سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 17 اسفند 1399
    24 رجب 1442
      Sunday 7 Mar 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

        يکشنبه ۱۷ اسفند

        « مستزادی برای مستی محبوب »

        شعری از

        سلمان مولایی

        از دفتر دیوانگی های من و محبوب نوع شعر مستزاد

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹ ۰۰:۳۰ شماره ثبت ۹۰۷۲۳
          بازدید : ۲۲۷۷   |    نظرات : ۹۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سلمان مولایی

        صدای ارسالی شاعر:
        مثل گل سرخی در متن پیرآهن  ................ بوی اش رها در باد 
         
        یورش به ساحل بُرد با موجی از دامن  ....... از پیله اش آزاد 
         
        تا بشکند در هم این صخره را زنگار   .......... آیینه ی رخسار
         
        تکرار شیرینی ست ؛ موجی از آن دامن  ..‌‌...  در تیشه ی فرهاد 
         
        بوی بدیع باد ، در بادیه انگار  ................... مجنون کُشی قهّار 
         
        در بند ذهن مرد ، موی رهای زن  ..............  سلمان به دام افتاد 
         
        راهی ندارد او جز باده ی غم خوار  ..........  در شهر پر دیوار 
         
        باید بنوشد تا سر حد دل کندن  ...............  از عهد بی بنیاد 
         
        پیمانه می افتد بر روی میز بار  ...............  از مستی بسیار 
         
        شور شَرور شعر سر می رود در من  .........  چون خون که در خرداد 
         
        می گیرد این سرخی دامان ات ای سردار ... در خواب یا بیدار 
         
        هر واژه از این شعر ، انکار اهریمن  ........   سر می دهد فریاد ؛ 
         
        بیزارم از بی داد از عشق تو سرشار  ........  محبوب بی تکرار 
         
        می خانه را بگشا با خنده ات ، لطفاً  ........  ای مست مادرزاد 
         
        تا بشکنم شب را با شمسه ی اشعار  .......   حتی سحر بر دار 
         
        تا گل کند خورشید در سقف بی روزن  ....  صبح ات مبارک باد 

        ۷ / ۷ / ۹۹
        ۲۸
        اشتراک گذاری این شعر
        ۶۹ شاعر این شعر را خوانده اند

        سیده شهربانو حاتمی

        ،

        اصغر ناظمی

        ،

        گلاله محمدیان

        ،

        محمد راد

        ،

        ویهان قسمت پور

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        پرستو پورقربان (آنه)

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        موسی ظهوری آرام(آرام)

        ،

        محمد امیری

        ،

        فرهاد شریف

        ،

        ایمان شاد

        ،

        مهرداد مانا

        ،

        معصومه خدابنده

        ،

        سلمان مولایی

        ،

        سینا خواجه زاده

        ،

        امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

        ،

        مهدی محمدی

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        محمد حسین اخباری

        ،

        رحیم نیکوفر ( آیمان )

        ،

        عیسی نصراللهی ( سپیدار )

        ،

        سحر غزانی

        ،

        منیژه قشقایی

        ،

        اجمل وثیق

        ،

        سارا شیخ محمدی ( دیانا )

        ،

        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

        ،

        مریم کاسیانی

        ،

        احسان کریمیان علی آبادی

        ،

        حمید حسینی

        ،

        موسی عباسی مقدم

        ،

        غلامحسین جمعی

        ،

        منوچهربابایی

        ،

        مریم رامجردی

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        مهدی فروزنده

        ،

        فاطمه رضایی برما(آینه عدم)

        ،

        درویش حسین ندری

        ،

        محبوبه امیری

        ،

        علیرضا شاه محمدی (عشاهیر)

        ،

        عرفان حسینی

        ،

        مجید قلیچ خانی

        ،

        دنیا چراغی

        ،

        ایرانی پراحساس

        ،

        رامینه خوشنام

        ،

        الهام امینایی

        ،

        سید حاج احمدی زاده(ملحق)

        ،

        شریف شریفیان

        ،

        فروغ فرشیدفر

        ،

        پژمان بدری

        ،

        برهنه در بارانِ دره ی کومایی

        ،

        علیرضا احدی مهر

        ،

        حدیث عبدلی (یارا)

        ،

        فاضل فخرالدینی تخلص (مالک)

        ،

        امید کیانی (امید)

        ،

        قربانعلی فتحی (تختی)

        ،

        کامکار پیشوا

        ،

        صادق کیانی (صادق)

        ،

        اميرحسين علاميان(اعتراض)

        ،

        هادی محمدی

        ،

        بهروز عسکرزاده

        ،

        رضااشرفی فشی

        ،

        محمد جواد جهانی

        ،

        اعظم قارلقی

        ،

        طوبی آهنگران

        ،

        دانیال فریادی

        ،

        سینا رجب نژاد

        ،

        سید اسلام سادات حسینی

        ،

        افسانه هادی(رخشانه)

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۵۲
        درود جناب مولایی
        بسیار زیبا و پر معنی است
        موثر
        مبین مشکلات جامعه خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۴۴
        سلام

        و

        استاد همواره همراه و همیشه مهربان
        قلم لطف تان هماره سرشار از غزل باد ...
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۱۱
        خندانک
        شور شَرور شعر سر می رود در من ......... چون خون که در خرداد
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        دروداستاد
        بسیارزیبابود
        قالب مستزادازقالبهای قدیمی شعرفارسیه ولذت داشت خواندن شعری عاشقانه دراین قالب بازبانی نو وزیبا خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۴۵
        سلام

        و

        سپاس از اشاره ی به جای تان و امید که روزی با این قالب های بی بدیل مهربان تر و آشنا تر شویم ...
        ارسال پاسخ
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۳۹
        درود ارجمند
        مگر می شود به صفحه ی شما امد و این همه جاری احساس را دید و سبک بال نشد،،،
        در کنار محبوبتان نیک بخت و خوش همه احوالتان
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۶
        سلام

        و

        مگر می شود در برابر چنین دوستان و اساتیدی تحفه ای ناسزاوار عرضه نمود ؟؟

        دعای تان همیشه روا
        برای تمام انسان ها ...
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۳۸
        درود
        اربعین حسینی تسلیت
        شاد و خرم باشید خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ ۰۷:۴۰
        سلام

        و

        تسلیت ...
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۰۶
        سلام
        هروقت دیدید که مانا سکوت کرده و ظاهرا رمقی برای نوشتن ندارد به سلمان بگویید شعری منتشر کند . آنوقت خواهید دید که چگونه کالبد مرده را فرو هشته و با پای جان برخواهد خواست تا آنچه که از شعر فهمیده را عربده بکشد ... نکاتی در صفحه ی م فریاد نوشتم که البته حرکتی بود بی شور و مشورت ، چه اینکه قطعا یاران قبیله ممکنست دچار دلسردی شده و احساس شکست کنند . که البته من هیچوقت به یک دشمنی و کینه ورزی ادامه نمیدهم . چون دل آدمی بخصوص جنس شاعر را محل مناسبی برای جمع شدن عقده نمیدانم . درک و استنباط طرف مقابل هم برایم اهمیتی ندارد . بهرحال طبیعت به هرکسی خصلتی داده .... بگذریم ...

        اینجا سلمان چند اصل را به ما نشان داده که برداشت بنده چنین روایتشان میکند :

        اصل اول : سلمان فقط نیمایی و سپید نمینویسد ، استعداد او در قالبهای کلاسیک مشهود و مشهور است

        اصل دوم : گل را اگر خشک کنی اگر عصاره بگیری اگر دمنوش کنی اگر سنجاق کنی اگر بکاری و اگر بدروی ، بوی و خصلتش همانست . محبوب سلمان نیز حقیقتی گل گونه دارد یعنی در هر قالبی زیباست و خواستنی ، خواه با غرش اعوذ برب فلق بیاید ، ( که شاعر را آرام کند ) خواه با قافیه های بیشمار ... آر بیاید ، خواه لباس پاییز بپوشد و در غزلی بدرخشد و خواه در قامت مستزاد سروده شود ، همیشه زیباست . در واقع این لعنتی را نه فقط شاعر که طرفداران او نیز دوست دارند .

        اصل سوم : سلمان شطرنجباز قابلی ست . و حریفی ست که نمیتوان حرکاتش را پیش بینی نمود . پس اگر با او همآورد شدی ، ششدانگ حواست را جمع کن اگر در سپید و غزل زمینگیرت نکند با مستزاد و رباعی هوش و حواست را ضربه فنی میکند

        اصل چهارم : سلمان تمام نمیشود . در او از عشق چشمه ای جاری و ساری ست که میتوانی هر زمان و هرچقدر که خواستی رفع عطش کنی . این زمزم سخاوتمندی ست که از تو هروله نمیخواهد .

        اصل پنجم .... از اتاق فرمان داد زدند چاپلوسی بسه برو به خود شعر هم نگاهی بنداز


        راستی شعر :

        مثل گل سرخی در متن پیرآهن ................ بوی اش رها در باد


        دیدید راست گفتم ؟ قضیه ی همان گل .. و بوی رهای او



        تا بشکند در هم این صخره را زنگار .......... آیینه ی رخسار

        در اینجا من صخره ی زنگار گرفته را خود شاعر میبینم . که تصویر رخسار محبوبش صیقل میدهد . اما چطور به این نتیجه ی مانایی رسیدم ؟ یادتان هست حکایت قطره را که خود را نیست دانست و هست شد ؟؟ گفت : " جایی که دریاست من کیستم ؟ " شاعر هم صخره جانش از آن زمان به معجزت رخسار دوست صیقل شد که خود را در برابر او هیچ انگاشت و گفت همه تویی و منی در میانه نیست . شاید پیش از اینها غروری و منیتی در شاعر بوده که به دم مسیحای محبوب پاک شده و آیینه اش را زنگار زدایی نموده . ما تا زمانی که زنگار غرور و کینه و طمع و حرص و حسد و ... بر آیینه دلمان نشسته همین وضعیت را داریم در سه گانه ی سلمان هم یادتان هست چطور خود را پیش و پس از محبوب توصیف کرده بود ؟ به قول حضر مولانا :

        آیینه ات دانی چرا غماز نیست ؟
        زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست


        نه اینکه حرف در مورد خون خرداد و میز بار و بدعت باد و .... نداشته باشم اما افسوسسسسسسس دوست نازنینم گاهی گفتن از یک شعر به لطافتش آسیب میزند و گاه مانا با همه انرژی اش در برابر اینهمه دغدغه های مختلف به دامن خواب و سکوت میخزد . گلاله بهم روزی گفت کابین من طلا و کالا نیست . گردنبندی از گل میخوام که هیچوقت پژمرده نشن . دیروز هاتفی منو وسط تابلوی برق صدا زد که نام دفتر چهاردهم را " گلهایی برای گلاله " بگذار و به فیض خداوند گردن آویز این واژه ها هرگز به خزان نمیرسد .


        اصل ششم : من سلمان را دوست دارم . حکم سنگسارم روی میز داروغه هاست بخاطر دوست داشتن گلاله ، بابت تعلق خاطر به سلمان و محبوبش ، جانی اگر یافتید بگیرید .. خندانک

        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۵۵
        سلام

        و

        از قضا یکی از اهداف انتشار این بود که این قفل سکوت شکسته شود تا مبادا چماق به دستان فرهیخته و ادیب منظر
        گمان مبرند که عرصه از شیران خالی شده است ...

        خوش حال ام که در پای این شعر که اتفاقی بسیار فرخنده برای ام بود از گلاله گفتی و دفتر شعر و گل‌های نامیرا و قبل از آن که نقد ت را ببینم به دلیل مشغله ی زیاد ، محبوب خوانده بود و گفت که مانا خیلی خوب و دلنشین نوشته است شگفت زده شدم چون معمولا از کسی این گونه تعریف نمی کند ولی بعد که خواندم دیدم حق داشته است چرا که این نقد هم نقد بود هم دلنوشته بود هم بیانیه بود و هم مانیفست اخلاقی مانا ...
        راستی داروغه ها همان برادر شغال است آری منظورم همان سگ زرد بود ، پس اندیشه مدار رفیق که شیران را گزندی نمی رسد از شغالان جز آن که به خوردن ته مانده های غذای شیران زنده اند ...
        ارسال پاسخ
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۰:۵۰
        و گلاله هی عاشق بود عاشقترش کردی خندانک
        ارسال پاسخ
        سحر غزانی
        سحر غزانی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۳۴
        چقدر اصل ششم قشنگ بود خندانک خندانک خندانک
        درود استاد خوبم
        خوشحالم روزه سکوتت را با این شعر زیبا شکستی خندانک
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۲۱
        .
        .
        .
        خندانک
        .
        .
        .
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۲۱
        .
        .
        .
        خندانک
        .
        .
        .
        دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۱۵
        درود استاد عزیز و مهربانم خندانک خندانک خندانک

        ارسال پاسخ
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۰۰:۲۴
        یادِ خسرو گُلسرخی افتادم


        مِثلِ گُلِسُرخی،در متنِ پیرآهن  ................ بوی اش رها در باد 
        یورش به ساحل بُرد با موجی از دامن  ....... از پیله اش آزاد 
        تا بشکنم شب را با شمسه ی اشعار  .......   حتی سحر بر دار 

        همین سه بند کافیست
        متنِ پیراهن ( جامعه)
        بویَش رها در باد ( تا سالیانی دراز، چون اَبَرکوهی که در محاکمه اش از آن یاد نمود... برایِ هزاره ها)
        از پیله اش آزاد ( فریادِ آزادی خواهی و ظلم ناپذیری از پیکره یِ گُرده هایِ آماسیده از قهر و یأس)
        آنگه،سَحَر بر دار ( حتی اگر قبایِ اساطیری ام بر باد و در باد و بر دار،بلرزد و فریادِ خاموشی اش را بچکانَد)
        بر
        پیکرِ
        دیوار

        یعنی اگر همانکه در ذهن خواننده به روایتی و اندیشه ای نقش بسته باشد ( ره آورد و یادآوریِ تریلوژیِ چندگانه ایست که پرسنالِ ویژه ای را در ابهتِ اساطیر با یادِ گُلِ سرخ ها و دارها و نمودِ بی زنگارِ ابهتِ درد مکاشفه یِ تندیسِ پستوهاست)


        دیگر اینکه بینِ همان بنود، تنسیق الصفات نیز جاریست ( بویش رها در باد، از پیله اش آزاد و...)


        مؤید
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۵۷
        سلام

        و

        همیشه سبک نوشتار و اشعار ت برای ام بسیار حال و قابل احترام بوده است و گستره ی واژگان و دانش تان نیز ...
        مسرورم که این گونه از پنجره ای دیگر وارد این خانه شدید و دیدید آن چه را که باید و به زیبایی بازگوی اش کردید ...
        ارسال پاسخ
        سحر غزانی
        سحر غزانی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۳۲
        درود جناب سپیدار
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۲۲
        .
        .
        .
        خندانک
        .
        .
        .
        محبوبه امیری
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۰:۵۱
        با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...


        اولین بار نیست که در پای اشعار سلمان مولایی با شگفتی رو به رو می شویم چرا که او هر بار به گونه ای مخاطب اش را غافلگیر می کند و این بار با قالبی که چندان مورد مهربانی قرار نگرفته است و بی گمان دلیل اش سختی سرودن و ریزه کاری های زیاد مستلزم آن است چرا که به زعم من در این قالب به خصوص در نیم مصراع بی اندازه مهم است که از چه کلمه ای استفاده می شود و شاعر تا بدان جا باید مسلط باشد و چیره در انتخاب واژه ها که حتی با پس و بیش کردن حرف اضافه ای و کم و زیاد کردن پسوند و پیشوندی شعر دچار آسیب شود به عبارت دیگر هر واژه در جای خود در بهترین زمان و مکان به کار گرفته شود تا قابل تغییر نباشد به دلیل آن که تغییرش در فرم یا معنا خلل وارد می کند و دیگر آن که نیم مصراع باید معنا را تمام کند و به کمال برساند و به همین دلیل است که تک تک واژه های اش اهمیت دارند .
        نکته ی دیگر آن که اگر نیم مصراع ها را نادیده بگیریم مستزاد تبدیل به غزل خواهد شد و این که بدون آن ها هم غزل حاصل شده دارای ارتباط های معنایی و ساختاری باشد اهمیت خاصی دارد همان گونه که خود نیم مصراع ها نیز این ارتباط و تعامل را بین خودشان دارند و همین امر دیگر دلیل اهمیت بی شمار هر واژه ای ست که شاعر انتخاب می کند اما در این انتخاب ها بی گمان امکان غلتیدن شعر در مسیری تصنعی و خروج از طبیعت ناخودآگاه شعر وجود دارد و همین دلیل دیگری ست برای سختی این قالب و نیاز به چیرگی و تسلط فراوان شاعر تا اجازه ی این اتفاق را ندهد که همان گونه که می دانید کار بسیار دشوار و نفس‌گیری ست ...
        حرف آخر اما آن که با خواندن نقد های اساتید مسلم ، مانای شاعر و تیرداد پراز آگاهی ، شگفتی حاصل از قالب شعر در محتوا نیز برای ام بروز کرد ، به آن دلیل که شعر سلمان می تواند در آن واحد چندین معنا را در ذهن خوانندگان اش ایجاد کند آن هم محتواهایی که بعضاً بسیار دور از هم هستند و تقریبا این اتفاق چیزی ست که تنها در سپیدهای حماسی و عاشقانه ی شاملوی جاودان برای آیدا ی نازنین اش می توان دید که می توان به جرات گفت در شعر سلمان مولایی به بلوغ
        می رسد چرا که او سرمشقی بی بدیل به نام شاملو داشته است .
        البته این کلام بدان معنا نیست که شعر های دیگران از چنین لایه های پنهان و زیبایی برخوردار نیستند که این ادعایی یاوه و به گزاف است چرا که شعر بدون لایه های زیرین اصلا به مرحله شعریت نمی رسد اما حرف در تفاوت های بسیار در بین معانی پنهان است که حتی گاهی با هم دارای تضاد و تناقض ذاتی هستند ولی با واژگانی یکسان این معانی آفریده می شوند که هم قدرت انتقال صلابت را دارند و هم قدرت جاری کردن لطافت و ظرافت در ذهن خواننده ...

        با عرض احترام وافر و پوزش های بی شمار که این نوآموز جسارت قلم گرفتن در دست را در محضر اساتید بزرگ و ادیبان ارجمند را به خود داده است که بی گمان این جسارت از لطف و فروتنی بی اندازه ی این اساتید است ...


        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۱:۴۶
        سلام بانوی زیبای دوست داشتنی خندانک
        ارسال پاسخ
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۲:۲۳
        سلام خانم امیری

        متأسفانه و شوربختانه، اسامی اعضایِ شعرنو و حتی بدتر اینکه سایت ناب هم در خاطره ام نمی ماند. یک لحظه احساس کردم اسمِ محبوبه امیری برایم آشناست به گذشته برگشتم و آن سایت و کل کلها و یا حتی با مویِ خودم لج کردنها و آن عصبانیتهای بیجا و آنها
        اسم تیرداد را آوردی . یاد قدیم افتادم ( تخلصی که تا مدتها بر عیسا بود) . بعد از ونداد پسرم... قرار بود که اگر در فکر فرزندی دیگر باشم اسمش را تیرداد بگذارم که بنا به خواهش آبجی ام، تیرداد را به نامِ فرزندش بخشیدم.

        همین سپیدار هم بر ما فزون است ( فقط عیسی شاید بهتر باشد)

        یکسال مشغله و گوشه گیری و دوباره یکی دوماه فعالیت و دوباره انزوا ( دلیلش را نمیدانم، همینم)

        بحث خاطره شد و نوجوانی و جوانی، گفتم کمی بنویسم بد نیست.

        چند نفر از آنان در ایستاگرام لطف نموده اند و فالو کرده اند
        هرچند متأسفانه اسمشان در ذهنم باقی نمیماند.

        هر جا هستیم، یک خانواده ایم. اینور . آنور فرق چندانی نیست ( گاه هستیم گاه نه، روزمرگی و روزمره گی و...)


        در هر روی، ممنون که خاطراتی را برایم زنده نمودی
        ارسال پاسخ
        سحر غزانی
        سحر غزانی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۳۱
        درود
        بانو محبوبه ی مهربانم خندانک
        واقعا قالب سختیه 😅😅
        دیروز هرچقدر سعی کردم یک نمونه شعر در این قالب بنویسم نشد😄
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۲۵
        سلام

        و

        چه خوب که عدو سبب خیر شد و از آن سایت کذایی رهای مان کرد تا بال های مان به درستی گشوده شوند ...

        راستی من نیز شما را با تخلص تیرداد می شناسم هنوز انگاری که آن تخلص با شخصیت و سبک نوشتار تان عجین شده باشد ...
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۲۵
        .
        .
        .
        خندانک
        .
        .
        .
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۲۶

        .
        .
        خندانک
        .
        .
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۵۲
        سلام

        و

        محبوبه ی بی بدیل امیری با انتشار هر شعر برای دیدن نام ات در میان نقد نوشته ها بی تاب ام چرا که می دانم وقتی که بیایی و بنویسی به اندازه چند ده کلاس دانشگاهی می توانم از چند خط نوشته ات بیاموزم و به کار گیرم این آموخته ها .
        بر به کار گرفتن تاکید دارم چرا که آموخته ها فراوان اند اما آن چه قابلیت به کار گیری داشته باشد گوهری ست در میان مهره های گلین ...

        همیشه باش و بتاب بر این شاعر دیوانه و محبوب-نویسی های اش ...
        ارسال پاسخ
        محبوبه امیری
        محبوبه امیری
        پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹ ۰۱:۲۰

        با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

        جناب سپیدار گرامی و بزرگوار

        امید آن دارم که دیگر سختی از انزوا بین شاعران جسور و جوان از آن دست که شمایید ، نباشد چرا که انزوای شمایان درست برابر است با اشتغال ناشاعران و ترس خوردگان که مسموم می کنند کام هر خواننده ای را ...

        خندانک خندانک خندانک
        محبوبه امیری
        محبوبه امیری
        پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹ ۰۱:۲۳
        با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

        گلاله ی مهربان و نازنین ام
        سلام ات بوی عشق دارد و عطر دلگشای رازیانه در عصر تابستان ...
        جدای از آن چه که بین روح محبوب و گلاله جاری است و به عنوان دو دوست در این محفل مجازی باید بگویم که بی اندازه لذت بردم از نقد ت و آموختم از نکته هایی که باز گفتی ...

        خندانک : خندانک خندانک
        محبوبه امیری
        محبوبه امیری
        پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹ ۰۱:۲۸
        با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...


        سحر عزیز و نازنین ام
        به گمان ام که زود به سفارش سلمان مولایی جامه ی عمل پوشاندی البته قسمت دوم اش که امتحان قالب بود را زودتر ...
        اما از مزاح گذشته این روحیه ی نوجویی آن چیزی ست که باید در تمام جوانان این مرز سرخ جان بگیرد ...


        خندانک خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۳۳
        درود خندانک و اما سلمان....
        نکته ی اول: بین شاعران مرد حقیقتا روحیه زنانه بسیار است و از این حیث همیشه ناخرسندم...جذابیت شعر مانا و سلمان بیشتر برایم از این است که مردان شاعرند

        نکته ی دوم:جای بحث در صفحه و شعر سلمان برایم باز است چراکه تعصب نابجایی در آن نیست..همانگونه که در قالب هم این خصیصه وجود دارد

        نکته ی سوم: انتقاد و تشویق برای سلمان فرقی نمیکند
        کما اینکه قبول پرمخاطب ترین بودن قبول مطابق سلیقه ی اکثریت جامعه هست که از آن حیث هم من از سلیقه ی جمعی آزرده خاطر و مکدر هستم...

        نکته ی چهارم: شعر های سلمان در کمال عاشقانگی
        سیلی های محکمی به قشر خاصی میزند که منفورند
        درواقع نگاه شعر سلمان یک اخم و ناسزای زیر پوستی به قشر بی خاصیت میزند

        نکته ی پنجم: حالا از اول این شعر را بخوانید
        محبوب سردار بی سر(زیر روسری) زبان سیلی سلمان به دشمن و دست نوازش و کلام آرامش به دوست است...
        سلمان برادر ندیده ام دلم میخواست برای شخصیت محترم هنری ات کاری کنم اما بی نیازی و فقط میستایم شعرهایت را که همیشه چند وجهی است خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۵۹
        سلام

        و

        بی اندازه دلتنگ و چشم به راه ات بودم رفیق ...

        نقدی که نوشتی همچون همیشه ی خودت نکاتی بسیار مهم و آموزشی در خود پنهان دارد که هم برای صاحب صفحه و هم دوستان عزیز مفید است و کارساز .
        یکی از آن نکات تناسب شعر و فرم و محتوای اش با جنسیت شاعر است که بی اندازه مهم است و بی اندازه هم مغفول مانده است .
        نکته ی دیگر آن که برای ام جای بسی سرور و خوش حالی ست که می بینم دوستان جانان من این صفحه را جایی برای تضارب آراء می دانند و همین امر باعث می شود تا بی تعارف بنویسند و هیچ چیزی جز نظر بی تعارف و رک شاعر را به کار نمی آید .

        و اما نکته ی آخر باز هم حکایت مهربانی های بی پایان تو و شرمساری های سلمان است از این همه لطف و چشم خطاپوش و قلم دل گشا ...
        ارسال پاسخ
        فرهاد شریف
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۳:۲۹
        عرض ادب جناب مولایی
        لذت بردم از خواندن سروده زیبایتان
        پاینده باشید خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۴۶
        سلام

        و

        فرهاد شریف ، سپاس گزارم و خیر مقدم گویان ، آفتاب مهربان قلم تان را ...
        ارسال پاسخ
        اصغر ناظمی
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۲۷
        سلام
        وعرض ا دب
        براستاد گرامی
        عالی بود خندانک خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۴۷
        سلام

        و

        ناظمی شاعر

        منت نهادید و بی گمان به دیده اغماض خواندید و شکی نیست عالی حضور شماست در این خرآب آباد ...
        ارسال پاسخ
        محمد راد
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۵۱
        درود بر سلمان مولایی
        استاد و شاعر
        بسیار زیباست
        و لذت بردم
        خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۴۹
        سلام

        و

        محمد نجیب و مهربان

        بی حد و حصر سپاس گزارم که این گونه با نگاهی پر از لطف در این شعر و شاعرش نگریسته ای ...
        ارسال پاسخ
        ایمان شاد
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۷:۰۲
        زیبا سرودید
        درود بر شما استاد خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۴۹
        سلام

        و

        ایمان گرامی امتنان فراوان دارم از حضورت و خوش آمد های بی شمار نثار قدوم ات ...
        ارسال پاسخ
        معصومه خدابنده
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۱۹
        سلام و ارادت
        درودهایم تقدیمتان
        🌹🌹
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۵۰
        سلام

        و

        قدر دان حضور سبز تان هستم ...
        ارسال پاسخ
        سینا خواجه زاده
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۵۸
        درود بیکران جناب مولایی گرامی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خیلی زیباست. عجب قالب زیبایی، بنده تابحال ندیده بودم...
        انگار احساسات رو از دیوار زبان عبور داده و از اسارت قلب در آورده اید.
        ناجی احساس.
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۵۸
        سلام

        و

        سینا ی نجیب و مهربان سیما

        سپاس گزارم از نظر بی آلایش و صمیمی ات و مباهات می کنم به داشتن چنین دوستانی در کنار خویش ...
        ارسال پاسخ
        امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)
        يکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۰۲
        سلام و عرض ادب
        چقدر برایم جالب بود به سراغ چنین قالبی رفته اید
        البته احساس میکنم سرودن چنین قالبی چندان آسان نیست
        و شما خوب از پسش برآمدید
        خندانک
        طبع آزمایی جالبی داشتید
        البته تصور من این هست
        چون اکثرا قالب های مهجور برای طبع آزمایی شاعر سروده می شوند مثل مسمط و ...
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۰۴
        سلام

        و

        رفیق جوان خوش ذوق من

        شادی آور است برای ام که به گونه ای حرفه ای شعر را دنبال می کنی و دارای اهمیت است برای ات و از ریزه کاری ها ی آن نیز گذر نمی کنی ...

        در خصوص طبع آزمایی بگویم ات رفیق که سال ها قبل زمانی که نوجوان بودم این قوالب را یک به یک آزموده ام و خود را محک زده ام ولی مستزاد برای من شور و حال دیگری دارد به دو دلیل ؛ نخست آن که یکی از زیباترین شعرهایی که خوانده آن مستزاد معروف مولاناست با این مطلع
        هر لحظه ای به شکلی بت عیار بر آمد ..... دل برد و نهان شد
        و دو دیگر آن که به نظر بسیاری از سبک شناسان و منتقدین معاصر مستزاد نزدیک ترین قالب کلاسیک است به قالب نیمایی و چه بسا می توان آن را اولین تجربه نیمایی سرایی دانست حتی پیش از نیما ...
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۰:۳۰
        سلمان جان یک مستزاد از اخوان هم یادم هست خیلی زیبا بود . و ایکاش از غزلها و کلاسیکهای معوجم ک چند مستزاد هم داخلشان بود چیزی در خاطرم میماند . متاسفانه سالها پیش وقتی سیزده سالم بود دفتری برای دخترخاله ام که خودکشی کرد نوشتم که یک روز پدرم آنرا سوزاند و روی دستمو با سیخ تفتیده داغ کرد که هرگز نتوانستم ببخشمش . فقط سه چهار بیت نیمه نصفه از یکیشون یادمه :

        یاد آن شب در آغوشت غنودم
        به دست مهر اخم از رویت زدودم

        گلبوسه ای ز لبهای تو چیدم
        چند تار مو از جعد تو ربودم

        تو بینوا در خواب شیرین بدی
        من فرهاد لب قند تو بودم

        خوش نداشتی که چون شاهین بی پر
        شد بستر خوابت جای فرودم

        که البته اون موقعها تازه کم تا قسمتی از عروض حالیم شده بود و کلی سکته ناقص داشتم


        تا شش سال بعد در اول اردیبهشت هفتاد و هشت که نوزده سالم بود در سراب نیلوفر کرمانشاه مجددا دست به قلم بردم و ترانه توحید را به تقلید از صدای پای آب سهراب نوشتم .... بگذریم از نوجوانی ات گفتی و یاد بطالتها و بر دل مانده هایم افتادم
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۰:۵۴
        سلام دیگر بار

        و

        نخست آن که یکی از زیباترین شعرهایی که خوانده ام مستزاد معروف مولاناست با این مطلع
        هر لحظه به شکلی بت عیار بر آمد ..... دل برد و نهان شد

        این قسمت یکی دو اشتباه تایپی داشت که اصلاح کردم ....
        رحیم نیکوفر   ( آیمان )
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۰۰:۰۸
        سلام خندانک
        بسیار زیبا بود
        دستمریزاد
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۳۰
        سلام

        و

        آیمان نجیب سپاس بی شمار از نگاه پر مهر و لطف تان ...
        ارسال پاسخ
        اجمل وثیق
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۰۴:۵۶
        سلام جناب مولایی عزیز
        باز هم آموختم و کیف کردم⚘
        شمشاد باشید⚘⚘🍀🍀
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۰۸
        سلام

        و

        هر بار که شعری می خوانم از قلم قابل تان معنی کیف کردن را درک می کنم و حیف ام می آید که مرا دست بسته است این زمان بی مجال ...
        ارسال پاسخ
        غلامحسین جمعی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۱۳:۳۸
        درودو سپاس بزرگوار

        دستمریزاد زیبا و دوست داشتنی است

        با مهرو ارادت
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۰
        سلام

        و

        استاد ارجمند

        بی پرده و آشکارا اگر بخواهم حرف بزنم باید بگویم که هنگام انتشار شعر گمان آن می بردم که بی گمان استاد جمعی بر این شعر نقدی خواهد نوشت به دلیل قالب خاص اش و هم چنان چشم به راه ام ...
        ارسال پاسخ
        سحر غزانی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۱۳:۵۷
        درود بر شاعر زیبا بیان و ادیب
        جناب مولایی خندانک
        من اصلا با قالب مستزاد آشنایی نداشتم
        و راستش کمی برام عجیب بود
        واقعا چقدر این قالب زیباست و
        من مشتاق شدم بیشتر از این قالب بخونم
        شعرتان را خواندم و مثل همیشه
        لذت بردم
        قلمتان مانا🌹
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۱
        سلام

        و

        چه حس خوبی ست که با شعر هم بتوان احساس را بیان کرد و هم ادب کلاسیک گوهرمانند پارسی را به دوست داران اش بیشتر شناساند ... حتما بیشتر به بخوانید و حتی امتحان اش کنید ...
        ارسال پاسخ
        احسان کریمیان علی آبادی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۱۴:۰۴
        احسنت استاد ارجمند
        بسیار خواندنی و جذاب بود
        خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۲
        سلام

        و

        سپاس بی شمار و خوش آمد های فراوان قدوم پر لطف تان را ...
        ارسال پاسخ
        مریم رامجردی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۱۴:۲۱
        درود بر شما
        بسیار زیبا و قابل تحسین بود
        برقرار باشید خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۲
        سلام

        و

        باعث امتنان است حضور پر از لطف تان ...
        ارسال پاسخ
        مهدی فروزنده
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۱۷:۴۶
        درود بر شما
        عالي خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۳
        سلام

        و

        بودن همواره ی تان سببی است برای امیدواری و دلگرمی های بی شمار ...
        ارسال پاسخ
        درویش حسین ندری
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۰:۰۹
        عرض ادب عالی عالی عالی سرودید
        درود بر شما حضرت استاد
        لذت بردم

        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۴
        سلام

        و

        درویش خان مهربان

        عالی همین بودن های هماره ی شماست که منت بر این شاعر و درهم نوشته های اش می گذارید و به حوصله می خوانید ...
        ارسال پاسخ
        دنیا چراغی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۴:۴۴
        شعر بسیار قشنگی بود واقعن😊
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۲۸
        سلام

        و

        سپاس های بی شمار از حضور سبزتان ...
        ارسال پاسخ
        رامینه خوشنام
        چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹ ۰۲:۳۳
        درود استاد مولایی گرامی
        زیبا بود
        برقرارباشید🌹🌹🌹
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۵۹
        سلام

        و

        چونان همیشه با حضور سبز خویش شعر و شاعر را مفتخر نمودید ...
        ارسال پاسخ
        فروغ فرشیدفر
        چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹ ۱۲:۵۲
        درود بر شاعر توانمند و ناب، جناب مولایی گرامی🌹
        بیزارم از بی داد از عشق تو سرشار ........ محبوب بی تکرار

        عجب شعری بود. 👌👌
        چندتا شعرازشما خوندم .مشخصه اصلیشون بجز زیبایی و عمق اینه که پراز تفکرند و البته یه جورایی سخت !!
        کار هرکسی نیست واقعا". حتی به عنوان خواننده ، بایک بار خوندنشون عموما" چیززیادی دست آدمو نمیگیره و باید چندبار خوند.وهربار زوایای جدیدی کشف میشه ...
        بهتون تبریک میگم وبراتون آرزوی موفقیت دارم.
        🙏🙏🌹🌹🌹🌹
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ ۰۷:۴۲
        سلام

        و

        سپاس بی شمار که هر بار از همراهی تان سرشار است از دلگرمی و نکته سنجی ....
        ارسال پاسخ
        پژمان بدری
        چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۳۶
        سلام سپهبد شیخ السلمان مستزاد باطن
        دیگه معجون وایتکس نوشابه دردی و دوا نمیکنه
        باید انرژی زا آب هویج بستنی و با ریکا مخلوط کنم شاید کف کردنمو از خوندن این شعر بیرون بزنه
        من برم خودمو با کاتر کاغذ کات کنم
        خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ ۰۷:۴۴
        سلام

        و

        پژمان جان

        جدای از آن چه که نوشتی چشم به راه نظرات روشن و راه گشای ات هستم که از عصبان اندیشه ات می تراود ...
        ارسال پاسخ
        امید کیانی (امید)
        پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹ ۱۰:۴۳
        درودهااا جناب استاد بزرگوار ❤💚💙

        روزتان بهترین
        قلم شکوفه ریزتان سبز
        و شکوفا گلباران واژه هایتان مانا 👍

        هر کدام از شعرهایتان زیباتر از دیگری👏👏👏👏👏

        صفحه ثابت و دیدنی امید است این صفحه دل‌انگیز خندانک خندانک
        طبع روان، اندیشه لطیف، قلم زیبا و صدای دلنشین‌تان تا همیشه ماندگار باد
        خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ ۰۷:۴۷
        سلام

        و

        امید نازنین سپاس از این همه دل پاکی و صداقت ات که بدون شک هر شاعری را می تواند توشه ی راه دور و دراز ش باشد ...
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹ ۱۴:۳۲
        سلام استاد
        درودتان باد
        بسیارعالی وزیبا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ ۰۷:۴۷
        سلام

        و

        زیبایی از ذهن و چشم خطاپوش تان
        است که سرچشمه می گیرد ...
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ ۱۷:۰۷
        سلام بر سلمان عزيز
        همواره مخاطب جدي اشعارتم
        و خوب اين شعرت را دوستداشتم
        در قالب كلاسيك اما بكارگيري واژگان و تشبيه هات مدرن
        قلمت سبز برادر خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۰۰
        سلام

        و

        امیرحسین نجیب و دوست داشتنی
        ابن بودن های همواره ات سببی بزرگ اند برای مباهات شاعر به شعر و استواری قدم در راهی که پیش روی اوست ...
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۱۶
        بسیار زیبا و آهنگین و خوشپخت چیده شده بود مصاریع و همچنین قوافی لذت بردم.
        ایام عزت به کام و قلمتان رقصان
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۰۱
        سلام

        و

        هادی عزیز سپاس گزارم از نگاه مهربان ات و بی صبرانه منتظر خواندن شعری جدید از قلم ات ...
        ارسال پاسخ
        بهروز عسکرزاده
        جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۰۷

        سلام بر مولایی شاعر

        قلمتان همیشه نویسا عزیز.
        خندانک
        خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۰۲
        سلام

        و

        استاد نازنین من ، اگر چه در همه ی اشعار منتشر رهنمودهای خاص شما بوده و هستم اما در پای این شعر این انتظار بسیار بیشتر بود و دوست داشتم نظر دقیق تان را در خصوص قالب و هماهنگی محتوا و فرم و اصولاً میزان اقبال شاعر در کل روند کار بدانم ...
        ارسال پاسخ
        اعظم قارلقی
        دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ۰۱:۱۵
        بسیاااااار عاااااالی و لذت بخش
        خندانک خندانک خندانک
        آفرین ها...
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۰۰
        سلام

        و

        سپاس های بی شمار از حضور دیگر بار تان ...
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۲۲
        زند باشیدجناببسیاراز آموزنده بود
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۲۲
        سلام

        و

        خوش آمدید و قلم رنجه کردید از آن روی که لطف تان بی کران است و مهرتان شامل ...
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ ۱۷:۴۳
        سلام سلمان عزیرم
        چقدر زیبای زیبای زیبا بود این شعر
        ممنون از شما و امید وارم سالم و سر حال باشید
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۵۷
        سلام

        و

        جان رفیق تا بدین حد چشم به راه ام مگذار که نادیده ات او است و تلخی ...
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        يکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۱۳
        به صفحه ی سلمان امدن افتخار میخواهد و حواس جمع
        چون عمیق است و شش دانگ حواس جمع میخواهد.من همیشه با افتخار می خوانم نوشته های دوستی که عشق را زیبا مینویسد و به شما گاهی هم حسادت میکنم سلمان عزیز
        افسانه هادی(رخشانه)
        جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹ ۱۳:۵۴
        عالی خندانک
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۱:۴۶

        سلام
        بسی خرسندم که صور اسرافیل سرود سلمان به قیامت قلم مانا منجر شده و شبانه روز گذشته مجددا در سایت فعالیت نمودند و از همه اینها بگذریم ، دیدن محفلی اینچنین که به تمامی برای یکی مثل من کلاس درس است فی الواقع نعمتی ست که شکر افزون میطلبد . اما مستزاد که قالبی ست مهجور و شوربختانه تعداد آن در کل تاریخ ادبیات ما به زحمت از چند ده قطعه فراتر میرود که آن هم جهت آزمون طبع بوده . یعنی اگر در غزل حافظ را داریم و در رباعی خیام و در ترانه فایز و در قصیده انوری و عنصری و در قطعه ابن یمین و پروین و .... در مستزاد هیچ نماینده ای نداریم . و اما نکته ای که دوستان از آن غافل بودند اینست که این سروده اگرچه مستزاد است اما مستزادی سلمانی ست . یعنی منکه کمتر از هرکسی شاید توفیق آشنایی با جنابتان را داشتم ، باز هم به ظن اقوی اگر اینرا جایی دیگر و بدون نام شاعر میخواندم بلافاصله میگفتم این سروده از سلمان مولایی ست چرا که در مصاریع فرد ، از قافیه همیشگی .. آر استفاده شده ( تکرار . بار . سرشار و ... ) و البته این سوای خلق تصاویر و ترکیبهایی ست که خاص این قلم است .
        نکته دیگر این شعر در واقع دو مستزاد است که چون دو مار عاشق در هم تنیده اند . بطوریکه ابیات فرد یک مستزاد و ابیات زوج مستزادی دیگرند . برای روشنتر شدن مطلب ابتدا ابیات زوج را مطالعه میکنیم :

        مثل گل سرخی در متن پیرآهن  ................ بوی اش رها در باد 

        یورش به ساحل بُرد با موجی از دامن  ....... از پیله اش آزاد 

        تکرار شیرینی ست ؛ موجی از آن دامن  ..‌‌...  در تیشه ی فرهاد 
         
        در بند ذهن مرد ، موی رهای زن  ..............  سلمان به دام افتاد 
         
        باید بنوشد تا سر حد دل کندن  ...............  از عهد بی بنیاد 

        شور شَرور شعر سر می رود در من  .........  چون خون که در خرداد 
         
        هر واژه از این شعر ، انکار اهریمن  ........   سر می دهد فریاد ؛ 

        می خانه را بگشا با خنده ات ، لطفاً  ........  ای مست مادرزاد 

        تا گل کند خورشید در سقف بی روزن  ....  صبح ات مبارک باد 


        حالا ابیات فرد :

         

        تا بشکند در هم این صخره را زنگار   .......... آیینه ی رخسار

        بوی بدیع باد ، در بادیه انگار  ................... مجنون کُشی قهّار 

        راهی ندارد او جز باده ی غم خوار  ..........  در شهر پر دیوار 

        پیمانه می افتد بر روی میز بار  ...............  از مستی بسیار 

        می گیرد این سرخی دامان ات ای سردار ... در خواب یا بیدار 

        بیزارم از بی داد از عشق تو سرشار  ........  محبوب بی تکرار 

        تا بشکنم شب را با شمسه ی اشعار  .......   حتی سحر بر دار 

         
        درودتان باد و قلمتان نویسا . فقط این را هم مدعی شوم اگر در میان مردها شما بیش از همه محبوب را دوست دارید ، شک نکنید از میان زنان هم گلاله بیشتر از همه عاشق این صنم سروده ساز است . بهرحال به قول مانا ما هر دو زمانی در کارگاه شاعرتراشی همکار بودیم و از الست خاطراتی مشترک داریم . و خوشحالم که کارمان هم بیهوده نبود . سلام برسانید و به جای من ببوسیدش خندانک خندانک
         
        سحر غزانی
        سحر غزانی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۲۸
        درود گلاله ی عزیزم خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۲۷

        .
        .
        خندانک
        .
        .
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۴۰
        سلام

        و

        چه گوارا احساسی ست و مهنا لذتی که آن چه در دل و ذهن خویش پرورانده ای و زیر نقاب واژه ها و قوالب پنهان اش کرده ای به برق چشمانی روشن و اندیشه ای سبز پدیدار شوند و ببینی که چگونه اعماق روح ات را هستند کسانی که از شعرت در می یابند و این چنین زیبا به عرصه می نشانند ...
        توجه به ارتباط عمودی ابیات فرد و زوج و قافیه آر برای ام بسیار شیرین بود. و دلچسب و الحق که مانا ی شاعر حق دارد که شیفتگی اش به دیوانگی کشیده است ...

        ارسال پاسخ
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۰۳:۱۰

        می خانه را بگشا باخنده ات ، لطفا
        خندانک خندانک خندانک
        عاشقانه هایتان جاودان
        "سلمان و محبوب بی بدلیش برقرار وشادمان همیشه "
        الهی آمین .
        خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۰۷
        سلام

        و

        محبوب بی بدیل را بسیار به کار برده ام و خواندن اش از قلم شما لذت خاصی داشت هم برای من و هم برای محبوب و این که دعای تان همیشه مستجاب ...
        ارسال پاسخ
        دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۲۱
        سلام و درود جناب مولایی عزیز

        این سروده رو بار ها و بار ها خوندم عاشق سبک شعر شدم

        علاقمند شدن به این سبک بخاطر همین شعر شما بود

        به راستی مستزاد باطن هستید
        سروده ایی
        بی نظیر ، دل نشین ، فوق العاده و آهنگین ... خندانک

        بوی بدیع باد ، در بادیه انگار ................... مجنون کُشی قهّار

        در بند ذهن مرد ، موی رهای زن .............. سلمان به دام افتاد

        این بیت از دید من قشنگ ترین بیت بود


        دستمریزاد جناب مولایی


        قلمتون همواره سبز خندانک

        زنده باشید خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۲۱
        سلام

        و

        سپاس گزارم بی اندازه از همراهی همواره ی تان که سبز است دلگرم کننده و سپاسی دیگر از آن روی که نقدنوشته های نسیه ام را به حوصله می خوانید و امید آن که در بحث ها نیز شرکت نمایید .
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0