سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 29 آبان 1398
    24 ربيع الأول 1441
      Wednesday 20 Nov 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        چهارشنبه ۲۹ آبان

        « پریشانی »

        شعری از

        عیسی نصراللهی ( سپیدار )

        از دفتر نرگس نوع شعر رباعی

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۱:۲۱ شماره ثبت ۷۶۹۸۶
          بازدید : ۲۱۰   |    نظرات : ۱۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر عیسی نصراللهی ( سپیدار )

        __________________________
        من دَربِدَرِ گیسِ هویدا شده یِ نرگسِ مستم
        در گوشه یِ آن شهرِ پریشانیِ تو، من نَشِکستم؟
         
        آن شب که بِدیدم رُخِ مهتابِ تو از کوچه یِ بُن بَست:
        بر حلقه یِ گیسویِ سیاهَت،«گُلِ من»،چنگ نَبَستَم؟
        ______________________________
        شعر_ عیسی نصراللهی
         
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۲۲ شهريور ۱۳۹۸ ۱۱:۰۴
        درود استاد عزیز
        بسیار زیبا و شورانگیز بود خندانک
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        جمعه ۲۲ شهريور ۱۳۹۸ ۱۶:۴۴
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        منوچهر منوچهری (بیدل)
        پنجشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۸ ۱۸:۵۵
        زنده باشی رفیق بسیار زیبا سرودید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        پنجشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۸ ۲۰:۱۶
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        عبدالامیر الهی(مسکین)
        پنجشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۸ ۲۲:۱۵
        درودتان باد
        بسیار زیبا سروده اید
        خندانک خندانک خندانک
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        جمعه ۲۲ شهريور ۱۳۹۸ ۰۳:۳۸
        خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        جمعه ۲۲ شهريور ۱۳۹۸ ۰۸:۴۶
        سلام :

        با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
        هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

        خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
        عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
        فاضل نظری
        _________________________________ خندانک

        درود بر سپیدار
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        جمعه ۲۲ شهريور ۱۳۹۸ ۱۶:۴۴
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ابراهیم هداوند
        جمعه ۲۲ شهريور ۱۳۹۸ ۱۴:۲۱
        با احترام به ساحت بلند شعر و ادب ایران زمین
        و با احترام به اساتید و سروران ارجمند
        و با عرض ادب و احترام خدمت شما جناب استاد نصرالهی عزیز
        پیشتر از راهنمایی تان سپاسگزارم و از اینکه لختی از وقت گران بهایتان را می گیرم پوزش می طلبم.
        "من دَربِدَرِ گیسِ هویدا شُده یِ نرگسِ مَستم
        در گوشه یِ آن شهرِ پریشانیِ تو، من نَشِکستم؟

        آن شب که بِدیدم رُخِ مهتابِ تو در کوچه یِ بُن بَست:
        بر حلقه یِ گیسویِ سیاهَت،«گُلِ من»،چنگ نَبَستَم؟"

        دو بیت عاشقانه می خوانیم و در این دو بیت شاهد ترکیب های وصفیِ متوالی هستیم که با مشخصه ی "کسره" مشهوداند. استفاده ی متوالی از این ترکیب ها نه تنها نیاز مبرم نداشته بلکه باعث بلندیِ بیش از حد معمول مصاریع گشته است.
        در مصراع نخست شاهدِ ترکیبِ " گیسِ هویدا شده یِ نرگسِ مست" هستیم که از زبان شاعر، دیدن گیس باعث دربدری اوست. محتوای کلام، زلف یا همان گیس معشوق است که باعث آوارگی گشته. آیا اشاره به "گیس" بدونِ "هویدا شدن" برای آوارگی کافی نبوده؟!
        آیا اگر شاعر می نوشت: آواره ی گیسِ نرگسِ مست است، مفهوم و علت آوارگی نا مشخص میماند؟! یعنی بدون آنکه گیس معشوق را دیده باشد آواره میگشت؟!
        مبرهن است که وقتی صحبت از گیس معشوق است، دلیلِ آوارگی بر هر مخاطبی روشن می شود لذا نیازی به آنهمه توصیف نیست. و یا در نهایت استفاده از یک صفت برای گیسو کافی است تا نشان بدهد گیس معشوق نمایان است و شاعر گیسوی معشوق را دیده و آواره گشته است.
        مثلا و البته جسارتن:
        آواره ی گیسِ مخملِ نرگسِ مستم
        در کنجِ پریشانیِ شهرت نشکستم
        با وزن؛ "مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن" یا "مستفعل مستفعل مستفعل فع لن"...بحر هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف.
        "مخمل" ضمن آنکه یک صفت برای گیس است نشان از هویدا بودن گیس معشوق دارد. و یا رنگ گیس.
        و یا در بیت دوم باز شاهد ترکیب های متوالی و بلندی هستیم که حکما شاعر برای ارائه ی مفهوم نیاز آنچنانی به این ترکیب ها و یا برخی حروف ربطی نداشته است و باز باعث درازی مصاریع گشته اند که شرح جزئیات و دلیل بلندی این ترکیب های متوالی را بعهده ی خود شاعر میگذاریم.
        مع الوصف جانمایه ی عرایض بنده با توجه به این مقدمه ی آمیخته به نقد،(با عرض پوزش چون نقد نخواسته اید) متوجه بلندیِ مصاریع، در شعر جناب نصرالهی عزیز گشته و مایل است تا از باب تلمذ و کسب دانش دلیل آن را بداند.
        وزن سروده ی جناب نصرالهی:
        "مستفعل مستفعل مستفعل مستفعل فع لن"
        و یا به آهنگ و عبارتی دیگر "مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن" است که طبق قاعده و بر اساس بحر تعریف شده، یک رکن اضافه دارد. اگر بحر این سروده را "هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف" بنامیم، تکلیف یکی از ارکان میانی چه می شود؟! و یا اگر بحر سالم بنامیم که نیست، تکلیف دو هجای آخر چه می شود؟!
        ذهن این کمترین مدتهاست که مشغول این مسئله است و می بیند گاهی سروده هایی را تحت عنوان غزل، که تعداد هجاهای هر مصراع آن متجاوز از بیست است! این قاعده از کجا آمده؟!
        آیا شاعر مختار است تا برای بیان مفهوم به دلخواه مصاریع را طولانی کند؟! یا نه، از قواعد و مقررات وضع شده پیروی کند؟!
        چه بحری بنامیم این سروده ها را؟!
        آیا طویل مصاریع بیش از حد معمول برای بیان موضوعات ضعف نیست؟!
        باز هم از شما سپاسگزارم و امیدوارم پر حرفی این کمترین را ببخشایید.
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        جمعه ۲۲ شهريور ۱۳۹۸ ۱۶:۴۶
        سلام

        هویداست که شعر را میسازد ، اصلا اگر موی پریشان و آشفته اش را نمی‌دیدم که سروده خلق نمیشد.
        هویدا، اصل و رکن و ناموس ِ این شعر است.

        من دربدرِ گیسِ «هویدا» شده یِ نرگسِ مستم

        دوم: نوشته ای کسره های پی در پی .... عارضم که همین کسره های پی در پی ( عشق اند ) ، هارمونی اند، زندگی اند
        کمی بدون آنها رو تصور کن( این دیگر شعر نمیشود)

        چون روی صفحه درخواست نقد نداشته ام ( جاهائی خودم شعر عزیزان رو نقد میکنم ولی وقتی میبینم که تیک نقد ندارد، اول در خصوصی از ایشان کسب تکلیف میکنم). بر اساس قانونِ حقِ مالکیت معنوی و فکری ِ ...

        گیسِ مخملِ نرگسِ مستم ؟؟؟؟؟!!!!!!! آنوقت با چه رویی واژه یِ مخمل رو بیارم اینجا
        واژه یِ مخمل در کجای دامنه ی واژگانِ سرایشات پارسی قرار میگیرد؟

        مابقی انتقاد رو نخوندم ....
        ببخشید
        موفق باشی
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0