سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 21 مرداد 1399
    22 ذو الحجة 1441
      Tuesday 11 Aug 2020
        چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران خلیل جبران

        سه شنبه ۲۱ مرداد

        وقت عشق است

        شعری از

        الهام امریاس

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۸:۱۷ شماره ثبت ۷۶۷۰۹
          بازدید : ۴۵۰   |    نظرات : ۳۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر الهام امریاس
        آخرین اشعار ناب الهام امریاس

         
         
        وقت عشق ست و دلم بیتاب از تو گفتن است
        سر به بازوی تو در شبهای حسرت خفتن است
        تا غبار غم بروبم از قد و بالای دل
        غرقه در دریای آغوشت تنی را شستن است
        من پری زاده نبودم تا که تسخیرت کنم
        ای که دشتستان فایز بی حضورت مدفن است
        قوی احساسم که در دریاچه ای تنها شدم
        برکه ی بغضی همیشه در گلویم بامن است
        بید سر افکنده ای بر حال و روزم می گریست
        گفتم ای سر ،مو پریشان کن گه آشفتن است
        آنکه بر چشمم نگاهش خیره بود ،خیرات شد
        مثل حلوایی که حُزنش برهمگان روشن است
        مرده ایم اما کفن از ما جدا افتاده است
        وقت کافور کلامی در نگاهت جستن است
        ای فسونگر ،فاصله شد فاتحه خوان دلم
        کشته ی مهر توای مولای مردان یک زن است
        شیخ صنعانیم و در رهن خماری جانمان
        منطق الطیرا از آن کعبه زمان رفتن است
        لب به جام غم زدن ،مستانه گی دارد مگر
        مستی ما از شراب شعرهای الکن  است
        بوفم اما ای چو سیمرغ سخنهای سخی
        زالی و رودابه ام از عشق تو آبستن است
        غنچه از بهر فسردن نیست ای غافل دلان
        کارغنچه ،غنچه ی همزاد را بوسیدن است
        سرمهٔ سودا بچشمم میکشم سودابه وار
        آوخ از عشقت نجیبانه دلم تر دامن است
        ریشه ی فکر مرا روزی در آتش سوختند
        وقت در خاک خیالاتت ز نو روئیدن است
        شب شد و تخت تمنا و تب تقدیر و من
        آه از هجران که کارش عاشقان را کشتن است.
         
         
         
        آه
        که اگر به موتم راضی بود
        کنون نه
         قنات غم بچشم من بود و
        نه
         دلو دوری بدست تو
         
         
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        ترانه ماندگار
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۲۰:۰۱

        زیبا سرودید بانو
        درود خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0