سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 9 بهمن 1399
    15 جمادى الثانية 1442
      Thursday 28 Jan 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        پیشامدهای باور نكردنی و بحرانهای بزرگ به ما نشان می دهند كه سرچشمه های زندگی ما از آنچه می پنداشتیم باشكوه ترند. ویلیام جیمز

        پنجشنبه ۹ بهمن

        مرا به خواطر بسار

        شعری از

        طوبی آهنگران

        از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۹۳۵۷۱
          بازدید : ۱۳۱   |    نظرات : ۲۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        به خاطرم بسپار.     
        روی این خاک
        شاید دور دورها
        شاید کنار جاده سربلندی
        من تک درختم 
        سر به پرواز ستایش دارم 
        در دشتی وسیع 
        شاید هم در آغوش باد
        شاید برگ تنم در تاراج باد
        خورشید  هست 
        به نوازش گری چشمانم
        لحظه های من با نسیم تازه است
        من با دختر بهار سرگرم میشوم
        مرا به خاطر بسپار من ایستاده ام
        از باد نمی لرزم
        و نه ز تیشه ترس دارم
        که سینه ام را بشکافند
        باز ایستاده ام
        و نه خوشحالم که دشمنم آدمی
        و نه پریشانم که برند شاخه ای 
        و نه گریانم که بریدند
        چون هر سه نیستی
        نیستی را به نیستی چه حاجت
        من عاشقم.   به بوسهٔ شبنمی
        مرا به خاطر بسپار من ایستاده ام
        گر چه در آغوش بادم 
        ولی ریشه در این خاکم
        من از مادرم و مادر مادرنم 
        گاهی دلتنگ پرستو های غریبم 
        لحظه به لحظه ام در عاشقی می گذرد
        زنده به عاشق بودنم
        من پرده گان را پناهم 
        و آماده پذیرش قدومشان
        با نور دیده با غنچه خنده
        مرا به خاطر بسپار من ایستاده ام
        از سرما هراسم نیست
        به تارهای سرما بوسه می زنم
        عریان شدن من در سرما است
        سرما پوشش خواب من است
        از غروب دلگیرم 
        خورشید را دوست دارم
        امید به نهایت زیبایی دارم
        مهتاب را دوست دارم
        نزول بعد غروب مهتاب است
        ماه شب تاب برای دوست داشتن من است
        من ساعتها به تماشای مهتاب می روم
        مرا آرامشی در نیمه شب می دهد
        در سکوت بیقراری همدمم است
        شفق در زورق چشمان من موج دارد
        نسیم چادرم را به پرواز گل ها می برد 
        و ساقی عطرپیمای وجودست
        مرا به خاطر بسپار   من ایستاده ام
        من تاریخ  ام 
        زندگی انسانها را از برم 
        من بزرگ مردان را می شناسم
        آنها که ساختند و نام گذاشتند
        و آنان که می خورانند.  و خود به تاریخ پیوستند
        و آنها که زنده تاریخ بودند و در تاریخ گم شدند
        و آنکه با دست سنگ نرم کرد 
        و آنکه تخریب گر بود
        وآنکه راحت جان بود و ناراحت رفت
        و آنکه آرامش بود 
        و آنکه باعث آزار
        آنکه ستود وستوده شد 
        و آنکه راه یکی رفت و یکی شد
        و آنکه هاله عبدیت شد
        از عالمی و آدمی 
        واز آدمی تا حکمی 
        و از خاک تا خاک
        و آنکه خاک آمد و خاکستر باشند
        این ارمغان تاریخ من
        و مرا به خواطر بسپار من ایستاده ام
        من عاشق خودم هستم
        ستارگان را برای خودم دوست دارم 
        ترانه ی آب را برای آرامش خودم خواستم
        و جشن جیرجیر کان را برای شاد بودن خودم
        و گلها را برا خوش بویی خودم
        آسمان را دوست دارم برای خودم
        و زمین که از او هستم او هم مرا برای خودش دوست دارد
        فکر نکنید من خودخواه هستم 
        این خصلت است
        مرا به خاطر بسپار  من ایستاده ام
        با نیش زنبور ها 
        و گرما  تابستان 
        سرمای زمستان
        افتادن بزرگ ترین شاخه ام
        آتش زدن تنم 
        سوختن دورم
        مرا به خاطر سپار  
        می خواهم ایستاد 
        می خواهم گفت 
        لعنت بر تجاوز
        و نترسیدن از دوست داشتن
        ز بی حرمتی ها
        از گرسنگان 
        و از فقر
        واز کجا آمدن فقر
        و من ایستاده ام
        برای دوست داشتن
        دوست دارم سبز باشم
        میوه بدهم
        رشد کنم
        دوست دار مرد کشاورزم
        دستهای پینه بسته اش 
        چین و چروک پشانی اش 
        کمر خم گشته اش 
        و دوران پیری اش 
        مرا به خاطر بسپار.   و من ایستاده ام 
        برای مهمانی کاروانان 
        مهاجران بچه های بازیگوش 
        ودستانی که  سنگ پرت میکند
        تیرهایی که حواله گنجشکان می شود
        و لانه هایی که خراب می شود
        م ن ایستاده ام ومرا به خاطر بسپار
        و روزی که زمستان برسد 
        برگهای تن من از من جدا شوند 
        آن روز  روز رستاخیز منست
        من آماده ی طوافم 
        احرام می پوشم 
        محرم می شوم
        به کعبه ای که امر می شود
        با تکاندن تمام هستی ام
        به عروج می پیوندم
        با زوزه  باد که در شاخم می پیچد
        به آسمان  صعود می کنم
        و سنگی که به سینه ی شیطان می زنم 
        از قوس می آید
        مرا به خاطر بسپار  من ایستاده ام
        برای بودن
        تا عابران احساس تنهایی نکند
        و کاروانان جای ام
        پرستو های مهاجر
        زنبور های بی مکان
        پرنده های بی لانه
        برای خواب جیرجیر کان 
        و دقت مسافران
        و صحرا نشینان 
        برای سازنده گان
        و باز ایستاده ام
        مرا به خاطر بسپار
        تا دفتر عشق 
        برگی از برای تاریخ 
        تا کتاب ملهم 
        از شتاب مجرم
        تا عاشقی رفتن 
        تانوشتن عشق مجنون 
        تادلدادگی 
        و تا سر گذشت کاروانان 
        و م ایستاده ام مرا بخاطر بسپار 
        کوچ نزدیک است 
        آغوش خاک باز است 
        خانه مهاجران خالی است 
        جای پای کاروانان بر خاک مانده است
        کبوتی به لانه ی خاموشی پریده است 
        برای شنیدن غم پیران دیگر گوشی نیست
        من در خیال فرو رفتم 
        آیا عالم بیداراست 
        بنویسد عالی و آدمی 
        آدم  حاکمی 
        حاکمی و عاشقی
        عاشقی و خون خاک 
        مرا به خاطر بسپار و من ایستاده ام
        ۲۹.  ۹. ۱۳۹۹.  
        طوبی آهنگران
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک درود برشما طوبی بانو خندانک خندانک

        تورابه خاطر می سپارم
        توایستاده ای
        چونان درختِ طوبی
        در طیّبه ی هستیِ انسانیت و زیباییها خندانک
        اصغر ناظمی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام
        ودرودها خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام جناب ناظمی
        درودبر شما بزرگؤار
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام ودرود بینهایت بانوی گرانقدر اهنگران
        عزیز وبزرگوار
        اشعاری بسی زیبا وجالب سرودی مرحبا
        موفق باشید وسلامت اینشاالله
        یلدا هم مبارک باشد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃
        ارسال پاسخ
        آرمان پرناک
        حدود ۱ ماه پیش
        نیستی را به نیستی چه حاجت
        من عاشقم.به بوسهٔ شبنمی
        مرا به خاطر بسپار من ایستاده ام
        گر چه در آغوش بادم
        ولی ریشه در این خاکم
        خندانک خندانک خندانک خندانک

        درود بی پایان بر بانو آهنگران گرامی
        شعر زیبا و دلنشینی سرودید
        ایام خوشی را برایتان آرزومندم
        و
        یلدایتان مبارک
        خندانک خندانک خندانک خندانک

        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام جناب پرانک
        شما بزرگواری فرموده اید
        دورود ها بر شما
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام جناب فتحی
        از بزرگواری شما ممنونم
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃🌺🌺🍃
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام خنم حسین زاده عزیز
        ااین طیب بودن در شهن شما
        بزرگوار است
        از نظر دست اشتنی شما ممنونم
        صدیقه شیخ نظامی نایینی شیدا
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام بر بانوی شهر نام آوران شعر وادب پارسی ،شهر سروهای راست قامت وعطر دل انگیز بهار نارنج که دلکشی کلامتان را از نعمات آنها هدیه گرفته اید بسیار عالی بود شاد وسلامت باشید.
        طوبی آهنگران
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام بانوشیخ نظامی
        کلام شما از عطر دورون شماست
        معید باشید
        تا شاهد سرود ه های زیبای شما باشیم
        دورود بر شما
        محمد جواد جهانی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و عرض ادب بسیار دلنشین بود
        استفاده کردم خندانک
        طوبی آهنگران
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام جناب جهانی
        بزرگوار زحمت کشیدید
        مهدی ملکی الف
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما
        طوبی آهنگران
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام جناب ملکی
        دورود بر شما
        حسین کیانی
        حدود ۱ ماه پیش
        عالی بود احسنت بانو آهنگران خندانک
        در آخرین روزهای پاییز شعری بخاطر ماندنی سرودید ، قلمتان رقصان خندانک خندانک خندانک
        مهدی زیدانلوئی
        حدود ۱ ماه پیش
        بسیار زیبا خندانک خندانک خندانک
        فهیمه روشن ضمیر
        حدود ۱ ماه پیش
        بانو طوبی
        زیبا بود این سپید واره
        قلمتان عمود بر صفحه ی روزگار
        طوبی آهنگران
        حدود ۱ ماه پیش
        جناب زیدانلوییدورود
        و ارزه ادببهشما
        طوبی آهنگران
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام بانو روشن ضمیر
        دورود بر شما
        طوبی آهنگران
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام جناب کیانی شاعر بزرگور
        از شما ممنونم که آمدین و نظر فرمودین
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0