سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        تنهایی برفی

        شعری از

        فرشید ربانی (این بشر)

        از دفتر غزلیات این بشر نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۶ بهمن ۱۴۰۳ ۰۱:۲۷ شماره ثبت ۱۳۵۴۵۵
          بازدید : ۵۶   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        در این تنهایی برفی من از شب‌ها گله دارم!
        برای دیدنت در آسمان تا صبح بیدارم!
         
        هنوز از رفتنت غمگینم و باور نخواهم کرد
        که من تنها در این دنیای بی‌رحم و پر از خارم!
         
        به گلدان‌های زیبایت همیشه آب خواهم داد
        برای یاد تو در باغچه صد لاله می‌کارم!
         
        همانند بهار و ابر باران‌زای دلگیری
        به یادت هر دقیقه می‌خروشم، باز می‌بارم!
         
        برای خاطراتت می‌نویسم صد کتاب شعر!
        که من از عشق بی‌پایان تو لبریز و سرشارم!
         
        درون آینه از خود هزاران بار می‌پرسم:
        در این دنیا چرا این فال بد افتاده در کارم؟!
         
        هنوز از ضربه‌ی کاری که بر جانم فرود آمد
        پر از زخمم ولی انگار غرق خواب و افکارم!
         
        حریق و شعله‌هایش کاخ عشق و زندگی سوزاند!
        بشر همگام آن می‌سوزد و پیوسته بیمارم!
         
        ۰۲:۰۷ - ۱۴۰۳/۱۱/۰۴
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۳ ۱۶:۰۲
        درود شاعر عزیز
        شهادت مظلومانه هفتمین اختر آسمان عصمت و طهارت حضرت امام موسی کاظم (ع) باب‌الحوائج را تسلیت عرض می‌کنیم
        "چهار ده سال آن غریب بینوا
        بود در زندان اسیر و مبتلا
        شب که میشد ناله اش تاثیر داشت
        درد و دل با حلقه زنجیر داشت
        ای خدا یا چون کنم زین ماجرا
        دوری فاطمه و هجر رضا" خندانک خندانک خندانک
        فرشید ربانی (این بشر)
        فرشید ربانی (این بشر)
        سه شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۳ ۰۰:۳۱
        درودها جناب استکی عزیز
        عید سعید مبعث را به جنابعالی و همکاران شعر ناب تبریک می گویم
        در پناه حق
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد اکرمی (خسرو)
        يکشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۳ ۰۶:۲۷
        سلام و درود جناب ربانی
        بسیار زیبا و عالی سرودید
        احسنت خندانک
        پیروز و دلشاد باشید
        خندانک خندانک خندانک
        فرشید ربانی (این بشر)
        فرشید ربانی (این بشر)
        سه شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۳ ۰۰:۳۰
        درودها جناب اکرمی عزیز و بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        يکشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۳ ۱۰:۱۰
        باعرض سلام
        بسیار زیبابیان کردید
        هزاران درودتان باد
        خندانک خندانک خندانک
        فرشید ربانی (این بشر)
        فرشید ربانی (این بشر)
        سه شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۳ ۰۰:۳۰
        درودها استاد انصاری عزیز
        سپاس از حضور ارزشمند شما
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        علی نظری سرمازه
        دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳ ۰۰:۱۸
        درود بر این بشر
        زیباست
        خندانک خندانک
        خندانک
        فرشید ربانی (این بشر)
        فرشید ربانی (این بشر)
        سه شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۳ ۰۰:۲۹
        درودها جناب سرمازه عزیز خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1