سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 27 شهريور 1398
  • روز شعر و ادب فارسي - روز بزرگداشت استاد سيد محمدحسين شهريار
20 محرم 1441
    Wednesday 18 Sep 2019
      امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

      چهارشنبه ۲۷ شهريور

      به دنیا آمدن خورشید و نام نهادن کوروش بر او(قسمت سوم پایان فصل اول)

      شعری از

      حسین مهرجو(شاعر)

      از دفتر خورشید شاه نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۹۸ ۱۴:۱۱ شماره ثبت ۷۴۲۴۳
        بازدید : ۶۵   |    نظرات : ۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر حسین مهرجو(شاعر)

      بسازید به اندازه ی یم مغاک
      چه دخت باشد و نه چه شیطان و پاک
       
      چه چشمان سبز و چه آنرانظیر
      بباید برد در مغاکش نفیر
       
      بباید رود در مغاک بلند
      نباشد کسی فکر مارا گزند
       
      اگر چند شه بود و مختار لیک
      نبودش ورا فکر و کردار نیک
       
      نبودش ورا ترس پروردگار
      نبودش به اندیشه ی روزگار
       
      همانگه که سلطان کودک بکشت
      فرانک بخواباند کودک به پشت
       
      به اطعام دختر سرش گرم بود
      تنش سخت خفتانی از چرم بود
       
      برون کرد خفتان در آورد ببر
      به غار آمد آنگه یکی سخت ببر
       
      برآهیخت او تیغ خود از نیام
      نبودش ورا چرخ نیلو به کام
       
      فرامش بشد برتنش نیست گبر
      نبودش امیدی به کشتار ببر
       
      به بالا ببرد ببر چنگال خود
      گلوی فرانک به یغما ببرد
       
      برآورد چنگال و اورا بکشت
      گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
       
      ز خون فرانک بخورد اندکی
      به گوشش بشد زاری کودکی
       
      همانگه که شد سمت کودک سرش 
      گذر کرد تیر گزی از برش
       
      یکی تیر گز بد چوپولاد سخت
      بخوردش به ببری چوشاخ درخت
       
      شکست از وسط استخوان کمر
      بشد از کماندار همانگه خبر
       
      بیامد که زانجا برد او شکار
      بشد چهره ی آفران آشکار
       
      بغلتیده او در بسی خون و خاک
      تنش پر ز زخم و گلو چاک چاک
       
      بیامد به کوروش دلی زو به رحم
      ولیکن که مردست و این نیست وهم
       
      و کوروش چو آهنگ رفتن بکرد
      به سفتش بیانداخت او ببر سرد
       
      به گوشش بشد زاری کودکی
      و کوروش تعلل بکرد اندکی
       
      بدیدش و مهرش براو دل نشست
      و پیمان بسی سخت با خود ببست
       
      بود زین پس این دخت فرزند من
      هم اکنون بگویم به هر انجمن
       
      و هرکس که زخمی بر او برزند
      بباید که رختش زدنیا کند
       
      اگر کس کند صورتش بد نگاه
      به عیوق باشد برم زیر چاه
       
      گرفتش خراسانی کودک به دست
      نداست که چه عهد محکم ببست
       
      یکی عهد بد همچو پولاد سخت
      و یزدان به آندو گره کرد بخت
       
      چو کوروش زغارش به منزل رسید
      تن دخترش چرک و خونین بدید
       
      خودش دخترش را به گرمابه برد
      به سوی بسی آب و گرما ببرد
       
      و چون که ورا جامه بیرون کشید
      نشانی زخورشید بر او بدید
       
      به فکرش فرو برد کوروش نشان 
      که خورشید نامش نهم بیگمان
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ ۰۲:۳۲
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و جالب بود
      جسارتا بهتر نبست منبع داستان ذکر شود خندانک
      حسین مهرجو(شاعر)
      حسین مهرجو(شاعر)
      يکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ ۱۹:۲۷
      با تشکر فراوان از شما
      داستان زاده افکار و تخیلات خودم است و منبعی ندارد
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸ ۱۹:۰۴
      درود شاعر جوان
      سبک خراسانی همیشه مورد پسند ایرانیان بوده و هست
      خیلی وقت بود شعر حماسی نخونده بودم
      بسیار زیبا
      حسین مهرجو(شاعر)
      حسین مهرجو(شاعر)
      يکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ ۱۹:۲۷
      بسیار متشکر
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی راجی
      شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸ ۱۹:۱۰
      درودها شاعر بسیار عالی
      مانا باشید به مهر گرامی
      خندانک خندانک خندانک
      حسین مهرجو(شاعر)
      حسین مهرجو(شاعر)
      يکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ ۱۹:۲۹
      سپاس گزارم
      ارسال پاسخ
      همایون طهماسبی (شوکران)
      شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸ ۲۳:۲۵
      درودتان
      زیبااااا
      خندانک خندانک خندانک
      حسین مهرجو(شاعر)
      حسین مهرجو(شاعر)
      يکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ ۱۹:۲۷
      درود بر شما
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      مسعود میناآباد ( مسعود م ) تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است جان به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
       محمد جانی نژاد (علی مهدوی) رهایی خواهد این سینه ولی افسوس یاری نیست ااا به زیرِ تیغم و پردرد خدایا رستگاری چیست
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس) تو شعرت را بگو شاعر وَ روزت هم گرامی باد من از گیراییِ شعرت هماره می‌شوم دلشاد زلالِ سینه‌ی تو ارج دلرد چون به زیبایی کنی حقّ و عدالت را در امواج دلت فریاد فراموشی نگیری از بیان جوششِ احساس تو را باشد به پیوسته صفای شور دل در یاد نکو حال و نکو سیرت تویی تو چون که آتش‌وار بسوزانی تو با شعرت سرای ظالم از بنیاد سرود مهر را می‌خوانَد احساست به وقتِ خود سرودی که از اعماق دل و اندیشه‌ی تو زاد درودی را سرودم بهر تو من با تمام دل به پایان باز هم می‌گویم این روزت گرامی باد زهرا حکیمی بافقی بداهه در مشاعره گروهی سایت ادبی شعر ناب یست و هفت شهریورماه نودوهشت روز شعر و شاعری گرامی باد سپاسگزارم از استاد فکری ارجمند برای تشکیل این سایت ادب پرور
       محمد جانی نژاد (علی مهدوی) ایینه را ایینه دیدن خطاست
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس) یک شب بیا تا بنگری احساسِ بی‌تابِ مرا حالِ مرا احوال دل چشمان بی‌خواب مرا

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0