سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 1 خرداد 1398
  • روز بهره‌وري و بهينه‌سازي مصرف
  • روز بزرگداشت ملاصدرا، صدرالمتألهين
  • آغاز محاصرة اقتصادي جمهوري اسلامي ايران توسط آمريكا، 1359 هـ ش
19 رمضان 1440
  • ضربت خوردن حضرت علي عليه السلام، 40 هـ ق
Wednesday 22 May 2019
    هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

    چهارشنبه ۱ خرداد

    سفرانگیز

    شعری از

    سیده نسترن طالب زاده

    از دفتر "مرواریدهای باروک" نوع شعر سپید

    ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۳۲۲۰
      بازدید : ۳۵۴   |    نظرات : ۱

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه

    سفرانگیز(مجموعه ی سپید)

    شروع میشوم
    از فلق نواخته شده، بر اندام سُرخسان راش
    با دو گوشواره ی بلند رادیوم،
    که در گودی کبود دریاچه هاست
    .
    .
    .
    در تنم، عطر لمس بهشت و  باران
    بر لبم، ترانه ی نیلوفر و نیل
    از  هزارقاره ی یکرنگ سپید، می آیم
    کهکشانهای طلایی بکر
    در امواج پیراهنم،
     دو برکه ی  بیصدا، در رد گامهایم
    و آواز موهایم که در افق آخرین ماه، می پیچد
    .
    .
    .

    حالا باد بند کفشهایم را باز کرده است
    و من آخرین الهه ی آبی دستهای تو ام
    که در نخستین شب اندامت، بیدار می شود..


    ***



     
    مانند یک اعتصاب بلند
    یک شکست دور
    چشمهایم پر از خلنگهای خسته ی کوهستانست
    و شراب مرجانی اقیانوسها، پیراهن تبدار منست امشب
    آه
    خورشید، کوتاه کوتاه سر میزند
    از معبد مذبوح یک رؤیا
    و آسمان به فریادهای آبستن یله میکند
    تمام هجوم وحشت غمرا
     در خانه ی من
    باران میبارد اما
    و پلک کبوتران وحشی
    میپرد امشب


    ***


    گوشواره هایم را به آهنگ خورشید،میسپارم
    و شنهای داغ قرمز هم، مرا به خاطر آواز تو نخواهد آورد
    ،آه
    آفتاب
    آهسته آهسته میچکد
    بر رقص برهنه ی من و دریا
    ،و حریر  باد
    عطر  دور شکوفه های نارنج  را بر تنم کشیده است
     لنج لجوج خاطره ات، در  ساحل دلم اما
    میراند

    تا، حسرتی ابدی



    ***

    در جنگلهای گلایل و کاج
    پشت  کنشت پلکهایت
    مرا به شکوه شوالیه ها گره بزن!
    چون شیهه ی ماستنگ های رهیده،
    در باد
    مرا به معبر مست ماه و ماهور، ببر
    دریچه های خونی عشق را بگشا
    به غربت یخرنگ زمستانها
    و به تمام تبدار برف بدم
    آنسان، مهربان
    که کم نشود لمحه ای از مغازله ی خورشید..


    ***

    ... پیچیده بادهای شمالی
    به  شال قرمز معاصرم،
    من در عصبهای سپید استقرا
    آواره ام خدا!
     به پروانه های روییده از آتش
    میسپارم
    عطر بومی بارانیمرا
    و در کنج مرواریدیِ  حماسه ی  شب
    خواهم نشست
     تا عصر  خاکستر و موج
    ***

    امشب
    ساحل دلم، آبستن دردیست
    و ابرهای کومه ای کال
     از کبودی آوازهای کالبدم ، بیرون میریزد
    آه
     در بساوش  دشتهای کتان،
    طوفان خواهد آمد، میدانم
     در رویای تور و ماهی و ماه
     و  من در هنگامه ی هماغوشی دریا و خواب
    بر شعرهایی که هرگز سروده نخواهد شد، گریسته ام..







    ***
     

    اِستحاله ی برفزار  ،در سکوت دستهایم
    در صَحن سپید بامدادی نو
    از سراپرده های عَدَم، می آیم
    ستاره ی سرد دیرینی در شلال گیسوانم
    دو خاطره ی سوخته، در حُزن میکده ی چشمهایم
    طومار ابریشمین جنگلهای خزانی، پیچیده بر
    سِرشت خیسِ اندامم

    آه، ساز کوبه ای باد
    در دهلیزهایِ سینه ام
    من به کنکاش عطر بومی ارغوان، هبوط کَرده ام
    ، در آتشکده ی آغوشت، پناهم بده!


     
    ۷
    اشتراک گذاری این شعر

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.