سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 26 آبان 1397
    10 ربيع الأول 1440
      Saturday 17 Nov 2018
        من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

        شنبه ۲۶ آبان

        او در توهم است

        شعری از

        سعیده سلماسی (سارا)

        از دفتر شعرناب نوع شعر مرکب

        ارسال شده در تاریخ ۱۰ روز پیش شماره ثبت ۶۸۷۶۴
          بازدید : ۶۹   |    نظرات : ۱۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سعیده سلماسی (سارا)

        گردن کشیده ،مستِ هماغوشیت ولی
        با گیجِ  بوسه های تو ، من ‌آشناترم
        یک عمر تاب داده و لالایی ات شده
        هربار این منم که تو را خواب می بَرم
        محکم گرفته پای تو را از پرندِگیم
        بوفم که از تمام شبش  وَرنمی پرم
        هربار این منم  که تو در عنکبوتی ات
        صد پیچ وتاب می خوری و می تنی به او
        هر لحظه،لحظه، حادثه می پیچدت به من
        هی باز و  باز ِ دُکمه ی پیراهنی به او
        یک رهگذر که شُر شُرِ باران بگیردت
        از فکر من پریده ، شتک می زنی به او
        رویای صادقانه ی او قصّه ی من است
        بوفم  که کور از تنِ لکّاته پا شدم
        با چشم های خیس و خمار و مورّبی
        در اضطرابِ زل زده اش ،خیره جا شدم
        افتادم از عبورِ نفس هایِ آخرت
        وقتی نَفس ،نَفس ،نَفَ‍...خوابیدو «ها» شدم
        اعصابِ پرت و ملتهبت، گیجِ گیجِ گیج
        از من که مست کرده وُ در او تلو ،تلو...
        حالا که پر کشیدنِ تو‌، مُفتِ چنگِ من
        از هر چه بال داده تو‌ را ،می زنم جلو
        بو بُرده انقراضِ خودش را کنارِ تو
        بو بُرده سایه ،سایه ،مرا این وسطِ ولو
        بویِ مرا شنیده و حالا به اشتباه
        شمشیر رو کشیده و درگیر مردم است
        خورشید ِ شعله ،شعله رها در تنت مَنم
         شک کرده او به آیِنِه وُ در توهّم است
        گردن بکش‌،بنوش و بریزم، بخار شو
        از من بپاش  در شب ِ او ذرّه ،ذرّه آب 
        یک بوف مانده از من و یک عنکبوت ،تو
        از من بِپیچ و در تنِ لکّاته ات بخواب
        #سارا_سلماسی
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۸ روز پیش
        خندانک
        سلام بانو خندانک
        زیباقلم زدید خندانک
        خندانک
         سعیده سلماسی (سارا)
        درودها مهربانوی فرهیخته ممنون از توجهتان و لطف همیشگی
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۸ روز پیش
        درود بانو
        عاشقانه و زيبا بود خندانک خندانک خندانک
         سعیده سلماسی (سارا)
        درودها استاد عزیز و نازنین بزرگوارید که می خوانید
        ارسال پاسخ
        کبری یوسفی
        ۹ روز پیش
        درودهااااا بانو
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
         سعیده سلماسی (سارا)
        سپاسگزارم مهربانم عزیزی
        ارسال پاسخ
        محمدرضا کوزه گر کالجی (قنبر ثانی)
        ۸ روز پیش
        سلام
        زیبا و صمیمی در عین حال با بهره گیری آرایه های ادبی سروده اید.
         سعیده سلماسی (سارا)
        درودها و سپاس بزرگوار
        ارسال پاسخ
        شهرام مودب
        ۸ روز پیش
        زیبا و دلنشین
        باقی بقایتان خندانک
         سعیده سلماسی (سارا)
        بزرگوارید گران قدر
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        ۸ روز پیش
        شما واقعا زیبا مینویسید.....شعر های قبلی تان هم این را به بنده ثابت کرده.....واقعا افرین
         سعیده سلماسی (سارا)
        سلام ممنون که می خوانید سپاسگزارم واقعا
        ارسال پاسخ
         سعیده سلماسی (سارا)
        ۳ ساعت پیش
        درودها همراهان و دوستان جان ممنونم که می خوانید
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.