سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 28 آبان 1398
    23 ربيع الأول 1441
      Tuesday 19 Nov 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        سه شنبه ۲۸ آبان

        عاشقانه ای دیگر

        شعری از

        ستایشگر معروف

        از دفتر عاشقانه،عامدانه،قاتلانه نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۸۲۳۷
          بازدید : ۳۰   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        سکانس آخر
        ............................................................
        عشق جان
        همه میگویند
        من و تو
        عاشقانه ای ساختیم
        مثل لیلی و مجنون
        نظیر یوسف و زلیخا
        به زیبایی شیرین و فرهاد
        اما من میگویم
        داستان ما عاشقانه ای دیگر بود
        عاشقانه ای به نام من و تو
        عاشقانه ای از روزهای دلدادگی
        عاشقانه ای از روزهای دلتنگی
        عاشقانه ای از روزهای دلواپسی
        عاشقانه ای به رنگ چشمان تو
        اما
        افسوس این داستان
        زود به پایان رسید
        حتی قبل از اینکه شروع شود
        میدانی چرا؟
        چون پای عشقی دیگر درمیان است
        عشق خدا به تو
        خدا هر روز دلبری هایت را از آن بالا میدید
        نازبازی هایت را تماشا میکرد
        تا اینکه خودش واله و شیدای توشد
        عاشقت شد
        و من
        سر تو
        ناخواسته با خدای خودم رقیب شدم
        اما او خداست دیگر
        قلبت را ناکوک کرد
        بی ریتم
        نامنظم
        تا زود به او برگردی
        و
        در آغوشش آرام بگیری
        و اما من
        این سوتنها ماندم
        یک دلشده غمگین
        یک مجنون بی عشق
        تنهای 
        تنهای
        تنها
        ولی
        هنوزم عاشقم
        هنوز عاشق تو و رقیبم هستم...
        .............................................
         
        پ.ن:بخش آخر رمان دختربد،پسربدتر {بزودی}
        حامد شهیر و ساتین ستایشگر
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ هفته پیش
        درود بزرگوار خندانک
        مسعود میناآباد
        ۲ هفته پیش

        ای دل ،
        چو زمانه می‌کند غمناکت
        ناگه برود ز تن روان پاکت

        بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
        زان پیــــــش که ســــــــبزه بردمد از خاکت
        ----------------------------- عمرخیام
        .......... خندانک

        درود بر شما ......
        سیف اله فاتحی
        ۲ هفته پیش
        زیبا بود
        درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        اعظم قارلقی
        ۲ هفته پیش
        خیلی زیباااااا
        آفرین خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0