شب ،
      شعرت را مثله نخواهند کرد ؟
      باور کن
      تاریخ ، گورستان اطلسی هاست
      و دین ، دیناری در کیسه ی شیاد ....



      جناب آصف عزیز ، استاد نازنین انشالله که همواره شاد و برقرار باشید . و چرا از پشت و پس ؟ شما تاج سر بنده اید
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب آصف خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      رضا محمدصالحی
      ۲ هفته پیش
      سلام و

      چقدر خوب بود این شعر سپید

      و چقدر هوشمندانه و تصویری

      هرچند آوردن بعضی اسامی به شعر تخصیص زده و همیشگی اش را تحت الشعاع قرار داده اما باز هم خواندنی است خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      باورکن در این بلوای بی باور ،
      جیوه ی ذهن آدمیزاد از ق به قسط میرسد نه به قاف
      سی مرغ یکدل را کجا میتوان
      بر سفره ی این اساطیر بی عطار گذاشت ؟؟
      میدانم که میدانی ،
      میان اینهمه خس و خاشاک ،
      به مذهب هیچ گلی نمیتوان مومن بود
      مگر تو _ گلاله ی گریان _
      که کندوی عسل چشمانت غنیمتی ست در این تلخستان ...


      همیشه شما را همپای شرافت و همنام عزت تصور و تفسیر کرده ام و تردید ندارم که به واقع همانگونه هستید که این شاعر دیوانه خیال کرده است . باری حضور قشنگتان روزنه ای ست به گشایش و شادی ...
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب صالحی خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود به شما

      زیبا و دلشنین بود شعرتان

      مانا و ماندگار باشید در شاعرانه ها و عاشقانه ها خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      هزار حوری در چشمان اوست
      کز نگاه شاعرانه ی من باردار میشوند
      هزار ماهی در گریه هایش
      که در تور ترانه ام به تقلای حیات میفتند
      هزار تابستان داغ در سینه های اوست
      تا زمهریر نیاز مرا تبخیر کنند
      هزار نکیسای نغمه خوان در گلویش ...

      ( و اگر بگویم هزار چکاوک در چکامه ی منست ، تا دلیل آبشار اشک او باشد ، مشتی منتقد بی درد ، به خونخواهی شاملو ، شعرم را شرحه شرحه میکنند )



      سلام حدیث جان .. مهر آوردی و صفا کاشتی
      و اینهمه سبزینگی و برکت را بایستی نه با کلمات که با معانی قدر دانست
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      سلام و هزاران درود حدیث جان خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      درود حدیث نازنینم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      منوچهربابایی
      ۲ هفته پیش
      سلام و درودهای بیکران بر مانای عزیز
      همیشه خواندن شعرا ی شما و نقد ها و نظرات شما رو زیر اشعار دیگر دوستان دنبال میکنم و بعنوان کلاس درسی که استاد به رایگان دانشش رو در اختیار دیگران ،مخصوصا نو آموزانی مثل خود من میزاره نگاه کرده و میکنم.و ازین بابت هم خوشحالم و
      هم سپاسگزار.
      برقرار باشید و مانا
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      وقتی کنارم هست
      باد بازیگوش از راز مگوی برگ میگوید
      اردکی سفید در برکه ی اشتیاقم
      نیلوفر بهارانه ی نگاهش را به منقار میگیرد
      عقاب دورپرواز هزار سروده
      بر شانه ی قلمم فرو میاید
      و
      مرا مردمانی مشتاق از دیار کلمات
      تاج پادشاهی بر تارک مینهند
      تا بر هجاها و واج ها ، خدایی کنم



      خوش آمدی منوچهر عزیز .. و من هنوز هم رو به آن روستاهای شرق کامیاران در خوابهایم رانندگی میکنم که آمدم عزیزی را ببینم اما بخت یاری نکرد
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب بابایی ارجمند خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سید محمد میرمحمدی جواد
      ۲ هفته پیش
      سلام و ادب

      و قلم نیز فرزند همان درخت است که خداوند به آن سوگند خورده است

      و معجزه ی قلم مانای عزیز هم از همان درخت

      خیلی عالی
      خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      او نیز زنی بود که از رودها
      مسیر اقیانوس را پرسیده بود
      و از ابرها ، سراغ مزار شهیدان را
      و زیر آوار بهمن ها
      پی جنازه ی کولبری کورد بود از کوی همین کلمات ، که کلاه دلخوشی اش را باد روزی به شوخی برداشت
      و دستمال حریر چوپی اش ، نشان مزارش شد در قندیلسرای تقدیر !!

      ( آه خدایا
      این شعر هم دارد یخ میزند
      این شعر هم کوهی روی کولش گذاشته اند و باید از مرز گرسنگی بگذرد ..... )


      سید عزیز مقدمتان گل باران ، والا من اهل اعجاز نیستم و تنها زیبایی و دلربایی اوست که در من ساز و سرود میشود .. به مهرم خواندی و به عیب پوشی ام کوشیدی و اینهمه از دولت ماناست که دوستان او را رعایت میکنند
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب میرمحمدی خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم هداوند
      ۲ هفته پیش
      سلام مانای گرامی
      بند اول شعرت را خیلی دوست داشتم هر چند نتوانستم چگونه ساز را تاج سر نت‌ها تصور یا تجسم کنم جز آنکه ساز آلتی است برای نواختن نت‌ها.
      در سینه‌اش "راز و نیاز همایون" است و "مهربانی ابوعطا"
      راز و نیاز از گوشه‌های همایون و مهربانی از گوشه‌های ابوعطاست.
      و اما آن پسر "که با فولاد فاحشه همبستر"
      تصویر فوق‌العاده زیبا گویا و بجایی بود از تبر.
      با درود
      خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      حالا از بخت خجسته ی بلوط
      تو
      مرا
      شاعر این طایفه کردی
      که تشنگی مینوشند برای رفع آب
      و گرسنگی میخورند برای سد نان
      و خستگی ..... باز هم دور باطل ؟
      ما هزار و یک قرار داشتیم با پرستوها .. با پونه ها
      و حالا هر ساعت
      درختی در درونم می پوسد
      که چرا بهار نارس بوسه ی تو
      در اولین پیچ آبان ، گلوله خورد ؟


      اصلا هیچ شعر و نثری از مانا به دل نمیچسبد تا وقتی کامنت ابراهیم هداوند را در پای خود نبیند و این خود دلیلی ست که گاه و بیگاه بهانه ی بودنت را بگیرم استاد دوست داشتنی

      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شنا جناب هداوند عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      عليرضا حكيم
      ۲ هفته پیش
      درود جناب مانای عزیز
      شعر خوبی از شما خواندم شاعرانگییت مستدام
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      پالتویم پوست پلنگی ست که هنوز
      بوی خون غزال میدهد
      و در یقه ی آخوندی پیراهنم ،
      پرستویی بی جفت
      به لذت لقاح پیش از کوچ میاندیشد
      و کفشهایم ، که باردار جاده های جهانند ....
      دلم اما بندی بانویی ست
      که خالش را خدا سروده بود و خیالش را من
      و هنوز نمیدانم حفره ی خالی نبودنش را
      با کدام سروده پر کنم ؟؟


      خوش آمدی مرد دانا و البته همچنان تشنه ام و منتظر که روزی پته ی کلماتم را سر آب اندازی ...
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود جناب حکیم خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سعید صادقی (بیدل)
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود فراوان بر مانای عزیزم
      با حوصله به قدر سواد کمم نشستم تک تک نظرات دوستان
      رو خوندم و صد البته نقد ها رو.


      جدای از شعری کد نوشتی مهرداد عزیز استاد بزرگوارم
      با نظرات تکمیلی امیرحسین موافقم

      درود بر روح بلندت خندانک خندانک
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      هرکس ممکنست
      بخشی از اشتیاقش را سانسور کرده باشند
      مثلا یک روز دو موتورسوار
      که ناهیان بی نوای از منکر بودند
      روی زیبایی زنی که آبستن ارکیده بود ،
      اسید پاشیدند
      یا به شاعرها میگفتند
      با کلمات گیس ، بی حجاب ، جهنم و آویزان
      شعری بگویید
      که بوی شعور بادیه بدهد ..
      و چنین مقدر شد هرکس که
      آیت ماه را در خواب ستاره تفسیر کند ،
      به تاریکی تبعیدش کنند
      حالا رو ترش نکن
      من به چشمان قشنگت قول داده ام آرام باشم
      مثل قویی در مراقبه ی آب ...


      سعید جان لطف تو همیشه شامل این شاعر کچل بوده و نعمت حضورت غنیمتی ست که باید نماز برد و شادی کرد
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود جناب بیدل خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود و ارادت،
      با دستی در معدن و با دستی در گلستان شعر،
      فهم این دو قدری یا بیش، برایم دشوار است.
      خدا قوت،
      روزی ات همیشه حلال خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      گلاله .. همسر مهجور هزار بادیه ی بلا ..
      این فقط مشتی از خروار خاطرات منست
      درین قرون بی چراغ ،
      که ردپای ترا در شعرهایم میجستم
      زنهار از این هروله ی هراس و کنارم بنشین
      به خدا زمزم از زمزمه ی شعر مانا میجوشد ....



      جناب رضاپور عزیز والا کارم معدن نیست ، بلکه نصاب پستهای فشار قوی هستم . امسال دو هفته خواف بودم و الان چند روزی ست در ۱۲۰ کیلومتری شمال بندرعباس مشغولم . اما از اینها گذشته حضورتان را ارج گذاشته و قدر میدانم .
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب رضاپور خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      فروغ فرشیدفر
      ۲ هفته پیش
      درود بر استاد مانای توانا🌹
      بدون شک یکی از خاص ترین شاعران‌این سرا هستید و
      درک کامل زوایا و مفهوم برخی از اشعار شما در اولین بار خواندن برای خیلی از ما آسون نیست.(طوری که درکامنتها متوجه شدم ) . قبلش فکر می کردم فقط برای خودم اینطور هست وداشتم از خودم ناامید می شدم.
      این بدون شک ناشی از اندیشه ی والاو وسیع وعمیق شماست که هم از زوایای متفاوتی پدیده ها و موجودات وحتی اشیا رو می بینید و هم با هزار صنعت زیبا و هنرمندانه ادبیات تزئینش می کنید و به تماشا می گذارید. اما لطف موضوع دراین هست که وقتی با کامنت یکی ازدوستانِ هم اندیشه یا توضیحات خودتون رمزگشایی میشه ، لذت خواندن یک شعر زیبا با درک و کشف نکات مبهم ایجاد شده در ذهن همزمان میشه و با رضایت و شعف دوچندان این صفحه رو به امید یک مکاشفه ی دیگر ترک می کنیم.
      امیدوارم قلم پرتوانتون و اندیشه ی والا و نابتون بی گزند
      و تنتون همیشه سلامت باشه.
      🙏🌹🙏🌹🙏🌹🙏🌹🌹
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      حالا چرا دمنوش فلسفه دم کنم؟؟
      چایی چامه ی مانا مگر چه کم دارد ؟؟
      بزودی موهایت را بلوطی میکنی ... میدانم
      و باقی این سروده را از من طلب خواهی کرد ....

      اما آمدن شما مثل لحظه ی افطار همواره برایم پر از خرمی و شوق و شادی ست . چرا که در کلامتان جز فروتنی و صداقت ندیدم و همین است که کلماتی که درین صفحه مینویسید جمله مانانواز و مانا مدار هستند .
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود مهربانوی عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      ۲ هفته پیش
      اینقد همه جاش قشنگه که بارها خوندمش
      بعضی از شعرات منو واقعا تا مرز گریه میکشونه خندانک
      الانم احساساتم جریحه دار شد خندانک
      قلم پر توانت نویسا مانای عزیز خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      نوه ی گل منم که اینجاست ...
      میدونی چقدر دلم برای تو و بقیه تنگ شده ؟؟؟
      راستی چه میکنی نوه جان ؟
      درست تا کجا رسید؟
      و حالت چطوره ؟؟ خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود سحر جان خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک خندانک درود سحر نازنینم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      ۲ هفته پیش
      مانااااااااااااا
      چه قشنگ نوشتی دادشیممم خندانک
      واقعا دست مریزاد
      چه خوبه این همه شخصیت پردازی داشتی...
      چه خوبه اینقد عمیق نوشتی و چه خوبه اینقد داداشم بااحساسه خندانک



      در آستین هیچ واژه ای
      جوابی برای گریه ی گلاله نیست...ذوسش داشتم خندانک
      باید مینوشتی
      در تمام شعرهایم
      ابجی ام سارا
      دارد لی لی بازی میکند
      و من برایش برادرانه شعر پارو میکنم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      امروز دیگه از حالت خبر گرفتم و الان خوشحالم ... راستش سال ۸۲ واسه سارا خواهرم - که مث تو هم ساراس و خواهر مانا و هم خیلی لوس و ننر و البته بانمک و خواستنی - شعری نوشتم که توی دفتر چهارمه و آخرشم یادمه نوشتم :

      نشست و حدیث اره ی عصیان را
      در گوش شاخه ی طاعت زمزمه کرد
      آنگاه همه جام دریغ سر کشیدیم
      به یاد کودکی خواهرمان


      و شک ندارم روزی هم تو به دلنوشته های داداشی پا میذاری ولی نمیدانم کی .. شاید امروز شاید یک روز مانده به مانا
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود ساراجان خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      ۲ هفته پیش
      و شک ندارم
      شعر
      از دستان تو سرریز خواهد شد
      و من نیز
      جام بلورین احساسم را از
      آن پر خواهم کرد
      و شک ندارم ما دوباره لبخند خواهیم زد
      به ردپای شعرهامان
      آنگاه که در بحبوحه ی احسااس
      دوباره با هم قدم خواهیم زد....

      مانا باشی ماناجانم خندانک
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      ۲ هفته پیش
      ممنونم زیباجان خندانک
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک خندانک درود سارای نازنینم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      هادی محمدی
      ۲ هفته پیش
      درود مهرداد عزیزم چگونه ای برادر نوشته ات را خواندم و لذت بردم و در فضای آن کیف کردم زنده باشی💓💓💓💓💓💓💓🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سرم را فراز نمودی هادی جان
      در این صفحه همیشه شاهد این اتفاقات زیبا بوده و هستم ، زیبا مانند حضور شما عزیزان خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود جناب محمدی خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      درود و عرض ادب خدمت استاد والااندیش و گرانقدرم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      هادی محمدی
      هادی محمدی
      ۲ هفته پیش
      درود خانم ناصری🌷🌷🌷
      مسعود میناآباد  مسعود م
      ۲ هفته پیش
      اما آن پسرم ..
      همان که با فولاد فاحشه همبستر
      نمیدانم شیر ناپاک
      از پستانِ کدام خاک به خوردش دادند
      که قاتل عشیره ی سپیدار شد ؟
      به خدا از اندوه تبر شدنش
      تار سبزی به گیسم نمانده
      چه کنم درین پادرجایی ناگزیر
      که خیال پرواز ،
      دانه ی درشت پنبه ای ست
      در خواب شتران آبستن !!
      ...........
      درود بر مانای شاعر .
      ------------------------------ خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      نامم مانا بود
      و روزی به دماوند گفتم به بالای بلندت چه مینازی؟
      شاخ آرزویم اینک سر بر آسمان سوده است !!

      مسعودخان عزیز اگرچه روزگار بر مدار مراد نیست اما دیدار دوستان نوشدارویی ست تا زخم زمانه را فراموش کنیم .. سپاسگذارتان هستن که این شراب شفا را دریغ نمیکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود جناب میناآباد خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد خوش بین
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      درود و سلام و احترامات فراوان ... خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک

      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود استاد مانا ی عزیز عالی بود
      🌺🌷🌺🌷🌺🌷🌺🌷🌺🌷🌺🌷🌺🌷🌺🌷
      گل تقدیم شما
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب ...البته من نه استادم و نه جمشیدی
      کوچیک شما هستم و بسیار خوش آمدید خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۱۲ روز پیش
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      درود دوباره
      یک شعر در قسمت انتشار ویژه از من هست که نام شما اینگونه ثبت شده
      خندانک ممنونم و سپاس خندانک
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      اشتباه کردم ببخشید درود فراوان خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      شما تاج سرید خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود جناب خوشرو خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      مرسی گلاله جان از حضورت خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا رحیمی
      ۲ هفته پیش
      درود بر جناب مانای بزرگوار خندانک
      وشعر نابش وواژه های بی بدیلش
      بسیار زیبا ودرکمال واندیشه ای والاو عمیق
      وچه زیبا نشسته اند واژگان به دستان هنرمند اندیشه ی نابتان جناب مانا
      سلامت باشید ومانا خندانک خندانک
      🌹🌹🌹🌹🌹


      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      قدم بر سر چشم نهادید سارای عزیز ، و جالبتر اینکه بدانید سه خواهر دارم که هر سه سارا هستند و هنوز مدعی ام همه ی ساراهای جهان خواهران ماناهستند خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا رحیمی
      سارا رحیمی
      ۲ هفته پیش
      درودها جناب مانا
      وبر من افتخاریست بسیار که خواهر مانای شعر نابم ممنون از این همه محبت ولطف وبزرگواری جناب مانا خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      حدیث عبدلی (یارا)
      حدیث عبدلی (یارا)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما مهر بانو
      حضورتان را سپاس خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)
      ۲ هفته پیش
      زیباست و زلال خندانک


      درود خندانک

      درود خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      و حضورتان زلالتر و زیباتر خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود مهربانوی ادیب خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      ۲ هفته پیش
      درودها مانای مهربان خندانک خندانک

      باز هم یه شاهکار دیگه 😍
      فقط دلتنگتیم برادرم خندانک خندانک
      این که رسم خواهر برادری نشد خندانک
      تنهامون گذاشتی و رفتی 😭

      انشالله که همیشه بهترین‌ها سهم دل مهربونت باشه خندانک خندانک

      بمانی به مهر و مهربانی برادر مهربانم خندانک
      مراقب خودتون و دل مهربونتون باشید خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام خواهر عزیز
      مقدمتان نورباران

      خوشحالم که اینجایی و قطعا چندوقت دیگه به بچه ها سر خواهم زد و از دیدارشون خوشحال خواهم شد خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود ارزو بانوی عزیزم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      گل نثار وجودتان خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب افشاری خندانک
      ارسال پاسخ
      علی انصاری
      ۲ هفته پیش
      زنده باد
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب انصاری خندانک
      ارسال پاسخ
      رضا رضوی تخلص (دود)
      ۲ هفته پیش
      بسیار زیبا خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      ممنون و سپاس خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب رضوی خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد حسین محمدی(حبیب)
      ۲ هفته پیش
      بسیار زیبا
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب خندانک
      ارسال پاسخ
      یدالله عوضپور    آصف
      ۲ هفته پیش
      مانای عزیز و مهربانم
      ای درد توهمنشین جانم
      انداخته ای دوباره شوری
      شیرین به وجود بی زبانم
      معجون ملس به من نسازد
      از هم گسلانَد استخوانم
      توفان نفرست وقت پاییز
      کز باد تو سخت در تکانم
      شیرین تورا منم خریدار
      بگذار ز شور در امانم
      از این دو یکی حوالتم کن
      رحمی به معاش ناتوانم........
      بداهه
      میدوستمت فراوان
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک



      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام استاد دورت بگردم که اینقدر خوبی .... مطمئن باشید منم شما رو بسیاااار دوست دارم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۱۲ روز پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل احمدی
      ۲ هفته پیش
      سلام
      واقعا دیدگاه خیلی خیلی جالبی بود
      عجب نگاه خاصی!
      باید چند باره
      همراه با نقد دوستان بخوانم!!
      دست مریزاد
      احسنت👌🌻
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      در واقع این شما هستید بزرگوار که خاص میبینید ... و من به این نگاهتان احترام میگذارم خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۱۲ روز پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب لستاد مانای عزیز و بزرگوار
      بسیار بسیار عالی و
      بامفهوم وزیبا بود خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک ممنونم از اینکه حضور یافتید
      ارسال پاسخ
      جلیل میاحی
      ۲ هفته پیش
      درود استاد مانای عزیز و گرامی
      بسیار لذت بردیم از اثر زیبای شما
      پیروز و سربلند باشید
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      درود و عرض ادب و خوشامد خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۱۲ روز پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد مهدی نورالهی
      جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۷:۱۸
      درود فراوان بر جناب مانا خندانک

      قلمتان مانا همچون نامتان خندانک خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۱۲ روز پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۱۲ روز پیش
      سلام و عرض ادب خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پرستو پورقربان (آنه)
      ۱۳ روز پیش
      سلام ...

      آمده ام بیاموزم،این شکسته قلم را به شاگردی می پذیرید؟ خندانک .
      استاد مانای عزیز خیلی زیبا بود سروده ی ارزشمندتان مثل تمام آنچه که به زبان قلم ماهر و توانای شماست خندانک
      بمانید به عشق همراه گلاله ی گل در بهار زندگی خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۱۲ روز پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۱۲ روز پیش
      سلام وباور کن از دیدن کامنتت خوشحال شدم . و اینکه من معلم نیستم اما آنچه اینور و آنور یاد گرفتم با دوستان تقسیم میکنم . هر زمان که آمدید قدمتان روی چشم . البته دیگه اینستا جلسه نمیام چون شلوغه خندانک
      ارسال پاسخ
      امیر علی علیزاده ( الف سکوت)
      ۱۲ روز پیش
      درودتان باد
      بسیار زیبا
      خندانک خندانک خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۱۲ روز پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۱۲ روز پیش
      سلام . چراغ دلتان روشن خندانک
      ارسال پاسخ
      اصغر ناظمی
      ۱۲ روز پیش
      سلام
      وعرض ادب و احترام خندانک خندانک خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      ۱۲ روز پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۱۲ روز پیش
      سلام بزرگوار . سلام از بنده س خندانک
      ارسال پاسخ
      درویش حسین ندری
      ۱۲ روز پیش
      عاااااااااااااااااالی بود احسنت


      لذت بردم


      دست مریزاد

      🌹🌹🌹🌹🌹
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۱۲ روز پیش
      خندانک حضور شما شعر را عالی میکند درویش عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      رضااشرفی فشی
      ۱۰ روز پیش
      درود همتبار عزیزم، چقدر دلتنگ نان و نمک واژگانت بودم...گاهی مثل خشک خار تیپا خورده دست باد، سردرگم کوچه باغهای خزان دیده صفحات مجازی، راهم به باغ سبز دوستان می افتد،راستش هیچوقت حس و حال نقد نداشتم،دلم می گیرد از حساب و کتاب کلمات (مفتعلن مفتعلن کشت مرا) ، می خواهم بنوشم، تشنه بر سر کوزه آب می رود وگرنه سیراب تنها نقلش حدیث آب ست و وصف صفات ، گاه گاهی سازی می زدیم، سازهم با ما قهر شده ، کوک نمی شود، نامهربانی می کند، طاقتم نیز خشکی انگشتان شکسته را بهانه کرده و از ربع پرده های پیاپی وشور پنجه گلگی می کند .
      بگذریم ... دلتنگت بودم . فرصت سرزدن به عزیزان کم شده، شما به بزرگواری خودت کم کاری رضا را ببخش.سرت سلامت عزیز دل خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۹ روز پیش
      سلام رفیق ارزشمندم . خوشحالم که زیارتت میکنم . انشالله همیشه پابرجا وسلامت باشی خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0